تبليغاتX
خواهان صلح
 
 
نیم ساعتی می شود که دایی ام از ورود عضوی جدید به خانواده باخبرم کرد.
جالب است، او به من خبر داد که بچه خواهر من زاده شد!
هیراد، پسر خواهر بزرگ من الان اولین ساعات زندگی اش را می گذراند و تازه پا به این دنیای زیبا! گذاشته است.
قدم این نو رسیده را به مامان و بابای نی نی که قرار است هیراد نامیده شود تبریک می گویم. و برای جمع این خانواده سه نفره بهترین ارزوها را دارم.
باز هم از دایی باوفایم سپاسگزارم که لااقل او مرا در این مهم بی خبر نگذاشت.
این هم تصاویری است از هیراد نورسیده که دایی برای من فرستاده و من چه تلاشی کردم تا به اینترنت دسترسی پیدا کنم و این واقعه را لااقل در وبلاگم ثبت کنم.

خوش امدی هیراد جان.


برای تان سئوالی پیش امده؟! ایرادی ندارد برای من هم همین سئوال پیش امد! ماشالله نی نی نزدیک 4 کیلوگرم شیرین دارد. +/- 30-40 گرم. انشالله همیشه سرحال و سرزنده باشد. از همین نقطه جهان می بوسمش :*

پ.ن: زنده باد صلح!! من یک صلح دوستم.
پ.ن2: نی نی چرا به دایی ات نرفتی؟ هوم؟
پ.ن2: نی نی کاری داشتی دربست درخدمتیم.
پ.ن4: نی نی، در پناه مولا علی، خدا همیشه نگهدارت باشه.
پ.ن5: جیگر! فعلا بای.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/9/19. موضوع : من با خودم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

کند و کاوی در خصوص انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم؛
چه دلیلی دارد وسط این بلبشو خاتمی ابرویش را کف دستش گذاشته و وارد عرصه رقابت شود؟

رضا سلیمانی؛ حضور اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال اینده در هر حالت (پیروزی یا شکست در انتخابات) اشتباهی جبران ناپذیر است.

چنانچه عملکرد تبلیغی احمدی نژاد را در نظر بگیریم و به این نکته ظریف توجه که تنها یکی-دو هفته پیش از انتخابات سال اینده، دور دوم سفرهای استانی دولت به پایان می رسد، آنوقت باید به انتظار معجزه بود تا اصلاح طلبان پیروز میدان رقابت انتخاباتی باشند.

نکته بالا تنها یکی از ده ها موردی است که می توان برشمرد. چنانچه احمدی نژاد آنچنان که می گویند و شنیدیم به نامه های ارسالی پول نقدی ضمیمه کند و ان را به صاحبانش بازگرداند، وام های دلچسب ازدواج را چند برابر کند، سر اخر پول نفت را بین مردم توزیع کند! آنوقت اصلاح طلبان به قول یکی از ظریفان شان باید از حداقل فهم بی بهره باشند که در این بازی با نتیجه ای از پیش مشخص شرکت کنند.

عریان نمی شود به جنگ شوالیه ای تمام مسلح رفت و به امید معجزه نشست. نه فانتزی است و نه فکرانباره های اصلاح طلب 14 ساله های سانتیمانتال هستند، تعارف هم که با یکدیگر نداریم، این بازی امروز نتیجه اش برای اصلاح طلبان پیروزی نیست چه برسد به یک سال دیگر که خدا می داند احمدی نژاد که تمام اقداماتش "سرزده" است برای نیل به مقصود چه از استین بیرون خواهد کشید.

شکست پیش رو تنها فرایند احتضار گروه موسوم به اصلاح طلب را تسریع می کند. و اصولگرایان را جری تر می کند، با این فرض نزدیک به واقعیت که هر نامزدی غیر از محمد خاتمی در انتخابات شکست خواهد خورد، تنها گزینه امید دار اصلاح طلبان خاتمی خواهد بود.

به نظر من، اگر خاتمی کاندید ایشان باشد ماجرا به دور دوم کشیده می شود و چنانچه اصلاح طلبان با خوش بینی پیروز انتخابات شوند، باز هم شکستی سهمگین خورده اند!

اما چرایی آن؟! وضعیت امروز ایران مانند استخر آبی است که به دلیل از کار افتادن تاسیسات مکانیکی لایروب و تصویه گر(بخوانید دولت و نهادهای تابعه و مربوط) ، متعفن و گند زده است. نهایت فانتزی است اگر فکر کنیم می توان اب این استخر را در عرض 4 یا 8 سال اینده بدون تعمیر تاسیسات گندزدایی پاک و تمیز کرد. حتی نمی توان گوشه ای از ان را گوارا نگه داشت. پس ناچار باید سراغ بخش مکانیکی این استخر رفت.

دستگاه مکانیکی در ذهن مجسم کنید با هزاران-هزار چرخ دنده کوچک و بزرگ. تسمه و میل لنگ و شیر الکتریکی و میکرو سوییچ که تمامی قطعاتش را عوضی کار گذاشته باشند! تسمه جای میل لنگ، چرخ دنده بزرگ جای چرخ دنده کوچک، میکرو سوییچ ها (بخوانید نهادهای نظارتی-تحقیقاتی،مثل سازمان برنامه و بودجه) از مدار خارج شده، چون اضافی بودند! شیر الکتریکی (مجلس و استیضاح) محدوده رنج حس گرهایش به نحو محسوسی از نرمال به ماکسیموم رسیده و ... تقریبا هیچ قطعه ای سر جای خود قرار نداشته و به همین سبب امکان اصلاح و استارت قریب الوقوع محال به نظر می رسد. واقعیت ان است که این دستگاه به تعمیر اساسی با محدوده زمانی بلند مدت نیاز دارد.

قطعات این دستگاه مکانیکی زهوار در رفته که لااقل کژمدار مریض تا پیش از دولت نهم کار می کردند، با انقلاب! احمدی نژاد یا از درون دستگاه خارج، یا جا به جه یا دور انداخته (بازنشسته!) شدند. حالا دوباره یک ده-بیست سالی زمان لازم است تا چرخ دنده ها، تسمه ها و قطعات فعلی بالاخره مانند قبلی ها کار اصلی شان را فهم کنند (بخوانید کشور داری را درک کنند) تا خودشان را نزدیک به قطعه مطلوب تراش بدهند، یا جای خود را به قطعه مناسب بسپارند.

اگر مهندسی (سیاسمتداری) فکر می کند می تواند انچه احمدی نژاد در این دستگاه عریض و طویل بهم ریخته در کوتاه مدت (یعنی زمانی نزدیک به 5-6سال!) دوباره بر سر جایش برگرداند و نظم و ترتیب به انها بدهد یا مجنون است یا با آسمان ارتباطی دارد! و گرنه هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که این دستگاه مکانیکی با تکنیک های معمول در مدتی کوتاه به شرایط کار نزدیک شود. یادمان نرود که چرخ دنده های اشتباهی به دیگر چرخ دنده ها نیز اسیب زده اند و کل این تاسیسات مکانیکی گندزدایی تخریب شده است.

حال سئوال این است چه دلیلی دارد وسط این بلبشو خاتمی ابرویش را کف دستش گذاشته و وارد عرصه رقابت شود، و دست اخر با قهر دوباره مردم همان جایگاه قبلی اش را که به مدد دولت فعلی به دست اورده از دست بدهد؟

شرح انچه که اینک اصلاح طلبان باید انجام دهند از حوصله این مطلب خارج است. چنانچه مقاله بالا مورد توجه خوانندگان قرار گرفت، در مطلبی دیگر ان موضوع را نیز شرح خواهم داد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/9/15. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
توضیح-دیگر مثل گذشته وقت ندارم. از انجا که نیاز می بینم این خانه همیشه پیشکشی برای عرضه و نقل و نباتی! برای پذیرایی از میهمانانش داشته باشد، کوشش خواهم کرد تا کوتاه و شیوا بنویسم. ببخشید اگر فرصت نیست پاسخ تان را بدهم، گاهی دو-سه روزی یکبار هم به دنیای مجازی سری نمی زنم.

افراطیان چپ و راست خطری بزرگ برای بهداشت عمومی کالبد سیاسی جامعه؛

برای من میان افراطیان چپ با افراطیان راست فرقی وجود ندارد. در ایران ما هر کدام از این دو گروه از ان یکی خطرناک تر است و البته خرد جمعی نباید [نگاه کنید به دو انتخابات گذشته فرانسه و شکست لوپن از شیراک] به انها فرصت حضور دهد. که البته با بی دقتی فرصت حضور برای طیف راست افراطی فراهم شد.

متاسفانه افراطیان راست لگام هدایت! ایران را در دست گرفته اند. از نگاه من این ها هیچ تفاوتی با افراطیانی که در صدای امریکا لاطائلات بهم می بافند یا در رسانه های اینترنتی مشغول جنگ تبلیغاتی علیه منافع ملی ایران هستند، ندارند. الا یک مورد، ان هم انکه گروهی قدرت دارند و گروهی دیگر ندارند. گروهی در قدرت و طیفی دیگر در ارزوی قدرت است و خدا می داند در روز دستیابی به ان چه بلایی سر ملت نازل خواهند کرد. هر دو خشک مغزند و خطرناک.

انها که سر کار هستند خطر بالفعل و انها که در انتظار میز هستند خطری بالقوه. نمونه اش ایران ما؛ چه کسی فکر می کرد روزی اندیشه خطرناک کیهان شریعتمداری اختاپوس وار به همه جا دست اندازد؟ بی تفاوتی ما کار دست مان داد و از ماست که برماست.

تالیران می نویسد؛ «افراط گرایان متعلق به هر گروه و جناحی درست مانند میکروب مرضی می مانند که در بدنه سیاسی جامعه جا کرده و مخفی شدند. این میکروب ها هرگز استعداد ایجاد و ابداع چیزی را ندارند، اما همینکه بهداشت عمومی بدن مذکور به خطر افتاد، آنوقت این میکروب ها خطرناک و مرگ آور می شوند!»
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/9/4. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟