کند و کاوی در خصوص انتخابات
ریاست جمهوری دوره دهم؛
چه دلیلی دارد وسط این بلبشو خاتمی ابرویش را کف دستش گذاشته و
وارد عرصه رقابت شود؟
رضا سلیمانی؛ حضور اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال اینده
در هر حالت (پیروزی یا شکست در انتخابات) اشتباهی جبران ناپذیر است.
چنانچه عملکرد تبلیغی احمدی نژاد را در
نظر بگیریم و به این نکته ظریف توجه که تنها یکی-دو هفته پیش از انتخابات سال
اینده، دور دوم سفرهای استانی دولت به پایان می رسد، آنوقت باید به انتظار معجزه
بود تا اصلاح طلبان پیروز میدان رقابت انتخاباتی باشند.
نکته بالا تنها یکی از ده ها موردی است که
می توان برشمرد. چنانچه احمدی نژاد آنچنان که می گویند و شنیدیم به نامه های
ارسالی پول نقدی ضمیمه کند و ان را به صاحبانش بازگرداند، وام های دلچسب ازدواج را
چند برابر کند، سر اخر پول نفت را بین مردم توزیع کند! آنوقت اصلاح طلبان به قول
یکی از ظریفان شان باید از حداقل فهم بی بهره باشند که در این بازی با نتیجه ای از
پیش مشخص شرکت کنند.
عریان نمی شود به جنگ شوالیه ای تمام مسلح
رفت و به امید معجزه نشست. نه فانتزی است و نه فکرانباره های اصلاح طلب 14 ساله
های سانتیمانتال هستند، تعارف هم که با یکدیگر نداریم، این بازی امروز نتیجه اش
برای اصلاح طلبان پیروزی نیست چه برسد به یک سال دیگر که خدا می داند احمدی نژاد
که تمام اقداماتش "سرزده" است برای نیل به مقصود چه از استین بیرون
خواهد کشید.
شکست پیش رو تنها فرایند احتضار گروه
موسوم به اصلاح طلب را تسریع می کند. و اصولگرایان را
جری تر می کند، با این فرض نزدیک به واقعیت که هر نامزدی غیر از محمد خاتمی در انتخابات شکست
خواهد خورد، تنها گزینه امید دار اصلاح طلبان خاتمی خواهد بود.
به نظر من، اگر خاتمی کاندید ایشان باشد ماجرا به
دور دوم کشیده می شود و چنانچه اصلاح طلبان با خوش بینی پیروز انتخابات شوند، باز
هم شکستی سهمگین خورده اند!
اما چرایی آن؟! وضعیت امروز ایران
مانند استخر آبی است که به دلیل از کار افتادن تاسیسات مکانیکی لایروب و تصویه
گر(بخوانید دولت و نهادهای تابعه و مربوط) ، متعفن و گند زده است. نهایت فانتزی است
اگر فکر کنیم می توان اب این استخر را در عرض 4 یا 8 سال اینده بدون تعمیر تاسیسات
گندزدایی پاک و تمیز کرد. حتی نمی توان گوشه ای از ان را گوارا نگه داشت. پس ناچار
باید سراغ بخش مکانیکی این استخر رفت.
دستگاه مکانیکی در ذهن مجسم کنید با
هزاران-هزار چرخ دنده کوچک و بزرگ. تسمه و میل لنگ و
شیر الکتریکی و میکرو سوییچ که تمامی قطعاتش را عوضی کار گذاشته باشند! تسمه جای
میل لنگ، چرخ دنده بزرگ جای چرخ دنده کوچک، میکرو سوییچ ها (بخوانید نهادهای
نظارتی-تحقیقاتی،مثل سازمان برنامه و بودجه) از مدار خارج شده، چون اضافی بودند!
شیر الکتریکی (مجلس و استیضاح) محدوده رنج حس گرهایش به نحو محسوسی از نرمال به
ماکسیموم رسیده و ... تقریبا هیچ قطعه ای سر جای خود قرار نداشته و به همین سبب
امکان اصلاح و استارت قریب الوقوع محال به نظر می رسد. واقعیت ان است که این
دستگاه به تعمیر اساسی با محدوده زمانی بلند مدت نیاز دارد.
قطعات این دستگاه مکانیکی زهوار در رفته
که لااقل کژمدار مریض تا پیش از دولت نهم کار می کردند، با انقلاب! احمدی نژاد یا
از درون دستگاه خارج، یا جا به جه یا دور انداخته (بازنشسته!) شدند. حالا دوباره
یک ده-بیست سالی زمان لازم است تا چرخ دنده ها، تسمه ها و قطعات فعلی بالاخره
مانند قبلی ها کار اصلی شان را فهم کنند (بخوانید کشور داری را درک کنند) تا خودشان را
نزدیک به قطعه مطلوب تراش بدهند، یا جای خود را به قطعه مناسب بسپارند.
اگر مهندسی (سیاسمتداری) فکر می کند می
تواند انچه احمدی نژاد در این دستگاه عریض و طویل بهم ریخته در کوتاه مدت (یعنی زمانی نزدیک به 5-6سال!) دوباره بر سر جایش
برگرداند و نظم و ترتیب به انها بدهد یا مجنون است یا با آسمان ارتباطی دارد!
و گرنه هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که این دستگاه مکانیکی با تکنیک های معمول در مدتی کوتاه به
شرایط کار نزدیک شود. یادمان نرود که چرخ دنده های اشتباهی به دیگر چرخ دنده ها
نیز اسیب زده اند و کل این تاسیسات مکانیکی گندزدایی تخریب شده است.
حال سئوال این است چه دلیلی دارد وسط این
بلبشو خاتمی ابرویش را کف دستش گذاشته و وارد عرصه رقابت شود، و دست اخر با قهر
دوباره مردم همان جایگاه قبلی اش را که به مدد دولت فعلی به دست اورده از دست
بدهد؟
شرح انچه که اینک اصلاح طلبان باید انجام
دهند از حوصله این مطلب خارج است. چنانچه مقاله بالا مورد توجه خوانندگان قرار
گرفت، در مطلبی دیگر ان موضوع را نیز شرح خواهم داد.