تبليغاتX
خواهان صلح
 
 

محمد یزدی  دبیر مجلس خبرگان رهبری با همراهی مصباح یزدی و احمد جنتی در اقدامی خودسرانه و از طرف نمایندگان مجلس خبرگان اقدام به تهیه بیانیه ای تحت عنوان بیانیه نمایندگان مجلس خبرگان رهبری خطاب به ملت شریف ایران در خصوص دهمین دوره ریاست جمهوری و لزوم تمسک به ولایت فقیه نموده و درصدد هستند تا آیت الله هاشمی رفسنجانی را از ریاست این مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام  کنار بگذارند.

به گزارش وبلاگ خواهان صلح، در این بیانیه که به همه نمایندگان مجلس خبرگان ارسال شده است آمده است:  ریاست مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام که همواره با تدبیر و فراست در کنار امام و رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک می نمود در اقامه نماز جمعه توسط ایشان بسیاری از دلسوزان و علما و نخبگان و شخصیت های نظام از ایشان انتظار داشتند آحاد جامعه و معترضان را به تبعیت از رهبری و قانون گرایی  و وحدت و همدلی و حفظ آرامش فرا بخواند ولی  متاسفانه برخلاف انتظار  به حل مشکلات و مسائل و پایان اعتراضات کمک نکردند.  لینک صفحه یک/کلیک کنید!

http://rezasoleimani.persiangig.com/image/q1.jpg

گفته می شود تاکنون فقط 16 امضا جمع آوری شده و  70 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از امضای این بیانیه امتناع نموده اند
.

شايان ذکر است اين بيانيه ممکن است بدون امضاي اعضاي خبرگان و به نام آنان در خبرهاي صداو سيما گنجانده شود. لینک صفحه دو/کلیک کنید!


http://rezasoleimani.persiangig.com/image/q2.jpg
لطفا کپی رایت را رعایت فرمایید

پ.ن: من واقعا شما رو دوست دارم، انسانم آرزوست!

برای آنها که گفتند موثق نیست، آبکی است و ...

http://khabaronline.ir/news-13209.aspx 

خدا همه ما را ببخشد و به راه راست هدایت کند. من یک صلح دوستم.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
سریال برره یادتان هست؟ "شب های برره"! شیر فرهاد و شیر کیانوش و...

یکی از بخش های جالب این سریال شطرنج بازی شان بود. یادتان می آید قوانین خاص به خودش را داشت. فیل شان چون فیل بود می توانست هرجا دلش می خواست برود، و تنها کسی می توانست فیل را تکان بدهد که زور داشته باشد! اسب هم جالب بود، یورتمه می رفت و می پرید! قوانین برره، حتی قوانین شطرنجش مختص به خودش بود و با تمام جهان فرق داشت.

کیانوش بازی را با قوانین معمول بلد بود. یک بار که در بازی به شیرفرهاد برادر خانم آینده اش کیش داد، شیرفرهاد حرکت جالبی کرد با سرپایی (گیوه اش) کوبید روی صفحه شطرنج و مهره ها! این هم از قواعد بازی بود. آخر سر هم با زور قمه و دگنک و سرپایی بازی را از حریف می بردند.


حالا حکایت ماست. خاتمی و موسوی و کروبی می خواهند شطرنج را با قوانین معمول بازی کنند، منتها آقای خامنه ای و یارانش پاسخ آنها را به شیوه ی برره ای می دهند. بین آن سه نفر تنها کروبی کمی شطرنج برره ای بلد بود که آن هم مقهور حریف شد وقتی اسلحه را هم به قوانین شطرنج اضافه کرد.

این سخنرانی آخر خامنه ای در جواب خطبه های هاشمی هم از همان بازی های شطرنج بود. هاشمی گفت کیش، آقای خامنه ای در نوبتش با نعلین کوبید وسط صفحه شطرنج! این هم از قوانین شطرنج سیاسی ایران از نوع دینی است!

یک تکه از این شطرنج برره ای را ببینید؛

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/21. موضوع : تحلیل طنز و نیمه طنز و درد دل...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
این هم چند خبر، برای اینکه دست خالی از این خانه نروید؛

1- مهاباد روز گذشته شلوغ بود. تقریبا در این شهر اعتصاب سراسری بود و برق ها نیز قطع شده بود.

2- آقای محسن رضایی چندی پیش به تبریز سفر کرده بود، در زمان بازگشت تلفنی یک بلیط از پاویون فرودگاه تبریز به مقصد تهران را رزرو کرده و بعد به فرودگاه مراجعه کرد. اما درخواست ایشان برای اوکی کردن بلیط با مخالفت مواجه می شود! در هر هواپیما 6 صندلی سهمیه پاویون است و علی القاعده باید به مسئولین اختصاص داده شود. اما علت؟ آنچنان که شنیدم فرماندهی سپاه عاشورا با حراست فرودگاه تماس گرفته و به ایشان دستور می دهند تا هرطور می توانند در راه بازگشت هوایی وی خلل وارد کنند. آقای رضایی هم با خودرو به تهران باز می گردد. 

3- انتصاب رئیس جدید قوه قضائیه به تعویق افتاده و به بعد از مراسم تنفیذ احمدی نژاد موکول شده است. گویا علت آن جانبداری علی لاریجانی از رهبران مخالفین یعنی دولت کروبی و موسوی بوده و مقامام های ارشد اولترا راست نظام به این نتیجه رسیده اند که صادق لاریجانی هم جهت با برادر خود گام برداشته و به این ترتیب زندانیان حوادث اخیر بدون مجازات آزاد شده و از سوی دیگر قوه قضائیه در جهت منویات رهبر گام برنخواهد داشت. مثل همیشه یکی از مواردی که باعث نگرانی آقایان راستی شده، برکناری مرتضوی دادستان تهران است. در همین حال ریاست صادق لاریجانی بر قوه قضائیه در هاله ای از ابهام قرار گرفته و شنیده های من حاکی از آن است که محسنی اژه ای از سوی برخی (حلقه کیهان) برای هدایت این نهاد به ریاست حکومت معرفی شده است.

4- برخی از زندانیان سیاسی را در خانه های امن نگاه می دارند که تنها زیر نظر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است. بنابراین به خانواده های این عزیزان پیشنهاد می شود به جای تجمع روبروی زندان اوین، روبروی ساختمان واجا تجمع کنند. از یکی از دوستان حقوق بشری شنیدم که یکی از همین زندانیان مطرح تحت ضرب و شتم قرار گرفته، امیدوارم کاملا دروغ باشد. 

5- آزادی مهدی خزعلی را تبریک می گویم. هم خودش و هم همرزمش عباس پالیزدار آزاد است. ببینم چه می کنید هر دو باهم. امید که بتوانید خانه ظلم را خراب کنید. هر تیشه به ریشه این درخت ظلم و جور که سایه اش بر سر کشور گسترده شده، کاری حسینی و عاشورایی است. 

6- آیت الله رفسنجانی در پی احیای نظارت خبرگان رهبری بر نهاد رهبری و زیر مجموعه های آن است. گویا قرار است به دلیل حوادث اخیر، خبرگان را از این جمود خارج کرده و به نهادی پویا تبدیل کنند. بخش گسترده روحانیون متنفذ قم، مشهد و اصفهان از این اقدام حمایت می کنند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/20. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

این مطلب برای یکی از نشریات جنوب نوشته شده است؛

کاین ره که تو می روی به ترکستان است

نمی دانم تصویر نامه فرماندار متملق فیروزآباد که به استاندار محبوب! فارس نوشته شده است را دیده اید یا خیر؟ متن نامه که مملو از جمله های تملق آمیز است از استاندار فارس درخواست "هزینه مستقبلین سفر ریاست جمهوری" را که تنها در این شهرستان بالغ بر 160.000.000 میلیون ریال اعلام شده را طلب می ‌کند. در این نامه آقای فرماندار به طور مشروح چگونگی گردآوری "مستقبلین" را تشریح می‌ کند. از جمله چگونگی گردآوری 2500 نفر از مشتاقان دیدار با آقای احمدی نژاد، 50 دستگاه اتوبوس و مینی بوس برای ایاب و ذهاب مستقبلین و نیروها و خودروهای پشتیبانی برای هدایت و محافظت از کاروان مشتاقان. فرماندار سپس با جملات متملقانه از استاندار می خواهد تا بودجه هزینه شده توسط این فرمانداری را متقبل شود. این نامه توسط جامعه خبری الف سایت منتسب به دکتر احمد توکلی نماینده دوره های پیشین و فعلی مجلس تایید شده است.


در ایران 1018 شهر وجود دارد، نمی گویم در تمامی شهرهای ایران، اما اگر تنها و تنها در 500 شهر، این هزینه ها شده باشد، با توجه به دو دور سفر هیئت دولت نزدیک به 16.000.000.000 تومان از بودجه کشور صرف استقبال از آقای احمدی نژاد شده است! قطعا رقم بیشتر از این میزان است، شخصا دیده ام که همراهان آقای رئیس جمهور به بعضی از مستقبلین هدایای نقدی یا منقول نظیر دوچرخه می دهند. تنها رقم بالا، 1600 فرصت شغلی قطعی برای بیکاران درست می کرد و دیگر دولت مجبور نبود که تعریف شاغل را عوض کند و بگوید هرکس اسفند هم دود می کند یا دو ساعت در هفته مشغول به کار است، شاغل محسوب می شود. این پول هایی که در بودجه کشور، مدام ناپدید می شوند (به نقل از سازمان بازرسی کشور) طبیعتا این گونه هزینه شده اند. تنها با آمار بازی می کنند، چه که نه در کارهای عمرانی و نه در کارهای تولیدی و صادراتی پیشرفتی نداشته و تازه پسرفت هم داشته ایم. نمونه اش قطار شیراز اصفهان که دوباره باید کار را از اول شروع کنند و دیگری وضعیت شکر در خوزستان که زمانی حتی توان صادرات داشت و امروز ایران وارد کننده شکر است.
   


نکته جالب نامه مذکور ادبیات واقعا بدیع آن است. پر از غلط نگارشی و املایی است. از سوی دیگر ماشالله همه مستخدمین دولت یاد گرفته اند برای ابقا در سمت شان باید چاپلوسی کنند. معلوم نیست این همه مسئول محبوب!، محبوب چه کسانی هستند؟ تالی فاسد چنین اقداماتی در سال های آتی چنان گریبان اصولگرایان را خواهد گرفت، که لااقل تا سال ها باید در تلاش برای رفع و رجوع آن باشند. به قول حکیم سعدی، شیخ شیراز: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی، کاین ره که تو می روی به ترکستان است!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/20. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
برادر نادیده ام آقای عباس پالیزدار!

سلام. آزادی ات مبارک و خجسته.

وقتت را زیاد نمی گیرم، به همین علت هم از حاشیه های نامه پرهیز کرده و به اصل مطلب می پردازم.

اگر آرشیو ایمیل خود را نگاه کنی، مرا به یاد خواهی آورد. البته اگر آنانی که در این مدت به بندت کشیده بودند، چیزی از آن باقی گذاشته باشند.

برای آسان تر شدن، من همان کسی هستم که برای اولین بار متن کامل سخنانت را در همین وبلاگ درج کرد. همانی که فیلم کامل سخنانت را در اینترنت در اختیار عموم گذاشت. همانی که چه در سایتی که مسئولیتی در آن داشت "انتخاب" و چه سایت های دیگر گفته هایت را اشاعه داد. همانی که تکه های مهم مطالبت را ترجمه کرد و به این و آن و سایت های خارجی داد. همانی که طی این مدت اخبار پرونده ات را دنبال کرد و مدام آن را در "انتخاب" گزارش داد.

این همه گفتم برادر، می دانی علتش چیست؟ تقاضایی دارم؛

شاید ندانی، اما وقتی تو را دستگیر کردند، دیگر نمی توانستیم از تو خبری بگیریم. نمی توانستیم به خبری اعتماد کنیم که فارس دروغ پرداز درج می کرد، اما یکی، برادری، همره و همرزمی برایت دل سوزاند. ما و تو را به استقامت فرا خواند. روزهای جنگ را به یادت و یادمان آورد. می دانستیم اگر از تو خبری بخواهیم باید از او بپرسیم. بیمار می شدی، او می گفت. آزارت می دادند، او خبر می داد. خلاصه سخنگویت بود در سرزمینی که شاید از آنجایی که تو بودی آزادتر نبود. خدا می داند تا چه اندازه دنبال کارت بود و چقدر به تو و کاری که کرده بودی اعتقاد داشت. او برای ما خبرنگارها منبعی مستقل و قابل اطمینان درباره وضع حال تو بود.

می شناسی اش؟! دکتر مهدی خزعلی را می گویم. خبر داری کجاست؟ روزی بیش از یکماه پیش، فراخواندنش دادگاه روحانیت و از آن زمان دیگر خبری از او نیست. پدرش از او اعلام برائت کرده، باورت می شود؟ خانه ای که از تو خبر می داد، خصمانه خرابش کردند و من و ما امروز از مهدی خزعلی بی خبریم.

حالا مهدی تنها مانده! همرزمت یک سخنگو می خواهد، یکی که بتوان به او اطمینان کرد، کسی که اخبار مهدی را به اینهایی که مثلا بیرون و آزاد هستند، بدهد.
آماده ای برادرم؟ می خواهم از تو درخواستی کنم، گمان کن که از امروز منصوب شدی به سخنگویی مهدی خزعلی و زندانیان دربند دیگر. از امروز تو دنبال کار مهدی خزعلی باش.

کمر همت ببند تا چراغ خانه مهدی خزعلی دوباره روشن شود. دیدی خانه مجازی اش را چطور با خمپاره های جهل و جور با خاک یکسان کردند؟ دستی بالا بزن و خانه ای نو بنا کن. یک سالی او اخبار تو را به ما می داد، حالا وظیفه توست که برادری را در حق اش بجا آوری.

جای خانه مجازی عباس پالیزدار که اخبار مهدی خزعلی و یاران زندانی دیگر را بدهد، بسیار خالی است. دکتر گفته بود که خودت را پیش از این برای جنگ آماده کرده بودی؟ این گوی و این میدان. باید جنگید، آقای پالیزدار منتظرت هستم و هستیم و از هیچ کمکی هم دریغ نداریم.

به امید روزهای بهتر.

پ.ن: مطلبی از عزیزی ناآشنا؛ قسمتی از سخنان عباس پالیزدار در مورد یزدی( یکی از بزرگترین حامیان احمدی نژاد )

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/19. موضوع : تحلیل طنز و نیمه طنز و درد دل...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
ماشالله به دیپلمات های با ادب ایرانی!

مردم روز جمعه روبروی سفارت ایران در بروکسل دست به تجمع زدند در این میان ف.الف شروع می کند به عکسبرداری. از سفارت هم چند عکسی می گیرد، که یکهو کارمند سفارتخانه یعنی دیپلمات دولت و حکومت جمهوری! اسلامی بدون شرم و حیا جلوی آن همه آدم و زن و بچه می گوید: "مادر ... چرا عکس می گیری؟" جالب آنکه آقای دیپلمات هوای بسیجی و باتون به سرش زده و فکر بود بروکسل هم میدان شوش است. می دود دنبال عکاس که یکهو مردم حمله می برند طرفش و ایشان هم می زند به چاک داخل ساختمان سفارت! واقعا شرم آورست این بی ادبی و آن حرکت از یک دیپلمات!
واقعا آدمی خجالت می کشد بگوید این ها هموطن های ما هستند. یک مشت عمله (شغل منظورم نیست، فرهنگ!) از همان آرادان تیپکس کردند به سراسر دنیا فقط برای آبروریزی!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/18. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
این مطلب را اختصاصا برای یکی از نشریات جنوب کشورمان نوشتم:

به چه کسی رای داده اید؟

کجایید؟ همین لحظه که این سطور را می خوانید! در تاکسی نشسته اید و عرق می ریزید، در دفتر کارتان برنامه می ریزید یا اصلا در خانه به پشتی لم داده اید و چایی تان را می خورید؟ بگذارید مرزهای مخاطبان را بردارم، روی سخنم با شمایی است که این مطلب را می خوانید؛ تهران هستید، اهواز، بوشهر یا تبریز، ایستاده، نشسته، امروز، فردا، هفته دیگر، ماه دیگر و سال دیگر. در دستانتان کاغذ نشریه را گرفته یا سفره ی غذایش کرده اید. این نوشته دست کم انقضایش تا 4 سال دیگر سر نخواهد رسید! پس با خیالی آسوده و صرفنظر از تاریخ درج نوشتار، آن را بخوانید.

این مقدمه برای چه بود؟ می خواهم روش تبدیل شدن هر خواننده را به سازمان صدا و سیما، شورای نگهبان، نهادهای نظرسنجی و خبرگزاری ها آموزش دهم. بله! درباره دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری می نویسم و اتفاقا تا 4 سال دیگر هم خواهم نوشت! مواد لازم؟ چند برگه سفید، یک قلم و یک روحیه پرسشجویانه که دست کم اگر تا 23 خرداد چنین نبوده، دیگر باید این گونه باشد. تلفن را بردارید و با دوستان و نزدیکانتان تماس بگیرد، بی هیچ خجالتی سرنشینان تاکسی و مردم را مخاطب قرار دهید، چند لحظه ای همکارتان را صدا کنید و از آنها بخواهید تا صادقانه به این سئوال پاسخ دهند؛ "به چه کسی رای داده ای؟" ظاهرش پرسش ساده ای است. فکرتان را خواندم؛ "البته که برخی حقیقت را نمی گویند." خب، پس دیگر مشکل تان چیست، آنها را از لیست تان بيرون کنید. کدام لیست؟ لیستی که شمارگانی از یک تا صد دارد و قرار است پاسخ آنهایی که به نظرتان صادقانه آمده را در آن درج کنید. به 100 که رسیدید، پاسخ ها را ضرب در صد کنید و درصد بگیرید. اگر به خودتان یا جواب ها شک دارید، کمی بیشتر زمان بگذارید و هزینه کنید. چندبار این نظرسنجی ساده را تکرار کنید و نتایج را مقایسه کنید و معدل بگیرید.

خسته، نومید و متحیر نشوید! اکنون شما لااقل مطمئن شده اید که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری چه بایست می بود. حالا شما غیر از آنکه یک رای سیار هستید، خبرنگار هم هستید و روح پرسشگرانه در شما بیدار و تقویت شده است. فرصتی یافته اید که دیگر سئوالات اجتماعی-سیاسی که پاسخ شان از تریبون رسمی با مزاجتان سازگار نیست را به بوته آزمایش بگذارید. حتی اگر جواب با نظر شما تطبیق نکند، یاد خواهید گرفت که نظراتی دیگر غیر از شما در جامعه وجود دارد و به این ترتیب روحیه انتقاد پذیری خود را تقویت کرده اید.

در میان این قدم هایی که بر می دارید سعی کنید ارتباط تان را با رسانه های مستقل مستحکم تر کنید. تلفن بزنید و نظرات تان را به آنها بگویید، نامه بنویسید و اگر از معجزه اینترنت بهره مندید در پایگاه های اینترنتی نظرتان را درج کنید. در خلال این فعالیت ها که قول می دهم روزی نیم ساعت از وقت تان را هم نخواهد گرفت، دوستانی خواهید یافت که به رشد آگاهی تان یاری خواهند رساند.

اما نتیجه چه خواهد بود؟ صرف نظر از تمرین احقاق حق و پای فشاری بر حقوق مدنی تان، 4 سال بعد هیچ کس نخواهد توانست سرتان کلاه بگذارد یا بردارد، شما به تمام معنا یک شهروند آگاه به مسائل روز، زمان و کشورتان هستید.

کجایید؟ عرق ریزان در عسلویه مشغول استراحت نيمروز هستید؟ بیکارید و دنبال کار می گردید؟ آستین ها را بزنید بالا و آغاز کنید. تمرین حقوق شهروندی با اولین پرسش که "به چه کسی رای داده اید؟"
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/16. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
غربت بعضی از تصاویر پشت آدمی را می لرزاند؛

       

مسلمانان چین، که تا به حال بنا به اخبار رسمی مستبدین پکن 160 نفرشان به طرز فجیعی کشته شده اندو هزاران نفر زخمی، معلول یا ناپدید. من پیشنهاد نمی کنم، اما اگر دلش را دارید این تصاویر را ببینید. یا در گوگل سرچ کنید لغت انواع شکنجه در ارومچی یا اویغور. آنچه خواهید یافت وحشتناک است. حیوان درنده این کار را با طعمه اش نمی کند. اول او را می کشد بعد می خورد!

دین شان اصلا مهم نیست. مهم غربتشان است که هیچ دادرسی به فریادشان نمی رسد.

در ویکی پدیا آمده؛ پیشینه ورود اسلام به چین به پیش از ۶۵۰ میلادی باز می‌گردد، زمانی که سعد بن ابی وقاص صحابه پیامبر اسلام، سفرایی را به سوی امپراتور گائوتسونگ فرستاد. نتیجه ورود اسلام به چین جمعیتی حدود ۴۰ میلیون مسلمان در چین است که بیشتر آنها در استان‌های شینجیانگ، گانسو، نینگشیا و چینگهای زندگی می‌کنند.

اکنون این مسلمانان شینجیانگ هستند که به خاک و خون کشیده می شوند. دلیل اما چیست؟ اعتراض داشتند که چرا دولت به قتل دو نفر از همکیشانشان رسیدگی نمی کند! جوابش عجب وحشیانه بود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/13. موضوع : هویجوری...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
پناه می برم بخدا از شر شیطان رجیم.

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ. أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ

[همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم. بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند.

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ

و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نخوانيد بلكه زنده‏اند ولى شما نمى‏دانيد.

درگذشت سهراب اعرابی، جوان 19 ساله را در زندان اوین به خانواده، دوستان و همرهانش تسلیت می گویم. راه سهراب و سهرابهایی که از 23 خردادماه با خون خود غسل کردند، پاینده!!

پ.ن: به نقل از گویا تصحیح می کنم؛ طبق آخرين خبرهای موثق دريافتی سهراب اعرابی، که خبر کشته شدن او ديروز به خانواده وی ابلاغ گرديد، پس از پايان راهپيمايی ميليونی و مسالمت‌آميز مردم تهران در شامگاه روز ۲۵ خرداد توسط تيراندازی يک عضو بسيج از پشت بام پايگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحيه مقاومت بسيج ويژه قدس، در تقاطع خيابان آزادی و خيابان جناح - که فيلم آن همان شب به شکل وسيعی در سايت های اينترنتی منتشر گرديد - به قتل رسيده است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/12. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

ورود 5 دیپلمات آزاد شده ایرانی به کشور؛

اما نکته جالب؛ به فراخور سفرهایی که داشته مقامات دیپلماتیک ایران را هم دیده ام. در سفارتی رفته ام رای داده ام. در سفارتی دیگر نامه پر کرده ام و...

         
به گمان من این سه نفر هیچ کدام دیپلمات نیستند. به طرز نشستن، چهره ها و لباس ها با دقت نگاه کنید. یادآوری کنم برای دیپلمات شدن، حتی شما یاد می گیرید چگونه از چنگال استفاده کنید. اگر این ها دیپلمات باشند واقعا که عجب وزارت خارجه بدسلیقه ای. چهره هر کدام از این افراد خودش جرم دارد!

تصویر بعدی را نگاه کنید؛

        
این فرد هم حالتی دیپلماتیک ندارد. شاید هم از وابستگان سفارت بوده که دستگیر شده است.دیپلمات همه جا دیپلمات است. (تجربه زندگی -به عنوان میهمان- با یکی از دیپلمات های سابق اتفاقا همین جمهوری اسلامی را مدتی در کشوری دیگر داشتم.)

اما تصویر تنها دیپلمات جمع به نظر من! حداقل آمریکا برای گرفتن این یکی دلیلی نداشت. آنها قیافه شانخودش دلیل بود، این یکی همه چیزش برعکس بقیه دیپلماتیک است.
                    
مطلب بیشتر شوخی بود! اما واقعا من دیپلماتهایی مثل آن 4 نفر بالا را تا حالا ندیده بودم. وزارت خارجه بسیار بدسیلقه است اگر انتخابش اینها بوده!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/12. موضوع : هویجوری...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
برای برادران و خواهرانِ سبزِ هموطنم که در راه آزادی کشته شدند. و برای برداران و خواهران مسلمان چینی ام که غریبانه در خون غلطیدند؛"ان الذین قالوا ربنالله ثم استقاموا تتنزل علیهم- الملئکه الا تخافوا ولا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون"
آنان که گفتند پروردگار ما الله است و پای آن ایستادند ، {به هنگام مرگ} فرشتگان بر آنان فرود آیند و گویند : نهراسید و غمگین مباشید. بشارت باد شما را بهشتی که از پیش به شما وعده داده شده بود. (فصلت ، آیه 30 )

و برای آنانی که به راه راست منحرف شده اند و سبزِ سبز در ایران و گوشه-گوشه جهان مبارزه می کند؛

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب
پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى

ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین
ای پروردگار ما بريز بر ما شکيبايی و استوار دار قدم های ما را و مدد ده ما را بر گروه کافران

پ.ن: دقت کردید تا مسئله ایران در رسانه های جهانی مطرح می شه یک اتفاقی می افته؟ یکهو مایکل جکسون می میره، توی چین زلزله میاد، در ترکستان 200 نفر ظالمانه به دست حکومت دیکتاتور چین کشته می شن، ملاعمر می گه می خواهم با اوباما مذاکره کنم. دنیا قرارداد بسته خبر ما را زیر بکشه ولی کور خوانده اند!!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/11. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
پارلمان نیوز، ارگان فیلتر شده اقلیت مجلس! ذیل خبری با عنوان "باز هم در اعترافات گاف دادند" نوشته است؛

روزنامه جوان، از روزنامه‌های حامی دولت که در هفته‌های اخير اخبار ويژه فراوانی را منتشر و تلاش زيادی برای وارونه جلوه دادن واقعيات داشته است، بعد از آنکه مدعی شد محمد قوچانی به شرکت در دوره‌های آموزشی انقلاب مخملين خارج از کشور شرکت می‌کرده و در پی آن همسر قوچانی اين خبر را تکذيب کرد و مشخص شد قوچانی اساسا فاقد پاسپورت بوده است، امروز نيز با يک اشتباه ديگر صحت اخبار خود را نشان داد.

به گزارش پايگاه خبری فراکسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، اين روزنامه نزديک به سپاه نوشت:«پس از نوشتن ندامتنامه توسط يکی از چهره‌های برجسته جريان دوم خرداد، ديگر افراد وابسته به اين جريان که در بازداشت به سر می‌برند کم کم از مواضع خود کوتاه آمده و با قبول کردن اتهامات‌شان درصدد عذرخواهی از مردم برآمده‌اند. بنابر شنيده‌ها اکثر متهمين سياسی بازداشت شده ضمن اعتراف به اعمال مجرمانه خود در جريان اغتشاشات و سازماندهی شده بودن آن، اظهارات قابل توجهی داشته‌‌اند. پس از گفت‌وگوی مهدوی، عضو مرکزيت مجاهدين انقلاب با خبرنگاران و اعترافات عماد بهاور خبرنگار نيوزويک و بی‌بی‌سی، جمعی از شورای رهبری سازمان مجاهدين انقلاب همه چيز را تمام شده دانسته و گفته‌اند که"اينها از همه‌چيز ما باخبر هستند".گفتنی است يکی از چهره‌های برجسته جريان دوم خرداد که از نزديکان حزب کارگزاران نيز هست ضمن ابراز ناراحتی از بازی خوردن! در جريانات اخير اعترافات مهمی در اين زمينه داشته است.»

نکته جالب آنکه اين روزنامه که از تمامی اخبار پشت پرده و محرمانه مطلع است هنوز نمی‌داند نام خبرنگار نيوزويک مازيار بهاری است و عماد بهاور از اعضای دربند نهضت آزادی و پويش حمايت از خاتمی و موسوی«موج سوم» است، به نظر می‌رسد انتشار اين دست اخبار که البته طی روزهای اخير نيز کاهش يافته است در جهت ايجاد جنگ روانی و ادامه تلاش برای منتسب کردن جريانات اخير به اصلاح‌طلبن صورت می‌گيرد.

* اما نکته چیست؟

این ها (جوان و انصارنیوز و...) گاف نمی دهند در حال اجرای عملیات روانی طبق دستورات هستند! یکی از روش ها برای خرد کردن زندانی، نشان دادن اعتراف هم حزبی، یاران و رفقایش به او است.

می دانید چرا؟ زندانی سیاسی را در سلول های انفرادی نگه می دارند. یک چراغ کوچک آن بالا درون سقف چپانده شده است. صدای بقیه را می شنوی اگر آوازی بخوانند و یا فریادی بکشند. (بند 209) غیر از آن، شما تنها با بازجویتان ارتباط دارید. اوست که مرجع خبرهای شماست. فرد می نشیند جلوی بازجو، روزنامه جوان، صبح صادق، یالثارات و... هم روی میز گذاشته شده است. زندانی که از همه جا بی خبر بوده، له له می زند تا بتواند صفحه ای از روزنامه را بخواند. بازجو می گوید عیبی ندارد می توانی بخوانی! زندانی می خواند که محمد قوچانی به خارج رفته برای فرا گرفتن انقلاب مخملی، مازیار بهاری از خارج پول گرفته، ابطحی اعتراف کرده و... بعد بازجو می گوید تو هم اعتراف کن! زندانی می گوید کاری نکرده ام. بازجو می گوید بیا باهم معامله کنیم، تو اعتراف کن، من هم کاری می کنم که به زودی آزاد شوی! و به این شکل بازجو زندانی را خرد می کند. این تازه روش نرم است! یا روش پلیس خوب.

در روش خشن یا پلیس بد، آنقدر فریاد می کشند سر زندانی که تو کاری مرتکب شده ای و دوستانت همه چیز را لو دادند، این روزنامه هم سندش! که زندانی تاب از کف می دهد و راضی به هرچه کمتر از اعدام می شود.

این روش شکنجه شوروی استالینی است. به هرحال محض اطلاع پارلمان نیوزی ها، این ها گاف نمی دهند، می خواهند زندانیان بدبخت را وادار به اعتراف کنند. بدبختی بزرگ آنجاست که پیش تر یک روزنامه این کارهای کثیف را آنجام می داد و آن هم پراودای حکومت یعنی کیهان بود. امروز به لطف دولت قانون شکن و خشن احمدی نژاد از هرگوشه ای علف هرز کیهانی جوانه زده است. فارس نیوز، رجا نیوز، انصار نیوز، ثانیه نیوز، جهان نیوز، وطن امروز، صبح صادق، جوان و ... از جمله بازوهای فرهنگی استبداد جدید هستند.

راستی! من همین الان یک شرط بندی می کنم، هرکه آنجا به هرچیز اعتراف کند، حاضرم گردنم را بدهم که احمد زیدآبادی به هیچ چیز اعتراف نخواهد کرد. حتی اگر هزار برگ روزنامه نشانش بدهند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/8. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بیدل را بسیار دوست می دارم. به گمان من، بعد از رودکی، فرودسی، خیام، عطار، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ و جامی و...، دیگر کتاب شعر و شاعری ایران بسته شد. واقعا چیزی نمانده بود که شاعری بخواهد بیافزاید. اما چند نفری در قرن 10 و 11 بی سر و صدا جلد آخر کتاب را کندند، صفحات خود را افزودند و دوباره کتاب را صحافی کردند. به اعتقاد من یکی از آنها صائب تبریزی است و دیگری که بسیار دوستش می دارم همین بیدل دهلوی است. شعرهایش را با دقت بخوانید و لذت ببرید از عمق معنی و صنایع ادبی. جا دارد یادی بکنم از حزین لاهیجی شاعر خوش سخن دلشکسته ای که شعرهایش دل آدمی را می لرزاند. سبز باشید.

حیرتیم اما به وحشت ها هم آغوشیم ما

                                               همچو شبنم با نسیم صبح خاموشیم ما
هستی موهوم ما یک لب گشودن بیش نیست
                                              چون حباب از خجلت اظهار خاموشیم ما
شور این دریا فسون اضطراب ما نشد
                                              از صفای دل چو گوهر پنبه درگوشیم ما
خواب ما پهلو نزد بر بستر دیبای خلق
                                              از نی مژگان خود چون چشم خسپوشیم ما
بحر هم نتواند از ما کند* رفع تشنگی
                                             جوهریم آب از دم شمشیر می نوشیم ما
گاه در چشم تر و گه در مژه گاهی به خاک
                                             همچو اشک ناامیدی خانه بر دوشیم ما
شوخ چشمی نیست کار ما به رنگ آینه
                                             چون حیا پیراهنی از عیب می پوشیم ما
چشمه ی بی تابی اشکیم از طوفان شوق
                                            با نفس پر می زنیم و با** ناله می جوشیم ما
مرکز گوهر برون گرد خط گرداب نیست
                             هرکجا حرفی از آن لب سرزند گوشیم ما

کی بود یا رب که خوبان یاد این بیدل کنند
                                           کز خیال خوشدلان چون غم فراموشیم ما

*در اصل شعر "کرد" بود که با توجه به زمان شعر به "کند" تبدیلش کردم.
** "با" دوم در این مصرع وجود نداشت، اما با توجه به نیاز اضافه کردم.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/8. موضوع : هویجوری...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یکی از عموزاده های پدرم وقتی درگذشت، خانه ای به برای تمام فامیل به ارث گذاشت! در وصیت نامه اش قید شده بود از این خانه برای مراسم عزا و عروسی استفاده کنید. هرکسی از بزرگان فامیل کاری را به عهده گرفت تا این ایده به ثبت برسد و خانه به صورت رسمی محل تجمع اقوام شود. بالاخره پس از یکسال و ثبت در سازمان اسناد این خانه تبدیل شد به سرای ب... هیئت مدیره ای نیز برایش انتخاب شد. از آنجا که فقط فامیل می توانست از آن استفاده کند، حق عضویت سالانه ای نیز برایش در نظر گرفته شد. این سرا طی سالیان گذشته مدام پیشرفت کرد، امروز به همت عموی مرحومم یک غسال خانه مدرن دارد، به لطف خاله مادرم یک آشپزخانه مجهز دارد، چندین تخته فرش، ظرف ظروف و کولر و پشتی و...دارد. با گروهی از نوازندگان و نوحه خوانان هم قرارداد دارد. یک نگهبان هم همیشه در سرا وجود دارد تا از دارایی به خوبی مراقبت کند. همان نگهبان هم خانه ای مجهز دارد! یکی از اقدامات جالبی که هیئت مدیره هدایت می کند وقتی مرگی ناگهانی اتفاق می افتد ابتدا مادرخرج شروع به خرج کردن می کند، تا به خانواده متوفی فشاری نیاید، بعد از افراد فامیل بنا به وسع شان پولی دریافت می شود که به آن می گوییم "سرباره"! رویهم که می گذاری گاهی از هزینه تمام شده مراسم هم بیشتر شده است!

همه هنرهای این سرا و هیئت مدیره اش را گفتم، و اما معایبش؛ از روزی که این سرا ساخته شد، تعدادی از افراد به عنوان هیئت موسس و هیئت مدیره انتخاب شدند، اگر درست بگویم تنها مرگ یا میل شخصی این افراد است که باعث ورود نیروی جدید به این گروه می شود. انسان های خوبی هستند، بسیار از خودشان مایه می گذارند، از جیبشان خرج می کنند، اما بدسلیقه اند. چون همگی سن های بالایی دارند، نمونه اش پدربزرگم با 80 سال سن، ایده های تازه ای ندارند، چندبار آزمون و خطا می کنند تا به آنچه می خواستند، برسند!

لااقل 10 بار فضای داخلی سرا خراب و از اول ساخته شد، 10 بار رنگ ارزان قیمت زده شد، وسایل ارزان خریده شد که بعد مجبور شدند دوباره بخرند، آنقدر به این سرا فضای مراسم عزا دادند که از حالت شادی درآمد. به شخصه تنها یک مراسم نامزدی در این مکان را به یاد می آورم و دیگر هیچ! سرای عزاداری است بیشتر تا سرای ب...

اگر به هیئت مدیره نظری بدهید، نظرتان را محترمان گوش می کنند، اما آخرش کار خودشان را می کنند. من به آنها می گویم دیکتاتورهای صالح! همگی فکر می کنند عقل کل هستند و هیچ کس بهتر از آنها توانایی چرخاندن این سرا را ندارد. اوایل جوان ها هم در مراسم ها شرکت می کردند، چون فکر می کردند باید در این کار عظیم سهیم بود، اما از بس پیرترها در ذوق شان زدند کم کم عقب کشیدند. حالا نه کسی از نزدیکان جوان مانده به آنها کمک، نه آنها مایلند به کسی از اقوام دورتر کارها را واگذار کنند. مدام نگران آبروی خانواده و فامیل هستند و اینکه اگر فلان طور شود، چه کنیم؟!

این همه را گفتم تا مقایسه کنم (هرچند جفا می کنم، ما همگی بزرگان فامیل را دوست داریم و دیده ایم از هیچ، چه درست کرده اند و واقعا نتیجه کارشان مایه مباهات خانواده است)، با نظام جمهوری اسلامی. نظامی که پیرها برای جوانان تصمیم می گیرند. نتیجه اش را هم که می بینید! جوان ها همدیگر را در مراسم شادی می بینند و پیرها در عزاداری، برای همین مدام در پی مراسم عزا هستند! نگاه کنید در کشور ما چقدر مراسم عزا وجود دارد. تقریبا یک سوم حتی بیشتر روزهای سال مردم ایران عزادارند. این جدای عزاداری های شخصی است. بدبختی آنجاست که این ها دیکتاتورهای صالح هم نیستند، پولی که مال و من شماست می گیرند و معلوم نیست کجا خرجش می کنند. یکهو یک میلیارد و ششصد میلیون پوندش سر از انگلیس در می آورد! اگر هم حرف بزنی نه تنها حرفت را گوش نمی گیرند که یکی هم می زنند توی گوشت، اعتراض هم بکنی لوله تفنگ را می چپانند توی حلقت.

متوسط سنی مردم ایران را نگاه کنید، بعد به متوسط شورای نگهبان هم نگاهی بیاندازید. چطور ممکن است کسی که مخ اش مربوط به 6 نسل پیش از من است از آنچه که من امروز می خواهم آگاهی داشته باشد؟ دلیل نمی شود چون خودش یک روزی جوان بوده پس حال ما را می شناسد. خودش روزی که جوان بود، علم و فن و هنر و فرهنگ هم اینقدر پیشرفت کرده بود؟ جهان چنین به دهکده شبیه بود؟ آنها وقتی 30 سالشان بود آخرین مرز مغزشان تلویزیون بود، اما خواهرزاده 10 ساله من می خواهد هوافضا بخواند بعد فضاپیمایی بسازد که با سرعت نور حرکت کند و دیگر مردمان جهان پهناورمان را پیدا کند! فرقش را می بینید؟ این بچه وقتی 20 سالش شد من نمی توانم برایش تصمیم بگیرم. بنابراین تصمیمات بهتری هم می گیرد. حالا نگاه کنید به متوسط سنی اعضای خبرگان، دفتر رهبری، مجمع تشخیص که نهادهای حکومتی هستند. پیر و پاتال های ایران که واقعا متعلق به قرن ماضی هستند مشغولند! اما نگاهی بیاندازید به مجلس، مردم توان انتخاب آزاد را ندارند، اما متوسط سنی مجلسی ها را نگاه کنید!! گویاست.

خسته شده ایم از بس پیرها فکر کرده اند خیلی حالی شان می شود، در حالی که همیشه مقابل جوانان کم می آورند و شروع می کنند به متلک پرانی و ضرب المثل. تاریخ را جوانان می سازند نه پیرها که چند صباحی دیگر می میرند. محض اطلاع آقایان؛ نمونه اشتباه تاریخی تان را بعد از 22 خرداد دیدید پدرخوانده های ناصالح و ناصادق!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/7. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

این روزا اشکم دم مشکمه! وقتی بعضی حرف ها و خبرها رو می شنوم، همینطور سرازیر میشه. نه بخاطر اینکه دل نازکم، نه! ماها معجزه ایم که این همه تناقض و دروغ رو می بینیم اما هنوز نمردیم.

فرصتی شد تا گفت و گوی کوتاهی با یکی از اعضای ستاد انتخابات کشور (نام محفوظ-اپراتور) در استان آذربایجان شرقی داشته باشم، ماحصل گفت و گو را بخوانید؛

-می روم سر اصل مطلب؛ می خواهم بدانم آیا شاهد تقلبی در انتخابات بوده ای یا نه؟

+ برای خودم دقیقاً 10 مورد، البته در اتاق ما (تجمیع آرا) 6 نفر بودند به علاوه نمایندگان شورای نگهبان و وزارت کشور که می آمدند و می رفتند.

-چگونه این تقلب ها انجام گرفت؟

+ ببینید برای هر صندوق، مثلا صندوق شماره 45 تبریز، شناسنامه ای کامپیوتری وجود دارد. یعنی اینکه مثلا مشخص است که به صندوق مورد مثال، چه میزان تعرفه تعلق گرفته و در صورت اتمام تعرفه ها، چه تعداد تعرفه اضافی برای این صندوق فرستاده شده است. این اطلاعات در کامپیوتر ثبت می شود. مثالی می زنم؛

به صندوق مورد مثال 1500 تعرفه تعلق گرفته، این صندوق تعرفه هایش به اتمام رسیده تا پایان وقت اخذ رای 500 تعرفه دیگر نیز در اختیار مسئولین صندوق قرار گرفته. به عبارت ساده تر به این صندوق 2000 تعرفه تحویل داده شده است.

- ببخشید حرفت را قطع می کنم...

+ آهان! اینکه چگونه تقلب شد، نمونه های مورد مشاهده من همگی از این دست بودند؛
تعرفه تحویلی به صندوق فلان شماره 2000
آرای اخذ شده صندوق 3600 !
تعرفه تحویلی به صندوق بهمان شماره 2700
آرای اخذ شده صندوق 5000!

- اعتراض نمی کردید؟ ضمن اینکه اینطور که می گویی "همه چیز در کامپیوتر ثبت می شود"، الان باید این اسناد در کامپیوترها موجود باشند؟

+ البته اعتراض می کردیم. وقی می گفتیم در فلان صندوق، دو برابر تعرفه تحویلی، اخذ رأی شده، نماینده شورای نگهبان می گفتند در کامپیوتر تعداد تعرفه ها را با آرای اخذ شده هماهنگ کنید!

- یعنی چطور؟

+ یعنی اگر در صندوقی با تعرفه تحویلی 2000 برگه، 3600 رای اخذ شده بود، نماینده شورای نگهبان می گفت تعداد تعرفه تحویلی را بکنید 3600 برگه! این کار از ما بر نمی آمد، می رفتند در اتاق مرکز آمار ستاد انتخابات و آنجا تصحیح می کردند.

- با این حساب مدرکی نمانده؟

+ در نگاه اول نه! ولی مطمئنم اگر اهل فن جستجو کنند این موارد را پیدا خواهند کرد، اما چنانکه از آقای ابوترابی نایب رئیس مجلس هم شنیدی شورای نگهبان نگذاشت اقدام اساسی در رسیدگی صورت بگیره.

- می توانی اسم آقایانی که این دستورها را می دادند، بگویی؟

+ خودشان را نه ولی بالادستی هایشان را چرا!
"اکبر غفاري" رئيس ستاد انتخابات استان آذربايجان شرقي و "عباسعلي اسدي" رئيس دفتر نظارت و بازرسي انتخابات شوراي نگهبان قانون اساسي در استان آذربايجان شرقي. خود اسدی دستور این اقدام را داده بود که اگر این مشکل پیش آمد موضوع را محول کنید به مرکز آمار برای تصحیح.

- یعنی از قبل می دانستند؟

+ نمی دانم، اما حداقل اینکه آماده بودند. به والله قسم من خودم 10 بار و 5 همکارم تقریبا به اندازه من (در یکی از اتاق های تجمیع رای)، حالا بیشتر و کمترش را نمی دانم چون نشمردم، موارد اینچنینی رصد کردند. همکاران اتاق مجاور و روبرو هم همینطور! بعد آقایان در اتاق آمار عددها را تغییر می دادند تا در درصدها مشکلی ایجاد نشود، وگرنه تعداد رای اخذ شده مثلا می شد 160 درصد یا 200 درصد!

- همانطور که در بعضی صندوق ها اتفاق افتاده؟

+ دقیقا! چون این یک کار حرفه ای است. و یک اپراتور معمولی نمی تواند انجام دهد، فشار بالای کار و حجم انبوه چنین تخلفاتی باعث می شود رشته کار از دست آدم در بیاید. خطا کند یا یادش برود تصحیح کند. اینطوری می شود که آرای صندوقی گاهی می شود 170 درصد!

- در چند انتخابات سابقه همکاری داشته ای؟

+ 12 انتخابات مختلف؛ شورای شهر، رئیس جمهوری، خبرگان، مجلس.

- تا حالا به چنین موردی برخورده بودی؟

+نه والله! اولین بار بود. یکبار 5 صبح در انتخابات مجلس آمدند کامپیوترها را از برق کشیدند که دیگر همینقدری که شمردید کافی است، بقیه را نمی خواهد بشمارید، آنقدر سر و صدا شد که نگو و نپرس.

- می توانم بپرسم به کی رای دادی؟

+ محسن رضایی.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/4. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خطبه های نماز جمعه را که دیدم، یاد گذشته افتادم. چند سال هر جمعه من نماز جمعه را برای انتخاب گزارش می دادم. نتیجه کار هنوز در فضای اینترنت موجود است. بهترین گزارش هایم مربوط به حجت السلام والمسلمین احمد خاتمی و آیت الله جنتی است! فکر نکنم کسی مثلا این تیتر هرگز یادش برود؛ جنتی با اشاره به شعار نمازگزاران: زمان مرگ امریکا فرا رسیده،چون شما فریاد مرگ بر شاه سر دادید و شاه مرد!

یا امکان ندارد کسی تیتر خاتمی: آمریکایی ها احمقند، یادش برود. تمام آن گزارش هایی که به کمک برادرم وحید کاظم زاده از خطبه های آیت الله حسنی تهیه و شاید برای شاد کردن دل مردمی که پر از غم بود.

به هرحال، امروز وصیت می کنم بیکار ننشیند، مثلا خطبه امروز جنتی را بخوانید سرتاسرش منطق ها موج می زند، حتی فلسفی است! بالاخره سایت های دیگر می توانند دست به کار شوند

مثلا من از حرفهای پرمنطق امروز جنتی این تیتر را در می آوردم؛ جنتی خطاب به دشمنان؛ يادتان باشد سفاهت و حماقت حد و مرز دارد

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/3. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

مطلبی دیدم در وبسایت بالاترین با عنوان امام سال 61: احتمال قوی میدهم بعد ازمن برای انتقام از من و به نام دفاع از من ، به دوستان من تهمت های ناروا میزنند(موثق) لینک دهنده مطلب افزوده بود: "این نامه ایست از امام که در صحیفه نور و کتاب ودیعه دیدار امام (ره) منتشر شده است. اما برای اینکه دسترسی به این منابع سخت است. منبع در دسترسی را به شما معرفی میکنم: نطق نا تمام مرحوم آیت الله توسلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام که در میان آن اجل امانشان نداد و به دیار باقی شتافتند."

وظیفه دانستم با توجه به آشنایی و تحقیقات گذشته در صُحُف نور(منبعی پر از ایراد) و امام که از هر حیث منبع مطمئنی است، متن اصلی نامه آیت الله خمینی را درج کنم. امید که گره ای از کار دوستان بگشاید؛

پيام به ملت ايران درباره سيد احمد خمينى و رفع تهمتهاى ناروا

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/2. موضوع : صحیفه امام...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

گفتم کمی از حرف های زرقامی را بخوانیم، شاد شویم؛

"عزت ضرغامي" روز پنج شنبه در مراسم افتتاح پروژه هاي صدا و سيماي مرکز گلستان در گرگان گفت:اگر نبود برخي بي مهري ها و بي صفايي هاي برخي دوستان انقلاب که مقداري اين را به کام ملت ايران تلخ کرد، دنيا همان پس از انتخابات سر تعظيم در مقابل ايران فرود مي آورد.

*چرا؟ مگه دنیا مثل شما و دار و دسته تون کور و کر و مزدوره؟ یا مگر دوستان انقلاب نبودند، ما خودمان خیار چنبر بودیم؟

ضرغامي در ادامه خاطرنشان کرد: معتقدم برخي از اتفاقات ناگواري که پس از انتخابات رخ داد ، همه در آينده موجب موفقيت کشور خواهد شد و مردم هم در راي کمي خود در انتخابات و هم با راي کيفي خود در جمعه پس از انتخابات ، نشان دادند که آماده اند با همه وجود از نظام و انقلاب خود دفاع کنند و تا سر حد جان بر روي عقيده خود بايستند.

*از من یکی مایه نذار، خودت وایسا از نظام و انقلابی که به اینجا ختمش کردین دفاع کن، البته تا آخرش من یکی وای میسیم تا خون به دل خودت و احمدی نژاد کلا ابواب جمعی تون کنم.

رئيس رسانه ملي يادآور شد: دنيا در اين انتخابات مشاهده کرد که دشمنان با بهانه اي که فراهم شد، تمام مدل ها يي که براي نابودي انقلاب داشتند را هزينه و خرج کردند، اما موفق نشدند و در همين يکي دو روز نيز بسياري از اين دشمنان عقب نشيني کردند و پيغام دادند که ما قصد دخالت در امور داخلي ايران را نداشتيم و در مدت کوتاهي دست آنها رو شد.

*چیه نکنه جریان او 100 کشوریه که به احمدی نژاد گفتن مدل مدیریتش رو بده به اونها؟ کدوم کشورا؟ همون دو تا رو نام ببر شاید منم توبه کردم. دشمن کجا بود عمو؟ ارتباط لوله پولیکای مستراح خونه ها هم تحت نظر و فیلترینگ رفقای شما بود، این دشمنان از تو کدوم جهنم دره ای توی انتخابات ما دخالت کردن؟ البته روسیه یه چیز دیگه است!

وي با بيان اينکه دشمنان فکر مي کردند با رسانه ها يي مانند صداي آمريکا، صداي انگليس و فيس بوک و نظاير آن و با چهار تا آشوبگر در ميدان ها مي توانند به انقلاب صدمه بزند گفت: اما فضاي واقعي همان صندوق هاي راي است و دشمنان اشتباه تصور مي کردند که مي توانند با استفاده از فضاي رسانه اي و مجازي تاثير و خللي در ارکان انقلاب ايجاد کنند.

*صدای انگلیس کجاست؟ فیس بوک رسانه نیست؟ مردم از ناچاری به اونجا روی اوردن. یوتیوپپ، توییتر، یاهو و... اینا رو نگفتی سید ظلم کردی به انقلاب! اگه دشمنان اشتباه کردن چرا زمین و زمان و فیلتر کردین و پارازیت انداختین؟ آدمی که به خودش مطمئنه که اینقدر ترسو نمی شه. تا همین جاش هم کاری کردیم که صدای آخ شماها حالا حالاها در خواهد آمد.

رئيس سازمان صدا و سيما با بيان اينکه مقام بالاي وزارت خارجه آمريکا اعلام کرد که اين انقلاب انقلاب موبايل است افزود: آنها با استفاده از نرم افزارها و تمام فن آوري هاي نوين خواستند چهار تا کوچه ايران را تحت پوشش قرار دهند که بگويند اين تمام خيابان هاي ايران است و بعد تمام شبکه هاي شان بسيج شدند و ميز مخصوص ايران در رسانه هاي خود ايجاد کردند وBBC و CNN يک به يک برخي تصاوير ساختگي مثل مرگ همان خانم (ندا آقا سلطان)را به نمايش گذاشتند و بعد آقايي به نام آرش حجازي در اين زمينه جوسازي کرد و اکنون نيز گم و گورشده و پيدايش نيست را به راه انداختند.

*جان من، اسم اون مقام بالا را بگو! چقدر بالاست؟ کیه که فقط خبرش به تو رسیده؟ در ثانی، پس نه! همه خبرنگارا رو یا اخراج کنید و یا زندان، بعد منتظر باشید که دنیا خبرهای شما رو پخش کنه؟ شما اصلا معلوم نیست گزارشات کدوم سیاره رو پخش می کنین، حتی گزارش هواشناسی تون هم ایراد داره! آن بدبخت هم گم نشده، احتمالا دولت انگلیس از ترس شماها یکجایی قایمش کرده یه وقت چنته ای، واجبی چیزی نخورد.

وي با بيان اينکه سفير ونزوئلا نيز تعريف مي کرد که در دور دوم انتخابات اين کشور نيز همچين صحنه اي نظير مرگ آن خانم را در آن کشور به راه انداختند و اين سناريو هم در آنجا پياده شد و مي خواستند بگويند که راي آقاي چاوز هم ساختگي است اما موفق نشدند.

*بدبخت ملتی که روش های ونزوئلایی در آن تکرار بشود. و خاکبرسر سیستم اطلاعاتی شما که بعد از این فاجعه هنوز نتوانسته ماجرا را جمع و جور کند.

وي برگزاري مناظره ها را کاري استثنايي دانست و اضافه کرد: اين مناظره ها در دنيا و در فضاي رسانه اي جزو استثنائات بود و نامزدهاي انتخابات مي توانستند به راحتي همه حرف هاي خود را بزنند و مردم هم انتخاب کنند.

* به جان عمه شما!

رئيس سازمان صدا و سيما تصريح کرد: پس از انتخابات نيز رسانه ملي وظيفه آرام سازي و جمع کردن تنش ها را به روش حرفه اي و متعهدانه پيش گرفت تا بتواند فضاي آرام را به ملت بازگرداند.

*شایان ذکر است که دروغ، حناق نیست.

انشالله توفیق دیدار دست دهد آقای زرقامی تا لنگی کفشی اگر نبود گیوه و دمفرشی یی قرب الی الله حواله تان کنم.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/2. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
دقیقا نمی دانم حکومت 40 میلیون رای را برای چه نیاز داشت؟! به گمان من، امر مهمی مربوط به داخل یا خارج از ایران بود. یعنی اینکه حاکمیت می خواست به واسطه این 40 میلیون رای، سیاستی به همان نسبت و مقیاس را اجرایی کند. 

به نظرم، شرح ساده ماجرا این گونه است؛

از چندماه یا حتی یک سال پیش از انتخابات، در رده های بالایی نظام تصمیم مهمی گرفته می شود. این تصمیم با محمود احمدی نژاد در میان گذاشته می شود و او حاضر می شود آن را اجرایی کند. منتها برای اجرایی کردن تصمیمی چنین خطیر، نیاز به مشارکت بالا و رای اکثریتی احمدی نژاد است.

به این ترتیب به صورت لایه-لایه جریان های سیاسی و نظامی برای مهندسی کردن انتخابات وارد ماجرا می شوند. ماجرا به خوبی پیش رفت، اما مردم این بار با ساز نظام، نرقصیدند!

اگر حاکمیت عصبانی شده طوری که حتی رهبری نظام در اقدامی بی سابقه مخالفین را تهدید می کند، علتش این است که دیگر نمی توان آن سیاست بزرگ را اجرایی کرد یا حداقل عملی کردن آن برای مدت ها به تعویق افتاده است.

آنکه سیاست مذکور چه بوده که رهبری حاضر شده بهایی چنین سنگین بخاطرش بپردازد و از کیسه نظام خرج کند، به گمان من چیزی در مایه های سیاست بازتولید دوران فره روم که موسولینی در ایتالیا در پی آن بود، یا هزاره نازیسمی که هیتلر از آن سخن می گفت، یا صده کارگری که استالین بدان تشبث جست و در آخر بسیج عمومی انقلابی که مائو به راه انداخت. انتخابات تازه اول ماجرا بود، بعد از آن با استفاده از سیاست اتخاذ شده، سعی در اجرایی کردن آن گرفته می شد. درست مثل موارد بالا، هرچند که در برخی اصلا بحث انتخابات هم مطرح نبود! انتخابات برای نظام به این دلیل اهمیت داشت، که امروز مشروعیت حکومت ها از طریق صندوق رای تایید و نشان داده می شود، درصورتیکه در صده گذشته این چنین نبود. 

کجای برنامه عیب پیدا کرد؟(خدا را شکر)؛ اینکه مردم ایران قابل پیش بینی نیستند. به هرحال مردم نگذاشتند سیاستی در این مقیاس اجرایی شود. به خودمان باید تبریک بگوییم، این بزرگترین دستاورد یک جنبش است. می دانید سیاست های مذکور غیر از به چالش کشیدن جهان، در نهایت مردم همان کشور را چنان با بحران مواجه خواهد کرد، که لااقل در مورد ایران نه از تاک نشان می ماند و نه از تاکنشان. ...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/1. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

چه زمانی آقای جنتی نامه اش را درباره صحت انتخابات دهم نوشت؟

برنامه خبری ساعت 9 دیشب را حتما دیده اید؟ مجری ابتدا می گوید شورای نگهبان هنوز در حال بازشماری آراست و اگر نتوانستیم آخرین اخبار انتخابات را به آگاهی تان برسانیم در خبر ساعت 10:30 به سمع نظرتان خواهیم رساند!

ناگهان در بخش های پایانی خبر، مجری می گوید به خبری که همینک به دستم رسید توجه فرمایید!

سپس بیانیه شورای نگهبان را می خواند؛

اول- اگر کمی با کارهای رسانه ای آشنا باشیم، می دانیم میز خبر قواعد و برنامه خاصی دارد. به طور مثال خبر فوری یا بیانیه را با تصاویر مکش مرگ ما نشان نمی دهند! چرا؟ چون این تصاویر باید از پیش آماده شده باشد! یعنی میز خبر تصویری را برای خبری که معلوم نیست چه زمان بیاید که آماده نمی کند، اصل این است که بیانیه ای به این مهمی با کلوزآپی از مجری خوانده شود!!

دوم- صدای مجری ضبط شده بود؛ صدای استودیوی خبر را با صدای ضبط شده مجری مقایسه کنید. نبود غلط های گفتاری (تپق زدن، اشتباه خواندن کلمه، جمله را درست نخواندن، مثلا جمله پرسشی را خبری خواندن) در خواندن بیانیه ای که بار اول خوانده می شود تقریبا امری محال است. از سوی دیگر تصویر مجری نشان داده نمی شود و تصاویر ضبط شده اینور و آنور را نشان می دهند.

سوم- چه چیز مرا به یقین رساند؟ خبر فارس نیوز؛ در خبر این رسانه! آمده بود که بازشماری صندوقهای استان گیلان صبح فردا(یعنی امروز صبح) تمام می شود! آنوقت دبیر شورای نگهبان چه چیز را تایید کرد؟ صحت کدام بازشماری و انتخابات را؟

چهارم- اینقدر دروغ شان بزرگ است که مدام اشتباه می کنند، شما که می خواستید این نتیجه را بگیرید دیگر چه مرضی داشتید که هیئت بازشماری درست کنید؟ 

پنجم- قطع یقین همانطور که نامه رهبری، نامه جنتی نیز از پیش نگاشته شده بود. 

ششم- مردم یعنی ما می فهمیم! لااقل طوری دروغ بگویید که آبرویتان بیشتر از این نرود. حیف است نظامی که این همه خون بالایش داده اند، اینطور رو به فنا برود. 

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/30. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

بازگشت همه بسوی اوست.

صحت دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری از سوی جنتی دبیر شورای نگهبان اعلام و تایید شد.

ترسـم نرسـی به کــــعبه ای اعــرابی،

کاين ره که تو می روی به ترکستان است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/29. موضوع : ...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یادش بخیر خدا بیامرز پدرم، می گفت مردم استبداد را نمی خواستند بنابراین شاه را سرنگون کردند، اگر شاه اندکی درک و شعور سیاسی داشت نه آنطور غریب و بی کس می مرد و نه مردم و ایران هزینه یک انقلاب را می داد.

روانش شاد همیشه یکی از مثال هایی که برایم می زد، این بود که آقا! استبداد بود حتی پاکت نامه های آدم را باز می کردند و می خواندند، نمی شد آنطوری زندگی کرد!

هیچ وقت گمان نمی کردم، این روز را دچار شویم! چه روزی؟ امروز نامه ای دریافت کردم، نکته جالب آن بود که کسی پاکت بزرگ و زردرنگ نامه را پیش از من گشوده بود! عصبانی به مامور پست گفتم این چه وضعی است؟ گفت والله ما بی تقصیریم! جای دیگر و کسی دیگر گشوده!
         

چشمانم گرد شده بود، عجب مملکت آزادی که نامه هایت را هم می خوانند. اما قسمت جالبترش که آقای بازبین ناشی دیر فهمیده بود اینکه محتویات داخل پاکت، نامه هایی رسمی با سربرگ قوه قضائیه بود!

با خودم گفتم لااقل احمق ها! اندازه ساواکی ها که ما تعریف شان را شنیدیم، شعور داشته باشید، پاکت نامه ها را با گرم کن باز کنید و دوباره ببندید، همانطور که معمولا سرویس های اطلاعاتی کشورها، نامه های سفارت خانه های خارجی را بازبینی می کنند. ولی واقعا به قول هگل تاریخ دو بار تکرار می شود و به قول مارس یکبارش تراژدی است، بار دیگر کمدی!
گشودن بی سر و صدای نامه ها در این شهر هرت، از دست عمه من هم بعد از یک آموزش چند ساعته بر می آید! نکند آن را هم سپردید دست اغتشاش گران؟

وقاحت آنقدر از حد گذشته، که یارو نامه رسمی را پاره می کند، بعد بی خیال می دهد مامور پست! حالا خوش بحالم نامه با پست سفارشی بود، وگرنه پازل محتویات نامه هم دستم نمی رسید.

از این به بعد خواستید نامه بفرستید یا دریافت کنید، خودتان شخصا به محل گیرنده رجوع کنید، از شخص فرستنده هم بخواهید یک تک پا چندصد کیلومتر بردارد بیاید در خانه شما! امنیت نیست حتی در فلان جای آدم!

پ.ن: ای بابا دست روی دلم نگذارید، "شکایت کن با قانون اساسی مغایر است" مسئولین اول مملکت اعمالشان مغایر قانون اساسی است، آن وقت از یک کارمند جزء چه انتظاری می شود داشت؟!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/27. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یکی از دوستانم پرسید چه می شود؟ آنچه گفتم و شنیدم اینجا می نویسم؛

گفتم: نظام جمهوری اسلامی اگر خواستار بقا است، باید صدای مردم را با گوش دل بشنود. با این اقدامی که رهبر نظام انجام داد یعنی کلیت نظام و خود را پشت سر احمدی نژاد قرار دارد، اکنون هر شکست احمدی نژاد شکست نظام و آقای خامنه ای محسوب می شود. باید عنایت داشت که موج شکست های آقای احمدی نژاد از روز 23 خرداد به صورت تصاعدی روند رو به رشد داشته است. شکست هایی از جمله سهمیه بندی بنزین بدون هیچ پشتوانه فکری، صندوق های قرض الحسنه، وضعیت بد معیشتی مردم و اقتصادی نظام، بحران های نظیر ماجرای اقلید و تبریز، شدت گرفت حرکات چریکی مانند بمبگذاری های اهواز، شیراز، تهران و آغاز به کار عبدالمالک ریگی به عنوان نیروی معارض بجای مجاهدین، همه این ها شکست هایی است که یکی از آنها دولتی را نابود می کند. بگذریم از ماجراهای دیگر، مثل مشائی، یا سئوالات توهین آمیز در آموزش و پرورش، یا طرح عجیب ضرب و شتم دختران و پسران به دلیل لباس هایشان. لیست شکست های ایشان را بگویم می شود مثنوی هفتاد من.

ــ خب؟

+ حالا اضافه کن، از فردای انتخابات اتفاقاتی در تاریخ جمهوری اسلامی افتاد که سابقه نداشت. مردم حق شان را مطالبه کردند، نظام به آنها نداد، مردم خون دادند، زندانی دادند. غیر از این ها مشابه یک کودتای نظامی تمامی سیاستمداران مخالف با دولت توسط نیروی امنیتی دستگیر شدند. اتحادیه اروپا بیانیه ای صادر کرد که طی آن تمامی سفرای ایران در کشورهای اروپایی باید احضار شوند، اقدامی که سابقه نداشته، احمدی نژاد در جهان خارج با بحران مشروعیتی روبروست که هیچ جا نمی تواند به عنوان نماینده مردم حرف بزند. مگر در داخل در میان حلقه خودی ها.

ــ چرا فکر می کنی شمارش معکوس نظام شروع شده؟

+ شاه هم همین کار را کرد؛ گفت این ها که می آیند بیرون مارکسیستند، از خارج می آیند، از شوروی پول می گیرند، این ها مردم نیستند، مشتی اغتشاش گرند، همین ها را امروز مسئولان ما می گویند بدون اینکه به عواقبش فکر کنند. به یاد داشته باش که از امروز به بعد مردم حرف حاکمیت را قبول ندارند، به طور مثال با آدمی عادی صحبت کردم که می گفت تا به الان 3-4 هزار نفر کشته شده اند! مردم را از خانه هایشان می دزدند و... درست اتفاقی که برای رژیم شاه افتاد. موج شایعه وقتی آغاز شد دیگر پایانی بر آن نخواهد بود.

ــ اگر احمدی نژاد رئیس جمهور باقی بماند، چه خواهد شد؟

+ آن بچه ای که 23 خرداد 1388 به دنیا آمد، کم کم رشد خواهد کرد. درست مانند پدرش در سال 1342. او امروز ضعیف است، اما کم کم قوی می شود، دندان در می آورد تا گاز بگیرد، ناخن هایش را بلند می کند تا خنج بکشد، ورزش می کند تا حریف را در میدان ضربه فنی کند، مطالعه می کند تا اندیشه و ایدئولوژی برای حرکتش بیابد و به مجرد اینکه به بلوغ رسید می کند همانی را که پدرش در سال 57 کرد!

ــ نمی شود جلویش را بگیرند؟

+ مثلا دارند جلویش را می گیرند، دستگیر می کنند، می کشند، شکنجه می دهند تا حرکت در نطفه خفه شود، اما این غیر ممکن است. اگر کسی می توانست آن شاه بود با دستگاه عریض و طویلش، وضعیت امروز نظام جای خود دارد که هیچ دوست قدرتمند و مهمی در جهان ندارد، دستگاه اطلاعاتی اشت هم آنقدر ضعیف است که بعد از اتفاق کشف می کند و نه قبل از آن. یعنی مولفه های پیروزمندانه ساواک را هم ندارد.

ــ چه کار می شود کرد؟

+ هیچ! باید پاسخ مردم را به درستی بدهند. وگرنه مردم دیگر صندوق رای را باور نخواهند داشت، آنوقت یعنی حرکت مسالمت آمیز را قبول ندارند و بعد آنچه می کنند که هیجانشان به آنها می گوید درست مانند سال 57.

ــ بعد از آن؟

+ هر دو می بازند! نظام جمهوری اسلامی، روحانیت و اسلام برای همیشه طومارش در هم پیچیده می شود، مردم هم چاه دیگری خواهند کند که گمان می کنم از چاه امروزی به مراتب عمیق تر است.

ــ امکان حمله به ایران هست؟

+ با توجه به وجهه بدی که ایران در سطح جهان پیدا کرده، اگر احمدی نژاد در مقابل اوباما کوتاه نیاید، رئیس جمهور آمریکا با توجه به مقبولیت جهانی که دارد، خواهد توانست بلوکی در مقابل ایران تشکیل دهد. البته همان بلایی که در عراق و افغانستان نازل شد بر سر ما نیز پیاده خواهند کرد. ایران امروز از همه زمان ها ضعیف تر است، وقتی حکومتی پشتوانه مردمی نداشته باشد هیچ ندارد. اگر حکومتی خود را حقانی نکند مردم او را عوض می کنند و این کار را آنقدر ادامه می دهند تا سرانجام به مقصود برسند. نگاه کن به 5 انقلاب فرانسه. انقلاب ایران از این قاعده مستئنی نیست.

ــ نظرت چیست؟

+ 30 سال زمان زیادی است و گمان می کنم مسئولین فعلی از یاد برده اند که صندلی و میزها را چگونه به دست آورده اند! و گرنه اشتباهات شاه را تکرار نمی کردند که اگر با این کارها نظامی ماندنی بود، پسر شاه امروز مملکتداری می کرد!

ــ این ها که معتدل هستند و میانه رو چه در هر دو جناح؟

+ می خواهند نظام را حفظ کنند. مثل لاریجانی، توکلی یا حتی خاتمی. اما با توجه به 4 سالی که پیش رو داریم و حرکت های مردمی که دیگر خاموش نخواهند شد، حلقه مسئولان نظام روز به روز تنگ تر خواهد شد، آنقدر تنگ که دیگر جایی برای گنده گوزی های سردار رضایی، یارانش و افراد بالا هم نخواهد بود. نظام تماما یکدست می شود و سرانجام به پایان عمرش نزدیک می شود. اگر منظور آقایان حفظ نظام است که تنها راهش، آشتی مردم با صندوق رای یعنی برگزاری انتخابات دوباره و یا برکناری و استعفای احمدی نژاد است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/25. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
صادر نشدن مجوز برای تجمع و راهپیمایی و نیز سرکوب شدید تجمعات مسالمت آمیز  مردمی ، مردم را به خلق شیوه های جدید تر اعتراض واداشته است.

به گزارش"کلمه"  مشاهدات و شنیده ها از سطح شهر ها حاکی است، مردم تصمیم گرفته اند روز دوشنبه اول تیرماه و از ساعت 5 تا شش بعد از ظهر و به نشانه ی اعتراض و نیز همدردی با شهدای شنبه سی ام خرداد ماه چراغ های اتومبیل خود را روشن کنند.

به نظر می رسد این شیوه ی جدید اعتراض در پی ممانعت بی سابقه و برخورد شدید نیروهای نظامی و شبه نظامی با مردم باشد.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خبر هک شدن قلم کذب محض است/ مردم به شایعات هدفدار بیگانگان توجه نکنند

قلم - در پی پخش شایعاتی مبنی بر هک شدن سایت قلم و دامن زدن رسانه های خارجی به این خبر کذب، تاکید می شود که سایت قلم با مشکل هک شدن مواجه نشده و انتشار چنین شایعاتی در راستای دور کردن ذهن مردم از مسیر اصلی دریافت اخبار مهندس موسوی است.

روز یکشنبه در برنامه های برخی رسانه های خارجی فارسی زبان و برخی سایت ها از جمله فیس بوک و تویتر شایعاتی مبنی بر هک شدن سایت قلم مطرح شد و به سرعت به این شایعه دامن زده شد؛ اگرچه سایت قلم بنا ندارد با انتشار هر شایعه ای به توضیح و رد شایعات بپردازد -کما اینکه پیش از این نیز چنین شایعه ای مطرح شده بود- اما این بار به دلیل حساسیت مقطع زمانی که در آن قرار داریم، تاکید می شود که قلم با مشکل هک مواجه نشده است.

مخاطبان گرامی سایت توجه داشته باشند که بارها تاکید شده است که اخبار رسمی مهندس موسوی از این سایت (قلم) و کلمه منتشر می شود و طبیعتا اگر هک شده بود نباید آخرین بیانیه ها و اخبار مهندس موسوی را منتشر می کرد. از مردم عزیز و هوشمند ایران درخواست می شود به شایعاتی توجه نکنند که به شکل هدفدار منتشر می شوند و توجه داشته باشند که در شرایط فعلی کشور بسیاری از رسانه های بیگانه تلاش دارند با بی اعتماد کردن مردم به پل ارتباطی میرحسین موسوی با جامعه، از فرصت استفاده کرده و دیدگاه ها و نظرات خود را به جامعه تحمیل کنند. از سوی دیگر برخی از هموطنان عزیز که از امنیتی شدن فضای موجود نگرانند، دقت داشته باشند که بدون استدلال منطقی تبلیغات و چنین شایعات و اخبار کذبی را نپذیرند و ناخواسته در مسیر گسترش شایعاتی قرار نگیرند که زیان اصلی آن به مردم، کشورمان و میرحسین موسوی وارد می شود.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
سردار رادان گفت به کسی شلیک نکرده ایم! شلیک نکرده اند و تا به حال 150 نفر کشته شده، خدایی نکرده! شلیک نکردند چه می شد؟!

یک ایمیل رسیده؛
با سلام لطفا آمار زیر را روشن و نتیجه آنرا جهت روشن شدن افکار افراد مثل بنده در سایت بگذارید

1-تعداد کل صندوقهای شهری 26000

2-تعداد کل صندوق های روستایی 20000
3-جمع ساعات رای گیری در مناطق شهری 13 ساعت؛ که ساعت 12 تا 13 جهت ناهار و استراحت بوده
4-جمع ساعات رای گیری روستایی که حداکثر تا ساعت 16 بوده؛ یعنی 8 ساعت

5-وقت لازم برای اخذ هر ارای 50-70ثانیه ( اگر محاسبه دقیق باشد اگر نیست شما بگویید) نتیجه26000*12*70=21840000 رای در مناطق شهری

6-نتیجه 11200000=70*8*20000جمع رای در مناطق روستایی

21840000+11200000=33040000 جمع کل آرای ماخوذه پس بقیه آرا از کجا آمده؟ حداقل 6 میلیون اختلاف

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟