تبليغاتX
خواهان صلح
 
 
متاسفانه وبلاگ بدون اطلاع قبلی مدتی است فیلتر شده. همانطور که برای مخابرات هم نوشتم فکر می کردم اشتباهی شده، اما با پاسخ امروزشان مشخص شد که دست به هدف زده اند! در پاسخ مخابرات آمده که دستور انسداد از سوی" کمیته تعیین مصادیق پايگاه هاي غیر مجاز اینترنتی" ( وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي) صادر شده.
در یکی
از بندهای پاسخ مخابرات آمده که هرگونه تغيير در آدرس فيلتر شده يا راه اندازي دامنه جديد با محتواي قبلي، يا راه اندازي سرويس https، تخلف محسوب ميگردد.یکبار این وبلاگ به دلیل پخش فیلم و سخنان عباس پالیزدار فیلتر شده بود، که آن زمان کلی هم به حسین درخشان بخاطر لینک دادن و حرفش مبنی بر اینکه چرا "این وبلاگ فیلتر نشده" فحش دادم، اما کمی بعد وبلاگ با معجزه! رفع فیلترینگ شد.

   

پ.ن: مدت زیادی است که به دلیل مشکلات سخت افزاری (کامپیوترم خراب شده و هنوز هم درست نشده) کلامی در این وبلاگ ننوشتم، فکر می کردم که وقتی آغاز می کنم از روزهای جدید بنویسم اما...

به هرحال پیش از این وبلاگی درست کرده بودم به نام http://delapaix.wordpress.com/ دلتان تنگ شد آنجا سری به من بزنید.


  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/11/15. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
سلام
ببخشید مدتی نیستم
لپ تاپم خراب شد و تا خرید لپ تاپ بعدی فعلا خداحافظ!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/10/27. موضوع : ...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
اختصاصی خواهان صلح- به نقل از یک منبع آگاه در دادستانی کل کشور؛ علاء الدین نورمحمدزاده رئیس سابق شورای شهر تبریز، موسوم به سلطان زمین خواری کشور بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، نورمحمدزاده سه روز پیش با حکم یحیی میرزا محمدی دادستان عمومی و انقلاب تبریز بازداشت و روانه زندان شد.

وی که ریاست هیئت مدیره شرکت تعاونی مسکن جماران (شرکت متهم به زمین خواری به نام خانواده شهدا و بسیجیان) را بر عهده دارد، به همراه چهار نفر دیگر از اعضای هیئت مدیره و دفتر ریاست شرکت، توسط ماموران اطلاعات و با حکم شعبه 4 بازپرسي تبريز بازداشت شده است.
http://tabrizca.ir/tabestane/tabestane_14.jpg

دکتر مقصود احباب و مهندس علاءالدين نورمحمدزاده در سال 83 به اتهام سوءاستفاده از موقعيت شغلى و تصرف غيرقانونى اراضى شهرى در حدود شش هزار هکتار، با دستور استاندار آذربایجان شرقی از شوراى شهر تبريز اخراج شده بودند. اعضاى فوق هم بلافاصله با تنظيم شكايتى به دادگسترى استان نسبت به اخراج خود اعتراض كردند. قاضى پرونده مذكور، پس از رسيدگى به موارد مورداعتراض، در نهايت طى حكمى ۱۰ صفحه اى در اوايل سال 84، اعضاى سلب عضويت شده را از كليه اتهامات وارده تبرئه كرده و خواستار بازگشت آنان به شوراى شهر تبريز شد. بدنبال بازداشت این افراد که مدعی بودند زمین ها را جهت واگذاری به بسیجیان و خانواده های شهدا تصرف کرده اند، تعدادی از خانواده شهدا و بسیجیانی که فریب احباب و نورمحمدزاده را خورده بودند، در مقابل استانداری تجمع کرده و خواستار آزادی این دو عضو شورای شهر شدند.

اين در حالى بود كه سبحان اللهى، استاندار وقت آذربايجان شرقى با وارددانستن ايرادات قانونى نسبت به حكم صادره در مقابل بازگشت اعضاى فوق مقاومت مى كرد و حتى زمزمه انحلال شوراى شهر تبريز به گوش مى رسيد. اين مخالفت استاندار گرچه با اعتراض جناح مخالف از جمله نمايندگان تبريز در مجلس مواجه شد اما "على اكبر ناصرى" رئيس كل اسبق دادگسترى آذربايجان شرقى طى مصاحبه اى حكم مذكور را حكمى "اعلامى" و نه "اجرايى" دانست. با این همه، آنها موفق شدند به شورای شهر بازگردند. آن زمان دليل موافقت استاندار با بازگشت اعضاى سلب عضويت شده شوراى شهر، پافشاری مجتهد شبستری نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز در حمایت از این زمین خواران و  "تقاضاى جمعى از معتمدان و بزرگان شهر تبريز" اعلام شده بود.

"رضا عبادى" فرماندارسابق تبريز در جمع خبرنگاران گفته بود: "تعدادى از بزرگان تبريز طى نامه اى از آقاى استاندار خواسته بودند براى پايان دادن به اختلافات شوراى شهر تبريز كه مغاير مصالح عمومى است، اقدام مساعد جهت بازگشت اعضاى سلب عضويت شده شوراى مذكور را انجام دهد. به همين خاطر دكتر سبحان اللهى با احترام به درخواست آنان با بازگشت نامبردگان موافقت و دستورات لازم را به فرماندارى صادر كرد.

به گفته منبع نزدیک به دادستان، سه تن از روسای دادگاه های تجدیدنظر و دو تن از روسای دادگاه های بدوی بدلیل اخذ رشوه های کلان از علاء الدین نورمحمدزاده متهم شده اند.

گفتنی است، چنانچه پرونده فرد مذکور در دادگاه بررسی شود، این پرونده بزرگترین پرونده زمین خواری کشور خواهد بود.

بسیجیان و خانواده های شهید تبریز با تنظیم شکوائیه ای از اینکه از 6000 هکتار زمینی که در قسمت های مرغوب تبریز به تصرف علاء الدین نورمحمدزاده رئیس شورای شهر تبریز درآمده، چیزی نصیبشان نشده به دادستان تبریز شکایت برده و خواهان استیفای زمین های تصرف شده ملی شده اند. مبلغ ریالی زمین های تصرف شده، چند تیلیارد تخمین زده می شود.

شایان ذکر است نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی در تلاش است وی را از بازداشت برهاند، ولی دادستان تبریز با مقاومت تهدید کرده درصورت آزادی وی در مصاحبه مطبوعاتی همه چیز را افشا خواهد کرد. اینکه شبستری چه رابطه ای با زمین خواران بزرگ کشور دارد، مربوط به زمین های تصرف شده تحت اختیار بنیاد خیریه تبریز است که اتفاقا مبلغ ریالی آن به صندوق ذخایر ارزی جامعه روحانیت مبارز و شبستری واریز شده است.

یادآور می شود وبلاگ خواهان صلح طی دو سال گذشته به این پرونده ها اشاره کرده بود.

در این باره بخوانید؛ فساد اقتصادی متولیان بنياد خيريه مصلي تبريز

 جريان احمد جنتي چگونه سيد رضا زواره اي را کشتند؛ زواره ای چرا رد صلاحیت شد؟

همچنین مطالب نام مستعارم رضا شریعتمدار را در اینترنت جستجو کنید.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/10/6. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یکی از نمایندگان روحانی نزدیک به احمدی نژاد سعی دارد رضایت علمای مخالف را جلب کند.

به گزارش خواهان صلح، آیت الله ممدوحی نماینده مجلس خبرگان رهبری و از تهیه کنندگان بیانیه ساختگی مجلس خبرگان و از روحانیون نزدیک به احمدی نژاد که در ایام انتخابات از طرف وی مامور بود به هر طلبه مبلغ 500 هزار ریال برای جلب حمایت پرداخت کند، اخیرا از سوی احمدی نژاد برای بستن دهان آیت الله امجد استاد اخلاق مبلغی بصورت چک تراول تقدیم کرده که در پاسخ استاد امجد، پولها را به سمت وی پرتاب کرده و تاکید کرده: "پول مردم خوردن ندارد."

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/9/14. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
متولیان بنیاد خیریه مصلی تبریز اقدام به مصادره زمين هاي ملي به نفع جامعه روحانيت مبارز تهران کرده اند.

به گزارش خواهان صلح، حجت الاسلام محسن مجتهد شبستري امام جمعه تبريز و عضو جامعه روحانيت مبارز تهران و حجت الاسلام موسي محمدي مسئول بنياد خيريه مصلي تبريز در زمان وزارت مسکن مهندس عبدالعلي زاده با تغيير کاربري زمين هاي ملي و مستثنيات تبريز و تفکيک اراضي زمين هاي مابين نمايشگاه بين المللي تبریز و شهرک باغميشه (به مساحت يک ميليون هکتار با پلاک هاي 1001 ، 1002 و... موسوم به شهرک مرزداران) با این انگيزه که قرار است بعد از تفکيک زمين های مذکور، آنها را میان بسيجيان توزيع کنند، نسبت به فروش متري بالاي 2 ميليون تومان به افراد، عملا دست به مصادره اموال ملي زده بدون اينکه قطعه اي به خانواده های بسيجي يا خانواده شهدا اهدا کنند. لازم به ذکر است وقتی اداره مسکن و شهرسازی تبریز با این اقدام مخالفت می کند، متولیان بنیاد خیریه با لابی موافقت عبدالعلی زاده وزیر مسکن و شهرسازی وقت را اخذ می کنند.

گفتنی است تمامي ماحصل فروش این زمین ها تا کنون به حساب جامعه روحانيت مبارز واريز شده تا در ايام مختلف از آن بهره برداري سياسي کنند. هم اينک گروهي از بسيجيان آذربايجان شرقي با تنظيم شکوائيه اي به مراجع ذي صلاح از جمله دفتر رهبري نظام خواستار تعيين تکليف مصادره زمين هاي ملي توسط بنياد خيريه مصلي تبريز با مسئوليت محسن مجتهد شبستري شده اند که در اثر اعمال نفوذ امام جمعه تبريز از تشکيل پرونده اين موضوع ممانعت بعمل آمده است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/9/7. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
به تازگی همسر استاد امجد درگذشته است. خدا این بانوی دیندار را رحمت کند. زن سالخورده و با ایمانی بودند. از نظر سنی از استاد امجد هم بزرگتر بودند، شاید بیش از 80 سال سن داشتند و استاد از ایشان با کمال میل نگهداری می کرد. حاجیه خانم "امجد" همسر دوم استاد بودند. همسر اول استاد سال ها پیش به رحمت خدا رفته بود.

اما شاید برای خوانندگان این وبلاگ جالب باشد که بدانند، همسر آیت الله امجد که به تازگی درگذشته، چه کسی بوده اند، یا بهتر بگویم چه نسبتی با یکی از مقامات داشتند؟!

مرحوم خانم امجد مادر شیخ کاظم صدیقی بودند. نام صدیقی به این دلیل آشناست که حجت السلام والمسلمین شیخ کاظم صدیقی آخرین امام جمعه موقت تهران است.

اما رابطه فرزند و مادری تا  یکسال گذشته و تا روزی که شیخ صدیقی مسئولیت دادگاه انتظامی قضات رو برعهده گرفت، خوب بود اما بدلیل رفتارهای تندروانه و سیاسی مآب صدیقی و بدلیل حمایت های نادرست وی از احمدی نژاد میانه مادر و پسر شکرآب شده بود و مادر به نحوی او را از خود رانده بود.

استاد امجد هم هرچند هرگز نکته صریحی درباره شیخ کاظم نمی گفت، اما معتقد بودند که ظاهر و باطن وی یکی نیست. استاد هم میانه خوبی بعد از رفتار و موضع گیری های سیاسی شیخ صدیقی با وی نداشت.

                        

موقعیتی بود تا مختصری درباره شیخ کاظم صدیقی بنویسم؛

مدرس اخلاق در برنامه های صدا و سیما
استاد اخلاق و عرفان حوزه علميه قم
از خطبای
مشهور تهران و سخنران ثابت مجالس مهديه تهران و هيات رزمندگان اسلام در تهران و ديگر شهرها
رياست دادگاه انتظامي قضات
و اخیرا امام جمعه موقت تهران،
از 5 مرداد 1358 كه اولين نماز جمعه پس از انقلاب به امامت آيت الله سيدمحمود طالقاني اقامه شد تاكنون آيات منتظري، خامنه اي، هاشمي رفسنجاني، موسوي اردبيلي، رباني‌املشي، مهدوي‌كني، طاهري خرم‌آبادي، يزدي، امامي كاشاني، جنتي و حجت السلام سيد احمد خاتمي امامت جمعه تهران را برعهده داشته‌اند و با صدور حكم آقای خامنه ای، چندی پیش، حجت‌الاسلام كاظم صديقي نيز در فهرست ائمه جمعه تهران قرار گرفت.

شیخ کاظم اوایل واقعا از مناصب دوری می کرد و به همین علت وجهه خوبی نزد مردم تهران یافت. پس از آن پایش به تلویزیون باز شد و به عنوان استاد اخلاق سخنرانی کرد. اما مثال "سر پیری!" وقتی پایش به قدرت باز شد براییش آنقدر شیرین بود که با صدیقی پیشین تا آنجا که می توانست فاصله گرفت. اینجا حرف استاد استناد پیدا کرد که؛ "ظاهر و باطن شیخ صدیقی یکی نیست!" یادآوری این نکته بد نیست که صدیقی به عنوان به اصطلاح استاد! اخلاقرای به احمدی نژاد را جهاد در راه خدا دانسته و تلویحا رای ندادن به وی را خروج از دین دانسته بود!

باز هم درگذشت بانوی محترم امجد را به استاد، خانواده، دوستان و آشنایان ایشان تسلیت گفته و برای آن مرحوم علو درجات را از خداوند منان خواستارم.

برای اطلاع عزیزان، مجلس ختم آن مرحوم  روز جمعه در مسجد ولی عصر (مسجد خوزستانیهای مقیم مرکز) واقع در خیابان خالد اسلامبولی، جنب پارک ساعی برگزار می شود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/9/2. موضوع : با مردم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
محمود احمدی نژاد گفت: درگیری های اخیر دعوای بین آقا و هاشمی است و به من ارتباطی ندارد.

به گزارش وبلاگ خواهان صلح به نقل از یکی از حاضرین در نشست، احمدی نژاد که هفته ی گذشته در جمع برخی از اعضای ستاد انتخاباتی خود سخن می گفت، با اشاره به به وجود آمدن درگیری در سطوح مختلف نظام گفت: این درگیری ها ربطی به من ندارد. این دعوایی است بین آقا و آقای هاشمی و آقا من را انداخته اند جلو!

او افزوده گفت: دعوا، دعوای من و هاشمی نیست، دعوای آقا و هاشمی است.

احمدی نژاد همچنین با اشاره به عزل وزارت اطلاعات بدون کسب نظر رهبری، گفته است: در مورد انتخاب وزرا و معاونینم، فقط من تصمیم می گیرم نه هیچ کس دیگر!

در این میان، یکی از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی به احمدی نژاد می گوید: "رای بالای شما به دلیل حمایتهای رهبری، مراجع و ولایت پذیری تان بوده، که احمدی نژاد سخنان وی را قطع می کند و در پاسخ می گوید: "مگر رهبری خودشان چقدر رای دارند؟ مگر مراجع چقدر رای دارند؟ همه ی 24 میلیون به من رای دادند و آرا مال خودم بوده است، نه کسی دیگر!  ما به کسی کار نداریم، مهم برای ما آقا (منظور امام زمان) است و ما از ایشان دستور می گیریم."

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/30. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
کهریزک چرا و چگونه بسته شد؟
سه عامل تعطیلی کهریزک چه بودند؟
دستور آیت الله خامنه ای مبنی بر پیگیری جنایت کهریزک؟

سه عامل اصلی از جمله پیگیری اصولگرایان نزدیک به پدر محسن روح الامینی یکی از کشته شدگان حوادث اخیر که در بازداشتگاه کهریزک تحت شکنجه کشته شده بود، موجب شد که این کمپ با دستور مستقیم آیت الله خامنه ای رهبری نظام تعطیل شود. اما مرگ روح الامینی تنها علت تعطیلی داخائوی ایرانی نبود!

بعد از آزادی برخی بازداشت شدگان کهریزک و شرح بلایا از جانب برخی شاهدین و معتمدین در جلسه ای که رئیس سازمان بازرسی کل کشور در آن حضور داشت، حجت السلام مصطفی پورمحمدی بعد از تایید صحت اخبار فجایع، نامه ی صریح و محرمانه ای به رهبری نظام می نویسد و در آن ضمن آگاهی دادن از برخورد شنیع و غیرقانونی مامورین با بازداشت شدگان، خواستار تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و برخورد با مسئولین و مامورین خاطی می شود. نامه محرمانه مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور که در رسانه ها بدان اشاره ای نشد، موجب شد تا رهبری نظام به شدت تکان خورده و باور کند این سخنان فتنه دشمان و دروغ نیست.

سومین عامل که شاید مهمترین عامل باشد، شهادت یکی از زندانیان نزد آیت الله خامنه ای است. در اثنای ارسال نامه از سوی پورمحمدی به رهبری، شاهدی نیز روانه بیت رهبری می شود. این روزنامه نگار که در یکی از روزنامه های اصولگرا مشغول به کار بوده و هست (از بردن نام معذورم!) برای دادن شهادت نزد رهبری برده می شود. در بدو ورود و پس از سلام و احوال پرسی مرسوم بیت، این روزنامه نگار نمی نشیند. رهبری در حالی که انتظار پاسخی چنین را نداشت، با لبخند از وی می خواهد که راحت باشد و بنشیند که ناگهان روزنامه نگار می گوید به دلیل شکنجه هایی که در بازداشتگاه کهریزک شده قادر به نشستن بر روی زمین نیست. او سپس به شرح شکنجه ها از جمله برخوردهای شنیع و اهانت آمیز مامورین و مسئولین بازداشتگاه با خود می پردازد. رهبری در حین شنیدن مدام بر صورت خود سیلی می زند و وقتی جوان با سختی و به درخواست میزبانان علت عدم توانایی در نشستن مبنی بر تجاوز به وی با باتوم و شیشه نوشابه به دفعات مکرر را با اندوه فراوان می گوید، رهبری با دست محکم بر سر خود می کوبد.

آقای خامنه ای در آن جلسه چنان آشفته می شود که حالت عادی اش را از دست می دهد. گفت و گو با پدر محسن روح الامینی که از فک خورد شده و شکستگی های بدن فرزندش گفته بود، نامه مصطفی پورمحمدی و در همان زمان دیدار یکی از شاهدین برخورد شنیع مامورین و مسئولین کهریزک، موجب شد که آقای خامنه ای بدون فوت وقت، همان روز یعنی چهارم مردادماه دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را صادر کند. بازداشتگاه کهریزک دو روز بعد تعطیل می شود.

آقای خامنه ای همزمان دستوری مبنی بر پیگیری "جنایتی" (لفظی که خود ایشان به کار برده است) که روی داده است، می دهد. اما این بار برعکس 20 سال گذشته، مامور پیگیری حوادث را از عوامل سپاه انتخاب نمی کند! به موازات تعطیلی کهریزک، مصطفی پورمحمدی، علی لاریجانی، محسنی اژه ای و صادق لاریجانی در جریان قرار می گیرند تا بدون رسانه ای کردن ماجرا، دستور آقای خامنه ای ماجرا را پیگیری کنند.

عزل و انتصاب های دستگاه قضایی از جمله برکناری مرتضوی و دستور پیگیری حوادث توسط هیئت سه نفره حجج السلام خلفی، رئیسی و اژه ای که هر سه سبقه اطلاعات-امنیتی نیز دارند، زیر نظر مستقیم شیخ صادق لاریجانی ناشی از دستور رهبری مبنی بر پیگیری جنایات اخیر است.

یادآور می شود که آنچه در بالا آمده روایتی است از یک منبع موثق و شاهد. خواهان صلح، رهبری نظام را همچنان که دیگر مدیران کشوری و لشگری، مسئول نه تنها حوادث "جنایت" اخیر که وقایع 30 سال گذشته می داند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/30. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
شیخ صادق لاریجانی، آقای عباس جعفری دولت آبادی را به سمت دادستان عمومی و انقلاب تهران منصوب کرد. جدا از اینکه این خبر باعث خوشحالی ام شد که شخص منفوری مثل مرتضوی از کار برکنار شده، انتخاب آقای جعفری بر شادی ام افزود. سال ها قبل فرصتی بود تا نزد او بنشینم و کمی حرف بزنیم. آدمی است بسیار مودب، قانوندان، محترم و ماخوذ به حیا. آرام و شمرده و حرف می زند و کارش را خوب بلد است. وقتی دادگاه خانواده اهواز بود، دشمنی نداشت! این برای قضات مهم است، دشمن نداشتن! امیدوارم جعفری دادستانی تهران را کلا تغییر دهد تا از این وضعیت گشتاپویی به در آید. یادم هست هرچه می گفت یک قانون یا تبصره هم مستند می کرد یا به کتاب رجوع می کرد.

موضوع دیگر، انتصاب حجت السلام شفیعی به سمت دادستان انتظامی قضات است. هرچه صدیقی کارنابلد بود، این یکی کاربلد است. پیش از این رئیس شعبه ی 2 دادستانی نظامی که بعدها جای حجت السلام نیازی را به عنوان دادستان نظامی تهران گرفت و سپس به عنوان رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان خوزستان منصوب شد یک مورد جالب در پرونده ایشان هست که اگر نیاز بود، خواهم گفت. ولی من به این دو دادستان بسیار امیدوارم. تا ببینیم چه خواهد شد!

پ.ن: ببینید چقدر این مرتضوی منفور است که حتی احمدی نژاد هم که پدر و مادر پدیده ای به نام "ریسک" را عزادار کرده، حاضر نشد به وی، شغلی در کابینه پیشنهاد دهد!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/29. موضوع : با مردم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
استاد شیخ محمود امجد در شب های ماه مبارک رمضان در امامزاده صالح تهران با روزه داران سخن می گوید.

بر اساس این گزارش مهم ترین سخنان ایشان طی هفته گذشته بدین شرح است؛

عالم عکس خداست ، عالم سایه خداست، آیات قرآن در این باب زیاد هستند. «الم تر الی ربک کیف مدظل» آیت یعنی فلش. عالم آیت اوست. آنوقت انسان آیت العظمی است. متاسفانه این القابی که می گوئیم هیچ کدام حقیقت ندارد. منتهی برای احترام است و الا این حرفها نیست. آیت الله العظمی، حضرت امیرالمومنین «علیه السلام» است،آیت الله العظمی امام زمان است. انسان در بین سایر موجودات آیت الله العظمی است. آنوقت چرا این انسان سقوط می کند و از حیوان پست تر می شود؛ «اولئک کاالانعام بل هم اضل سبیلا»، خوب حیوانات هیچ کدام گمراه نیستند؛ هیچ مورچه ای گمراه نیست، هیچ خوکی گمراه نیست، هیچ سگی گمراه نیست، الان هر گِل لگدزنی شده آیت الله! بوی نفت تمام قم را دربرگرفته و تا زمانی که مراجع نتوانند آنچه را که هضم کرده اند قی کنند و بیرون ریزند هرگز نمی توانند از عدالت و راستی دفاع نمایند.

نباید خیال‌ كنیم‌ كه‌ ما چون‌این‌ نظام‌ را قبول‌ كردیم‌ پس‌ ما مسلمانیم. نخیر! مسلمان‌ نیستیم‌ و باید اقرار كنیم‌ كه‌ ما مسلمان ‌نیستیم‌. اسلام‌ چیز دیگری‌ است‌. الان‌ اگر بنده‌ بگویم‌ من‌ نمونه‌ی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ هستم‌، اصلاً مردم‌ از حوزه‌ی‌ علمیه‌ متنفّر می‌شوند. باید بگویم‌ من‌ هم‌ یك‌ طلبه‌ی‌ ناقص‌ از حوزه‌ هستم‌، اگریك‌ نواقصی‌ از من‌ دیدی‌، آنها را به‌ حساب‌ حوزه‌ نگذار. من‌ یك‌ مسلمان‌ كالی(ناقص)‌ هستم‌، اگر از من‌اشكالی‌ دیدی‌ به‌ اسلام‌ لطمه‌ نزن‌. مرحوم‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ - خدا او را رحمت‌ كند - می‌گفت ‌باید اول‌ بگوییم‌ ما مسلمان‌ نیستیم‌، بعد تبلیغ‌ اسلام‌ را كنیم‌. ما یك‌ سری‌ سلیقه‌ی‌ شخصی‌ ازشرق‌ و غرب‌ جمع‌ كرده‌ایم‌ و اسمش‌ را اسلام‌ گذاشته‌ایم. عروسی‌ و عزای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ مراسم‌ و رفتارهای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ كجای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ با این رشوه ها، تهمت ها، تضییع حقوق ها، با این شکست ها، با این ظلم و زوری که داریم و بالاخره با این بدخواهی ها و با این اوضاعی که ما داریم استحقاق همه جور توسری خوردن را داریم. اگر مردی زبانت را نگهدار ز کذب و غیبت و بهتان و آزار خدا لعنت کند به آنهایی که بشریت را آزار نمودند. هرکس به بشریت در هر لباسی خدمت می کند کراوات دارد کلاه شاپو وعمامه دارد هرکس خدمت می کند خدا سربلندش نماید.

ای یزید ، خائنین و جنایتکاران روزگار ، خدا حاضر و ناظر شماست ان ربک لبرمرصاد شوخی نیست این عالم همه قلدرها آمده و همه شان را پس زده شما عبرت نمی گیرید؟ این فرعون ها و این نمرودها که آمدند شما در پیش آنها پشه هم نیستید عبرت نمی گیرید؟  بعضی ها عمامه سر گذاشتند اما خولی هستند، شمرند، عمامه سرگذاشتن دلیل خوبی نیست. هر کی با ما نیست علیه ماست این غلط است بابا این منطق معاویه و یزید است. بله! نسبت به اهل بیت صادق است ولی غیر از اهل بیت برای کس دیگری صادق نیست. باید خودخواهی را کنار بگذاریم ما خدا پرست نیستیم در عمرمون یکبار لا اله الا الله نگفتیم .

با این اخلاق و کردار ما حضرت امام زمان هرگز نمی آید هی می گوییم گل نرگس بیا بیا، کجا بیاد؟ روزی ده مرتبه به خدا دروغ می گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین برگردیم به خدا و توبه کنیم.
اگر انسان براي خودش شأني قايل باشد، به جاي طرفداري از حق، به جاي حق، از شأن خود مواظبت مي کند. و لذا خودبزرگ بيني در اصل نوعي ذلت و كوچك شمردن خود است و انساني كه احساس برتري نسبت به ديگران داشته باشد براي حفظ اين احساس، هر ذلتي را مي پذيرد. بايد خودپسندی و خودبينی را كنار گذاشت. بايد به فكر مصالح كلی جامعه باشيم و منافع خلق‌الله را بر منافع شخصی و خودخواهی‌ها ترجيح دهيم.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/28. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یک منبع آگاه در دادگستری تهران در گفت و گو با خواهان صلح از فساد برخی مسئولین پرده برداشت.
به گفته این منبع آگاه برخی از مسئولین ارشد قوه قضائیه از جمله روسای سابق دفتر حوزه ریاست قوه قضائیه (در زمان ریاست آیت الله شاهرودی) برای هر ملاقات شخصی افراد با رئیس قوه قضائیه مبلغی بین 20 الی 30 میلیون رشوه طلب می کرده اند.

لازم به ذکر است که از سال 86، حمیدرضا موحدي مسئوليت حوزه رياست قوه قضائيه آیت الله شاهرودی را برعهده داشت. سيد محمود هاشمي شاهرودي، تنها پس از گذشت كمتر از 2 ماه از ابقاي 9 مسئول عالي قضايي در آبان ماه 86 كه در ميان آنها نام حجت السلام عبدالرضا ايزدپناه رئيس
حوزه رياست قوه قضائيه نيز به چشم مي ‌خورد در يك اقدام كم سابقه سمت وي را تغيير داد و موحدي، معاون سابق ايزدپناه را به عنوان رئيس جديد حوزه رياست برگزيده بود. ایزدپناه سپس ریاست شورای اطلاع رسانی قوه قضائیه را برعهده گرفت.

حجت السلام ایزدپناه
این منبع آگاه در خصوص صحت و قراین خبر فوق تصریح کرد که درمورد این موضوع تاکنون چندین شکایت از سوی ارباب رجوع در دادگستری استان تهران وصول شده، اما متاسفانه در اثر اهمال و زد و بندهای مرتضوی دادستان تهران همه این پرونده ها مختومه شده اند.

وی در خصوص علت شکایت ارباب رجوع نیز گفت که مبالغ کلانی از برخی افراد اخذ، ولی ترتیب ملاقات آنها با آقای شاهرودی داده نشده است.

این منبع آگاه افزوده گفت: تنها این دو شخص نبوده، و بطور مثال برای محمود شيرج رئيس حوزه نظارت قضايي ويژه قوه قضائيه نیز مشابه چنین پرونده هایی تشکیل شده است.

وی به سنت دیرینه رشوه در قوه قضائیه اشاره می کند و آغازگر آن را حمید یزدی فرزند آیت الله یزدی ریاست اسبق قوه قضائیه می داند. نام حمید یزدی که مدیر کل اسبق حوزه ریاست قوه قضائیه در زمان پدرش بود، در پرونده های (فساد اقتصادی) پالیزدار بارها تکرار شده بود.

به گفته این منبع، هرچند که آیت الله شاهرودی، ریاست دفتر حوزه ریاست خود را تغییر داد، اما از گستردگی این قضایا بی خبر بوده، به همین دلیل تا زمان خداحافظی با قوه قضائیه؛ عکس العملی در مورد این رشوه گیریها از خود نشان نداد.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/27. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
ده نفر از زندانیانی که جلوی کمیته بررسی مجلس از شکنجه های جنسی سخن گفته بودند، به مکان نامعلومی منتقل شدند.

یک منبع آگاه در این باره به خواهان صلح گفت: "تاكنون ده نفر جرات كرده و به تجاوز اعتراف كرده اند ولي متاسفانه همه آنها توسط مرتضوي بازداشت و یا از زندان به مكان نامعلومي منتقل شده اند."

وی تاکید کرد: "این اقدام بدین دلیل است که دیگر زندانیان از افشای شکنجه ها وحشت کرده و آنها را کتمان کنند."

این منبع آگاه افزود: "درست همان روزی که آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی با شکنجه دیدگان گفت و گو کرده بود، پس از خروج از زندان مدعی شد که زندانیان همگی از برخورد ماموران راضی بوده اند!"

وی در پایان اضافه کرد: "اگر زندانیان راضی بودند، چرا اجازه ندادند نمایندگان اصلاح طلب وارد بندها شده و چرا در هر دیدار، دو بازجو هیئت تحقیق را برای فیلمبرداری و ضبط گفت و گوها همراهی می کردند؟"

پس از این گفت و گو به یکی از ناظران حقوق بشر سازمان ملل موضوع را انتقال دادم، اما پاسخ و بی خیالی اش بیش از همه رنجم داد؛ "موضوع جدیدی نیست! در سال 2002 خانمی در زندان توسط 2 سرباز 17-18 بار مورد تجاوز قرار می گیرد. این خانم بعدا به آمریکا مهاجرت می کند و به سازمان ملل شکایت می برد، هیئت سه نفره ای از سوی سازمان ملل مامور بررسی ماجرا می شود. هیئت پس از بررسی تاکید کرد که به این خانم توسط ماموران ایرانی تجاوز شده است. همان زمان ما از ایران خواستیم تا به ما پاسخگو باشد، سخنگوی دولت هم مثل همیشه آمد و تکذیب کرد."

Transfering of 10 declaring prisoners to be tortured sexually to an unknown place
Ten prisoners who had spoken in front of the survey committee of parliament about the sexual torture were transferred to an unknown location. A source of awareness said to "khahane solh" [demand of peace]: " So far, ten dared to confess to rape and but unfortunately all of them have detained by Mortazavi [Iranian government court savage judge] and the prison have been transferred to an unknown place.” He emphasized:" This action has taken regarding to scare other prisoners of disclosing torture and terror and reservation those sort of thing. “This Aware source added:" Just the same day that the National Security Commission Chairman Mr. Broujerdi had an Interview with those who had been excruciated, he after leaving prison claimed all prisoners have been happy of agent’s treatments!!! "In the end, he added: "If the prisoners were happy, why did not allow reformist representatives get into cells and why two agents accompanied interrogator committee for filming and recording talks?" After the conversation transferred this topic to one of the United Nations human rights observers, but his answer and most carefree suffered me most of all; "is not a new topic! on 2002 a woman raped in prison by 2 soldiers 17-18 times .this woman immigrated to America later and take complaints to United Nations , three person delegation investigated the matter. The Board emphasized that Iranian agents have been raped this woman. At Same time we asked Iran to be accountable to us, government spokesman denied as always."µ

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/17. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
فعلا مصاحبه برادرم با دکتر محمد آخوندی را بخوانید از نان شب واجب تر است.

پروفسور محمود آخوندی:

 رئیس جدید قوه قضائیه اختیاراتی را که به ناحق

به وی داده شده بزرگوارانه از بین ببرد

پروفسور محمود آخوندی

 دکتر محمودآخوندی گفت : توصیه من به رئیس جدید قوه قضائیه اینست که  عملکرد خود را با قانون سازگار نماید و از حدود قانون تجاوز ننماید و افرادی را که قانون شکنی می کنند برکنار نماید و اختیاراتی را که به ناحق به رئیس قوه قضائیه داده شده بزرگوارانه از بین ببرد درویش باشد و درویش مسلک عمل نماید.

 پروفسور محمود  آخوندی  با اشاره به نامه اخیر آیت الله محقق داماد به رئیس قوه قضائیه ، آن را بسیار خوب و ارزنده توصیف نموده و گفت : در این نامه  بر روی نکات ضعف دادگستری به شدت مکث شده و نارسائی های دادگستری تا حدمقدور ارائه داده شده بود و صحبت بر سر این بود که  ايکاش آیت الله شاهرودی در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بود و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمي‌نهاد تا در مضان این همه اتهام و عدم شایستگی قرار بگیرند .

پدر آیین دادرسی کیفری ایران  در گفتگو با خبرنگاران با بیان اینکه ای کاش این نامه سالها قبل نوشته شده بود ادامه داد: استاد فرزانه دکتر محقق داماد این نارسایی ها را از سالهای قبل می دانستند لذا بایستی این مسائل را پیش تر مطرح می ساختند تا نوشداروی بعد از مرگ سهراب نباشد و لذا  آیت الله شاهرودی اکنون دیگر در این پست قرار ندارند و نمی توانند تصمیم مهم و قاطعی جز احساس تأسف  بگیرد  و اگر انصاف داشته باشد جز معذرت خواهی از جامعه راه دیگری پیش روی ایشان نمی باشد .

این استاد برجسته حقوق با اشاره به اینکه دادگستری به چنان بلایی مبتلا شده و  کار دادگستری به جایی رسیده است که رئیس قوه مجریه جناب آقای دکتر احمدی نژاد  به دادگستری دستور می دهد که دادرسی ها عادلانه باشدافزود:  آیا قوه قضائیه در این حد تنزل پیدا نموده است ؟ آیا شعبه ای از قوه مجریه شده است ؟

اولين پروفسور حقوقى ايران با اشاره به اینکه ایکاش آیت الله شاهرودی در آخرین روزهای کاریشان به نامه آیت الله محقق داماد پاسخ می گفتند ادامه داد: رئیس قوه قضائیه همچنانکه در گذشته به توصیه و تذکر  درست و قانونی  رئیس جمهور دولت هفتم پاسخ غیرمحترمانه ای داده بودند اینبار نیز بایستی پاسخ می دادند که دادگستری می تواند وظایف خود را انجام بدهد نیازی نیست قوه مجریه در کار قوه قضائیه داخل شود .

وی با اشاره به اینکه محاکمات اخیر یک لکه ننگی در تاریخ قضایی کشور عزیزمان ایران بود افزود: رئیس جمهور می تواند به قوه قضائیه تذکر و اخطار نقض قانون اساسی بدهد و برغم نظر آیت الله شاهرودی  ، اینکار نیازی نیست که محرمانه صورت پذیرد تا مردم بدانند که کدامیک از اصول قانون اساسی نقض شده و یا معطل مانده و چه کسانی آن را اجرا نمی کنند اما نامه اخیر رئیس قوه مجریه تذکر و اخطار قانون اساسی نبوده و نوعی دخالت در کار قضایی به حساب می آید.

دکتر آخوندی با اشاره به  عزل و نصب های اخیر در وزارت اطلاعات ، آن را  غیرقانونی عنوان نموده  و پیامد عزل و نصب ها را  به نفع مصالح نظام  اسلامی و امنیت ملی نداسته و افزود: وقتی  قانون می گوید وزیر وزارتخانه ای بایستی مجتهد باشد سرپرست آن وزارتخانه نیز قطعاً بایستی مجتهد باشد لذا از آنجایی که فکر می کنم رئیس جمهور مجتهد نیست لذا نمی تواند بعنوان سرپرست معاونین آن را عزل و نصب نماید و در یک فرآیند قانونی و حقوقی بعد از اخذ رأی اعتماد وزیر قانونی می تواند نسبت به عزل و نصب معاونین اقدام نماید.

دکتر محمود آخوندی

 پروفسور آخوندی با مقایسه عملکرد رؤسای قوای قضائیه در چهار دوره مختلف افزود: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شادروان دکتر بهشتی به وضعیت آشفته دادگستری سروسامان داده و دادگستری به سمت تکامل پیش می رفت اما با شهادت ایشان دستگاه قضایی نتوانست از وجود این انسان برازنده  استفاده بیشتری بکند .

 وی ضمن تجلیل از حسن تدبیر و سیاستهای ویژه آیت الله موسوی اردبیلی در دوران مسئولیتش در این قوه افزود: ایشان با تدابیر لازم توانستند در دوران  بحرانی کشورمان ، دادگستری را به نحو مطلوب اداره کنند و در حقیقت در دو دوره اول دادگستری داشت جان می گرفت و وضع بهتر می شد .

مستشار عالیرتبه قوه قضائیه با اشاره به اینکه با آمدن آیت الله محمد یزدی مقداری از پیشرفت دادگستری گرفته شده و نوعی بی نظمی در آن حاکم شده بود ضمن انتقاد از حذف دادسراها و تشکیل دادگاه های عمومی انقلاب در دوران وی افزود: متاسفانه ایشان در دو دوره مسئولیتشان توفیقی در توسعه و پیشرفت کار دادگستری ها کسب ننمودند.

 استاد حقوق دانشگاههاى تهران و شهيد بهشتى در ادامه با اشاره  به تبعات شائبه و اندیشه بوجود آمده در مورد ایرانی الاصل نبودن آیت الله محمد هاشمی شاهرودی در اولین روزهای شروع بکار ایشان گفت: این اندیشه بوجود آمده بود که چون ایشان ایرانی الاصل نیستند لذا  به ایران و دادگستری ایران علاقمند  نخواهد بود  چراکه رئیس قوه قضائیه  باید ایرانی الاصل باشد . درست است که این مطلب در قوانین موضوعه عنوان نگردیده است ولی در زمانی که این قوانین را می نوشتند رئیس قوه قضائیه وجود نداشت بعدا که رئیس قوه قضائیه با این اختیارات وسیع بوجود آمد مسلم ایرانی الاصل بودن بایستی لحاظ می گردید .

 حقوقدان و حقوق پژوه برجسته کشورمان با اشاره به اینکه رئیس قوه قضائیه اسیر قدرت بود افزود: آیت الله شاهرودی شخصاً می خواستند فعال مایشاء باشند همین فعال مایشاء بودن در بخشنامه ها و آئین نامه های ریاست قوه قضائیه کاملا مشهود بود ایشان خود را تابع قانون نمی دانستند و اغلب بخشنامه ها جنبه فراقانونی داشت .

 مسؤول  اسبق پارلمانى دادگسترى با اشاره به اینکه قضات کشورمان بدلیل خلاف قانون بودن برخی از دستورالعملهای رئیس قوه قضائیه در بیشتر موارد آنها را اجرا نمی کردند افزود:متاسفانه در دوره آیت الله شاهرودی با کشاندن پای قضات به دادسرای انتظامی قضات دادرسان را مجبور می کردند تا آئین نامه های خلاف قانون را به اجرا درآورند همین امر بی نظمی در دادگستری بوجود آورده بود.

 عضو هیئت مؤسسین کمیسیون حقوق بشر اسلامی با اشاره به اینکه آیت الله شاهرودی در بدو ورود به قوه قضائیه از تحویل گرفتن ویرانه ای سخن به میان آوردند ادامه داد: من نمی گویم دادگستری آنزمان ویرانه بود و الان ویرانه تر شده است ولی به جرأت می گویم که گام مفید و ارزنده ای در توسعه و اصلاح این قوه برداشته نشد دوران آیت الله شاهرودی را می توانیم سیاهترین روزهای دادگستری بدانیم  چراکه وجود فساد ، بی قانونی و اعمال نفوذ در دوران ایشان فراوان دیده می شد.

 پروفسور آخوندی با اشاره به  تشکیل دفتر نظارت و پیگیری در دوران آیت الله شاهرودی و شکایت های بیشماری که از آن وجود دارد  افزود : ایشان دفتری را ترتیب دادند که شاید با حسن نیت تشکیل گردیده بود ولی متأسفانه در رأس این دفتر فردی قرار گرفت که در یکی از مصاحبه ها اعلام داشته بود که در دفتر نظارت و پیگیری قواعد و عملکردهایی وجود دارد که حتی بر خواص نیز معلوم نیست و علت نارضایی شهروندان از دفتر نظارت این است که نمی دانند اینجا چه می گذرد .

 دکتر آخوندی با پرسش این سوال از آیت الله شاهرودی که چرا باید فردی که الفبای حقوق را نمی دانست در رأس نهادی قرار گرفت که کلیه اعتراض های شهروندان بدانجا فرستاده و در آن ارزیابی و تصمیم قانونی و بشری اتخاذ می گردد ادامه داد: آیت الله شاهرودی بایستی به این سؤال پاسخ دهند که اگر نهاد مذکور بر مبنای قانون عمل می کند همه باید بدانند خواص چه معنایی دارد ؟ قانون را همه باید بدانند ،  خواه خواص یا عوام  ، قانون که پنهان کاری ندارد اما اگر بر مبنای غیرقانونی و اندیشه های افراد انجام می گیرد وای بحال ملتی که در تعیین سرنوشت آنان قانون حاکمیت ندارد.

 وی با اشاره به اینکه شناخت خاصی از آیت الله لاریجانی ندارد افزود: توصیه من این است که رئیس جدید قوه قضائیه عملکرد خود را با قانون سازگار نماید و از حدود قانون تجاوز ننماید و افرادی را که قانون شکنی می کنند برکنار نماید و اختیاراتی را که به ناحق به رئیس قوه قضائیه داده شده بزرگوارانه از بین ببرد درویش باشد و درویش مسلک عمل نماید و بالاخره تکبر و غرور را کنار بگذارد که دراینصورت حتماً موفق شده و در بین دادرسان و قضات جایی برای خویش بازخواهد نمود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/11. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
فعلا اگه می تونید این دو تا ویدئو رو ببینید تا روحیه مضاعفی بگیرید و بگیریم برای ادامه مبارزه


                   
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/10. موضوع : تریبون آزاد...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

اول اینکه مشغول باراندازی و بار برداری هستیم، کمی سرم شلوغ است، کمی نه خیلی!

دوم آنکه این مطلب را نویسنده وبلاگ قلم قائم نوشته که برای خواندن بیشتر اینجا درجش می کنم؛

به نام یار و یاور مظلومین                                                                              

با عرض سلام خدمت نماینده محترم شهرمان آقای محمد کریم عابدی

صحبتهای گهر بار حضرتعالی را دیروز در خبرگزاری فارس نیوز خواندم ابتدا به مانند سایر خبرهای این خبرگزاری چندان اهمیتی به آن ندادم اما پس از چند ساعت وبازتاب آن در سایر خبرگزاری ها و عدم تکذیب آن از سوی شما متوجه شدم که نه انگار فارس سنت شکنی کرده

ابتدا قصد نداشتم به شما پاسخی بدهم چون گفتم شاید خدای ناکرده مردم کشور بفهمند شخصی به نام آقای عابدی هم موجود می باشد اما دیدم به قول مقام معظم رهبری نگفتن هم در جایی که باید گفت خطا می باشد و ممکن است سبب مردودی گردد لذا بر خود واجب دانستم چند خطی در مورد حضرت عالی بنویسم

آقای محمد کریم عابدی تعدد زوجین در فرهنگ اصول گرایی مدرن که حسین اسلامی وبرادر حسین پیشرو آن هستند هیچ مشکلی ندارد اما برادران انصار چند مدت پیش که قصد داشتند نیمه پنهان استاد شجریان را بر ملا کنند مهمترین جرمی که برملا کردند همین تعدد زوجین بود البته فکر نمی کنم استاد شجریان اشتهای حضرتعالی را در هضم سه راس(واحد شمارش زن در کیهان) زن داشته باشد

2.اگر خاطرتان نرفته باشد در یکی از سخنرانیهای انتخاباتی خود در شهرستان طبس بزرگترین امتیاز خود را نسبت به سایر کاندیداها همین تعدد زوجین اعلام کرده بودید و فرمودید که همانگونه که عدالت را بین سه همسرتان برقرار کرده اید بین سه حوزه طبس ،فردوس و بشرویه نیز برقرار خواهید کرد البته از این تعبیر شما برداشتهای بسیار جالبی می توان نمود ولی از آنجا که بنده نویسنده کیهان و یالثارات نیستم از گفتن آن معذورم و به خواننده واگزار می کنم که هر گونه می خواهد بر داشت کند

از این بحث که بگذریم شما فرموده بودید آقای هاشمی قصد حکومت مادام العمر داشت  از عبارت ((اکبر شاه)) استفاده کردید .جهت اطلاع شما باید بگویم زمانی که شما در سال 1352 با بودجه شاهنشاه پهلوی در دانشگاه ناسا دوره هوایی می دیدید وبزرگترین آرزویتان این بود که  روزی مانند امیران و فرماندهان ارتش دست و پای شاه خودکامه ایران را ببوسید آقای هاشمی روزی 9 ساعت به طور مستمر زیر شلاغهای رژیم دیکتاتوری پهلوی بود(به نقل از آیت الله قریشی از مخالفین ایشان در مجلس خبرگان) در همان زمانی که محمد رضا پهلوی مادام العمر حکومت می کرد و شما در خدمت ارتش ایشان بودید و خم به ابرو نیاوردید (هر چند تاریخ ارتش پر از افراد آزاده می باشد ولی با قاطعیت می گویم شما از آنها که نیستید به کنار در مقابل آنها نیز ایستاده اید)

هر چه قدر تلاش کردم از شما مدرکی در مورد حضور در جنگ تحمیلی پیدا کنم نتوانستم تنها یک عکس دیدم در کنار شهید چمران و آن هم قبل از جنگ و در کتابخانه تهران که البته ما همین ایستادن شما درکنار این بزرگوار را هم ازشما قبول می کنیم ولی جهت ختم این پاراگراف جمله ای از این شهید بزرگوار را میگویم که یادی از این بزرگوار هم کرده باشیم((سوت جنگ که به صدا می آید مرد ها از نامردها تمیز می گردند))

آقای عابدی هر چند که در حدی نیستم که نام حسین(ع) را بیاورم اما شاید اگر هیچ حرفی ازمن را قبول نکردید این را به واسطه نام حسین (ع) از من قبول  کنید هر چند در آن نیز به شدت شک دارم .اگر نام حسین امروز علاوه بر مسلمانان در بقیه ادیان نیز گرامی داشته می شود نه به سبب شناخت آنها از حسین می باشد چرا که فقط شیعیان راه حسین را قبل از آن واقعه به عنوان حق میپنداشتند و سایر ادیان امروز حسین را بزرگ میدارند و راهش را حق می دانند چون با 72 تن در مقابل لشگری بزرگ از کفر قرار گرفت. آنها بر ایستادگی حسین در چنین میدانی آن هم  در شرایطی که شکست (ظاهری) در آن آشکار بود را تحسین می کنند و بر اساس آن حسین را حق  و گرامی می دانند. پس شما هم اگر هاشمی را اکبر شاه می دانستی چرا در آن زمان که ایشان به قول شما قصد دیکتاتوری داشت لب نگشودی حالا که هر کس می خواهد در لیست انتخاباتی اصولگرایان و یا در کابینه دولت  قرار گیرد می داند که راهش از در خانه هاشمی می گذرد  وهر چه توهین بیشتر کند جایگاهش نیز بهتر خواهد بود

آقای عابدی امام حسین خطاب به یزیدیان گفت  مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید و من هم از طرف آیت الله هاشمی به شما می گویم مسلمان نیستید آزاده نیستید انصاف ندارید اندکی شرف داشته باشید

س ح ق 18 مرداد 88

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/10. موضوع : مطالب میهمان...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
پشیمانم. وجدانم در عذاب است. این روزها دل و دماغ هیچ کاری را ندارم.

وقتی از یکی از دوستانم شنیدم که مسئول عالیرتبه نظام گفته؛ "قائله را بخوابانید به هر شکل ممکن!" با خود گفتم تا به حال چه ضرری از صبر کردم؟! تاریخ استبداد پهلوی مربوط به 500 سال پیش نیست، بسیاری از ایرانیان آن را به یاد دارند و مگر ممکن است مسئولین فعلی یادشان رفته باشد خود از چه راهی و به چه علتی به مقام امروزی رسیده اند؟!

زمانی که همان دوست عزیز آمد و گفت "اگر صلح دوستی برای همانهایی که وبلاگت را می خوانند بنویس نیایند در خیابان ها"؛ من علت را پرسیدم و او در جواب گفت: "بعد از سخنان مقام عالیرتبه نظام تصمیمات عوض شده و آقایان مجازند تا 500 نفر جان بستانند برای اسلام (!) و نظام" با خود گفتم من کی ام که برای مردم تعیین و تکلیف کنم؟! یا مگر با وبلاگی که حداکثر روزی 3000 تا 4000 هزار خواننده دارد می تواند چقدر موثر باشد؟! با خود گفتم چرا مردم را بترسانم، وقتی آنها می دانند چه می خواهند و از پیش با علم به آن گام به میدان گذاشته اند؟ چرا مثل مگسی وزوزی گوش خراش سر دهم و جای آنکه به خیل شان بپیوندم جلوی شان بایستم و ...؟!

شب سی تیر آمد، گفتم چه خبر؟ گفت من یک نفر، آمارم از امروز 56 نفر است! باورم نشد. گفتم اشتباه می کنی اینطور که تو می گویی باید تا به الان 500-600 نفری را فقط در تهران کشته باشند! پاسخش یک نیم لبخند بود.

وقتی گزارشی دیدم که نشان می داد بعد از سخنان مقام عالیرتبه دستور رسیده معکوس به معترضین شلیک کنند یعنی از سینه به بالا، بازهم با خود گفتم از صبر چه ضرری کرده ای؟!
او گفت دستور این است: "محارب و مفسد جزایش مرگ است، به همین علت همگی نیروها برای کشتن می آیند، چون از پیش توجیه شده اند که اینها چه بگیریدشان چه نگیریدشان جزایشان مرگ است!" نمی دانید حال سرم را در آن روزها...! با خود می گفتم اگر حالا بنویسم خانواده های زندانیان را نگران خواهم کرد.

باری، هر روز از خواب بر می خواستم و خبر می آمد که یک نفر دیگر هم مرده است. تنم می لرزید. حالا هر صبح سئوالی از خود می پرسم؛ "چرا فکر می کردی نه! اینطور نیست!"؛ "از کجا می دانستی یک نفر از همان کشته شدگان وبلاگت را نمی خواند و با علم به آن با دقت بیشتری به تجمعات نمی رود؟" اشک هر بار در چشمانم جمع می شود؛ "چرا نکردم؟! چرا ننوشتم؟! گیرم که همه دروغگو و دروغپرداز خطابم می کردند، مگر چه می شد؟!" سئوالاتی است که احتمالا تا آخر عمر از خود می پرسم.

بعد آمدم جبرانش کنم و هر خبری دستم رسید را پوشش دادم، ولی آن خبرها کجا و این خبر کجا!
باورم نمی شد نظامی که مقام های عالیرتبه اش شکنجه را لمس کرده و کشتار مردم را دیده اند با مردم آنگونه کنند که دشمنان باهم نمی کنند.
باورم نمی شد نظامی که آن را بسیار فلکسیبل می دانستم اینچنین سیخ شود و بر تن و جان هموطنم فرو رود.

حالا من مانده ام و داغ آن روزها، خبر اما این بود:

"پس از سخنان آقای خامنه ای، بنا به دستور جلسه مقام های عالیرتبه نظامی-امنیتی قرار شد برای پایان یافته قائله انتخابات از تمامی راه ها بهره گرفته شود. بنا براین گزارش پیشنهاد شد چنانچه لازم است، معترضینی که حاضر به ترک خیابان ها نیستند به هر نحو از سطح شهر جمع آوری شوند. یک مقام امنیتی در جلسه ای خصوصی با اشاره بر سخنان فوق، تاکید کرد برای پایان یافتن اعتراضات حتی اگر لازم باشد تا 500 نفر از اغتشاشگران محارب و مفسد را خواهیم کشت و پای آن نیز خواهیم ایستاد." وی افزود: "ما فداییان رهبر خون دل خورده ی انقلاب اجازه نخواهیم داد نظام و اسلام با اقداماتی از پیش طراحی شده و سخیف به خطر افتد، اگر صدایمان را شنیدند که هیچ وگرنه چون محارب و مفسدی که به اسلام، قران، امام زمان (عج) و نایبش خیانت کرده اند، با آنها برخورد می کنیم." [!]

قرار داشتند 500 نفر را بکشند پس باید هر روز منتظر نام دیگری باشم و باشیم و باشید. بشمارید تا به امروز چند نفر برای عقیده پاک و سبزشان به آسمان عروج کرده اند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/6. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بخشی از سخنان استاد اخلاق من و برادرم؛
   
*خداي تعالي واجبي است كه شريك ندارد. چون واجب الوجود بالذات است. همه فقيرند و همه غير اوست در ذات خود عدم هستند. مگر در پرتو عنايت او ... قرآن كلام الهي است و اين كلامي است كه مانند ندارد. واجب الوجودي كه شريك ندارد خدا است و ممكن الوجودي كه نظير ندارد اباعبدالله الحسين(ع) است. اباعبدالله مخلوق است اما نظير ندارد. او مخلوق است اما شريك ندارد. البته اين انوار چهارده معصوم(ع) يكي است اما بصورت چهارده اسم در اين عالم ظاهر شده اند ... آنها در عالم نور امتيازي به هم ندارند اما در اين عالم هر كدام به گونه اي ظاهر شده اند. براي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) 300 امتياز برشمرده اند كه هيچ يك كس ديگر اين امتيازات را ندارد. همه فقها خوردن خاك را حرام مي دانند اما خداوند در تربت امام حسين(ع) شفا قرارداده است! يك قطره اشك بر اباعبدالله الحسين(ع) حد و حساب ندارد. يك قطره اشك بر امام حسين(ع) از سربريدن فرزند(قرباني فرزند) در راه خدا با ارزش تر است و دليل آن هم ماجراي قرباني كردن حضرت اسماعيل، توسط حضرت ابراهيم است.

    *يك قطره اشك بر امام حسين جهنم را خاموش مي كند. مسلماني كه بر اساس مكتب اسلام زندگي مي كند نبايد بر هيچ مصيبتي گريه كند به جز مصيبت اهل بيت(ع). بايد به گريه جهت داد. بايد مصيبت ها را بهانه كرد و براي امام حسين(ع) گريه كرد! نه اينكه امام حسين(ع) را بهانه كرد و براي مصيبت هاي ديگر گريست!چرا در همه مصيبت ها براي اهل بيت گريه نكنيم؟! درحاليكه اگر يك قطره اشك بر حسين(ع) جهنم را خاموش مي كند! ... اين امتيازات حاصل مصيبتهاي عظيمي است كه هيچ كس جز اباعبدالله در راه خدا آنها را تحمل نكرد. هدف او هم ياري دين خدا بود و مي خواست تا بقيه هم در اين راه، او را ياري كنند. وقتي كه حسين(ع) يكه و تنها صدا مي زد هل من ناصر ينصرني همه موجودات از جن و ملائكه و ... اعلام آمادگي كردند اما او نپذيرفت، چون هدفش نابودي دشمن نبود، هدفش هدايت بود. و فقط با كشته شدن او اين هدف محقق مي شد. او تا آخرين لحظه قبل از شهادت تلاش كرد تا دشمناني كه به قصد ريختن خون او آمده بودند را هدايت كند. همه اتفاقاتي كه براي ايشان و اصحاب و اهل بيت و حضرت زينب(س) اتفاق افتاد براي هدايت بود و واضح است كه اين برنامه اي از پيش تعيين شده بود تا انسانها هدايت شوند. بعد از گذشت سالها از اين حادثه، هرانساني مي تواند از اين ماجرا راه درست را پيدا  كند و اين مسئله مختص به شيعيان يا مسلمانان نيست. هيچ كس همانند حسين(ع) نيست. ... حسين(ع) فرزند زهرا(س) و فرزند علي(ع) اميرالمؤمنين است. ... و بزرگان گفته اند كه: واجب لاشريك له خدا است و ممكن لاشريك له حسين است!

    *نبايد نسبت به بندگان خدا حتي اگر گناهان آشكار دارند بدبين بود. ممكن است اين افراد متحول شوند و از اولياي خدا شوند! همه قابل احترام هستند. حضرت حر(س) مگر اينچنين نبود؟! حضرت زهير چطور؟! ... در دستگاه حسين بن علي(ع)، در يك لحظه، با يك جذبه مي شود از قعر جهنم به اوج آسمان رسيد و از اين صحنه هاي زيبا در كربلا بسيار است! و مارايت الا جميلا ... خدايا چقدر زيبا است! ...

    *در كربلا همه چيز در اوج است! فضائل و ردائل!  در اينجا مي توان صحنه هايي بي نظير را مشاهده كرد! گاهي به خاطر يك انگشتري، انگشت را قطع ميكنند و ... از آن طرف پيرمردي مانند عابس در اوج عشق و شور از همه چيز خود گذشته است ... و عرفان اين است ... نمايشگاه بزرگي از زيباييهاي بي نظير ... جايي كه مرگ در راه خدا در كام جوانان آن شيرين تر از عسل است ... و حسين در همه لحظات در مسير رسيدن به كربلا در همه منازل، راه حق را از باطل نشان مي داد و ياران خود را بر سر دوراهي انتخاب مرگ با عزت مخير گذاشته بود و اين مسئله فقط در شب عاشورا اتفاق نيفتاد. حسين رحمت واسعه ي الهي است! السلام عليك يا رحمه الله الواسعه. ... حسين بي نظير است.

    *از يك طرف  در باره نعمتهاي الهي كه خداوند به ما داده مي گوييم: « دادِ حق را قابليت شرط نيست! » يعني ما هيچ استحقاقي نداريم و خداوند خودش تفضل مي كند.  از طرفي گاهي به دلايلي خداوند با جود و كرم خودش عده اي را مورد عنايت خاص خودش قرار مي دهد. چيزهايي هست كه باعث ريزش بيشتر رحمت خداوند مي شود. مثلا دعا! يكي از چيزهايي است كه زمينه را ايجاد مي كند. به هر حال وقتي انسان الفبا را ياد گرفت مي تواند كتاب را بخواند. مثالهايي از اين دست زياد است كه به دليل خاصي رحمت خاص خدا بر بندگان نازل شده است. مثلا فضيل كه سارق بزرگي بود! و يك تنه از عهده هزار نفر برمي آمد با شنيدن يك آيه از قرآن در تاريكي شب در حال دزدي متحول شد! و تصميم گرفت تا همه بدي هايش را كنار بگذارد! حتي مي گويند كتاب مصباح الشريعه از او است! الم يأن للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و مانزل من الحق! ... (حديد، آيه 16) حال اين سؤال مطرح است كه چرا من از اين آيه متحول نمي شوم! شنيدن اين آيات مرد مي خواهد! حتما در فضيل چيزهاي بوده كه اين آيه را فهميده است! از ذالنون مصري نقل كرده اند كه: روزي مشاهده كرد كه عقربي بر لاك پشتي سوار بود تا اينكه بر بالاي سر جواني كه خواب بود رسيد. ماري بزرگ قصد داشت اين جوان را نيش بزند كه عقرب آن مار را نيش زد و از پا درآورد و جوان نجات پيداكرد! ذالنون وقتي از جوان پرسيد كه تو چه كرده اي؟ گفت امروز ركاب عالمي را گرفتم به او كمك كردم تا سوار شود. به هر حال بعضي از كارها هر چند كوچك به نظر مي رسد اما اثرات بزرگي دارد كه بر ما معلوم نيست!

    *ما بايد در مسير باشيم! ما بايد مثل براده هاي آهن باشيم! ما بايد خورد شويم! ... ماجراي پورياي ولي را كه همه ما شنيده ايم درس بزرگي دارد! يك لحظه تصميم گرفت تا براي استجابت دعاي آن مادر پير بازنده ميدان باشد! ... آيا مي تواني در ميدان شهر، در مقابل همه مردم و حتي مقامات كشوري و لشكري و در ميدان مسابقه اي كه همه از تو انتظار برتري دارند، خود را در مقابل ضعيف تر از خودت براي رضاي خدا بشكني؟! مي گويند ملكوت آسمانها و زمين برروي پورياي ولي(محمود خوارزمي) گشوده شد! كو؟ آيا ما مي توانيم؟

    *راه باز است! گاهي ممكن است هشتادسال عبادت به يك حركت كوچك نرسد! يك استكان چاي دادن! يك استكان خالي چاي را از سر راه بلند كردن! يك پيراهن سياه پوشيدن! ...

    *بايد دقت كرد. كار مردم واجب تر است از نماز غفيله! تعداد دفعات مكه رفتن هم مهم نيست! چيزهايي كه در درون انسان هست، اهميت دارد.

    *بعضي افراد نمي توانند از خودشان و عادتهايشان بگذرند! اگر كسي نتواند كارهاي خوبي مانند نمازغفيله و زيارت عاشورا و ... را به خاطر انجام وظيفه اي كه در آن لحظه بر عهده اوست ترك كند، هيچ ارزشي ندارد. رساندن مادر به بيمارستان مهم تر است يا خواندن زيارت عاشورا؟! كار مردم را راه انداختن مهم تر است يا خواندن نماز غفيله؟! هميشه و در همه حال از ما انجام وظيفه را خواسته اند! از ما بندگي خواسته اند نه عبادت! شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد چون نتوانست به خاطر خدا از خودش بگذرد. داستانهاي زيادي هست كه در آنها انجام بعضي كارهاي كوچك كه اكثرا جنبه از خودگذشتگي دارد انسان هاي علي الظاهر  آلوده را به جاهاي بزرگي رسانده است. بايد گذشت تا رسيد!

    *انسان خود را توجيه مي كند! من مي دانم كه سيگار بد است اما مي كشم! مثلا مي گويد عادت كرده ام و اين كار مضّر را اينطور توجيه مي كند. توجيهات مانع مي شود وگرنه انسان حقيقت را مي فهمد!

    *اي بسا كارهايي كه به خيال خوب بودن انجام مي دهيم. هيهات! ... وقتي انسان گمراه شد ديگر نياز به توجيه هم نمي بيند و كار از توجيه مي گذرد و به «خيال» خودش كار خوبي مي كند. خيالِ انسانِ گمراه، توجيهي براي انجام عمل اوست! ... وقتي فطرت پوشيده شد، انسان موجود عجيبي مي شود. مثلا حجاج يا عبدالملك مروان وقتي به قدرت رسيدند و رئيس شدند همه دانسته هاي خود را زير پا گذاشتند. خيلي بايد مواظب بود! به قول حضرت آيت الله بهجت به دانسته هاي خود عمل كنيد، آنچه نمي دانيد روشن مي شود! اگر به دانسته ها عمل كنيم، عرفان است وگرنه گمراهي است! ما در ظاهر قرآن را روي سر مي گذاريم اما در اصل زير پا مي گذاريم. چون به آن عمل نمي كنيم.

    *ما حق نداريم با يك انسان مست برخورد تند داشته باشيم چه برسد به تجسس در امور افرادي كه آبرو دارند!

    *ما خيلي پرتيم! از مسير اصلي خيلي دور افتاده ايم! وقتي قدرت به ما رو مي آورد از اين رو به آن رو مي شويم و همه چيز را زير پا مي گذاريم. پناه بر خدا. خدا رحمت كند علامه جعفري را! ايشان در كنكره آيت الله بهاءالديني فرمودند كه دو سال است اين دعا مرا رها نمي كند: «خدايا هرچه به من مي دهي اول ظرفيت آن را بده». يك دوچرخه به ما مي دهند خودمان را گم مي كنيم ... اگر ظرفيت داشته باشيم هرچه به ما بدهند يا از ما بگيرند اصلا برايمان فرقي نمي كند. قدرت بسيار خطرناك است و خدا نكند كه كسي بدون ظرفيت به قدرت برسد. حب رياست از همه چيز خطرناك تر است. وقتي حب رياست به دل كسي افتاد مانند گرگي است كه به جان گله افتاده است و حاضر است براي حفظ آن هركاري را انجام دهد و همه اطرافيانش را به هر طريقي بكوبد. اينها لازمه قدرت است مگر اينكه از مكتب علي(ع) درس بگيريم كه حكومت بر مردم براي او از يك كفش كهنه بي ارزش تر بود! او حاضر نبود به خاطر بدست آوردن حكومت يك دروغ بگويد! و حال آنكه اگر به حكومت مي رسيد آلان بشر اينهمه گرفتاري را نداشت. در مكتب علي دروغ جايز نيست. خدايا حب دنيا را از دل بيرون ببر و دل ما را پر از حب خودت و اولياءت قرار بده. هرچي بدي است از ما رفع و دفع بگردان و هرچه خوبي است به ما عنايت كن.

    *مكتب حضرت امير (ع) كناره گيري از حكومت را بر دروغ گفتن براي رسيدن به حكومت ترجيح مي دهد. شايد مي شد يك دروغ را توجيح كرد اما ديگر از هدايت خبري نبود! حكومتي كه با دروغ برسركار بياد بايد با شمشير حفظ شود و جز اجبار و زور چيزي از آن عايد انسانها نمي شود! ...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/5. موضوع : مطالب میهمان...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
حمید بقایی در دهه شصت کارشناس وزارت تازه تشکیل شده اطلاعات بود.
بعدها به عنوان عنصر نامطلوب شناسایی و به دلیل مشکلات اخلاقی از وزارت اطلاعات اخراج شد. پرونده وی میان واجایی ها که هیچ دانشکده های واجا نیز شهره است!

او سپس به صدا و سیما رفت. از حراست به رادیو! در زمانی که مشائی مدیریت رادیو تهران را برعهده داشت، او مسئول سایت بود. چندی پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران در اردیبهشت سال 82، مشائی در سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران مشغول به کار شد. البته او تیمش را نیز با خود آورده بود. حمید بقایی، آرش کوشا، مجید هاشمی، رضا موسوی و علی اصغر پرهیزگار از جمله این افراد بودند که از صدای ملی به سازمان فرهنگی-هنری شهرداری آمدند. بقایی به سمت رئیس دفتر سازمان فرهنگی-هنری منصوب شد و بقیه هم در همان سازمان مشغول به کار شدند.

اما نکته جالب اینکه این بود که بقایی و دوستانش بازهم به دلیل مشکلات خاص! از رادیو اخراج شدند. سال 81، دکتر خجسته مدیر وقت رادیو بنا به دلایلی این افراد را اخراج می کند.

با حضور مشائی در سازمان میراث فرهنگی، بقایی و تیم مذکور به آنجا کوچ کردند. بقایی که لیسانس آی-تی از دانشگاهی مجازی دارد، به سمت قائم مقام سازمان منصوب شد. اقدامی که بخاطر گذشته بقایی صدای اصولگرایان را در آورد. شاید برای خوانندگان وبلاگ جالب باشد که بدانند اساسا از ابتدا کسی با شخص مشائی مشکل نداشت با معاونین وی و افراد حاضر در دفتر ریاست مشکل وجود داشت!

قرار است علی اصغر پرهیزگار به مدیریت عامل کانون اتومبیل رانی و جهانگردی، –شایان ذکر است که شخص مذکور تا سال گذشته دیپلم هم نداشت!– مجید هاشمی به مدیریت کل حفظ و احیاء منصوب شد، –وی دیپلمه است– رضا موسوی به سمت معاونت فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری–وی معلم ترتیل، قران است– و کوشا در دفتر ریاست مشغول به کار شوند.

بی دلیل نیست که مجلس قصد دارد با شتاب سازمان میراث فرهنگی را تبدیل به نهاد وزارتی کند تا بتواند بر آن نظارت داشته باشد. سازمان دوستان مسئله دار! نکته دیگر اینکه مخالفت مجلس با معاونت اولی مشائی به دلیل احتمال ریاست جمهوری وی در این دوره و دور بعد بود. آبرو به اصولگرایان فعلی نمی ماند اگر حمید بقایی در دسته اول مدیران دولتی جای گیرد.

پ.ن: مطلبی نوشته بودم در مورد آقای زواره ای، اسامی برخی را با مخفف آوردم، علت آن است که من و انتخاب هنوز با یکی از آقایان مشکل داریم! مثلا می خواستیم افشاگری کنیم تا ریاست دولت نهم که آن اوایل قول می داد فله ای دستگیرشان کند! اما ایشان نخ که هیچ طنابش بجای خیلی بالایی وصل بود. شاید شما لذت ببرید از افشاگری ولی وجوه دیگر ماجرا را هم باید دید!

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/4. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
افرادی که در مراسم تنفیذ شرکت نکرده اند تعدادشان بیشتر از آنی است که تصور می شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی
حجت السلام والمسلمین ناطق نوری
حجت السلام والمسلمین مهدی کروبی
حجت السلام والمسلمین محمد خاتمی
حجت السلام والمسلمین سیدحسن خمینی
مهندس سید میرحسین موسوی
دکتر عارف

اما جالبتر از همه، عدم حضور آیت الله محمد محمدی ری شهری متولی حج کشور است. ایشان شب گذشته به تبریز سفر کرده است. در پاسخ به این سئوال که چرا در این زمان به تبریز آمده اید گفت برای عدم شرکت در مراسم تنفیذ! این تنها پاسخی بود که از زبان وی شنیده شد.

گویا اقدام احمدی نژاد برای به زیر تسلط درآوردن نهاد حج و زیارت آیت الله ری شهری را به شدت خشمگین کرده است.

اما شرکت کنندگان مهم این مراسم از این قرار بودند؛ آیات هاشمی شاهرودی، جنتی، مصباح یزدی، محمدی گلپایگانی، کاشانی، حجت السلام سید مجتبی حسینی خامنه، علی لاریجانی، فرماندهان ارتش و سپاه و وزرای دولت نهم.

پ.ن: آقای فقیهی در پاسخ به سئوالات گفتند: "صبر داشته باشید، بزودی پاسخ تان می دهم."

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/3. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
سید رضا زواره ای معروف به بولدوزر انقلاب بود. او رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و عضو شورای نگهبان بود. چندی پیش یکی از نزدیکانش درباره مرگ مشکوک زواره ای گفت: سال 84 و پس از رد صلاحیتش وی تلویحا احمد جنتی را تهدید می کند. به واسطه شغلش در سازمان ثبت اسناد مي دانست که احمد جنتي چگونه املاک روستاييان بيچاره در حوالي ورامين، تهران، قم، شميران و... را بنام خود کرده است.
او اضافه کرد: وقتي در انتخابات هشتم رد صلاحيت شد، درنامه اي به احمد جنتي اعلام مي کند که اگر صلاحيتش تاييد نشود، مسائل پشت پرده وي را افشاد خواهد کرد. پس از آن طی گفت و گویی تلفنی با جنتی تهدید به افشا گری می کند. همان زمان تهدید به افشای محمدی گلپایگانی نیز می کند. رئیس دفتر مقام رهبری هکتارها از زمین های حسن آباد تهران را به نام خود کرده بود. او موفق نمی شود و شهریورماه سال 84 در حالی که روی زمین پدری در ورامین در حال کشاورزی بود، فوت کرد.

علت مرگ سکته قلبی عنوان شد ولی به گفته شاهدان وی لحظاتی قبل از مرگ خون بالا آورده بود. یکی از نزدیکانش در این باره می گوید: "غذاي وي بوسيله زهر مسموم شده بود." او این ادعا را پس از یادآوری تهدید زواره ای به مرگ از سوی افرادی ناشناس دو روز قبل از مرگش، مطرح می کند."

همان زمان، برادرزاده زواره ای در گفت و گو با خبرگزاری ها با بیان اینکه در آخرین لحظات حیات در کنار وی بود، گفته بود: "عمویم در قلبش احساس سنگینی  می کرد و به من گفت برایم آب بیاور و مرا باد بزن ، ولی بعد از چند دقیقه بیهوش شد و فوت کرد."

ماجرا وقتی جالب تر می شود که پس از مرگ وی بسیاری از پرونده های زمین خواری از جمله پرونده های ع-ک وزیر سابق، م-س-ک وزیر سابق، س-ج-الف یکی از سفرای ایران در جنوب شرق آسیا و مرحوم مهندس ف مقاطعه کار معروف و... مختومه اعلام شدند. (ببخشید نمی توانم اسم بیاورم چون همگی تبرئه شدند.) به این ها اضافه کنید نزدیک 200 هکتار زمین های دماوند کیهان که دیگر بررسی فروش یا تغییر کاربری آن غیر ممکن است.

شاید بعدها بیشتر روشن شود؛ زواره ای که 9 سال ریاست ثبت را برعهده داشت و غیر از آن 8 سال عضو حقوقدان شورای نگهبان و قائم مقام جنتی بود. چه رازهایی در سینه داشت.

اما درباره رد صلاحیت زواره ای در سال 84 از یکی از معممین پرسیدم؛ "وقتی از جناح چپ آقای معین و مهرعلیزاده را که رد کردند، زواره ای را هم از جناح راست رد کردند. شورای نگهبان مثلا می خواست اعلام کند که ما جناحی عمل نمی کنیم. در کوران بحث های انتخاباتی نام زواره ای به فراموشی سپرده می شود و مقام رهبری چون درخواستی از سوی زواره ای مطرح نشده بود تنها درباره معین و مهرعلیزاده حکم حکومتی می دهد. زواره ای هزینه بازی های جناح های سیاسی شد".

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/2. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یادش بخیر! من با نام های مستعار دیگری هم می نوشتم. غیر از ترجمه ها، معروف ترینشان "رضا شریعتمدار" و "ر/سلیم" در عالم سیاست و "رسا سمیعی" در دنیای طنز سیاسی بود. البته هنوز هم با نام مستعار می نویسم گرچه با نام های دیگری! "رضا شریعتمدار" که به دلیل پرداختن به پرونده زمین خواری باطل شد! ر/سلیم هم برنتابیدند. رسا سمیعی بدبخت شد، آنهم به علت انتشار عکس های بیادی و کاشانی در کنسرت جازی در خارج از کشور!

یکی از مطالبی که با نام ر/سلیم نوشتم و خودم هم آن را دوست دارم؛ مطلبی با عنوان "جناب شریعتمداری! انکیزیسیون راه انداخته اید؟" است. همیشه وقتی می خواستم برای دیگران شریعتمداری را مجسم کنم می گفتم فکر کنید قلمش چکمه پوشیده! آن هم از نوع استالینی. "آقای قلم چکمه پوش"

بروید ادامه مطلب...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/2. موضوع : من با خودم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
با خبر شدم که محمد مهدی فقیهی ریاست پیشین دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و سردبیر روزنامه انتخاب قصد تشکیل جریانی سیاسی تحت عنوان "جبهه راه سوم"  در جهت نجات کشور از وضع موجود و آینده ای نامعلوم و مقابله با دین حکومتی دارد.

در همین راستا دیدارهایی نیز با برخی از چهره های شاخص اصولگرا و اصلاح طلب داشته و جلساتی نیز برگزار شده است.

امید که چنین جریانی شکل گیرد که اگر جریان سومی در میان دو جریان دیگر کشور وجود داشت امروز به این وضع دچار نبودیم.

در صدد هستم تا از خود آقای فقیهی جزئیات این جلسات و این جریان را بپرسم، چنانچه خبری کسب کردم در وبلاگ پوشش خواهم داد.

پ.ن 1: سئوالات را مطرح کردم و در انتظار پاسخ هستم.

پ.ن2: متن سئوالات:

آقای فقیهی سلام و چه خبر؟ برخی از دوستان پیشین شما در زندان هستند.

عادت کرده بودیم به بی خبری از شما اما بعد از انتخابات منتظر بودیم تا نظرات شما را بشنویم؟ روند انتخابات و اتفاقات پس از آن را چگونه دیدید؟

شنیدم که قرار است که جریانی سیاسی تشکیل دهید، این خبر تا چه اندازه صحت دارد و تا الان چه تلاش های برای ایجاد این جریان کرده اید؟

این جریان کجای جناح بندی های سیاسی حاضر در کشور قرار خواهد گرفت و چه کسانی در راس جریان خواهند بود؟

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/1. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
آيت الله سيد رضا موسوي شاهرودي امام جماعت مسجد لولاگر تهران و نماينده آيت الله العظمي سيستاني در تهران گفت: "مسجد لولاگر بوسيله منافقين بسيج به آتش کشيده شد."

به گزارش وبلاگ خواهان صلح، آیت الله موسوی شاهرودی که با برخی از حاضرین در مسجد گفت و گو می کرد، با اشاره به اينکه در هر گروهي منافقيني وجود دارند، تصریح کرد: "در میان بسیج نیز منافقین وجود دارند، همچنانکه در طرف هواداران مهندس موسوي نيز منافقيني يافت مي شوند که قصد خرابکاري دارند."

امام جمعه مسجد لولاگر خاطرنشان ساخت: "متاسفانه مسجد لولاگر تهران بوسيله بسيجيان منافقي که در پشت بام آن بسوي مردم شليک مي کردند، به آتش کشيده شده است."

یادآور می شود که مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان عصر روز سی ام خردادماه به آتش کشیده شده بود و رسانه های دولتی-حکومتی این اقدام را به "اراذل و اوباش" هوادار موسوی منتسب کردند. ان حادثه افزون بر 10 کشته و زخمی برجای گذاشت.

آدرس وبلاگ جدید من دولاپه دات وردپرس دات کام است.

http://delapaix.wordpress.com

پ.ن مهم: اگر امروز نتوانم حداکثر تا فردا مطالب مهمی درباره مرگ مشکوک سید رضا زواره ای خواهم نوشت. مورد بعدی مطلبی در خصوص رئیس مسئله دار میراث فرهنگی است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/8/1. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
نمی دانم این خبر را خوانده اید یا نه؟؛ اطلاعیه دادستانی تهران: "شنبه، دادگاه عوامل ميداني آشوب ها" آقای سعید مرتضوی قرار است از روز شنبه آینده محاکمه اغتشاش گران! را آغاز کند. مصداق مرد عوضی همین آقای مرتضوی است! اشتباه نگیرید منظورم آن ناسزایی نیست که این روزها نقل و نبات است. آقا سعید مثلا باید داد مردم را از بیدادگران بستاند! آقا سعید مثلا باید مردم را از بیداد حکومت محافظت کند، اما چون عوضی است جای عوضی هم قرار گرفته و عوضی هم بجای مردم دارد از حاکمیتی دفاع می کند که زبانش تیر است و باتوم و زندان در مقابل مردم بدبختی که گفتند: "رای ما کجاست؟".

بخوانید خبر را ببینید می خواهد به چه اتهاماتی مردم بیچاره را محاکمه کند؛

1- حمله به مراكز نظامي با سلاح گرم و سرد و بمب هاي آتش زا
2- حمله به مراكز دولتي و به آتش كشيدن آنها

3- تخريب اموال عمومي
4- ايجاد رعب و وحشت در بين مردم
5-
ارتباط با گروه هاي معاند و محارب مانند گروهگ منافقين
6- ضرب و شتم مامورين انتظامي و امنيتي
7- ضرب و شتم شهروندان
8- تخريب اموال شخصي مردم
9- تهيه گزارش براي رسانه هاي بيگانه و دشمن
10- توزيع شبنامه بر عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي.

خدا می داند چه کسی باید داد مردم را بستاند. چه کسی پاسخ خون آن ده ها نفری را خواهد داد که به دست ماموران دولتی-حکومتی کشته شدند. چه کسی پاسخ آن پدر پیر را خواهد داد که عصای دستش قطع نخاع شده و هزار رقم دیگر.

گاهی اینقدر ظلم شدت می گیرد که آدمی خفقان می گیرد. فکر نمی کنم هیچ یک از خوانندگان وبلاگ ابیات زیبای قصیده سرای فرغانه ای، سیف الدین محمد فرغانی را نخوانده باشد، همان که می گوید؛ هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد/هم رونق زمان شما نیز بگذرد// در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت/ این عوعو ِ سگان شما نیز بگذر.

فرغانی قصیده ی زیبایی دارد به نام "ای که اندر ملک گفتی می‌نهم قانون عدل" که سیلی محکمی است بر صورت ظالمان امروزی، افرادی مثل آقای مرتضوی و ابواب جمعی اش؛

ای که اندر مُلک گفتی می‌نهم قانون عدل         
ظلم کردی ای اشاراتت همه بیرون عدل

این امیرانی که بیماران حرص‌اند و طمع        
همچو صحت از مرض، دورند از قانون عدل

دست چون شمشیرشان هر ساعتی در پای ظلم        
بر سر میدان بیدادی بریزد خون عدل

ز آن همی ترسم که ناگه سقف بر فرش اوفتد        
خانه‌ی دین را که بس باریک شد استون عدل-استون به معنی ستون

ظالمان سر گشته چون چرخند تا سرگین جور-سرگین به معنی فضله چارپایان  
گاو جهل این خران انداخت بر گردون عدل

چون هلال دولت این ظالمان شد بدر تام        
هر شبی نقصان پذیرد ماه روز افزون عدل

دیگران در وی چو مُجمَر عود احسان سوختند-مجمر به معنی عودسوز با اعراب دیگی به معنی منقل
وین خسان را هیمه سرگین است در کانون عدل

آب عدل و دست احسان شوید از روی زمین        
چرک ظلم این عوانان را به یک صابون عدل- عوان به معنی پاسبان

گر چه عدل و دین نمی‌دانی ولی می‌دان که هست        
راستی معنی دین و نیکویی مضمون عدل

اطلس دولت چو در پوشیدی احسان کن! بدوز،        
بهر عریانان ظلمت صدره‌ای ز اَکسون عدل-اکسون به معنی جامه سیاه قیمتی

حاکمی عادل همی باید که دندان بر کند        
مار ظلم این عقارب را به یک افسون عدل-عقارب جمع عقرب و همچنین شداید

باد لطفش وانشاندی آتش این ظلم را        
خاک را گر آب دادی ایزد از جیحون عدل

آمدی جمشید و مهدی تا شدی سر کوفته        
مار ضحاکان ظلم از گرز افریدون عدل

تا امام خود نسازی شرع را در کار ملک        
هر چه تو حاکم کنی چون ظلم باشد دون عدل

گر خواهی تا نظم گیرد کار ملک و دین ز تو        
جهد کن تا جمله افعالت شود موزون عدل

تا مزاج مملکت صحت پذیرد بعد ازین        
خلط ظلم از طبع بیرون کن به افتیمون عدل-افتیمون دوایی است برای رفع صفرا

ظلمت ظلمت‌گر از پشت زمین برخاستی        
روی بنمودی به مردم چهره‌ی گلگون عدل

حرص زرگر کم بدی در تو، عروس ملک را        
گوش عقد در شدی از للی مکنون عدل

سیف فرغانی چو پیدا گشت بوم شوم ظلم        
راست چون عنقا نهان شد طایر میمون عدل

*لااقل شاه ادعای عدلش نمی شد.

پ.ن: یکی از دوستان را به جرم عجیبی بازداشت کرده اند. امیدوارم اشتباه شده باشد. فعلا سکوت تا ببینیم چه خبر است!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/30. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
پایگاه خبری انتخاب دوباره و با آدرسی تازه EntekhabNews.Org آغاز به کار کرده.

به قول آنلاینی ها، دوباره خوش آمدید!

امیدوارم توی این دوره جدید کاری، تمام آدرس های انتخاب رفع فیلتر بشه، مدیرش به آن چیزی که آرزو داشته برای انتخاب برسه و انتخاب هم دوباره به روزهای اوجش برگرده.

کار سختی است وقتی می خواهی چیزی که خراب شده دوباره از نو بنا کنی. فکر کنید در عرض 4 سال 11 بار خانه ای بسازید و هر بار بدخواهی آن را ویران کند. غم و یاس بر دل آدم می نشیند.

ماشالله مدیر انتخاب را دیدم شاداب تر، امیدوارتر و فعال تر از همیشه بود. خب اینکه آدم امیدش را از دست ندهد بسیار مهم و حیاتی است.

اگر عمری بود حتما دوباره در انتخاب ستون نگاهی دیگر را برقرار خواهم کرد. هم دلم گرفته از جفایی که به چشم دیدم، هم خوشحالم که دوباره یک سایت خبری در این وانفسای اطلاعاتی-خبری به صحنه رسانه های مجازی کشور بازگشته.

یادم نیست که انتخاب آقا بود یا خانم؟! ولی ناز زیاد داشت پس فکر می کنم که انتخاب خانم است.

خانم انتخاب! خوش آمدی!! EntekhabNews.Org این هم آدرس تازه انتخاب.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/29. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

آیت الله عظمی صانعی از مراجع تقلید شیعیان طی نامه خطاب به آقایان موسوی، کروبی و خاتمی ابراز امیدواری کرد که مسئولین به جاي توجه به اعتراض توده هاي مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند.

ایشان افزوده گفت: مبادا فشارها و اذيت ها و حق کشي ها موجب يأس و نا اميدي شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق يابد بلکه بايد راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعايت حفظ امنيت و رفتار مسالمت آميز ادامه داد.

به گزارش وبلاگ خواهان صلح و به نقل از رونوشت دریافتی، متن کامل این نامه بدین شرح است: 

بسمه تعالي

حضور محترم حجج الاسلام والمسلمين آقايان خاتمي، کروبي و دوست مکرم جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي و ساير امضا کنندگان محترم نامه مورخ3/5/88
بعد التحية و السلام؛

تظلم هاي کتبي شما بزرگان که گوياي تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوري اسلامي که توسط امام امت (سلام الله عليه) ترسيم گرديده دريافت شد.
همانطور که همگان مي دانند ميزان رأي ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسي بايد بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر اين اساس بايد به سمتي حرکت کنيم که منطق، آزادي بيان، صدق و راستي و دفاع از حقوق انسان ها جايگزين ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحي و جسمي ـ که ماحصل دولت هاي غير مردمي، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتي است که شاهد افتراء، دروغ و تضييع حقوق مردم، بازداشت و زنداني نمودن، ظلم و آزار و شکنجه هاي روحي و حتي کشتن مردمي که براي دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت آميزي را داشته اند، هستيم.

 اينجانب به حکم لزوم جلوگيري از ظلم ظالمين به همه کساني که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زنداني کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت مي کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفي به آنان مي باشد ـ مي پردازند مي گويم که اينگونه ظلم ها به کساني که هيچ پناهگاهي جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار مي رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانيت و معصيتي فوق العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان(عليهم السلام) که آنها هم امام بوده اند و براي درس به ديگران وصيت کرده اند که بايد از آن فاصله گرفت و به آن نزديک نشد: «اياک و ظلم من لايجد عليک ناصراً الا الله» لذا اميدوارم تا دير نشده زمينه آزادي تمام زندانيان و اجازه برگزاري مراسم به خانواده شهداي حوادث اخير داده شود و آمرين و عاملين و محرکين و همه آنها که به نحوي در بروز حوادث اخير دخيل بوده اند توبه نموده و رضايت مضروبين و آسيب ديدگان را جلب نمايند و در يک جمله به نصايح خيرخواهانه آيت الله هاشمي دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمايند تا پرونده دولت بيش از مسئله انتخابات و عدم مشروعيت شرعي و مقبوليت که بوسيله قانون اساسي با رأي قطعي و بدون ترديد توده مردم حاصل مي شود، سنگين تر نگردد و حقوق اوليه مردم تضييع نشود و به جاي توجه به اعتراض توده هاي مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازي ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمي شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاري ستمکاران را در زماني نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.

در خاتمه همانطور که قبلاً گفته ام، بار ديگر به شما و همه ملت شريف و عزيز ايران اسلامي در داخل و خارج و همه کساني که تلاش مي کنند صداي مظلومين معترض به انتخابات را بگوش جهانيان برسانند عرض مي کنم که مبادا فشارها و اذيت ها و حق کشي ها موجب يأس و نا اميدي شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق يابد بلکه بايد راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعايت حفظ امنيت و رفتار مسالمت آميز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقايان با حفظ وحدت، که رمز پيروزي شماست و اتحاد توده هاي مردمي را نيز به دنبال خواهد داشت، توانسته ايد همگام و همفکر با يکديگر به جلب و جذب مردم مخصوصاً نسل جوان بپردازيد و شهد شيرين دفاع از حقوق انسان ها و حاکميت مردمي را به يادگار بگذاريد.


يوسف صانعي
4/5/88
3 شعبان المعظم1430
 

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/27. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
از قوه قضائیه خبر می رسد که روز 23-24 مرداد، ریاست جدید قوه قضائیه معرفی خواهد شد. گویا روز پنج شنبه 22 مردادماه قرار است آخرین روز کار رسمی آیت الله هاشمی شاهرودی باشد.

گزینه نخست برای این منصب آیت الله شیخ صادق لاریجانی است، هرچند او با فراست همه راه ها را برای خود باز گذاشته است. مطلبی که به نقل از آیت الله وحید خراسانی، پدر زن شیخ صادق لاریجانی مبنی بر "پذیرفتن این منصب یعنی از دست دادن آخرت" در رسانه ها نقل شد، گویا تمهیدی بود که شیخ صادق به دلیل احتمال عدم انتصابش از پیش اندیشیده و چید.

علت اما، سخنی است که ریاست حکومت، آیت الله خامنه ای در دیدار با مسئولان بیان داشته؛ "نمره بر اساس کار و حال فعلی افراد است". همان سخنی که آیت الله خمینی پیش از این گفته بود. حال باید دید ذیل بیانیه اخیر خبرگان رهبری در حمایت از آیت الله خامنه ای آیا صادق لاریجانی امضای خود را به ثبت رسانده یا خیر! با این تفسیر شیوخ جنتی و یزدی که بیانیه را تنظیم کرده اند، می بایست شانس بالایی می داشتند، اما سن بالای آنها این شانس را از کف شان ربود.

گزینه دوم برای این منصب حجت السلام والمسلمین محسنی اژه ای است. وی از طرف راست افراطگرا به ریاست حکومت معرفی شده بدین دلیل که از جهت گیری صادق لاریجانی به ویژه در زمان ریاست احتمالی بر قوه قضائیه نگرانی وجود دارد، در حالی که محسنی اژه ای امتحان خود را در دادگاه ویژه، قوه قضائیه و وزارت اطلاعات به خوبی پس داده است.

گزینه سوم، آیت الله سیدمحمدرضا مدرسی یزدی عضو فقیه شورای نگهبان است. وی در جناح راست سنتی است اما عموما از جهت گیری به سود جناح راست پرهیز دارد.

هرچند سه گزینه در این مطلب مطرح شده اند، اما شیخ صادق لاریجانی محتمل ترین و پرشانس ترین گزینه است، مگر با رویه جدیدی که آیت الله خامنه ای مبتنی بر اصل "حمایت زبانی، عملی و قلبی مسئولین از وی "در پیش گرفته، او این منصب را به رقبای دیگر واگذار کند. 

با توجه به خلقیات آیت الله خامنه ای، اقدام شیخ صادق لاریجانی برای پخش خبر نظر پدرزنش هوشمندانه و در جهت جلوگیری از تضعیف جایگاهش بوده است.

پ.ن-خیلی مهم: کاش ما هم رسانه ای در اندازه فارس داشتیم. خبر فارس مبنی بر امضای 65 نفر از اعضای خبرگان ذیل بیانیه شیخ یزدی و جنتی دروغ محص است. با این کار می خواهند جو سازی کنند تا بقیه نیز امضا کنند. اگر 40 امضا هم می داشتند تا الان اسامی شان را منتشر کرده بودند. با این اخبار می خواهند نمایندگان را بترسانند و بگویند زود باشید تا دیر نشده این بیانیه جعلی که ریاست خبرگان هم از آن بی خبر بوده امضا کنید! مشتی دروغ گو در فارس گردهم آمده اند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/26. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بازخوانی یک مطلب قدیمی؛ مطلب زیر را مدتها پیش در این وبلاگ درج کردم. فکر نمی کردم روزی آن را به عنوان سند به رخ حکام فعلی بکشم. دلایل آن مطلب کجا و دلایل این نوشته کجا؟!

در زیر بخشی از نامه ای را نقل می کنم که فعالین سیاسی دوران استبداد پهلوی نوشتند. بعد از این نامه شاه دستور داد تا همه نویسندگان نامه را بگیرند و چوب به آستین شان فرو کنند. یکی از نویسندگان نامه، همان کسی است که شاه یک ماه قبل از انقلاب به او التماس کرد تا نخست وزیری را بپذیرد، اما...! آن دیگری هم ماموران ساواک در آذر 56 دستش (مرحوم فروهر) را در تجمع حزبی قلم می کنند و آن یکی را چندی پس از نوشتن نامه می گیرند. بخاطر این خطای بزرگ! طرفداران شان هم با سنگ و چماق و باتوم تنبیه می شوند!

خودتان مخاطب نامه را عوض کنید، به حال و روز امروزمان کم شبیه نیست!

این نامه سرگشاده خرداد 1356 با امضای كريم‌ سنجابي‌، شاهپور بختيار و داريوش‌ فروهر برای شاه نوشته شده است.

[پيشگاه‌ اعليحضرت‌ همايوني‌ شاهنشاه‌

فرايندگي‌ تنگناها و نابسامانيهاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ كشور چنان‌ دورنماي‌ خطرناكي‌ را در برابر ديدگان‌ هر ايراني‌ قرار داده‌ كه‌ امضا كنندگان‌ زير بنا به‌ وظيفه‌ ملي‌ و ديني‌، در برابر خلق‌ و خدا با توجه‌ به‌ اينكه‌ در مقامات‌ پارلماني‌ و قضائي‌ و دولتي‌ كشور كسي‌ را كه‌ صاحب‌ تشخيص‌ و تصميم‌ بود، و مسئوليت‌ و مأموريتي‌ غير از پيروي‌ از «منويات‌ ملوكانه‌» داشته‌ باشد نمي‌شناسيم‌، و در حاليكه‌ تمام‌ امور مملكت‌ از طريق‌ صدور فرمانها انجام‌ مي‌شود، انتخاب‌ نمايندگان‌ ملت‌، انشاء قوانين‌، تاسيس‌ حزب‌ و حتي‌ انقلاب‌ در كف‌ اقتدار شخص‌ اعليحضرت‌ قرار دارد كه‌ همه‌ اختيارات‌، افتخارات‌، سپاسها، و بنابراين‌ مسئوليتها را منحصر و متوجه‌ به‌ خود فرموده‌اند، اين‌ مشروحه‌ را عليرغم‌ خطرات‌ سنگيني‌ تقديم‌ حضور مي‌داريم‌.

در زماني‌ مبادرت‌ به‌ چنين‌ اقدامي‌ مي‌شود كه‌ مملكت‌ از هر طرف‌ در لبه‌ پرتگاه‌ قرار گرفته‌، همه‌ جريانها به‌ بن‌بست‌ كشيده‌، نيازمنديهاي‌ عمومي‌ به‌ خصوص‌ خواروبار و مسكن‌ با قيمتهاي‌ تصاعدي‌ بي‌نظيردچار نايابي‌ گشته‌، كشاورزي‌ و دامداري‌ رو به‌ نيستي‌ گذارده‌، صنايع‌ نوپاي‌ ملي‌ و نيروي‌ انساني‌ در بحران‌ و تزلزل‌ افتاده‌، تراز بازرگاني‌ كشور نابرابري‌ صادرات‌ و واردات‌ وحشت‌آورگرديده‌، نفت‌ اين‌ ميراث‌ گرانبهاي‌ خدادادي‌ به‌ شدت‌ تبذير(اسراف کاری) شده‌، برنامه‌هاي‌ عنوان‌ شده‌، اصلاح‌ و انقلاب‌ ناكام‌ مانده‌، و از همه‌ بدتر گرفتن‌ حقوق‌ انساني‌، آزاديهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و نقض اصول‌ قانون‌ اساسي‌ همراه‌ با خشونت‌ پليس‌ به‌ حداكثر رسيده‌، و روح‌ فساد و فحشا و تملق‌، فضيلت‌ بشري‌ و اخلاق‌ ملي‌ را به‌ تباهي‌ كشيده‌ است.

حاصل‌ تمام‌ اين‌ اوضاع‌، توأم‌ با وعده‌ها و ادعاهاي‌ پايان‌ناپذير و گزافه‌ گوئيها و تبليغات‌ و تحميل‌ جشنها، و تظاهرات‌ نارضائي‌ و نااميدي‌ عمومي‌ و ترك‌ وطن‌، و خروج‌ سرمايه‌ها و عصيان‌ نسل‌ جوان‌ شده‌، كه‌ عاشقانه‌ داوطلب‌ زندان‌ و شكنجه‌ و مرگ‌ مي‌گردند، و دست‌ به‌ كارهائي‌ مي‌زنند كه‌ دستگاه‌ حاكمه‌ آن‌ را خرابكاري‌ و خيانت‌، و خود آنها فداكاري‌ و شرافت‌ مي‌نامند.

اين‌ همه‌ ناهنجاري‌ها در وضع‌ زندگي‌ ملي‌ را ناگزير بايد مربوط‌ به‌ طرز مديريت‌ مملكت‌ دانست‌، مديريتي‌ كه‌ بر خلاف‌ نص‌ صريح‌ قانون‌ اساسي‌ و اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر، جنبه‌ فردي‌ و استبدادي‌ در آرايش‌ نظام‌ شاهنشاهي‌ پيدا كرده‌ است‌.

در حاليكه‌ نظام‌ شاهنشاهي‌، خود برداشت‌ كلي‌ از نهاد اجتماعي‌ حكومت‌ در پهنه‌ تاريخ‌ ايران‌ مي‌باشد كه‌ انقلاب‌ مشروطه‌ داراي‌ تعريف‌ قانوني‌ گرديده‌، و در همين‌ قانون‌ اساسي‌ و متمم‌ آن‌ حدود حقوق‌ سلطنت‌ بدون‌ كوچكترين‌ ابهامي‌ تعيين‌ و «قدرت‌ ناشي‌ از ملت‌» و شخص‌ پادشاه‌ از مسئوليت‌ مبري‌ شناخته‌ شده‌ است‌.

در روزگار كنوني‌ و موقعيت‌ جغرافيائي‌ و حساس‌ كشور ما اداره‌ امور چنان‌ پيچيده‌ گرديده‌ كه‌ توفيق‌ در آن‌ تنها با استمداد از همكاري‌ صميمانه‌ تمام‌ نيروهاي‌ مردم‌ در محيطي‌ آزاد، و قانون‌ و احترام‌ به‌ شخصیت انسانها امكان‌پذير مي‌شود.

اين‌ مشروحه‌ سرگشاده‌ به‌ مقامي‌ تقديم‌ مي‌گردد كه‌ چند سال‌ پيش‌ در دانشگاه‌ هاروارد فرمودند: «نتيجه‌ تجاوز به‌ آزاديهاي‌ فردي‌ و عدم‌ توجه‌ به‌ احتياجات‌ روحي‌ انسانها ايجاد سرخوردگي‌ است‌، و افراد سرخورده‌ راه‌ منفي‌ پيش‌ مي‌گيرند تا ارتباط‌ خود را با همه‌ مقررات‌ و سنن‌ اجتماعي‌ قطع‌ كنند، و تنها وسيله‌ رفع‌ اين‌ سرخوردگي‌ احترام‌ به‌ شخصيت‌ و آزادي‌ افراد و اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ انسانها برده‌ دولت‌ نيستند، بلكه‌ دولت‌ خدمت‌گزار افراد مملكت‌ است‌.» و نيز به‌ تازگي‌ در مشهد مقدس‌ اعلام‌ فرموديد: «رفع‌ عيب‌ به‌ وسيله‌ هفت‌ تير نمي‌شود، بلكه‌ به‌ وسيله‌ جهاد اجتماعي‌ مي‌توان‌ عليه‌ فساد مبارزه‌ كرد.»

بنابراين‌ تنها راه‌ بازگشت‌ و رشد ايمان‌ و شخصيت‌ فردي‌ و همكاري‌ ملي‌ و خلاصي‌ از تنگناها و دشواريهايي‌ كه‌ آينده‌ ايران‌ را تهديد مي‌كند، ترك‌ حكومت‌ استبدادي‌، تمكين‌ مطلق‌ به‌ اصول‌ مشروطه‌، احيای حقوق‌ ملت‌، احترام‌ واقعي‌ به‌ قانون‌ اساسي‌ و اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر، و انصراف‌ از حزب‌ واحد و اجتماعات‌، آزادي‌ زندانيان‌ و تبعيد شدگان‌ سياسي‌، و استقرار حكومتي‌ است‌ متكي‌ بر اكثريت‌ نمايندگان‌ منتخب‌ که از طرف‌ ملت‌ باشد و خود را بر طبق‌ قانون‌ اساسي‌ مسئول‌ بداند.]

این غزل را همیشه برای دوستانم وقتی کاسه صبرشان لبریز می شد، زمزمه می کردم، حالا محتاجم کسی آن را برایم بخواند؛

ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم///از آخرت بریده ز دنیا گذشته‌ایم
از ما مجو تردد خاطر که عمرهاست
///کز آرزوی وسوسه فرما گذشته‌ایم
گشته است در میانه روی عمر ما تمام
///ما از پل صراط همین جا گذشته‌ایم
عزم درست کار پر و بال می‌کند
///با کشتی شکسته ز دریا گذشته‌ایم
از نقش پای ما سخنی چند چون قلم///مانده است یادگار به هر جا گذشته‌ایم

ما چون حباب منت رهبر نمی‌کشیم////صد بار چشم بسته ز دریا گذشته‌ایم

صائب ز راز سینه‌ی بحریم با خبر///چون موج اگر چه تند ز دریا گذشته‌ایم

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/25. موضوع : تحلیل طنز و نیمه طنز و درد دل...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

محمد یزدی  دبیر مجلس خبرگان رهبری با همراهی مصباح یزدی و احمد جنتی در اقدامی خودسرانه و از طرف نمایندگان مجلس خبرگان اقدام به تهیه بیانیه ای تحت عنوان بیانیه نمایندگان مجلس خبرگان رهبری خطاب به ملت شریف ایران در خصوص دهمین دوره ریاست جمهوری و لزوم تمسک به ولایت فقیه نموده و درصدد هستند تا آیت الله هاشمی رفسنجانی را از ریاست این مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام  کنار بگذارند.

به گزارش وبلاگ خواهان صلح، در این بیانیه که به همه نمایندگان مجلس خبرگان ارسال شده است آمده است:  ریاست مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام که همواره با تدبیر و فراست در کنار امام و رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک می نمود در اقامه نماز جمعه توسط ایشان بسیاری از دلسوزان و علما و نخبگان و شخصیت های نظام از ایشان انتظار داشتند آحاد جامعه و معترضان را به تبعیت از رهبری و قانون گرایی  و وحدت و همدلی و حفظ آرامش فرا بخواند ولی  متاسفانه برخلاف انتظار  به حل مشکلات و مسائل و پایان اعتراضات کمک نکردند.  لینک صفحه یک/کلیک کنید!

http://rezasoleimani.persiangig.com/image/q1.jpg

گفته می شود تاکنون فقط 16 امضا جمع آوری شده و  70 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از امضای این بیانیه امتناع نموده اند
.

شايان ذکر است اين بيانيه ممکن است بدون امضاي اعضاي خبرگان و به نام آنان در خبرهاي صداو سيما گنجانده شود. لینک صفحه دو/کلیک کنید!


http://rezasoleimani.persiangig.com/image/q2.jpg
لطفا کپی رایت را رعایت فرمایید

پ.ن: من واقعا شما رو دوست دارم، انسانم آرزوست!

برای آنها که گفتند موثق نیست، آبکی است و ...

http://khabaronline.ir/news-13209.aspx 

خدا همه ما را ببخشد و به راه راست هدایت کند. من یک صلح دوستم.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
سریال برره یادتان هست؟ "شب های برره"! شیر فرهاد و شیر کیانوش و...

یکی از بخش های جالب این سریال شطرنج بازی شان بود. یادتان می آید قوانین خاص به خودش را داشت. فیل شان چون فیل بود می توانست هرجا دلش می خواست برود، و تنها کسی می توانست فیل را تکان بدهد که زور داشته باشد! اسب هم جالب بود، یورتمه می رفت و می پرید! قوانین برره، حتی قوانین شطرنجش مختص به خودش بود و با تمام جهان فرق داشت.

کیانوش بازی را با قوانین معمول بلد بود. یک بار که در بازی به شیرفرهاد برادر خانم آینده اش کیش داد، شیرفرهاد حرکت جالبی کرد با سرپایی (گیوه اش) کوبید روی صفحه شطرنج و مهره ها! این هم از قواعد بازی بود. آخر سر هم با زور قمه و دگنک و سرپایی بازی را از حریف می بردند.


حالا حکایت ماست. خاتمی و موسوی و کروبی می خواهند شطرنج را با قوانین معمول بازی کنند، منتها آقای خامنه ای و یارانش پاسخ آنها را به شیوه ی برره ای می دهند. بین آن سه نفر تنها کروبی کمی شطرنج برره ای بلد بود که آن هم مقهور حریف شد وقتی اسلحه را هم به قوانین شطرنج اضافه کرد.

این سخنرانی آخر خامنه ای در جواب خطبه های هاشمی هم از همان بازی های شطرنج بود. هاشمی گفت کیش، آقای خامنه ای در نوبتش با نعلین کوبید وسط صفحه شطرنج! این هم از قوانین شطرنج سیاسی ایران از نوع دینی است!

یک تکه از این شطرنج برره ای را ببینید؛

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/21. موضوع : تحلیل طنز و نیمه طنز و درد دل...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
این هم چند خبر، برای اینکه دست خالی از این خانه نروید؛

1- مهاباد روز گذشته شلوغ بود. تقریبا در این شهر اعتصاب سراسری بود و برق ها نیز قطع شده بود.

2- آقای محسن رضایی چندی پیش به تبریز سفر کرده بود، در زمان بازگشت تلفنی یک بلیط از پاویون فرودگاه تبریز به مقصد تهران را رزرو کرده و بعد به فرودگاه مراجعه کرد. اما درخواست ایشان برای اوکی کردن بلیط با مخالفت مواجه می شود! در هر هواپیما 6 صندلی سهمیه پاویون است و علی القاعده باید به مسئولین اختصاص داده شود. اما علت؟ آنچنان که شنیدم فرماندهی سپاه عاشورا با حراست فرودگاه تماس گرفته و به ایشان دستور می دهند تا هرطور می توانند در راه بازگشت هوایی وی خلل وارد کنند. آقای رضایی هم با خودرو به تهران باز می گردد. 

3- انتصاب رئیس جدید قوه قضائیه به تعویق افتاده و به بعد از مراسم تنفیذ احمدی نژاد موکول شده است. گویا علت آن جانبداری علی لاریجانی از رهبران مخالفین یعنی دولت کروبی و موسوی بوده و مقامام های ارشد اولترا راست نظام به این نتیجه رسیده اند که صادق لاریجانی هم جهت با برادر خود گام برداشته و به این ترتیب زندانیان حوادث اخیر بدون مجازات آزاد شده و از سوی دیگر قوه قضائیه در جهت منویات رهبر گام برنخواهد داشت. مثل همیشه یکی از مواردی که باعث نگرانی آقایان راستی شده، برکناری مرتضوی دادستان تهران است. در همین حال ریاست صادق لاریجانی بر قوه قضائیه در هاله ای از ابهام قرار گرفته و شنیده های من حاکی از آن است که محسنی اژه ای از سوی برخی (حلقه کیهان) برای هدایت این نهاد به ریاست حکومت معرفی شده است.

4- برخی از زندانیان سیاسی را در خانه های امن نگاه می دارند که تنها زیر نظر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است. بنابراین به خانواده های این عزیزان پیشنهاد می شود به جای تجمع روبروی زندان اوین، روبروی ساختمان واجا تجمع کنند. از یکی از دوستان حقوق بشری شنیدم که یکی از همین زندانیان مطرح تحت ضرب و شتم قرار گرفته، امیدوارم کاملا دروغ باشد. 

5- آزادی مهدی خزعلی را تبریک می گویم. هم خودش و هم همرزمش عباس پالیزدار آزاد است. ببینم چه می کنید هر دو باهم. امید که بتوانید خانه ظلم را خراب کنید. هر تیشه به ریشه این درخت ظلم و جور که سایه اش بر سر کشور گسترده شده، کاری حسینی و عاشورایی است. 

6- آیت الله رفسنجانی در پی احیای نظارت خبرگان رهبری بر نهاد رهبری و زیر مجموعه های آن است. گویا قرار است به دلیل حوادث اخیر، خبرگان را از این جمود خارج کرده و به نهادی پویا تبدیل کنند. بخش گسترده روحانیون متنفذ قم، مشهد و اصفهان از این اقدام حمایت می کنند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/20. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

این مطلب برای یکی از نشریات جنوب نوشته شده است؛

کاین ره که تو می روی به ترکستان است

نمی دانم تصویر نامه فرماندار متملق فیروزآباد که به استاندار محبوب! فارس نوشته شده است را دیده اید یا خیر؟ متن نامه که مملو از جمله های تملق آمیز است از استاندار فارس درخواست "هزینه مستقبلین سفر ریاست جمهوری" را که تنها در این شهرستان بالغ بر 160.000.000 میلیون ریال اعلام شده را طلب می ‌کند. در این نامه آقای فرماندار به طور مشروح چگونگی گردآوری "مستقبلین" را تشریح می‌ کند. از جمله چگونگی گردآوری 2500 نفر از مشتاقان دیدار با آقای احمدی نژاد، 50 دستگاه اتوبوس و مینی بوس برای ایاب و ذهاب مستقبلین و نیروها و خودروهای پشتیبانی برای هدایت و محافظت از کاروان مشتاقان. فرماندار سپس با جملات متملقانه از استاندار می خواهد تا بودجه هزینه شده توسط این فرمانداری را متقبل شود. این نامه توسط جامعه خبری الف سایت منتسب به دکتر احمد توکلی نماینده دوره های پیشین و فعلی مجلس تایید شده است.


در ایران 1018 شهر وجود دارد، نمی گویم در تمامی شهرهای ایران، اما اگر تنها و تنها در 500 شهر، این هزینه ها شده باشد، با توجه به دو دور سفر هیئت دولت نزدیک به 16.000.000.000 تومان از بودجه کشور صرف استقبال از آقای احمدی نژاد شده است! قطعا رقم بیشتر از این میزان است، شخصا دیده ام که همراهان آقای رئیس جمهور به بعضی از مستقبلین هدایای نقدی یا منقول نظیر دوچرخه می دهند. تنها رقم بالا، 1600 فرصت شغلی قطعی برای بیکاران درست می کرد و دیگر دولت مجبور نبود که تعریف شاغل را عوض کند و بگوید هرکس اسفند هم دود می کند یا دو ساعت در هفته مشغول به کار است، شاغل محسوب می شود. این پول هایی که در بودجه کشور، مدام ناپدید می شوند (به نقل از سازمان بازرسی کشور) طبیعتا این گونه هزینه شده اند. تنها با آمار بازی می کنند، چه که نه در کارهای عمرانی و نه در کارهای تولیدی و صادراتی پیشرفتی نداشته و تازه پسرفت هم داشته ایم. نمونه اش قطار شیراز اصفهان که دوباره باید کار را از اول شروع کنند و دیگری وضعیت شکر در خوزستان که زمانی حتی توان صادرات داشت و امروز ایران وارد کننده شکر است.
   


نکته جالب نامه مذکور ادبیات واقعا بدیع آن است. پر از غلط نگارشی و املایی است. از سوی دیگر ماشالله همه مستخدمین دولت یاد گرفته اند برای ابقا در سمت شان باید چاپلوسی کنند. معلوم نیست این همه مسئول محبوب!، محبوب چه کسانی هستند؟ تالی فاسد چنین اقداماتی در سال های آتی چنان گریبان اصولگرایان را خواهد گرفت، که لااقل تا سال ها باید در تلاش برای رفع و رجوع آن باشند. به قول حکیم سعدی، شیخ شیراز: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی، کاین ره که تو می روی به ترکستان است!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/20. موضوع : گزارش...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
برادر نادیده ام آقای عباس پالیزدار!

سلام. آزادی ات مبارک و خجسته.

وقتت را زیاد نمی گیرم، به همین علت هم از حاشیه های نامه پرهیز کرده و به اصل مطلب می پردازم.

اگر آرشیو ایمیل خود را نگاه کنی، مرا به یاد خواهی آورد. البته اگر آنانی که در این مدت به بندت کشیده بودند، چیزی از آن باقی گذاشته باشند.

برای آسان تر شدن، من همان کسی هستم که برای اولین بار متن کامل سخنانت را در همین وبلاگ درج کرد. همانی که فیلم کامل سخنانت را در اینترنت در اختیار عموم گذاشت. همانی که چه در سایتی که مسئولیتی در آن داشت "انتخاب" و چه سایت های دیگر گفته هایت را اشاعه داد. همانی که تکه های مهم مطالبت را ترجمه کرد و به این و آن و سایت های خارجی داد. همانی که طی این مدت اخبار پرونده ات را دنبال کرد و مدام آن را در "انتخاب" گزارش داد.

این همه گفتم برادر، می دانی علتش چیست؟ تقاضایی دارم؛

شاید ندانی، اما وقتی تو را دستگیر کردند، دیگر نمی توانستیم از تو خبری بگیریم. نمی توانستیم به خبری اعتماد کنیم که فارس دروغ پرداز درج می کرد، اما یکی، برادری، همره و همرزمی برایت دل سوزاند. ما و تو را به استقامت فرا خواند. روزهای جنگ را به یادت و یادمان آورد. می دانستیم اگر از تو خبری بخواهیم باید از او بپرسیم. بیمار می شدی، او می گفت. آزارت می دادند، او خبر می داد. خلاصه سخنگویت بود در سرزمینی که شاید از آنجایی که تو بودی آزادتر نبود. خدا می داند تا چه اندازه دنبال کارت بود و چقدر به تو و کاری که کرده بودی اعتقاد داشت. او برای ما خبرنگارها منبعی مستقل و قابل اطمینان درباره وضع حال تو بود.

می شناسی اش؟! دکتر مهدی خزعلی را می گویم. خبر داری کجاست؟ روزی بیش از یکماه پیش، فراخواندنش دادگاه روحانیت و از آن زمان دیگر خبری از او نیست. پدرش از او اعلام برائت کرده، باورت می شود؟ خانه ای که از تو خبر می داد، خصمانه خرابش کردند و من و ما امروز از مهدی خزعلی بی خبریم.

حالا مهدی تنها مانده! همرزمت یک سخنگو می خواهد، یکی که بتوان به او اطمینان کرد، کسی که اخبار مهدی را به اینهایی که مثلا بیرون و آزاد هستند، بدهد.
آماده ای برادرم؟ می خواهم از تو درخواستی کنم، گمان کن که از امروز منصوب شدی به سخنگویی مهدی خزعلی و زندانیان دربند دیگر. از امروز تو دنبال کار مهدی خزعلی باش.

کمر همت ببند تا چراغ خانه مهدی خزعلی دوباره روشن شود. دیدی خانه مجازی اش را چطور با خمپاره های جهل و جور با خاک یکسان کردند؟ دستی بالا بزن و خانه ای نو بنا کن. یک سالی او اخبار تو را به ما می داد، حالا وظیفه توست که برادری را در حق اش بجا آوری.

جای خانه مجازی عباس پالیزدار که اخبار مهدی خزعلی و یاران زندانی دیگر را بدهد، بسیار خالی است. دکتر گفته بود که خودت را پیش از این برای جنگ آماده کرده بودی؟ این گوی و این میدان. باید جنگید، آقای پالیزدار منتظرت هستم و هستیم و از هیچ کمکی هم دریغ نداریم.

به امید روزهای بهتر.

پ.ن: مطلبی از عزیزی ناآشنا؛ قسمتی از سخنان عباس پالیزدار در مورد یزدی( یکی از بزرگترین حامیان احمدی نژاد )

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/19. موضوع : تحلیل طنز و نیمه طنز و درد دل...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
ماشالله به دیپلمات های با ادب ایرانی!

مردم روز جمعه روبروی سفارت ایران در بروکسل دست به تجمع زدند در این میان ف.الف شروع می کند به عکسبرداری. از سفارت هم چند عکسی می گیرد، که یکهو کارمند سفارتخانه یعنی دیپلمات دولت و حکومت جمهوری! اسلامی بدون شرم و حیا جلوی آن همه آدم و زن و بچه می گوید: "مادر ... چرا عکس می گیری؟" جالب آنکه آقای دیپلمات هوای بسیجی و باتون به سرش زده و فکر بود بروکسل هم میدان شوش است. می دود دنبال عکاس که یکهو مردم حمله می برند طرفش و ایشان هم می زند به چاک داخل ساختمان سفارت! واقعا شرم آورست این بی ادبی و آن حرکت از یک دیپلمات!
واقعا آدمی خجالت می کشد بگوید این ها هموطن های ما هستند. یک مشت عمله (شغل منظورم نیست، فرهنگ!) از همان آرادان تیپکس کردند به سراسر دنیا فقط برای آبروریزی!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/18. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
این مطلب را اختصاصا برای یکی از نشریات جنوب کشورمان نوشتم:

به چه کسی رای داده اید؟

کجایید؟ همین لحظه که این سطور را می خوانید! در تاکسی نشسته اید و عرق می ریزید، در دفتر کارتان برنامه می ریزید یا اصلا در خانه به پشتی لم داده اید و چایی تان را می خورید؟ بگذارید مرزهای مخاطبان را بردارم، روی سخنم با شمایی است که این مطلب را می خوانید؛ تهران هستید، اهواز، بوشهر یا تبریز، ایستاده، نشسته، امروز، فردا، هفته دیگر، ماه دیگر و سال دیگر. در دستانتان کاغذ نشریه را گرفته یا سفره ی غذایش کرده اید. این نوشته دست کم انقضایش تا 4 سال دیگر سر نخواهد رسید! پس با خیالی آسوده و صرفنظر از تاریخ درج نوشتار، آن را بخوانید.

این مقدمه برای چه بود؟ می خواهم روش تبدیل شدن هر خواننده را به سازمان صدا و سیما، شورای نگهبان، نهادهای نظرسنجی و خبرگزاری ها آموزش دهم. بله! درباره دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری می نویسم و اتفاقا تا 4 سال دیگر هم خواهم نوشت! مواد لازم؟ چند برگه سفید، یک قلم و یک روحیه پرسشجویانه که دست کم اگر تا 23 خرداد چنین نبوده، دیگر باید این گونه باشد. تلفن را بردارید و با دوستان و نزدیکانتان تماس بگیرد، بی هیچ خجالتی سرنشینان تاکسی و مردم را مخاطب قرار دهید، چند لحظه ای همکارتان را صدا کنید و از آنها بخواهید تا صادقانه به این سئوال پاسخ دهند؛ "به چه کسی رای داده ای؟" ظاهرش پرسش ساده ای است. فکرتان را خواندم؛ "البته که برخی حقیقت را نمی گویند." خب، پس دیگر مشکل تان چیست، آنها را از لیست تان بيرون کنید. کدام لیست؟ لیستی که شمارگانی از یک تا صد دارد و قرار است پاسخ آنهایی که به نظرتان صادقانه آمده را در آن درج کنید. به 100 که رسیدید، پاسخ ها را ضرب در صد کنید و درصد بگیرید. اگر به خودتان یا جواب ها شک دارید، کمی بیشتر زمان بگذارید و هزینه کنید. چندبار این نظرسنجی ساده را تکرار کنید و نتایج را مقایسه کنید و معدل بگیرید.

خسته، نومید و متحیر نشوید! اکنون شما لااقل مطمئن شده اید که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری چه بایست می بود. حالا شما غیر از آنکه یک رای سیار هستید، خبرنگار هم هستید و روح پرسشگرانه در شما بیدار و تقویت شده است. فرصتی یافته اید که دیگر سئوالات اجتماعی-سیاسی که پاسخ شان از تریبون رسمی با مزاجتان سازگار نیست را به بوته آزمایش بگذارید. حتی اگر جواب با نظر شما تطبیق نکند، یاد خواهید گرفت که نظراتی دیگر غیر از شما در جامعه وجود دارد و به این ترتیب روحیه انتقاد پذیری خود را تقویت کرده اید.

در میان این قدم هایی که بر می دارید سعی کنید ارتباط تان را با رسانه های مستقل مستحکم تر کنید. تلفن بزنید و نظرات تان را به آنها بگویید، نامه بنویسید و اگر از معجزه اینترنت بهره مندید در پایگاه های اینترنتی نظرتان را درج کنید. در خلال این فعالیت ها که قول می دهم روزی نیم ساعت از وقت تان را هم نخواهد گرفت، دوستانی خواهید یافت که به رشد آگاهی تان یاری خواهند رساند.

اما نتیجه چه خواهد بود؟ صرف نظر از تمرین احقاق حق و پای فشاری بر حقوق مدنی تان، 4 سال بعد هیچ کس نخواهد توانست سرتان کلاه بگذارد یا بردارد، شما به تمام معنا یک شهروند آگاه به مسائل روز، زمان و کشورتان هستید.

کجایید؟ عرق ریزان در عسلویه مشغول استراحت نيمروز هستید؟ بیکارید و دنبال کار می گردید؟ آستین ها را بزنید بالا و آغاز کنید. تمرین حقوق شهروندی با اولین پرسش که "به چه کسی رای داده اید؟"
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/16. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
غربت بعضی از تصاویر پشت آدمی را می لرزاند؛

       

مسلمانان چین، که تا به حال بنا به اخبار رسمی مستبدین پکن 160 نفرشان به طرز فجیعی کشته شده اندو هزاران نفر زخمی، معلول یا ناپدید. من پیشنهاد نمی کنم، اما اگر دلش را دارید این تصاویر را ببینید. یا در گوگل سرچ کنید لغت انواع شکنجه در ارومچی یا اویغور. آنچه خواهید یافت وحشتناک است. حیوان درنده این کار را با طعمه اش نمی کند. اول او را می کشد بعد می خورد!

دین شان اصلا مهم نیست. مهم غربتشان است که هیچ دادرسی به فریادشان نمی رسد.

در ویکی پدیا آمده؛ پیشینه ورود اسلام به چین به پیش از ۶۵۰ میلادی باز می‌گردد، زمانی که سعد بن ابی وقاص صحابه پیامبر اسلام، سفرایی را به سوی امپراتور گائوتسونگ فرستاد. نتیجه ورود اسلام به چین جمعیتی حدود ۴۰ میلیون مسلمان در چین است که بیشتر آنها در استان‌های شینجیانگ، گانسو، نینگشیا و چینگهای زندگی می‌کنند.

اکنون این مسلمانان شینجیانگ هستند که به خاک و خون کشیده می شوند. دلیل اما چیست؟ اعتراض داشتند که چرا دولت به قتل دو نفر از همکیشانشان رسیدگی نمی کند! جوابش عجب وحشیانه بود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/13. موضوع : هویجوری...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
پناه می برم بخدا از شر شیطان رجیم.

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ. أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ

[همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم. بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند.

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ

و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نخوانيد بلكه زنده‏اند ولى شما نمى‏دانيد.

درگذشت سهراب اعرابی، جوان 19 ساله را در زندان اوین به خانواده، دوستان و همرهانش تسلیت می گویم. راه سهراب و سهرابهایی که از 23 خردادماه با خون خود غسل کردند، پاینده!!

پ.ن: به نقل از گویا تصحیح می کنم؛ طبق آخرين خبرهای موثق دريافتی سهراب اعرابی، که خبر کشته شدن او ديروز به خانواده وی ابلاغ گرديد، پس از پايان راهپيمايی ميليونی و مسالمت‌آميز مردم تهران در شامگاه روز ۲۵ خرداد توسط تيراندازی يک عضو بسيج از پشت بام پايگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحيه مقاومت بسيج ويژه قدس، در تقاطع خيابان آزادی و خيابان جناح - که فيلم آن همان شب به شکل وسيعی در سايت های اينترنتی منتشر گرديد - به قتل رسيده است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/12. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

ورود 5 دیپلمات آزاد شده ایرانی به کشور؛

اما نکته جالب؛ به فراخور سفرهایی که داشته مقامات دیپلماتیک ایران را هم دیده ام. در سفارتی رفته ام رای داده ام. در سفارتی دیگر نامه پر کرده ام و...

         
به گمان من این سه نفر هیچ کدام دیپلمات نیستند. به طرز نشستن، چهره ها و لباس ها با دقت نگاه کنید. یادآوری کنم برای دیپلمات شدن، حتی شما یاد می گیرید چگونه از چنگال استفاده کنید. اگر این ها دیپلمات باشند واقعا که عجب وزارت خارجه بدسلیقه ای. چهره هر کدام از این افراد خودش جرم دارد!

تصویر بعدی را نگاه کنید؛

        
این فرد هم حالتی دیپلماتیک ندارد. شاید هم از وابستگان سفارت بوده که دستگیر شده است.دیپلمات همه جا دیپلمات است. (تجربه زندگی -به عنوان میهمان- با یکی از دیپلمات های سابق اتفاقا همین جمهوری اسلامی را مدتی در کشوری دیگر داشتم.)

اما تصویر تنها دیپلمات جمع به نظر من! حداقل آمریکا برای گرفتن این یکی دلیلی نداشت. آنها قیافه شانخودش دلیل بود، این یکی همه چیزش برعکس بقیه دیپلماتیک است.
                    
مطلب بیشتر شوخی بود! اما واقعا من دیپلماتهایی مثل آن 4 نفر بالا را تا حالا ندیده بودم. وزارت خارجه بسیار بدسیلقه است اگر انتخابش اینها بوده!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/12. موضوع : هویجوری...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
برای برادران و خواهرانِ سبزِ هموطنم که در راه آزادی کشته شدند. و برای برداران و خواهران مسلمان چینی ام که غریبانه در خون غلطیدند؛"ان الذین قالوا ربنالله ثم استقاموا تتنزل علیهم- الملئکه الا تخافوا ولا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون"
آنان که گفتند پروردگار ما الله است و پای آن ایستادند ، {به هنگام مرگ} فرشتگان بر آنان فرود آیند و گویند : نهراسید و غمگین مباشید. بشارت باد شما را بهشتی که از پیش به شما وعده داده شده بود. (فصلت ، آیه 30 )

و برای آنانی که به راه راست منحرف شده اند و سبزِ سبز در ایران و گوشه-گوشه جهان مبارزه می کند؛

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب
پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى

ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین
ای پروردگار ما بريز بر ما شکيبايی و استوار دار قدم های ما را و مدد ده ما را بر گروه کافران

پ.ن: دقت کردید تا مسئله ایران در رسانه های جهانی مطرح می شه یک اتفاقی می افته؟ یکهو مایکل جکسون می میره، توی چین زلزله میاد، در ترکستان 200 نفر ظالمانه به دست حکومت دیکتاتور چین کشته می شن، ملاعمر می گه می خواهم با اوباما مذاکره کنم. دنیا قرارداد بسته خبر ما را زیر بکشه ولی کور خوانده اند!!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/11. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
پارلمان نیوز، ارگان فیلتر شده اقلیت مجلس! ذیل خبری با عنوان "باز هم در اعترافات گاف دادند" نوشته است؛

روزنامه جوان، از روزنامه‌های حامی دولت که در هفته‌های اخير اخبار ويژه فراوانی را منتشر و تلاش زيادی برای وارونه جلوه دادن واقعيات داشته است، بعد از آنکه مدعی شد محمد قوچانی به شرکت در دوره‌های آموزشی انقلاب مخملين خارج از کشور شرکت می‌کرده و در پی آن همسر قوچانی اين خبر را تکذيب کرد و مشخص شد قوچانی اساسا فاقد پاسپورت بوده است، امروز نيز با يک اشتباه ديگر صحت اخبار خود را نشان داد.

به گزارش پايگاه خبری فراکسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، اين روزنامه نزديک به سپاه نوشت:«پس از نوشتن ندامتنامه توسط يکی از چهره‌های برجسته جريان دوم خرداد، ديگر افراد وابسته به اين جريان که در بازداشت به سر می‌برند کم کم از مواضع خود کوتاه آمده و با قبول کردن اتهامات‌شان درصدد عذرخواهی از مردم برآمده‌اند. بنابر شنيده‌ها اکثر متهمين سياسی بازداشت شده ضمن اعتراف به اعمال مجرمانه خود در جريان اغتشاشات و سازماندهی شده بودن آن، اظهارات قابل توجهی داشته‌‌اند. پس از گفت‌وگوی مهدوی، عضو مرکزيت مجاهدين انقلاب با خبرنگاران و اعترافات عماد بهاور خبرنگار نيوزويک و بی‌بی‌سی، جمعی از شورای رهبری سازمان مجاهدين انقلاب همه چيز را تمام شده دانسته و گفته‌اند که"اينها از همه‌چيز ما باخبر هستند".گفتنی است يکی از چهره‌های برجسته جريان دوم خرداد که از نزديکان حزب کارگزاران نيز هست ضمن ابراز ناراحتی از بازی خوردن! در جريانات اخير اعترافات مهمی در اين زمينه داشته است.»

نکته جالب آنکه اين روزنامه که از تمامی اخبار پشت پرده و محرمانه مطلع است هنوز نمی‌داند نام خبرنگار نيوزويک مازيار بهاری است و عماد بهاور از اعضای دربند نهضت آزادی و پويش حمايت از خاتمی و موسوی«موج سوم» است، به نظر می‌رسد انتشار اين دست اخبار که البته طی روزهای اخير نيز کاهش يافته است در جهت ايجاد جنگ روانی و ادامه تلاش برای منتسب کردن جريانات اخير به اصلاح‌طلبن صورت می‌گيرد.

* اما نکته چیست؟

این ها (جوان و انصارنیوز و...) گاف نمی دهند در حال اجرای عملیات روانی طبق دستورات هستند! یکی از روش ها برای خرد کردن زندانی، نشان دادن اعتراف هم حزبی، یاران و رفقایش به او است.

می دانید چرا؟ زندانی سیاسی را در سلول های انفرادی نگه می دارند. یک چراغ کوچک آن بالا درون سقف چپانده شده است. صدای بقیه را می شنوی اگر آوازی بخوانند و یا فریادی بکشند. (بند 209) غیر از آن، شما تنها با بازجویتان ارتباط دارید. اوست که مرجع خبرهای شماست. فرد می نشیند جلوی بازجو، روزنامه جوان، صبح صادق، یالثارات و... هم روی میز گذاشته شده است. زندانی که از همه جا بی خبر بوده، له له می زند تا بتواند صفحه ای از روزنامه را بخواند. بازجو می گوید عیبی ندارد می توانی بخوانی! زندانی می خواند که محمد قوچانی به خارج رفته برای فرا گرفتن انقلاب مخملی، مازیار بهاری از خارج پول گرفته، ابطحی اعتراف کرده و... بعد بازجو می گوید تو هم اعتراف کن! زندانی می گوید کاری نکرده ام. بازجو می گوید بیا باهم معامله کنیم، تو اعتراف کن، من هم کاری می کنم که به زودی آزاد شوی! و به این شکل بازجو زندانی را خرد می کند. این تازه روش نرم است! یا روش پلیس خوب.

در روش خشن یا پلیس بد، آنقدر فریاد می کشند سر زندانی که تو کاری مرتکب شده ای و دوستانت همه چیز را لو دادند، این روزنامه هم سندش! که زندانی تاب از کف می دهد و راضی به هرچه کمتر از اعدام می شود.

این روش شکنجه شوروی استالینی است. به هرحال محض اطلاع پارلمان نیوزی ها، این ها گاف نمی دهند، می خواهند زندانیان بدبخت را وادار به اعتراف کنند. بدبختی بزرگ آنجاست که پیش تر یک روزنامه این کارهای کثیف را آنجام می داد و آن هم پراودای حکومت یعنی کیهان بود. امروز به لطف دولت قانون شکن و خشن احمدی نژاد از هرگوشه ای علف هرز کیهانی جوانه زده است. فارس نیوز، رجا نیوز، انصار نیوز، ثانیه نیوز، جهان نیوز، وطن امروز، صبح صادق، جوان و ... از جمله بازوهای فرهنگی استبداد جدید هستند.

راستی! من همین الان یک شرط بندی می کنم، هرکه آنجا به هرچیز اعتراف کند، حاضرم گردنم را بدهم که احمد زیدآبادی به هیچ چیز اعتراف نخواهد کرد. حتی اگر هزار برگ روزنامه نشانش بدهند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/8. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بیدل را بسیار دوست می دارم. به گمان من، بعد از رودکی، فرودسی، خیام، عطار، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ و جامی و...، دیگر کتاب شعر و شاعری ایران بسته شد. واقعا چیزی نمانده بود که شاعری بخواهد بیافزاید. اما چند نفری در قرن 10 و 11 بی سر و صدا جلد آخر کتاب را کندند، صفحات خود را افزودند و دوباره کتاب را صحافی کردند. به اعتقاد من یکی از آنها صائب تبریزی است و دیگری که بسیار دوستش می دارم همین بیدل دهلوی است. شعرهایش را با دقت بخوانید و لذت ببرید از عمق معنی و صنایع ادبی. جا دارد یادی بکنم از حزین لاهیجی شاعر خوش سخن دلشکسته ای که شعرهایش دل آدمی را می لرزاند. سبز باشید.

حیرتیم اما به وحشت ها هم آغوشیم ما

                                               همچو شبنم با نسیم صبح خاموشیم ما
هستی موهوم ما یک لب گشودن بیش نیست
                                              چون حباب از خجلت اظهار خاموشیم ما
شور این دریا فسون اضطراب ما نشد
                                              از صفای دل چو گوهر پنبه درگوشیم ما
خواب ما پهلو نزد بر بستر دیبای خلق
                                              از نی مژگان خود چون چشم خسپوشیم ما
بحر هم نتواند از ما کند* رفع تشنگی
                                             جوهریم آب از دم شمشیر می نوشیم ما
گاه در چشم تر و گه در مژه گاهی به خاک
                                             همچو اشک ناامیدی خانه بر دوشیم ما
شوخ چشمی نیست کار ما به رنگ آینه
                                             چون حیا پیراهنی از عیب می پوشیم ما
چشمه ی بی تابی اشکیم از طوفان شوق
                                            با نفس پر می زنیم و با** ناله می جوشیم ما
مرکز گوهر برون گرد خط گرداب نیست
                             هرکجا حرفی از آن لب سرزند گوشیم ما

کی بود یا رب که خوبان یاد این بیدل کنند
                                           کز خیال خوشدلان چون غم فراموشیم ما

*در اصل شعر "کرد" بود که با توجه به زمان شعر به "کند" تبدیلش کردم.
** "با" دوم در این مصرع وجود نداشت، اما با توجه به نیاز اضافه کردم.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/8. موضوع : هویجوری...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یکی از عموزاده های پدرم وقتی درگذشت، خانه ای به برای تمام فامیل به ارث گذاشت! در وصیت نامه اش قید شده بود از این خانه برای مراسم عزا و عروسی استفاده کنید. هرکسی از بزرگان فامیل کاری را به عهده گرفت تا این ایده به ثبت برسد و خانه به صورت رسمی محل تجمع اقوام شود. بالاخره پس از یکسال و ثبت در سازمان اسناد این خانه تبدیل شد به سرای ب... هیئت مدیره ای نیز برایش انتخاب شد. از آنجا که فقط فامیل می توانست از آن استفاده کند، حق عضویت سالانه ای نیز برایش در نظر گرفته شد. این سرا طی سالیان گذشته مدام پیشرفت کرد، امروز به همت عموی مرحومم یک غسال خانه مدرن دارد، به لطف خاله مادرم یک آشپزخانه مجهز دارد، چندین تخته فرش، ظرف ظروف و کولر و پشتی و...دارد. با گروهی از نوازندگان و نوحه خوانان هم قرارداد دارد. یک نگهبان هم همیشه در سرا وجود دارد تا از دارایی به خوبی مراقبت کند. همان نگهبان هم خانه ای مجهز دارد! یکی از اقدامات جالبی که هیئت مدیره هدایت می کند وقتی مرگی ناگهانی اتفاق می افتد ابتدا مادرخرج شروع به خرج کردن می کند، تا به خانواده متوفی فشاری نیاید، بعد از افراد فامیل بنا به وسع شان پولی دریافت می شود که به آن می گوییم "سرباره"! رویهم که می گذاری گاهی از هزینه تمام شده مراسم هم بیشتر شده است!

همه هنرهای این سرا و هیئت مدیره اش را گفتم، و اما معایبش؛ از روزی که این سرا ساخته شد، تعدادی از افراد به عنوان هیئت موسس و هیئت مدیره انتخاب شدند، اگر درست بگویم تنها مرگ یا میل شخصی این افراد است که باعث ورود نیروی جدید به این گروه می شود. انسان های خوبی هستند، بسیار از خودشان مایه می گذارند، از جیبشان خرج می کنند، اما بدسلیقه اند. چون همگی سن های بالایی دارند، نمونه اش پدربزرگم با 80 سال سن، ایده های تازه ای ندارند، چندبار آزمون و خطا می کنند تا به آنچه می خواستند، برسند!

لااقل 10 بار فضای داخلی سرا خراب و از اول ساخته شد، 10 بار رنگ ارزان قیمت زده شد، وسایل ارزان خریده شد که بعد مجبور شدند دوباره بخرند، آنقدر به این سرا فضای مراسم عزا دادند که از حالت شادی درآمد. به شخصه تنها یک مراسم نامزدی در این مکان را به یاد می آورم و دیگر هیچ! سرای عزاداری است بیشتر تا سرای ب...

اگر به هیئت مدیره نظری بدهید، نظرتان را محترمان گوش می کنند، اما آخرش کار خودشان را می کنند. من به آنها می گویم دیکتاتورهای صالح! همگی فکر می کنند عقل کل هستند و هیچ کس بهتر از آنها توانایی چرخاندن این سرا را ندارد. اوایل جوان ها هم در مراسم ها شرکت می کردند، چون فکر می کردند باید در این کار عظیم سهیم بود، اما از بس پیرترها در ذوق شان زدند کم کم عقب کشیدند. حالا نه کسی از نزدیکان جوان مانده به آنها کمک، نه آنها مایلند به کسی از اقوام دورتر کارها را واگذار کنند. مدام نگران آبروی خانواده و فامیل هستند و اینکه اگر فلان طور شود، چه کنیم؟!

این همه را گفتم تا مقایسه کنم (هرچند جفا می کنم، ما همگی بزرگان فامیل را دوست داریم و دیده ایم از هیچ، چه درست کرده اند و واقعا نتیجه کارشان مایه مباهات خانواده است)، با نظام جمهوری اسلامی. نظامی که پیرها برای جوانان تصمیم می گیرند. نتیجه اش را هم که می بینید! جوان ها همدیگر را در مراسم شادی می بینند و پیرها در عزاداری، برای همین مدام در پی مراسم عزا هستند! نگاه کنید در کشور ما چقدر مراسم عزا وجود دارد. تقریبا یک سوم حتی بیشتر روزهای سال مردم ایران عزادارند. این جدای عزاداری های شخصی است. بدبختی آنجاست که این ها دیکتاتورهای صالح هم نیستند، پولی که مال و من شماست می گیرند و معلوم نیست کجا خرجش می کنند. یکهو یک میلیارد و ششصد میلیون پوندش سر از انگلیس در می آورد! اگر هم حرف بزنی نه تنها حرفت را گوش نمی گیرند که یکی هم می زنند توی گوشت، اعتراض هم بکنی لوله تفنگ را می چپانند توی حلقت.

متوسط سنی مردم ایران را نگاه کنید، بعد به متوسط شورای نگهبان هم نگاهی بیاندازید. چطور ممکن است کسی که مخ اش مربوط به 6 نسل پیش از من است از آنچه که من امروز می خواهم آگاهی داشته باشد؟ دلیل نمی شود چون خودش یک روزی جوان بوده پس حال ما را می شناسد. خودش روزی که جوان بود، علم و فن و هنر و فرهنگ هم اینقدر پیشرفت کرده بود؟ جهان چنین به دهکده شبیه بود؟ آنها وقتی 30 سالشان بود آخرین مرز مغزشان تلویزیون بود، اما خواهرزاده 10 ساله من می خواهد هوافضا بخواند بعد فضاپیمایی بسازد که با سرعت نور حرکت کند و دیگر مردمان جهان پهناورمان را پیدا کند! فرقش را می بینید؟ این بچه وقتی 20 سالش شد من نمی توانم برایش تصمیم بگیرم. بنابراین تصمیمات بهتری هم می گیرد. حالا نگاه کنید به متوسط سنی اعضای خبرگان، دفتر رهبری، مجمع تشخیص که نهادهای حکومتی هستند. پیر و پاتال های ایران که واقعا متعلق به قرن ماضی هستند مشغولند! اما نگاهی بیاندازید به مجلس، مردم توان انتخاب آزاد را ندارند، اما متوسط سنی مجلسی ها را نگاه کنید!! گویاست.

خسته شده ایم از بس پیرها فکر کرده اند خیلی حالی شان می شود، در حالی که همیشه مقابل جوانان کم می آورند و شروع می کنند به متلک پرانی و ضرب المثل. تاریخ را جوانان می سازند نه پیرها که چند صباحی دیگر می میرند. محض اطلاع آقایان؛ نمونه اشتباه تاریخی تان را بعد از 22 خرداد دیدید پدرخوانده های ناصالح و ناصادق!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/7. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

این روزا اشکم دم مشکمه! وقتی بعضی حرف ها و خبرها رو می شنوم، همینطور سرازیر میشه. نه بخاطر اینکه دل نازکم، نه! ماها معجزه ایم که این همه تناقض و دروغ رو می بینیم اما هنوز نمردیم.

فرصتی شد تا گفت و گوی کوتاهی با یکی از اعضای ستاد انتخابات کشور (نام محفوظ-اپراتور) در استان آذربایجان شرقی داشته باشم، ماحصل گفت و گو را بخوانید؛

-می روم سر اصل مطلب؛ می خواهم بدانم آیا شاهد تقلبی در انتخابات بوده ای یا نه؟

+ برای خودم دقیقاً 10 مورد، البته در اتاق ما (تجمیع آرا) 6 نفر بودند به علاوه نمایندگان شورای نگهبان و وزارت کشور که می آمدند و می رفتند.

-چگونه این تقلب ها انجام گرفت؟

+ ببینید برای هر صندوق، مثلا صندوق شماره 45 تبریز، شناسنامه ای کامپیوتری وجود دارد. یعنی اینکه مثلا مشخص است که به صندوق مورد مثال، چه میزان تعرفه تعلق گرفته و در صورت اتمام تعرفه ها، چه تعداد تعرفه اضافی برای این صندوق فرستاده شده است. این اطلاعات در کامپیوتر ثبت می شود. مثالی می زنم؛

به صندوق مورد مثال 1500 تعرفه تعلق گرفته، این صندوق تعرفه هایش به اتمام رسیده تا پایان وقت اخذ رای 500 تعرفه دیگر نیز در اختیار مسئولین صندوق قرار گرفته. به عبارت ساده تر به این صندوق 2000 تعرفه تحویل داده شده است.

- ببخشید حرفت را قطع می کنم...

+ آهان! اینکه چگونه تقلب شد، نمونه های مورد مشاهده من همگی از این دست بودند؛
تعرفه تحویلی به صندوق فلان شماره 2000
آرای اخذ شده صندوق 3600 !
تعرفه تحویلی به صندوق بهمان شماره 2700
آرای اخذ شده صندوق 5000!

- اعتراض نمی کردید؟ ضمن اینکه اینطور که می گویی "همه چیز در کامپیوتر ثبت می شود"، الان باید این اسناد در کامپیوترها موجود باشند؟

+ البته اعتراض می کردیم. وقی می گفتیم در فلان صندوق، دو برابر تعرفه تحویلی، اخذ رأی شده، نماینده شورای نگهبان می گفتند در کامپیوتر تعداد تعرفه ها را با آرای اخذ شده هماهنگ کنید!

- یعنی چطور؟

+ یعنی اگر در صندوقی با تعرفه تحویلی 2000 برگه، 3600 رای اخذ شده بود، نماینده شورای نگهبان می گفت تعداد تعرفه تحویلی را بکنید 3600 برگه! این کار از ما بر نمی آمد، می رفتند در اتاق مرکز آمار ستاد انتخابات و آنجا تصحیح می کردند.

- با این حساب مدرکی نمانده؟

+ در نگاه اول نه! ولی مطمئنم اگر اهل فن جستجو کنند این موارد را پیدا خواهند کرد، اما چنانکه از آقای ابوترابی نایب رئیس مجلس هم شنیدی شورای نگهبان نگذاشت اقدام اساسی در رسیدگی صورت بگیره.

- می توانی اسم آقایانی که این دستورها را می دادند، بگویی؟

+ خودشان را نه ولی بالادستی هایشان را چرا!
"اکبر غفاري" رئيس ستاد انتخابات استان آذربايجان شرقي و "عباسعلي اسدي" رئيس دفتر نظارت و بازرسي انتخابات شوراي نگهبان قانون اساسي در استان آذربايجان شرقي. خود اسدی دستور این اقدام را داده بود که اگر این مشکل پیش آمد موضوع را محول کنید به مرکز آمار برای تصحیح.

- یعنی از قبل می دانستند؟

+ نمی دانم، اما حداقل اینکه آماده بودند. به والله قسم من خودم 10 بار و 5 همکارم تقریبا به اندازه من (در یکی از اتاق های تجمیع رای)، حالا بیشتر و کمترش را نمی دانم چون نشمردم، موارد اینچنینی رصد کردند. همکاران اتاق مجاور و روبرو هم همینطور! بعد آقایان در اتاق آمار عددها را تغییر می دادند تا در درصدها مشکلی ایجاد نشود، وگرنه تعداد رای اخذ شده مثلا می شد 160 درصد یا 200 درصد!

- همانطور که در بعضی صندوق ها اتفاق افتاده؟

+ دقیقا! چون این یک کار حرفه ای است. و یک اپراتور معمولی نمی تواند انجام دهد، فشار بالای کار و حجم انبوه چنین تخلفاتی باعث می شود رشته کار از دست آدم در بیاید. خطا کند یا یادش برود تصحیح کند. اینطوری می شود که آرای صندوقی گاهی می شود 170 درصد!

- در چند انتخابات سابقه همکاری داشته ای؟

+ 12 انتخابات مختلف؛ شورای شهر، رئیس جمهوری، خبرگان، مجلس.

- تا حالا به چنین موردی برخورده بودی؟

+نه والله! اولین بار بود. یکبار 5 صبح در انتخابات مجلس آمدند کامپیوترها را از برق کشیدند که دیگر همینقدری که شمردید کافی است، بقیه را نمی خواهد بشمارید، آنقدر سر و صدا شد که نگو و نپرس.

- می توانم بپرسم به کی رای دادی؟

+ محسن رضایی.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/4. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خطبه های نماز جمعه را که دیدم، یاد گذشته افتادم. چند سال هر جمعه من نماز جمعه را برای انتخاب گزارش می دادم. نتیجه کار هنوز در فضای اینترنت موجود است. بهترین گزارش هایم مربوط به حجت السلام والمسلمین احمد خاتمی و آیت الله جنتی است! فکر نکنم کسی مثلا این تیتر هرگز یادش برود؛ جنتی با اشاره به شعار نمازگزاران: زمان مرگ امریکا فرا رسیده،چون شما فریاد مرگ بر شاه سر دادید و شاه مرد!

یا امکان ندارد کسی تیتر خاتمی: آمریکایی ها احمقند، یادش برود. تمام آن گزارش هایی که به کمک برادرم وحید کاظم زاده از خطبه های آیت الله حسنی تهیه و شاید برای شاد کردن دل مردمی که پر از غم بود.

به هرحال، امروز وصیت می کنم بیکار ننشیند، مثلا خطبه امروز جنتی را بخوانید سرتاسرش منطق ها موج می زند، حتی فلسفی است! بالاخره سایت های دیگر می توانند دست به کار شوند

مثلا من از حرفهای پرمنطق امروز جنتی این تیتر را در می آوردم؛ جنتی خطاب به دشمنان؛ يادتان باشد سفاهت و حماقت حد و مرز دارد

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/3. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

مطلبی دیدم در وبسایت بالاترین با عنوان امام سال 61: احتمال قوی میدهم بعد ازمن برای انتقام از من و به نام دفاع از من ، به دوستان من تهمت های ناروا میزنند(موثق) لینک دهنده مطلب افزوده بود: "این نامه ایست از امام که در صحیفه نور و کتاب ودیعه دیدار امام (ره) منتشر شده است. اما برای اینکه دسترسی به این منابع سخت است. منبع در دسترسی را به شما معرفی میکنم: نطق نا تمام مرحوم آیت الله توسلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام که در میان آن اجل امانشان نداد و به دیار باقی شتافتند."

وظیفه دانستم با توجه به آشنایی و تحقیقات گذشته در صُحُف نور(منبعی پر از ایراد) و امام که از هر حیث منبع مطمئنی است، متن اصلی نامه آیت الله خمینی را درج کنم. امید که گره ای از کار دوستان بگشاید؛

پيام به ملت ايران درباره سيد احمد خمينى و رفع تهمتهاى ناروا

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/2. موضوع : صحیفه امام...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

گفتم کمی از حرف های زرقامی را بخوانیم، شاد شویم؛

"عزت ضرغامي" روز پنج شنبه در مراسم افتتاح پروژه هاي صدا و سيماي مرکز گلستان در گرگان گفت:اگر نبود برخي بي مهري ها و بي صفايي هاي برخي دوستان انقلاب که مقداري اين را به کام ملت ايران تلخ کرد، دنيا همان پس از انتخابات سر تعظيم در مقابل ايران فرود مي آورد.

*چرا؟ مگه دنیا مثل شما و دار و دسته تون کور و کر و مزدوره؟ یا مگر دوستان انقلاب نبودند، ما خودمان خیار چنبر بودیم؟

ضرغامي در ادامه خاطرنشان کرد: معتقدم برخي از اتفاقات ناگواري که پس از انتخابات رخ داد ، همه در آينده موجب موفقيت کشور خواهد شد و مردم هم در راي کمي خود در انتخابات و هم با راي کيفي خود در جمعه پس از انتخابات ، نشان دادند که آماده اند با همه وجود از نظام و انقلاب خود دفاع کنند و تا سر حد جان بر روي عقيده خود بايستند.

*از من یکی مایه نذار، خودت وایسا از نظام و انقلابی که به اینجا ختمش کردین دفاع کن، البته تا آخرش من یکی وای میسیم تا خون به دل خودت و احمدی نژاد کلا ابواب جمعی تون کنم.

رئيس رسانه ملي يادآور شد: دنيا در اين انتخابات مشاهده کرد که دشمنان با بهانه اي که فراهم شد، تمام مدل ها يي که براي نابودي انقلاب داشتند را هزينه و خرج کردند، اما موفق نشدند و در همين يکي دو روز نيز بسياري از اين دشمنان عقب نشيني کردند و پيغام دادند که ما قصد دخالت در امور داخلي ايران را نداشتيم و در مدت کوتاهي دست آنها رو شد.

*چیه نکنه جریان او 100 کشوریه که به احمدی نژاد گفتن مدل مدیریتش رو بده به اونها؟ کدوم کشورا؟ همون دو تا رو نام ببر شاید منم توبه کردم. دشمن کجا بود عمو؟ ارتباط لوله پولیکای مستراح خونه ها هم تحت نظر و فیلترینگ رفقای شما بود، این دشمنان از تو کدوم جهنم دره ای توی انتخابات ما دخالت کردن؟ البته روسیه یه چیز دیگه است!

وي با بيان اينکه دشمنان فکر مي کردند با رسانه ها يي مانند صداي آمريکا، صداي انگليس و فيس بوک و نظاير آن و با چهار تا آشوبگر در ميدان ها مي توانند به انقلاب صدمه بزند گفت: اما فضاي واقعي همان صندوق هاي راي است و دشمنان اشتباه تصور مي کردند که مي توانند با استفاده از فضاي رسانه اي و مجازي تاثير و خللي در ارکان انقلاب ايجاد کنند.

*صدای انگلیس کجاست؟ فیس بوک رسانه نیست؟ مردم از ناچاری به اونجا روی اوردن. یوتیوپپ، توییتر، یاهو و... اینا رو نگفتی سید ظلم کردی به انقلاب! اگه دشمنان اشتباه کردن چرا زمین و زمان و فیلتر کردین و پارازیت انداختین؟ آدمی که به خودش مطمئنه که اینقدر ترسو نمی شه. تا همین جاش هم کاری کردیم که صدای آخ شماها حالا حالاها در خواهد آمد.

رئيس سازمان صدا و سيما با بيان اينکه مقام بالاي وزارت خارجه آمريکا اعلام کرد که اين انقلاب انقلاب موبايل است افزود: آنها با استفاده از نرم افزارها و تمام فن آوري هاي نوين خواستند چهار تا کوچه ايران را تحت پوشش قرار دهند که بگويند اين تمام خيابان هاي ايران است و بعد تمام شبکه هاي شان بسيج شدند و ميز مخصوص ايران در رسانه هاي خود ايجاد کردند وBBC و CNN يک به يک برخي تصاوير ساختگي مثل مرگ همان خانم (ندا آقا سلطان)را به نمايش گذاشتند و بعد آقايي به نام آرش حجازي در اين زمينه جوسازي کرد و اکنون نيز گم و گورشده و پيدايش نيست را به راه انداختند.

*جان من، اسم اون مقام بالا را بگو! چقدر بالاست؟ کیه که فقط خبرش به تو رسیده؟ در ثانی، پس نه! همه خبرنگارا رو یا اخراج کنید و یا زندان، بعد منتظر باشید که دنیا خبرهای شما رو پخش کنه؟ شما اصلا معلوم نیست گزارشات کدوم سیاره رو پخش می کنین، حتی گزارش هواشناسی تون هم ایراد داره! آن بدبخت هم گم نشده، احتمالا دولت انگلیس از ترس شماها یکجایی قایمش کرده یه وقت چنته ای، واجبی چیزی نخورد.

وي با بيان اينکه سفير ونزوئلا نيز تعريف مي کرد که در دور دوم انتخابات اين کشور نيز همچين صحنه اي نظير مرگ آن خانم را در آن کشور به راه انداختند و اين سناريو هم در آنجا پياده شد و مي خواستند بگويند که راي آقاي چاوز هم ساختگي است اما موفق نشدند.

*بدبخت ملتی که روش های ونزوئلایی در آن تکرار بشود. و خاکبرسر سیستم اطلاعاتی شما که بعد از این فاجعه هنوز نتوانسته ماجرا را جمع و جور کند.

وي برگزاري مناظره ها را کاري استثنايي دانست و اضافه کرد: اين مناظره ها در دنيا و در فضاي رسانه اي جزو استثنائات بود و نامزدهاي انتخابات مي توانستند به راحتي همه حرف هاي خود را بزنند و مردم هم انتخاب کنند.

* به جان عمه شما!

رئيس سازمان صدا و سيما تصريح کرد: پس از انتخابات نيز رسانه ملي وظيفه آرام سازي و جمع کردن تنش ها را به روش حرفه اي و متعهدانه پيش گرفت تا بتواند فضاي آرام را به ملت بازگرداند.

*شایان ذکر است که دروغ، حناق نیست.

انشالله توفیق دیدار دست دهد آقای زرقامی تا لنگی کفشی اگر نبود گیوه و دمفرشی یی قرب الی الله حواله تان کنم.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/2. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
دقیقا نمی دانم حکومت 40 میلیون رای را برای چه نیاز داشت؟! به گمان من، امر مهمی مربوط به داخل یا خارج از ایران بود. یعنی اینکه حاکمیت می خواست به واسطه این 40 میلیون رای، سیاستی به همان نسبت و مقیاس را اجرایی کند. 

به نظرم، شرح ساده ماجرا این گونه است؛

از چندماه یا حتی یک سال پیش از انتخابات، در رده های بالایی نظام تصمیم مهمی گرفته می شود. این تصمیم با محمود احمدی نژاد در میان گذاشته می شود و او حاضر می شود آن را اجرایی کند. منتها برای اجرایی کردن تصمیمی چنین خطیر، نیاز به مشارکت بالا و رای اکثریتی احمدی نژاد است.

به این ترتیب به صورت لایه-لایه جریان های سیاسی و نظامی برای مهندسی کردن انتخابات وارد ماجرا می شوند. ماجرا به خوبی پیش رفت، اما مردم این بار با ساز نظام، نرقصیدند!

اگر حاکمیت عصبانی شده طوری که حتی رهبری نظام در اقدامی بی سابقه مخالفین را تهدید می کند، علتش این است که دیگر نمی توان آن سیاست بزرگ را اجرایی کرد یا حداقل عملی کردن آن برای مدت ها به تعویق افتاده است.

آنکه سیاست مذکور چه بوده که رهبری حاضر شده بهایی چنین سنگین بخاطرش بپردازد و از کیسه نظام خرج کند، به گمان من چیزی در مایه های سیاست بازتولید دوران فره روم که موسولینی در ایتالیا در پی آن بود، یا هزاره نازیسمی که هیتلر از آن سخن می گفت، یا صده کارگری که استالین بدان تشبث جست و در آخر بسیج عمومی انقلابی که مائو به راه انداخت. انتخابات تازه اول ماجرا بود، بعد از آن با استفاده از سیاست اتخاذ شده، سعی در اجرایی کردن آن گرفته می شد. درست مثل موارد بالا، هرچند که در برخی اصلا بحث انتخابات هم مطرح نبود! انتخابات برای نظام به این دلیل اهمیت داشت، که امروز مشروعیت حکومت ها از طریق صندوق رای تایید و نشان داده می شود، درصورتیکه در صده گذشته این چنین نبود. 

کجای برنامه عیب پیدا کرد؟(خدا را شکر)؛ اینکه مردم ایران قابل پیش بینی نیستند. به هرحال مردم نگذاشتند سیاستی در این مقیاس اجرایی شود. به خودمان باید تبریک بگوییم، این بزرگترین دستاورد یک جنبش است. می دانید سیاست های مذکور غیر از به چالش کشیدن جهان، در نهایت مردم همان کشور را چنان با بحران مواجه خواهد کرد، که لااقل در مورد ایران نه از تاک نشان می ماند و نه از تاکنشان. ...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/7/1. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

چه زمانی آقای جنتی نامه اش را درباره صحت انتخابات دهم نوشت؟

برنامه خبری ساعت 9 دیشب را حتما دیده اید؟ مجری ابتدا می گوید شورای نگهبان هنوز در حال بازشماری آراست و اگر نتوانستیم آخرین اخبار انتخابات را به آگاهی تان برسانیم در خبر ساعت 10:30 به سمع نظرتان خواهیم رساند!

ناگهان در بخش های پایانی خبر، مجری می گوید به خبری که همینک به دستم رسید توجه فرمایید!

سپس بیانیه شورای نگهبان را می خواند؛

اول- اگر کمی با کارهای رسانه ای آشنا باشیم، می دانیم میز خبر قواعد و برنامه خاصی دارد. به طور مثال خبر فوری یا بیانیه را با تصاویر مکش مرگ ما نشان نمی دهند! چرا؟ چون این تصاویر باید از پیش آماده شده باشد! یعنی میز خبر تصویری را برای خبری که معلوم نیست چه زمان بیاید که آماده نمی کند، اصل این است که بیانیه ای به این مهمی با کلوزآپی از مجری خوانده شود!!

دوم- صدای مجری ضبط شده بود؛ صدای استودیوی خبر را با صدای ضبط شده مجری مقایسه کنید. نبود غلط های گفتاری (تپق زدن، اشتباه خواندن کلمه، جمله را درست نخواندن، مثلا جمله پرسشی را خبری خواندن) در خواندن بیانیه ای که بار اول خوانده می شود تقریبا امری محال است. از سوی دیگر تصویر مجری نشان داده نمی شود و تصاویر ضبط شده اینور و آنور را نشان می دهند.

سوم- چه چیز مرا به یقین رساند؟ خبر فارس نیوز؛ در خبر این رسانه! آمده بود که بازشماری صندوقهای استان گیلان صبح فردا(یعنی امروز صبح) تمام می شود! آنوقت دبیر شورای نگهبان چه چیز را تایید کرد؟ صحت کدام بازشماری و انتخابات را؟

چهارم- اینقدر دروغ شان بزرگ است که مدام اشتباه می کنند، شما که می خواستید این نتیجه را بگیرید دیگر چه مرضی داشتید که هیئت بازشماری درست کنید؟ 

پنجم- قطع یقین همانطور که نامه رهبری، نامه جنتی نیز از پیش نگاشته شده بود. 

ششم- مردم یعنی ما می فهمیم! لااقل طوری دروغ بگویید که آبرویتان بیشتر از این نرود. حیف است نظامی که این همه خون بالایش داده اند، اینطور رو به فنا برود. 

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/30. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

بازگشت همه بسوی اوست.

صحت دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری از سوی جنتی دبیر شورای نگهبان اعلام و تایید شد.

ترسـم نرسـی به کــــعبه ای اعــرابی،

کاين ره که تو می روی به ترکستان است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/29. موضوع : ...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یادش بخیر خدا بیامرز پدرم، می گفت مردم استبداد را نمی خواستند بنابراین شاه را سرنگون کردند، اگر شاه اندکی درک و شعور سیاسی داشت نه آنطور غریب و بی کس می مرد و نه مردم و ایران هزینه یک انقلاب را می داد.

روانش شاد همیشه یکی از مثال هایی که برایم می زد، این بود که آقا! استبداد بود حتی پاکت نامه های آدم را باز می کردند و می خواندند، نمی شد آنطوری زندگی کرد!

هیچ وقت گمان نمی کردم، این روز را دچار شویم! چه روزی؟ امروز نامه ای دریافت کردم، نکته جالب آن بود که کسی پاکت بزرگ و زردرنگ نامه را پیش از من گشوده بود! عصبانی به مامور پست گفتم این چه وضعی است؟ گفت والله ما بی تقصیریم! جای دیگر و کسی دیگر گشوده!
         

چشمانم گرد شده بود، عجب مملکت آزادی که نامه هایت را هم می خوانند. اما قسمت جالبترش که آقای بازبین ناشی دیر فهمیده بود اینکه محتویات داخل پاکت، نامه هایی رسمی با سربرگ قوه قضائیه بود!

با خودم گفتم لااقل احمق ها! اندازه ساواکی ها که ما تعریف شان را شنیدیم، شعور داشته باشید، پاکت نامه ها را با گرم کن باز کنید و دوباره ببندید، همانطور که معمولا سرویس های اطلاعاتی کشورها، نامه های سفارت خانه های خارجی را بازبینی می کنند. ولی واقعا به قول هگل تاریخ دو بار تکرار می شود و به قول مارس یکبارش تراژدی است، بار دیگر کمدی!
گشودن بی سر و صدای نامه ها در این شهر هرت، از دست عمه من هم بعد از یک آموزش چند ساعته بر می آید! نکند آن را هم سپردید دست اغتشاش گران؟

وقاحت آنقدر از حد گذشته، که یارو نامه رسمی را پاره می کند، بعد بی خیال می دهد مامور پست! حالا خوش بحالم نامه با پست سفارشی بود، وگرنه پازل محتویات نامه هم دستم نمی رسید.

از این به بعد خواستید نامه بفرستید یا دریافت کنید، خودتان شخصا به محل گیرنده رجوع کنید، از شخص فرستنده هم بخواهید یک تک پا چندصد کیلومتر بردارد بیاید در خانه شما! امنیت نیست حتی در فلان جای آدم!

پ.ن: ای بابا دست روی دلم نگذارید، "شکایت کن با قانون اساسی مغایر است" مسئولین اول مملکت اعمالشان مغایر قانون اساسی است، آن وقت از یک کارمند جزء چه انتظاری می شود داشت؟!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/27. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
یکی از دوستانم پرسید چه می شود؟ آنچه گفتم و شنیدم اینجا می نویسم؛

گفتم: نظام جمهوری اسلامی اگر خواستار بقا است، باید صدای مردم را با گوش دل بشنود. با این اقدامی که رهبر نظام انجام داد یعنی کلیت نظام و خود را پشت سر احمدی نژاد قرار دارد، اکنون هر شکست احمدی نژاد شکست نظام و آقای خامنه ای محسوب می شود. باید عنایت داشت که موج شکست های آقای احمدی نژاد از روز 23 خرداد به صورت تصاعدی روند رو به رشد داشته است. شکست هایی از جمله سهمیه بندی بنزین بدون هیچ پشتوانه فکری، صندوق های قرض الحسنه، وضعیت بد معیشتی مردم و اقتصادی نظام، بحران های نظیر ماجرای اقلید و تبریز، شدت گرفت حرکات چریکی مانند بمبگذاری های اهواز، شیراز، تهران و آغاز به کار عبدالمالک ریگی به عنوان نیروی معارض بجای مجاهدین، همه این ها شکست هایی است که یکی از آنها دولتی را نابود می کند. بگذریم از ماجراهای دیگر، مثل مشائی، یا سئوالات توهین آمیز در آموزش و پرورش، یا طرح عجیب ضرب و شتم دختران و پسران به دلیل لباس هایشان. لیست شکست های ایشان را بگویم می شود مثنوی هفتاد من.

ــ خب؟

+ حالا اضافه کن، از فردای انتخابات اتفاقاتی در تاریخ جمهوری اسلامی افتاد که سابقه نداشت. مردم حق شان را مطالبه کردند، نظام به آنها نداد، مردم خون دادند، زندانی دادند. غیر از این ها مشابه یک کودتای نظامی تمامی سیاستمداران مخالف با دولت توسط نیروی امنیتی دستگیر شدند. اتحادیه اروپا بیانیه ای صادر کرد که طی آن تمامی سفرای ایران در کشورهای اروپایی باید احضار شوند، اقدامی که سابقه نداشته، احمدی نژاد در جهان خارج با بحران مشروعیتی روبروست که هیچ جا نمی تواند به عنوان نماینده مردم حرف بزند. مگر در داخل در میان حلقه خودی ها.

ــ چرا فکر می کنی شمارش معکوس نظام شروع شده؟

+ شاه هم همین کار را کرد؛ گفت این ها که می آیند بیرون مارکسیستند، از خارج می آیند، از شوروی پول می گیرند، این ها مردم نیستند، مشتی اغتشاش گرند، همین ها را امروز مسئولان ما می گویند بدون اینکه به عواقبش فکر کنند. به یاد داشته باش که از امروز به بعد مردم حرف حاکمیت را قبول ندارند، به طور مثال با آدمی عادی صحبت کردم که می گفت تا به الان 3-4 هزار نفر کشته شده اند! مردم را از خانه هایشان می دزدند و... درست اتفاقی که برای رژیم شاه افتاد. موج شایعه وقتی آغاز شد دیگر پایانی بر آن نخواهد بود.

ــ اگر احمدی نژاد رئیس جمهور باقی بماند، چه خواهد شد؟

+ آن بچه ای که 23 خرداد 1388 به دنیا آمد، کم کم رشد خواهد کرد. درست مانند پدرش در سال 1342. او امروز ضعیف است، اما کم کم قوی می شود، دندان در می آورد تا گاز بگیرد، ناخن هایش را بلند می کند تا خنج بکشد، ورزش می کند تا حریف را در میدان ضربه فنی کند، مطالعه می کند تا اندیشه و ایدئولوژی برای حرکتش بیابد و به مجرد اینکه به بلوغ رسید می کند همانی را که پدرش در سال 57 کرد!

ــ نمی شود جلویش را بگیرند؟

+ مثلا دارند جلویش را می گیرند، دستگیر می کنند، می کشند، شکنجه می دهند تا حرکت در نطفه خفه شود، اما این غیر ممکن است. اگر کسی می توانست آن شاه بود با دستگاه عریض و طویلش، وضعیت امروز نظام جای خود دارد که هیچ دوست قدرتمند و مهمی در جهان ندارد، دستگاه اطلاعاتی اشت هم آنقدر ضعیف است که بعد از اتفاق کشف می کند و نه قبل از آن. یعنی مولفه های پیروزمندانه ساواک را هم ندارد.

ــ چه کار می شود کرد؟

+ هیچ! باید پاسخ مردم را به درستی بدهند. وگرنه مردم دیگر صندوق رای را باور نخواهند داشت، آنوقت یعنی حرکت مسالمت آمیز را قبول ندارند و بعد آنچه می کنند که هیجانشان به آنها می گوید درست مانند سال 57.

ــ بعد از آن؟

+ هر دو می بازند! نظام جمهوری اسلامی، روحانیت و اسلام برای همیشه طومارش در هم پیچیده می شود، مردم هم چاه دیگری خواهند کند که گمان می کنم از چاه امروزی به مراتب عمیق تر است.

ــ امکان حمله به ایران هست؟

+ با توجه به وجهه بدی که ایران در سطح جهان پیدا کرده، اگر احمدی نژاد در مقابل اوباما کوتاه نیاید، رئیس جمهور آمریکا با توجه به مقبولیت جهانی که دارد، خواهد توانست بلوکی در مقابل ایران تشکیل دهد. البته همان بلایی که در عراق و افغانستان نازل شد بر سر ما نیز پیاده خواهند کرد. ایران امروز از همه زمان ها ضعیف تر است، وقتی حکومتی پشتوانه مردمی نداشته باشد هیچ ندارد. اگر حکومتی خود را حقانی نکند مردم او را عوض می کنند و این کار را آنقدر ادامه می دهند تا سرانجام به مقصود برسند. نگاه کن به 5 انقلاب فرانسه. انقلاب ایران از این قاعده مستئنی نیست.

ــ نظرت چیست؟

+ 30 سال زمان زیادی است و گمان می کنم مسئولین فعلی از یاد برده اند که صندلی و میزها را چگونه به دست آورده اند! و گرنه اشتباهات شاه را تکرار نمی کردند که اگر با این کارها نظامی ماندنی بود، پسر شاه امروز مملکتداری می کرد!

ــ این ها که معتدل هستند و میانه رو چه در هر دو جناح؟

+ می خواهند نظام را حفظ کنند. مثل لاریجانی، توکلی یا حتی خاتمی. اما با توجه به 4 سالی که پیش رو داریم و حرکت های مردمی که دیگر خاموش نخواهند شد، حلقه مسئولان نظام روز به روز تنگ تر خواهد شد، آنقدر تنگ که دیگر جایی برای گنده گوزی های سردار رضایی، یارانش و افراد بالا هم نخواهد بود. نظام تماما یکدست می شود و سرانجام به پایان عمرش نزدیک می شود. اگر منظور آقایان حفظ نظام است که تنها راهش، آشتی مردم با صندوق رای یعنی برگزاری انتخابات دوباره و یا برکناری و استعفای احمدی نژاد است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/25. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
صادر نشدن مجوز برای تجمع و راهپیمایی و نیز سرکوب شدید تجمعات مسالمت آمیز  مردمی ، مردم را به خلق شیوه های جدید تر اعتراض واداشته است.

به گزارش"کلمه"  مشاهدات و شنیده ها از سطح شهر ها حاکی است، مردم تصمیم گرفته اند روز دوشنبه اول تیرماه و از ساعت 5 تا شش بعد از ظهر و به نشانه ی اعتراض و نیز همدردی با شهدای شنبه سی ام خرداد ماه چراغ های اتومبیل خود را روشن کنند.

به نظر می رسد این شیوه ی جدید اعتراض در پی ممانعت بی سابقه و برخورد شدید نیروهای نظامی و شبه نظامی با مردم باشد.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خبر هک شدن قلم کذب محض است/ مردم به شایعات هدفدار بیگانگان توجه نکنند

قلم - در پی پخش شایعاتی مبنی بر هک شدن سایت قلم و دامن زدن رسانه های خارجی به این خبر کذب، تاکید می شود که سایت قلم با مشکل هک شدن مواجه نشده و انتشار چنین شایعاتی در راستای دور کردن ذهن مردم از مسیر اصلی دریافت اخبار مهندس موسوی است.

روز یکشنبه در برنامه های برخی رسانه های خارجی فارسی زبان و برخی سایت ها از جمله فیس بوک و تویتر شایعاتی مبنی بر هک شدن سایت قلم مطرح شد و به سرعت به این شایعه دامن زده شد؛ اگرچه سایت قلم بنا ندارد با انتشار هر شایعه ای به توضیح و رد شایعات بپردازد -کما اینکه پیش از این نیز چنین شایعه ای مطرح شده بود- اما این بار به دلیل حساسیت مقطع زمانی که در آن قرار داریم، تاکید می شود که قلم با مشکل هک مواجه نشده است.

مخاطبان گرامی سایت توجه داشته باشند که بارها تاکید شده است که اخبار رسمی مهندس موسوی از این سایت (قلم) و کلمه منتشر می شود و طبیعتا اگر هک شده بود نباید آخرین بیانیه ها و اخبار مهندس موسوی را منتشر می کرد. از مردم عزیز و هوشمند ایران درخواست می شود به شایعاتی توجه نکنند که به شکل هدفدار منتشر می شوند و توجه داشته باشند که در شرایط فعلی کشور بسیاری از رسانه های بیگانه تلاش دارند با بی اعتماد کردن مردم به پل ارتباطی میرحسین موسوی با جامعه، از فرصت استفاده کرده و دیدگاه ها و نظرات خود را به جامعه تحمیل کنند. از سوی دیگر برخی از هموطنان عزیز که از امنیتی شدن فضای موجود نگرانند، دقت داشته باشند که بدون استدلال منطقی تبلیغات و چنین شایعات و اخبار کذبی را نپذیرند و ناخواسته در مسیر گسترش شایعاتی قرار نگیرند که زیان اصلی آن به مردم، کشورمان و میرحسین موسوی وارد می شود.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
سردار رادان گفت به کسی شلیک نکرده ایم! شلیک نکرده اند و تا به حال 150 نفر کشته شده، خدایی نکرده! شلیک نکردند چه می شد؟!

یک ایمیل رسیده؛
با سلام لطفا آمار زیر را روشن و نتیجه آنرا جهت روشن شدن افکار افراد مثل بنده در سایت بگذارید

1-تعداد کل صندوقهای شهری 26000

2-تعداد کل صندوق های روستایی 20000
3-جمع ساعات رای گیری در مناطق شهری 13 ساعت؛ که ساعت 12 تا 13 جهت ناهار و استراحت بوده
4-جمع ساعات رای گیری روستایی که حداکثر تا ساعت 16 بوده؛ یعنی 8 ساعت

5-وقت لازم برای اخذ هر ارای 50-70ثانیه ( اگر محاسبه دقیق باشد اگر نیست شما بگویید) نتیجه26000*12*70=21840000 رای در مناطق شهری

6-نتیجه 11200000=70*8*20000جمع رای در مناطق روستایی

21840000+11200000=33040000 جمع کل آرای ماخوذه پس بقیه آرا از کجا آمده؟ حداقل 6 میلیون اختلاف

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/22. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
اقتدارگرایان می‌کوشند حقایق را وارونه‌نمایی و واقعیات را تحریف کنند

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار بیانیه ای به تحلیل وضعیت موجود و همچنین عملکرد غیر قانونی مجریان و ناظران انتخابات پرداخت.

در این بیانیه آمده است:
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
مهم/مهم/مردم مشاهدات عینی خود را از تخلفات انتخاباتی اعلام کنند

مردم ایران در هر نقطه، مشاهدات عینی و احیانا مستندات خود را از تخلفات انتخاباتی در روند اخذ رای در اختیار دفتر میرحسین موسوی قرار دهند.

به گزارش قلم نیوز، دفتر میرحسین موسوی در ادامه پیگیری‌های حقوقی خود برای صیانت از آرای مردم و جمع آوری مستندات بسیار زیاد مبنی بر بروز تخلفات آشکار در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از همه مردمی که مشاهداتی  را در زمینه بروز تخلف و تقلب در انتخابات داشته‌اند درخواست کرد تا اطلاعات خود را به شماره فکس 02188926773 ارسال کنند تا از مجاری قانونی، نسبت به اعاده حقوق رای‌دهندگان اقدام شود.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
به احقاق حقوق خود امیدوار باشید/همچنان به پرهیز ازخشونت پایبند بمانید

میرحسین موسوی ضمن تسلیت شهادت جمعی از هموطنان در حوادث روز شنبه، این سوال را مطرح کرد که آیا مردمی انقلابی که با مشابه همین اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه های تاریخ ستم شاهی بیرون آوردند باید مورد ضرب وجرح قرار گیرند و تهدید به زورآزمایی شوند؟
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راه‌های خطرناکی است/باید از مقابله نظامی فاصله گرفت

رییس‌جمهور سابق کشورمان پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه‌ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.

متن کامل بیانیه حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به این شرح است:
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
قلم - دفتر مهندس میرحسین موسوی از تمامی آسیب‌دیدگان وقایع اخیر، بازداشت‌شدگان و خانواده‌های شهدای حوادث درخواست کرد که برای پیگیری حقوقی، مستندات خود را به این دفتر ارائه دهند.

به گزارش قلم نیوز، در پی برخوردهای خشونت‌آمیز و ورود خسارت و آسیب و صدمه به مردم، دفتر مهندس موسوی از همه افرادی که در این حوادث مورد آسیب قرار گرفته‌اند، برای معاضدت حقوقی و پیگیری حقوقی این موارد درخواست کرد که با ذکر مستندات شماره تماس خود را در اختیار این دفتر قرار دهند.

درخواست می‌شود آسیب‌دیدگان وقایع اخیر از طریق شماره فکس 02188926773، شماره تلفن یا مستندات خود را در اختیار دفتر قرار دهند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
اطلاعیه؛

بدون هماهنگی با من مجاز نیستید اسم وبلاگم را در پیوندتان قرار دهید. تنها وبلاگهایی که در پیوندهای من هستند هماهنگی کرده اند، غیر از آنها من مسئولیتی نمی پذیرم.

آنهایی که فکر می کنند دعوایی خانوادگی، موجب دوستی با دشمن می شود سخت در اشتباهند. لااقل در گوگل اسم من و خودشان را جستجو کنند تا نظر مرا نیک بدانند! اگر لعنت است بر همه آنهایی که امروز برادران و خواهران مرا می کشند، دو صد لعنت است بر آنهایی که مردم ایران را هزاران بار کشته اند و در کنار دشمنان ایران در یک صف قرار گرفتند.


بخش های مهمی از سخنان دکتر لاریجانی، رئیس مجلس در برنامه تلویزیونی؛

بخش عمدهای از مردم تصورشان در باره نتیجه انتخابات با نتیجه رسمی متفاوت است. باید به این تصور احترام گذاشت و حساب این جمعیت زیاد را با گروهی اغتشاشگر مخلوط نکرد.

اگرچه شورای نگهبان را افراد متدینی تشکیل میدهند اما کاش برخی اعضای آن به نفع یک کاندیدای خاص وارد میدان نمیشدند.

صداو سیما نباید به گونهای رفتارکند که موجب تحریک احساسات مردم باشد.

مسئولان باید فضایی را ایجاد کنند که مردم احساس کنند میتوانند حرفشان رابزنند. مسئولان باید فضایی غیر از خیابانها را برای تجمع در اختیار معترضان قرار دهند و ضمنا صداوسیما فرصت را به منتقدان بدهد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
به لاله ی در خون خفته
شهید دست از جان شسته
قسم به فریاد آخر
ز اشک لرزان مادر
که راه ما
باشدآ
راه تو
ای شهید
که را ه ما
باشدآ
راه تو
ای شهید
همه به پیش
همه به پیش
به یک صدا
“جاویدان ایرانه عزیز ما”
قسم به اسم آزادی
به لحظه ای که جان دادی
به قلب از هم پاشیده
شهیده در خون قلتیده
که را ه ما
باشدآ
راه تو
ای شهید
همه به پیش
همه به پیش
به یک صدا
“جاویدان ایرانه عزیز ما” قسم به عزم هم رزمان
ستم کشان با ایمان
دل خستگان جان بر کف
دلاوران هم پیمان
که را ه ما
باشدآ
راه تو
ای شهید
همه به پیش
همه به پیش
به یک صدا
“جاویدان ایرانه عزیز ما”


  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
منابع خبری سی ان ان: 19 کشته، اخبار غیر رسمی سی ان ان 150 کشته تا به امروز.

منبع داخلی تنها 40 کشته در توحید.

تف به رویت ...

لعنت خدا به تو

اسم نمی برم که وبلاگم را نبندند

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .


آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.

*مارتین نیمولر؛ کشیش لهستانی

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/21. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

تصویر عجیب صفحه اول سی ان ان؛

              

   جالبه که در این حالت از رهبر نظام جمهوری اسلامی عکس گرفته شده؛

                                  

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
شهر سردرود حومه تبریز حدودا 10هزار نفر رای دادند اما خبرگزاری فارس کل ارای را 26هزار اعلام کرد و 17هزار به احمدی نژاد رای دادند!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
اتفاقاتي كه اين روزها در تهران اتفاق مي‌افتد خيلي هيجاني و پرالتهاب است و گاهي باعث غلط تشخيص دادن واقعيت‌ها از سوي مردم و يا رسانه‌هاي دنيا مي‌شود كه اين وقايع را با دقت دنبال مي‌كنند و اين البته با توجه به شرايط شور و هيجان مردم طبيعيست.

واقعيت اين است كه انتخاباتي برگزار شده و خيلي از مردم دربارة سلامت آرايشان بدگمان هستند و حق دارند كه اعتراضشان را به گوش مسوولين برسانند و اگر بي‌توجهي به خواستة خود ديدند همچنان در صحنه باقي بمانند.

يكي از سو‌ء‌تفاهم‌هاي به وجود آمده كه از روز سه‌شنبه در رسانه‌هاي خبري جهان پيچيده اين است كه انگار «سازمان تبليغات اسلامي» مسئوليت سازماندهي تبليغات تظاهرات مردم در روز سه شنبه در ميدان وليعصر تهران را به راه انداخته. و اين اشتباه به خاطر تشابه اسمي «سازمان تبليغات اسلامي» با جاي ديگري به نام «شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي» است كه وظيفه آن كاملا با سازمان تبليغات اسلامي فرق دارد . چرا كه سازمان ما كار اصليش تبليغ معارف ديني و احكام شرعي و مراسمات مذهبي از طريق اعزام روحاني و نظارت بر هيئت‌هاي عزاداري پيشوايان ديني مي‌باشد و خوشبختانه تا به حال نشان داده كه كاري به كار هاي سياسي ندارد و اگر هم تابحال نظري در اين‌باره داده است فقط در حد صدور يك بيانيه و اعلام موضع بوده كه آن هم وظيفه تمام ارگان هاي دولتي ميباشد.در حالي كه كارهايي مانند دعوت و پشتيباني از تظاهرات حكومتي از وظايف شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي است كه هيچ ربطي به سازمان تبليغات اسلامي ندارد .

همانطور كه همه ميدانيم كارمندان و خيلي از مديران دولتي در اين انتخابات نظري متفاوت با نتيجه فعلي انتخابات داشتند و شايد سازمان ما از بقيه هم در اين مورد جلو تر ميباشد و ا ز مردم توقع داريم در اين موارد حساب كارمندان دولت را از مديرا ن نظام جدا كنند.

كارمندان سازمان تبليغات اسلامي
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
طبق آخرین شنیده ها؛ آیت الله امینی دیگر در نماز جمعه قم به عنوان امام جمعه حضور پیدا نخواهد کرد. وی که پیش از انتخابات نیز از رویکرد احمدی نژاد انتقاد کرده بود، منبر نماز جمعه را به شخص دیگری وا می گذارد.

این موضوع مرتبط با شرایط جدید است، اما آنکه به خواست ایشان بوده یا مقامات بالاتر، هنوز مشخص نیست.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
گفته می شود به دنبال سخنان آقای خامنه ای، چنانچه اعتراضات خاموش نشود، سیستم امنیتی نظام، آقای خاتمی به عنوان نخستین شخص و سپس آقایان موسوی و کروبی را دستگیر خواهد کرد.

همچنین شنیدم که تمام زیر مجموعه های جبهه اصلاح طلب از مشارکت گرفته کارگزاران در خطر شدیدند.

مجمعی ها و نهادهای زیرمجموعه واقعا مواظب باشند، خبرهای بدی شنیده ام.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
لحظاتی قبل مدیرمسئول سایت به من خبر داد: انتخاب رسما از همین دقیقه تعطیل شد.

سخنان آخرین آقای خامنه ای وحشتناک بود. گریه و تهدید ایشان. این یعنی اینکه انفجار در جامعه. این یک راه حل میانه نیست.

خدا بخیر بگذرونه. 

وجدانی آسوده دارم، چون کردم آنچه می بایست.

قطعا نظام جمهوری اسلامی خود راهی برای خاموش کردن مردم پیدا خواهد کرد! هرچند دیری نخواهد پایید.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
شمارش معکوس نظام جمهوری اسلامی دقیقا از همین دقایق آغاز به کار کرد.

آیت الله خامنه ای گفت:
امکان تقلب وجود ندارد.
خون های ریخته شده برعهده سیاسیون یعنی موسوی و کروبی است.
نظر من به آقای احمدی نژاد نزدیک تر است تا هاشمی.
جالبه!!! ایشان گفتند مردم به بسیج و نیروی انتظامی حمله کردند!
موسوی و کروبی تهدید شدند که ماجرا را تمام کنند.
رسما احمدی نژاد رئیس جمهور خواهد ماند.

همان بلایی که سر شاه آمد سر این حکومت هم خواهد آمد، اما به بدترین شکل. شاید امروز و فردا نه، اما رژیم پهلوی 15 سال به طول انجامید، جمهوری اسلامی هم تمام خواهد شد، امروز نه و فردا نه اما بزودی. تمام انهایی که 60 سالشون هست و سالم هستن هم این روز را خواهند دید.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
شیر محسن، حال وزارت کشور احمدی نژاد رو بدجوری جا اورد. فقط دارمون زد از بس گفت رهبر! بگو برنامه ات چیه با این شورای نانگهبان...؟!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
آقای حداد می خواهم صدسال سیاه روزه ی سیاسی ات را نشکنی! بی منطقِ بی ادب!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/19. موضوع : پس از انتخابات دهم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
بارها گفتم تنها مزیت این حکومت به حکومت پهلوی انتخابات است. یا بهتر بگویم بود! متعجبم که آقای خامنه ای به چه جراتی رای ملتی را بی ارزش کرد.

به همه چیز فکر می کردم الا اینکه پیرمردی که خودش سالها برای آزادی مبارزه کرده، حالا علیه مردم کودتا بکند.

قطع یقین 50 سال دیگر همانطور که درباره کودتای 28 مردم قضاوت کردیم، درباره 22 خرداد قضاوت خواهند کرد و بی شک همگی مسئولش را آقای خامنه ای خواهند دانست.

واقعا متعجبم، با چه عقلی؟ با چه برنامه ای؟ برای جلوگیری از به قدرت رسیدن مشارکت و مجاهدین انقلاب آیا ارزش داشت با مردم این بازی بشود.

لعنت به قدرت که حتی آزاده ترین آدم ها را هم در بند می کشد. واقعا دیگر هیچ انتظاری نباید از حکومت جمهوری اسلامی داشت، این نظام قابل اصلاح نیست.

شک نکنید که دیر یا زود همان سرنوشتی برای رژیمی که به رای مردمش احترام نگذارد، رقم خواهد خورد که برای دیگر رژیم های استبدادی رقم خورده است.

تقلب وحشتناک بود، چشمهایم از حدقه در آمده اند. لعنت به قدرت.

بالاخره از دیکتاتوری وارد استبداد شدیم. برای آگاهی از 1312 تا 1320 از 1342 تا 1357 و از 1388 دوره هایی بوده که رژیم های حاکم ایران از شوق قدرت از ورطه دیکتاتوری به چاه استبداد افتاده اند.

مثل این می ماند که کسی روی بشکه ای از باروت بنشیند، آتشی روشن کند و سیگار بکشد، آخرش منهدم خواهد شد!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/15. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
ببخشید این چند وقت نبودم، سخت درگیر انتخابات بودم. از سایت انتخاب پیگیری کنید.

اما موضوع مهمتر رایزنی برای تشکیل جلسه فوق العاده خبرگان رهبری است.

طبق آخرین اخبار رسیده به من از سوی یکی از اعضای دفتر خبرگانی ها، رایزنی ها برای تشکیل جلسه ای با موضوعیت: "بررسی موضوع تقلب در  انتخابات و کوتاهی شورای نگهبان و اهانت رئیس جمهور به بزرگان نظام" ادامه دارد.
                  
منبع من ادامه داد تاکنون با 23 نفر از آقاین صحبت شده؛ اكبر هاشمي‌ رفسنجاني، محمد امامي‌كاشاني،حسن روحاني، عليرضا اسلاميان ، سيد محمد واعظ ‌موسوي ، سيد محمود هاشمي‌شاهرودي ، عباس واعظ ‌طبسي ، علي فلاحيان ، محمد حسين احمدي ، مولوي علي‌احمد سلامي ، علي‌محمد دستغيب ، ملا محمد شيخ‌الاسلامي ، هاشم زاده هریسی ، ملا عبدالرحمان خدايي ، بهرامي خوشكار ، محمد حسين زرندي ، سيد كاظم نورمفيدي و حبيب‌الله طاهري ، سيد حسن طاهري خرم‌آبادي، علي معلمي ، محمدتقي پورمحمدي ، حسن نمازي و رحيم محمدی.

تکمیلی؛ آقایان هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی تلاش مجدانه ای برای تشکیل این جلسه دارند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/14. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
منتظر بودم تا خانواده صابری به آمریکا بازگردند و بعد در این باره مطلبی بنویسم. "بامداد روز جمعه رکسانا صابری به همراه خانواده اش ایران را به مقصد وین ترک گفت." تردیدی ندارم که آینده ای خوش در انتظار رکسانا صابری است. مثل موارد پیشین جانبگلو، اسفندیاری، تاج بخش و امثال این دست افراد، لااقل آینده شغلی وی به همت نهادهای کشورمان تضمین شده است! (حتی به فکر آتیه شغیل آمریکایی-ژاپنی ها هم هستیم.)

بیچاره خانم صابری در قد و قواره جاسوسان نبود، آزادی سریع وی، گفته مرا تایید می کند. گرچه در این میان، ایران و آمریکا به یکدیگر نان قرض می دهند، اما مسئولین ما از یاد برده اند که اقداماتی این چنین، چهره ایران را در جامعه جهانی مخدوش تر خواهد کرد. آنچه به هر ذهنی خطور می کند؛

1- رکسانا صابری جاسوس نبود، بنابراین آزاد شد؛ به سادگی یعنی آنکه ایران، خبرنگاران و اصلا هر که را دوست دارد (در صورت نیاز) به جرم جاسوسی دستگیر می کند. چنین برداشتی از ما در جامعه جهانی واقعا وحشتناک است، در این شرایط ما را با روسیه استالینی و آلمان پیش از جنگ دوم مقایسه خواهند کرد. به این ترتیب ما به تبلیغات جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل هم یاری رسانده ایم که مدام ایران را با آلمان هیتلری قیاس می کنند.

از سوی دیگر در ایران نیز قبح عمل (جاسوسی) از بین می رود، و مردم را به این اندیشه وا می دارد که حاکمیت برای نیل به اهدافش اگر نیاز باشد پاپوش هم (برای مخالفین و یا هر شخص سومی) می دوزد! این عمل برای حکومت هایی نظیر آمریکا ایراد ندارد، اما برای ایرانی که فریاد اسلام و عدلش دنیا را برداشته، پر از ایراد و زشتی است. اگر نه از نظر سیاسی از لحاظ شرعی، گناهی کبیره است که بلایی اینچنین سر بیگناهی (حالا به هر دلیل) نازل کنیم. اصلا کدام منافع از قبل چنین اقدامی نصیب ایران خواهد شد؟


2- رکسانا صابری جاسوس بود، اما باتوجه به شرایط جدیدی که میان ایران و آمریکا برقرار شده است، ایران حسن نیت! نشان داده، و با اغماض از سر گناهی نابخشودنی، گذشته است؛ این دیگر چگونه حسن نیتی است؟ چرا این گونه حسن نیت ها شامل خود ایرانیان نمی شود؟ حتما باید مثل نازی عظیما، تاج بخش، اسنفدیاری، شاکری، و جهانبگلو ملیتی دیگر داشت، تا مشمول این حسن نیت ها شد؟ چنین برداشتی از ما، جامعه جهانی را به این فکر می اندازد که ایران از اجماع جهانی که آقای اوباما می تواند به سادگی علیه ایران درست کند، ترسیده و یک قدم عقب نشینی کرده است. سئوال این است که این دیگر چگونه عقب نشینی است و کجایش استراتژیک است، آن هم در این شرایط؟ کجای آن با منطق روابط بین الملل جور در می آید؟ این هم شد معامله سیاسی؟ در پاسخ به این اقدام، آمریکا چه واکنشی نشان خواهد داد؟ ایرانیان محبوس در عراق آزاد می شوند؟ معلوم است که نه!

جدا از موارد بالا، دو موضوعی که بسیار مهم اند؛ یکی تفکیک قواست که در همه حال باید رعایت شود و در این 4 سال گاهی به دست فراموشی سپرده شده. چه دلیلی دارد رئیس جمهوری به قوه قضائیه نامه بنویسد؟ مگر رکسانا صابری شهروند ایران است که آقای احمدی نژاد به فکر حمایت از ایشان افتاده و قوه قضائیه هم نامه را بر چشم می گذارد؟ کاهش محکومیت، این شائبه را به وجود می آورد که نامه آقای احمدی نژاد موثر افتاده. از طرف دیگر اقدامات آقای احمدی نژاد نیز جالب توجه است؛ پیگیر کارهای افرادی است که یا اصلا ایرانی نیستند، مثل ماجرای ملوانان انگلیسی، یا به دنبال حل مشکلات چند ملیتی هاست. بقیه باید چه کنند تا مشمول توجه ایشان شوند؟


مورد دوم، ضعف یا تفسیر پذیری قوانین ماست که با شعار بهترین قوه قضائیه دنیا اصلا جور در نمی آید. اینکه شخصی در دادگاه بدوی به 8 سال حبس تعزیری محکوم شود و در تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی، تنها و تنها می تواند در قوانین ایران اتفاق بیافتد. این دیگر چه قانونی است که عرض و طولش اینقدر زیاد است؟ چرا به فکر تصحیح آن نمی افتید؟ غیر از ایراداتی که با این اقدام بر قانون جزا وارد می شود، این دو قاضی چرا تا این اندازه رایشان با یکدیگر تفاوت دارد؟ قانون اشکال دارد، آنها که ان شاء الله علم دارند؟! بالاخره یا کسی بی گناه یا گناه کار است، کدام جاسوسی به حبس تعلیقی محکوم می شود؟! با خروج صابری از ایران، یعنی قاضی اول به خطا رفته است، بنابرین ایشان به دلیل ضربه زدن به منافع ملی باید توبیخ شود!

اگر در خصوص موضوعات مطرح خبری، نظر خاصی دارید، با ما تماس بگیرید. شیوه این گونه است که من یا در مورد موضوعی مطلب می نویسم یا اینکه نظرات شما را درج می کنم. می توانید مطالب خودتان را با ایمیل برای ما بفرستید، یا اینکه اگر وبلاگی دارید که در خصوص موضوعات خبری، در آن قلم می زنید، آدرس اش را برای من به آدرس "negahedigar@msn.com" ارسال کنید."

همین مطلب در انتخاب؛ جاسوسی از نوع رکسانا!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/5/20. موضوع : ستون "نگاه دیگر"...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
نهم اردیبهشت ماه، محسن رضایی از حضورش به عنوان نامزد در دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری   خبر داد. از خود می پرسم کدام محسن؟ "آن محسن" یا "این محسن"؟ من سه دوره را بخاطر دارم که محسن رضایی کاندیدا شده و بعد انصراف داده است. نوشتم سه دوره؛ شاید بیشتر بوده و شاید هم من زیاد حساب کردم. اضافه کردم انصراف داده، بنا به اظهاراتی که پیش از این داشته؛ یک بار بخاطر هاشمی رفسنجانی، بار دیگر بخاطر مساعد نبودن شرایط، میدان را ترک کرده است. همین عقب نشینی های شاید استراتژیک سبب شده که امروز کسی آنچنان حسابی برای آینده محسن رضایی باز نکند چه اگر غیر از این بود بخاطر شکاف میان اصولگرایان امروز در فضای سیاسی حاکم بر کشور بلبشویی به پا بود. گمانه بزنید چه می شد اگر قالیباف، ولایتی یا حتی باهنر بجای محسن رضایی نامزد شده بود؟ "این محسن" وزنه ای سنگین تر از سه نفر مذکور است، با این همه رفتار پیشین اش سبب شده که آنچنان جدی گرفته نشود.

"آن محسن"؛ محسنی است که مرا یاد کلاشنیکف می اندازد. آن محسن رضایی در عرصه سیاسی-نظامی وزنه ای بس سنگین بود. جوانی اش را یا در گروه منصورون و انجام عملیات ضد حکومت پهلوی گذراند و یا در جبهه ها جنگید. بارها شنیدم از راویانی مختلف و مطمئن که چه شجاعت ها نکرده، کسی که وقتی فرمانده سپاه بود برای شناسایی چپیه می بست دور صورتش و به خاک دشمن می زد. اسلحه ای بود کارا و مطمئن.

"این محسن"؛ جنگ تمام شده بود پس به فکر افتاد آنچه که از دست رفته بود جبران کند، درس خواند، گیرم که در عرض 3-4 سال دکترا گرفت، آنچنان فرقی نمی کرد نمی خواست که تدریس کند. با کناره گیری از فرماندهی سپاه وارد عرصه مدیریت کلان شد و با قرارگاه خاتم الانبیا قطب اقتصادی سپاه پیمان بست. چندی نگذشته بود که شروع به تجارت کرد. به مجمع تشخیص مصلت رفت و دبیر شد. موقعیت ها سبب شد که او هر روز بیشتر از دیروز با محسنی که بود فاصله بگیرد. پول در آوردن اصلا بد نیست، اما آدمی را محتاط می کند، کنار هاشمی نشستن محاسن بسیاری دارد، اما موجب می شود آنقدر در فکر استراتژی و بد و خوب کردن و تشخیص مصلحت ها باشی که دیگر نمی توانی در قامت رئیس جمهور در بیایی. معلوم نیست چرخ چه مراکزی از سیاسی تا فرهنگی گرفته با بودجه او می چرخد. او امروز یک قطب اقتصادی است که توجه بسیاری به عرصه فرهنگ مخصوصا خبر دارد. با این همه تدارکات این همه پشتیبانی،(سایت ها، سیاستمداران و...) انگار نه انگار به قول همشهری های آقا محسن که "خانی آمده و رفته!" "آن محسن" و همرزمانش دست خالی طوفانی برای دنیا به پا کردند. "این محسن" مرا بازهم به یاد کلاشنیکف می اندازد، اما کلاش بدون ماشه! فکر می کنم دیگران هم درباره "این محسن" چنین اندیشه کردند وگرنه حضور "آن محسن" می بایست لرزه ای بر اندام جناح های سیاسی می انداخت. امیدوارم این بار "آن محسن" لااقل خودی نشان دهد و نگذارد مصلحت ها "این محسن" را منصرف کند.

اگر در خصوص موضوعات مطرح خبری، نظر خاصی دارید، با ما تماس بگیرید. شیوه این گونه است که من یا در مورد موضوعی مطلب می نویسم یا اینکه نظرات شما را درج می کنم. می توانید مطالب خودتان را با ایمیل برای ما بفرستید، یا اینکه اگر وبلاگی دارید که در خصوص موضوعات خبری، در آن قلم می زنید، آدرس اش را برای من به آدرس "negahedigar@msn.com"  ارسال کنید."

همین مطلب در انتخاب؛ حاج محسن؛ کلاشِ بی ماشه؟!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/5/6. موضوع : ستون "نگاه دیگر"...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
1-    در جلسه 4 شنبه (دوم اردیبهشت) هیئت دولت، لایحه ای با قید دو فوریت مبتنی بر کاهش سن رای دهندگان از 18 به 15 سال تصویب شد. امید که در مجلس نه فوریت های آن رای آورد و نه اصلا به صحن علنی برود. طبیعی است، قصد دولت اضافه کردن 4 میلیون واجد شرایط رای دادن به صحنه انتخابات است. واجدینی که از شوق به حساب آوردن شان، اولین ساعات صبح روز انتخابات برای رای دادن پای صندوق ها هستند. به هرحال من و دوستانی که متولد دهه شصتیم، زمانی 15 ساله بودیم. به یاد دارم چه شوقی برای رای دادن داشتیم، فرقی نمی کرد چه کسی، مهم آن بود که شناسنامه ام عکس دار شده بود و می توانستم کاری مثل بزرگترها انجام بدهم. بدون هیچ گونه اهانتی واقعا درک نوجوانی 15 ساله از مسائل سیاسی در چه سطحی است؟
 
از استثناء ها بگذریم، کدام یک از ما نوجوانی 15 ساله را سراغ داریم که دغدغه اش وضع کشور و آینده باشد؟ از این ها بگذریم، در اغلب کشورها، وقتی اجازه رای پیدا می کنید که حقوق قانونی شما به عنوان فردی بزرگسال محترم شمرده شوند. در ایران ما، کدام 15 ساله ای حقوقی مثل گرفتن گواهینامه، معامله در بازار، امضای اسناد و امثالهم را دارد؟
 
تا وقتی نوجوانی زیر 18 سال حکم رشدی از دادگاه اخذ نکند، با او چون یک شخص زیرسن قانونی برخورد می شود. (غیر از قانون جزای اسلام) چطور است که به طور عموم به زیرسنی ها، مجوز قانونی در اغلب کارها و اقداماتی که اشتباه در آن ها، نهایتا ضرری را متوجه فرد، خانواده یا حداکثر جمعی کوچک می کند، نمی دهیم، اما در مهمترین موضوع که در سرنوشت یک کشور و ملتی تاثیر دارد، به آنها "بفرما" هم می زنیم؟ اگر نوجوانی نمی تواند اجازه قانونی رانندگی را داشته باشد به این علت که کودک و به نحوی ناآگاه فرض می شود، چطور ممکن است برای رای دادن که مهمترین و آگاهانه ترین فعل یک جامعه است، بزرگ و آگاه محسوب شود؟!

2- اما مغلطه ای که برخی مدام آن را مطرح می کنند؛ آقای احمدی نژاد، به علاوه همفکران ایشان می گویند: "ولی جوانان 15 ساله به جبهه های جنگ رفتند و از ایران عزیز محافظت کردند." بگذاریم با مثال هایی ساده این نوشتار را به پایان ببرم، تا هم کوتاه گفته و هم منظور را رسانده باشم؛ مادربزرگ من در 13 سالگی ازدواج کرد، اما خواهرم پس از تحصیلات و در 30 سالگی! شرایط زمانی و مکانی بسیار تغییر کرده است،
 
کدام یک از مادربزرگ ها و پدربزرگ های ما در سنینی ازدواج کردند که جوانان امروزی؟ دلایل ساده ای دارد؛ افزایش سطح آگاهی، پیشرفت جامعه، آسانی ادامه تحصیلات و از سوی دیگر سختی ها برای شروع زندگی مشترک از جمله یافتن شغل مناسب و دائم، مخارج سرسام آوری مثل تهیه مسکن، خوراک، پوشاک و غیره سبب شده که سن شروع زندگی مشترک در ایران حتی با 10 سال پیش هم فاصله ای بسیار گیرد.
 
ممکن است بگویند خب این مربوط به 70-80 سال پیش است، نوجوانان ما 20 سال پیش خون شان را در راه خاک شان دادند. عقل خودتان را قاضی کنید، آیا نوجوانان آن روزها، مثل نوجوانان امروز بودند؟ (شعار ندهیم.) شرایط سال های 50، نوجوانان را سیاسی تربیت می کرد چون نیاز زمان و مکان بود. (دهه های 60-70 میلادی در تمام دنیال به این گونه بود) آن زمان یک 18 ساله توان و جر و بزه تشکیل خانواده داشت، امروز چطور؟ دهه شصت، ملزومات مکان و زمان در ایران سبب شد که نوجوان با جنگ آشنا شده و مفهوم دفاع از استقلال و خودمختاری را در هر سطحی درک کنند، امروز کدام ملزومات مکانی و زمانی سبب شده که نوجوانان امروز به درک سیاسی برسند؟ ملزومات ایجاب می کرد که جوانانی میان 20 تا 30 سال فرماندهان جنگ باشند و جوانانی دیگر در همان سن و سال مدیریت ارشد کشور را برعهده گیرند.
 
امروز کدام فرمانده نظامی کمتر از 50 سال و کدام مدیر ارشدی کمتر از 40 سال سن دارد؟ چرا خود را فریب می دهیم، مگر هر روز فرزندان، برادران و خواهران نوجوان مان را توی خیابان های شهر پر از شر و شور جوانی نمی بینیم؟ مشکل آنها مثل تمام نوجوانان جهان، لباس و سر و وضع شان است، کجا به فکرشان خطور می کند که مجمع روحانیون مبارز با جامعه روحانیت فرق شان در چیست؛ بپرسید تا جوابی که من شنیدم، بشنوید: "آن یکی «ون» دارد این یکی «ت»"ملزومات جامعه تغییر کرده است، در این جامعه سال هاست که بحرانی وجود ندارد(بحران یعنی بدترین شرایطی که کشور گرفتار آن شود مثل جنگ).
 
شیوه تربیت مدام در حال به روز شدن است و ارزش های تربیتی در خانواده ها بسیار تغییر و اغلب رشد یافته است. ضمن آنکه مگر نوجوان سیاسی تربیت کرده ایم که امروز انتظار برخورد سیاسی از آن ها داریم؟ چه دلیلی دارد که نوجوانان مان را اینقدر سریع درگیر دنیایی کنیم که در آن هیچ زیبایی نیست؟ مگر وقت کم دارند؟ کمال بی سلیقگی و غفلت است اگر شعارمدارانه نوجوانان 15 سال امروزمان را با 20 سال یا حتی 10 سال پیش مقایسه کنیم.

بگذارید تا خودشان بزرگ شوند، زورمدارانه سعی نکنید بزرگشان کنید.

همین مطلب در انتخاب؛ شوق آرای 15 ساله ها به نفع کیست؟

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/23. موضوع : ستون "نگاه دیگر"...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
1-      خبری در خبرگزاری مهر خواندم در مورد واگذاری 4200 مدرسه به مدیریت حوزه علمیه قم، بخوانید؛

اصغر عبداللهی معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران گفت: "تفاهم نامه واگذاری بیش از چهار هزار مدرسه در سراسر کشور به امضای مدیر حوزه علمیه قم و وزیر آموزش و پرورش رسید. در این تفاهم نامه که به امضای آیت الله مقتدایی به نمایندگی از حوزه علمیه و علی احمدی وزیر آموزش و پرورش رسید، 4200 واحد آموزشی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به مدت 5 سال به مراکز حوزوی واگذار می شود. در این تفاهم نامه تأمین فضای آموزشی در قالب واگذاری مدارس، تأمین مدیر با توافق حوزه، تأمین کادر تخصصی برعهده وزارت آموزش و پرورش، تأمین محتوای دینی و فرهنگی، فعالیتهای فوق برنامه فرهنگی و تربیتی و ارائه خدمات مانند مستخدم و تأمین هزینه های جاری از تعهدات حوزه است."
وی با بیان اینکه اجرای این آیین نامه منوط به تدوین آیین نامه و ضوابط اجرایی است گفت: "پیش بینی می شود با تدوین این مقررات، گروهی از این مدارس در مهر ماه سال جاری به حوزه های علمیه واگذار شود. با امضای این تفاهم نامه، امکان واگذاری مدارس آموزش و پرورش به نهادهای مختلف حوزوی مانند مرکز مدیریت خواهران و برادران، جامعه المصطفی العالمیه و دیگر نهادهای حوزوی فراهم شده است."

2-      اینکه آقای علی احمدی چگونه عظیم ترین وزارتخانه کشور را اداره کرده و برای فرار از استیضاح و انتقادات صریح و بجای مجلس و کارشناسان آموزشی دست به چه اقداماتی می زند، از حوصله این مطلب خارج است، همین نکته بس که استاندارد سرانه فضای آموزشی برای 1 دانش آموز 6تا8 متر است، اما در ایران ما براي دانش ‌آموزان پسر ۲۶ سانتي ‌متر و دختران ۱۷ سانتي متر است! سئوالی برایم مطرح شد پس در مورد آن تحقیق کردم؛

3-      چند حوزه علمیه در سراسر ایران وجود دارد؟

جمعا ۲۲۸ حوزه خواهران و برادران (دوره های بلند مدت) تحت مدیریت حوزه علمیه قم در ایران دایر است. لازم به ذکر است سیاست های حوزه علمیه قم ۲۰ سال است، توسط شورای عالی منتخبین جامعه مدرسین اتخاذ شده و همزمان غیر از حوزه های علمیه قم، در حوزه های علمیه سراسر کشور اجرا می گردد. البته غیر از ۳ استان خراسان شمالی، جنوبی، رضوی و شهر اصفهان. رئیس فعلی شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آیت الله یزدی است. استان های قم با ۵۰، تهران با ۲۰، خوزستان و فارس با ۱۸ حوزه، رتبه های اول تا سوم پر تعدادترین حوزه ها در استان های سراسر کشور را دارا هستند. (به نظر می رسد در شهرها و استان هایی که عناصری مثل تکثر مذهب، حضور مهاجرین و تنوع قومیت در آنها وجود داشته، تعداد حوزه ها بیشتر و متراکم تر است.)

حوزه علمیه سه استان خراسان شمالی، جنوبی و رضوی توسط آیت الله واعظ طبسی نماینده مقام رهبری اداره می شود و مدیریت آن از حوزه علمیه قم مستقل است. مجموعا 61 حوزه علمیه برادران و 35 حوزه علمیه خواهران در این سه استان در دوره های بلند مدت دایر است.

حوزه علمیه شهر اصفهان نیز مستقل از حوزه علمیه قم اداره می شود و ریاست آن توسط مقام رهبری منصوب می شود، که ریاست عالی آن اکنون برعهده آیت الله مظاهری است. مجموعا تعداد ۲۰ حوزه خواهران و برادران در شهر اصفهان دایر است. (اگر بیش از این باشد اطلاعی ندارم. ۸ حوزه مربوط به خواهران است.)

ورودی سالیانه رقمی افزون بر ۶۰۰۰ طلبه در حوزه های علمیه تحت مدیریت قم است و حوزه های سه استان خراسان و شهر اصفهان نیز به نظر می آید که رقمی بیش از 3000 تن ورودی در هرسال داشته باشند. رقم طلاب تحت مدیریت حوزه علمیه قم که مشغول به تحصیل هستند، رقمی میان بیش از 86 هزار نفر است. حوزه های سه استان خراسان و شهر اصفهان نیز باید رقمی در حدود ۱۵۰۰۰ طلبه تحت آموزش داشته باشند. (اضافه کنم که ۳۵ مجتمع حوزوی با حدود ۳۰ رشته تخصصی در دست احداث است.) طبیعی است که حضور پرتعداد حوزویان، مبلغان دینی و طلاب در جامعه ضمن تلاش در جهت گسترش دین اسلام و مذهب شیعه به جهت راهنمایی و هدایت مردم به خصوص جوانان بوده و هست.

4-      شاید وضع ظاهری، اخلاقی و گرایش های ضعیف دینی دانش آموزان و دانشجویان فعلی سبب شده تا حوزویان و آموزش-پرورشی ها به فکر چاره اندیشی باشند، اما سئوال اینجاست که مگر تاکنون سیاست های حوزه آموزش و پرورش را چه کسانی می ریختند؟ تاکنون تربیت جوانان به چه کسانی سپرده شده بود؟ جوانان امروزی در کدام فضا و با چه شیوه هایی آموزش دیده و تربیت شده اند؟ کدام مدرسه ای در دهه 60-70 از نبود روحانیون یا مدرسین دینی رنج می برد؟ در کدام مسجد محل و کدام نماز جمعه ای روحانی حضور نداشت؟ مگر آنچه امروز هست محصول اقدامات دیروز حوزه-آموزش و پرورش-آموزش عالی نیست؟!

اگر در خصوص موضوعات مطرح خبری، نظر خاصی دارید، با ما تماس بگیرید. شیوه این گونه است که من یا در مورد موضوعی مطلب می نویسم یا اینکه نظرات شما را درج می کنم. می توانید مطالب خودتان را با ایمیل برای ما بفرستید، یا اینکه اگر وبلاگی دارید که در خصوص موضوعات خبری، در آن قلم می زنید، آدرس اش را برای من به آدرس"negahedigar@msn.com" ارسال کنید."

رضا سلیمانی
soleimani.reza@yahoo.com
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/23. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

در عمر کار رسانه ای که تاکنون داشته ام، تا به این حد "ایرنا" را ضعیف و در سطحی چنین نازل ندیده بودم. بعد از روی کار آمدن محمد جعفر بهداد در اردیبهشت سال گذشته، ایرنا عملا به یک پایگاه خبری دسته چندم تبدیل شد. اگر طراحی مدرن خبرگزاری و کارنامه گذشته نبود، شاید هیچ کس باور نمی کرد که این ایرنا، همان ایرنای قدیمی است.

امروز ویژگی های خبری ایرنا از این جمله اند؛ 1- تبلیغ، دفاع و حمایت غیر منطقی از احمدی نژاد و ارکان دولت نهم: مثلا لاریجانی می گوید قصد ندارم نامزد ریاست جمهوری شوم، تیتر ایرنا این است: لاریجانی از احمدی نژاد حمایت می کند. 2- نشستن در کمین برای مچ گرفتن فعالین سیاسی به خصوص مخالفین رئیس جمهور فعلی. 3-تهیه اخبار در حد مجلات زرد: ستون زمزمه ایرنا که البته نامی زیبا دارد اما بی محتوا. 4-عدم خلاقیت در تیترنویسی و استفاده نامعلوم از علائم خبری: برای مثال علامت تعجب. پر بیننده ترین اخبار این خبرگزاری هم نشان می دهد که چه وضعی بر این نهاد حاکم است. تمامی تیترهای پربیننده، ورزشی هستند.

در آخر، واقعا یاد آن ایرنا به خیر که خبر رسانی می کرد، خبر نمی ساخت!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/18. موضوع : ...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

رضا سلیمانی؛ نامه میرحسین موسوی در حمایت از خانم فاطمه رجبی به ابراهیم نبوی و پاسخ نبوی به موسوی سبب شد تا با وی گفت و گویی کنم. البته از نوعی دیگر نه مثل قبلی ها! باشد که انتخاب برای بار هشتم فیلتر نشود!


آقای نبوی! مطلبی نوشتید در پاسخ به نامه خانم رجبی به میرحسین موسوی. فردای همان روز میرحسین طی اطلاعیه ای به نوشته شما واکنش نشان داد و به آن انتقاد کرد. ساعتی نگذشته بود که در پاسخ به آقای موسوی نوشتید که سوء تفاهم شده. منظور از سوء تفاهم چیست؟

سوء تفاهم این که همزمان دو مطلب طنز علیه نوشته خانم رجبی منتشر شد، خودتان که می دانید ایشان قلم به کاغذ می برند یا دهان باز می کنند، تولید طنز کشور شش برابر می شود، در میان همه این طنزها، دو مطلب بیشتر جلوی چشم آمد، طنز یکی از دوستان با عنوان " فاطی ماه، فاطی شاه" و طنز من با عنوان "دیرحسین موسوی و فاطی عصبی" معلوم بود و هست که منظور آقای موسوی از نشانه هایی که داده بود، طنز شیرین آن همکار طنزنویس من بود، اما ایشان فکر کرده بود من آن را نوشتم، بالاخره آدم بعد از بیست سال سکوت وقتی وارد فضایی پر هیاهو می شود، ممکن است اشتباه هم بکند. به نظرم سوء تفاهم شد.

با این حساب می گویید که آقای موسوی مطلب طنز نویس دیگری را بجای مطلب شما اشتباه گرفته است؟

حدس من چنین است. البته شاید هم این حدس بیراه باشد، ولی نوشته من اصلا تند یا حاوی شوخی های احتمالا زشت نبود. حداقل می توانم بگویم از نوشته ای که مدتها قبل طنزنویس انتخاب درباره خانم رجبی نوشته بود، تندتر نبود. به همین دلیل گمان من این است که آقای موسوی با من سخن گفته بود، اما مطلبی که احتمالا عصبانی اش کرده یا به دفاعش واداشته بود، نوشته ای دیگر بود. البته الآن در طنز یک کمی اوضاع قروقاطی شده، گاهی اوقات من باید در اینترنت یا کتاب های خودم سرچ کنم تا متوجه بشوم مطلب مال خودم است یا متعلق به دیگری است. به نظرم یا من دارم شبیه همه می نویسم یا خیلی ها شبیه من، حتی خیلی افراد با اسم حقیقی می نویسند، ولی گمان می شود اسم مستعار من است. بارها مجبور به توضیح شدم.

حالا دو مطلب دیگر باقی می ماند یک اینکه آقای موسوی نوشته اند که نویسنده مطلب اگر مدتی دیگر به مطلبش دوباره نگاهی بیاندازد از نوشتن آن پشیمان می شود؟ دوم در آخر بجای نویسنده ای که به خانم رجبی توهین کرده اند، پوزش خواسته اند. حالا آیا قرار است به پختگی برسی و از نوشتن مطلب اخیر ابراز پشیمانی کنی؟ البته مدتی دیگر! یا اینکه آن طنز نویس دیگر از نوشتن آن مطلب پشیمان خواهد شد؟ در آخر اینکه ایشان بالاخره بجای چه کسی و از طرف کدام شخص پوزش خواسته اند، شما و یا آن طنز نویس دیگر؟

به حضرت ابوالفضل اگر فهمیدم منظور شما چیست! همین جوری حرف می زنید که هفته ای یک بار فیلترتان می کنند، صاف و پوست کنده حرف بزنید لطفا، مثل همین خانم رجبی که موقع نوشتن یک چاقو دستش می گیرد و صاف و پوست کنده حرفش را می زند.

آقای موسوی با یک نگاه اخلاقی به مساله طنز نگاه کرد، و این نگاه درستی است. باور کنید من بارها شده است که چیزی نوشته ام و چندی بعد چنان پشیمان شده ام که روی خواندن مطلبم را هم نداشته ام، البته در مورد خانم رجبی این موضوع پیش نیامده، معمولا مثل آدمهایی که وسط دعوا یکی از ناسزاها را فراموش می کنند، فکر می کنم کاش فلان چیز را هم گفته بودم، و این می شود که معمولا طنزهای مربوط با خانم رجبی برای من از کارهای خوبی است که تا کنون کرده ام.

 ولی بطور کلی بارها شده طنزی نوشته ام که ماهی یا سالی یا حتی ساعتی بعد به خودم گفته ام ای کاش نمی نوشتی اش. آقای موسوی از طنز من( یا آن دوست عزیز) از خانم رجبی عذرخواهی کرد، البته شاید نشانه ادب بود، و البته من نمی دانم خانم رجبی اصلا بفهمد که عذرخواهی یعنی چه و متوجه منظور مهندس موسوی بشود یا نه، یک دفعه دیدی پیام داد که "خودتی، برو از خواهر و مادرت عذرخواهی کن" بالاخره آدم باید یک چیزهایی را متوجه باشد.. به هر حال به نظرم آقای موسوی یک عذرخواهی کردند که بیشتر منظورشان این است که باید به مسائل زنان توجه کرد. یک چیزی توی مایه "مادر مرا ببخش، آب از سرم گذشت."

حالا اگر آقای موسوی دوباره اطلاعیه دادند که "نه بابا! منظورم مطلب خودت بود" آنوقت چه؟

آن وقت هم زیاد فرقی نمی کند، شاید بخاطر حال دادن به آقای موسوی یک عذر خواهی هم بکنم، چون من هم از حال دادن خوشم می آید هم از عذرخواهی، ولی من تقریبا آدم دقیقی هستم، تا حد زیادی مطمئنم منظور ایشان من نبودم، شما مطلب من را بخوانید متوجه می شوید که اصولا قضیه دیوار و خانه و ماشین، زیاد به مطلب من مربوط نبود.

می خواهید در آخر یک اطلاعیه بدهی؟

بله، دادم، باز هم می دهم، اصولا اطلاعیه دادن خوب است. می دانید! یک مشکل من این است که آقای میرحسین موسوی از من ناراحت شد و اطلاعیه صادر کرد و من هم در یک اطلاعیه پاسخ دادم و عرض کردم که خیلی ایشان را دوست دارم و همچنان از ایشان حمایت می کنم، همزمان با همین موضوع فلان نویسنده که هیچ ربطی به طنز ندارد شروع کرد از من دفاع کردن، یا فلان کاریکاتوریست که اصلا موضوع بحث نیست، خودش را پرت کرد وسط دعوا و وسط دعوای من و آقای موسوی و فاطمه رجبی، شروع کرد حل مشکلات خودش. من ممکن است اطلاعیه هم بدهم، اما قطعا این اطلاعیه و اطلاعیه های مشابه موضع سیاسی مرا در دفاع از جناب موسوی مخدوش نمی کند. مصلحت این است که ایشان رئیس جمهور بشوند، حالا ممکن است در این وسط دعوایی هم بشود.

راستی! یک سئوال همینجوری، چقدر ناراحت شدید وقتی خاتمی بخاطر آقای موسوی انصراف داد؟ اندازه باخت ایران به عربستان؟

نمی دانم چرا خیلی ناراحت شدم، یک واکنش احساسی! در حالی که منطقا و عقلا درست بود آنچه خاتمی و موسوی کرده بودند، ولی بالاخره وقتی کسی مثل خاتمی را آدم دوست دارد، طبیعتا از چنین خبری ناراحت می شود.. اما شیوه رفتن خاتمی و رفتار سیاستمدارانه اش، برایم آموزنده بود، خیلی ها به جنبه های اخلاقی رفتار خاتمی اشاره کردند. برای من جنبه های سیاسی کار خاتمی ارزش بیشتری داشت، البته، در ایران ما از هر چیزی خوشمان می آید اسمش را اخلاق می گذاریم. از موضوع انصراف خاتمی ناراحت شدم، ولی از باخت ایران به عربستان حرص خوردم، ما نباید آن بازی را می باختیم. بالاخره پیامد حضور بیش از حد رئیس جمهور در کلیه صحنه ها همین است.

به نظرت نتیجه انتخابات چیست و به کدام نامزد رأی خواهی داد؟

آنچه مهم است رفع خطر دولت نهم از اقتصاد و سیاست و شرایط اجتماعی کشور است، دولت نهم ایران را در جهان خوار و خفیف کرده، مردم را به لحاظ اقتصادی ناتوان کرده و قدرت خرید مردم را پائین آورده است.(حذفیات: و از نظر اجتماعی فساد و فحشا و ناامنی از تولیدات ویژه دولت نهم است. مفاسدی که در دولت نهم تولید شد، نه در گذشته ایران، بلکه در کل منطقه هم سابقه ندارد. اگر میزان جرائم جنسی در ترکیه 50 درصد در این 4 سال کاهش داشته باشد، در ایران لابد دو برابر شده است. و اینها به دلیل سیاست های غلط دولت در طرح امنیت اجتماعی است. به نظر من دولت نهم بدترین دولت تاریخ ایران و بی کفایت ترین دولت در منطقه است. آنچه مهم است رفتن این دولت و حامیان نظامی دولت نهم است.)

آنچه مهم است رفتن این دولت و است. حتی برای من رفتن اصولگرایان هم مطرح نیست، یعنی اگر در یک رقابت مجبور باشم از لاریجانی یا قالیباف در مقابل آقای احمدی نژاد حمایت کنم، این کار را می کنم. موضوع ما رفتارها و سیاستهای آقای احمدی نژاد است.

پیش بینی من این است و برای رسیدن به آن نیز تلاش می کنم که آقای میرحسین موسوی در مرحله اول با تفاوت فاحش آرا برنده انتخابات خواهد شد. آقای احمدی نژاد حتی آرای طبیعی هواداران معمولش را هم نمی آورد و آقای کروبی اگر به نفع میرحسین کنار نرود، چهار پنج میلیونی رای می آورد. اگر فرض کنیم که شعارهایی مانند اقتدار ملی و عدالت اجتماعی ملاک انتخاب باشد، برای حامیان احمدی نژاد قطعا انتخاب میرحسین موسوی ترجیح دارد، چون فرق موسوی و احمدی نژاد این است که در مورد عدالت اجتماعی و اقتدار ملی هر دو شعار می دهند، منتهی موسوی با دست خالی توانست شعارش را تا حد زیادی برآورده کند، ولی آقای احمدی نژاد همه امکانات را داشت و شکست خورد. آقای احمدی نژاد تمام شرایط لازم برای یک شکست خورده انتخاباتی را دارد.

حالا، کی می آیی ایران؟

من دیروز توسط دادگاه احضار شدم، آقای نعمت احمدی وکیلم خبر احضار و برگه آن را برایم گفت و فرستاد. باید در ماه تیر در دادگاه باشم. و این دقیقا همزمان است با سفری که گمان می کردم خواهم داشت. من در حالت معمول پس از اعلام نتایج انتخابات، یعنی 22 خرداد، و در شرایط غیر معمول، در شهریور به ایران بازخواهم گشت، قصد من این است که سالی هشت ماه در ایران و چهار ماهی در بلژیک زندگی کنم، این قصد من است و امیدوارم همین بشود. البته، من حتی اگر آقای احمدی نژاد هم رئیس جمهور بشود، باز هم بازخواهم گشت، امسال آخرین سال اقامت من در فرنگ است.

قربانت، کاری نداری؟ حرفی–چیزی، بالاخره هنوز فیلتر نشدیم!

حرفی ندارم، خانم رجبی دیروز سخنانی ایراد کرده که چون خانواده ها مطالب را می خوانند بهتر است نوشته ایشان را در یک سایت محرمانه بگذارند و شاید جواب شان را بدهم، برای من خوب است، البته قصد من این بود که مثلا مصاحبه ای می کردم با خود احمدی نژاد یا با کلهر، ولی اگر نشود، شاید به همین نامه نگاری با خانم رجبی ادامه بدهم. ناگفته نماند علیرغم همه حرف هایی که زده می شود، علیرغم همه برخوردهای ناشایسته خانم رجبی در اهانت به افرادی محترم مانند آقای خاتمی و موسوی و هاشمی و خیلی های دیگر، از نظر من شیوه برخورد خانم رجبی قابل ستایش است و در بخش وسیعی از دنیای اسلام اصلا چنین پدیده ای نداریم که یک زن مسلمان با قدرت بایستد و علیه آدم دوم و روسای جمهور سابق حرف بزند.. حتی کسی که پشتش به دولت یا سخنگوی دولت است. و اتفاقا من هم از همین صداقت ایشان خوشم می آید.

لینک مطلب در انتخاب

پ.ن: غیر از بخش قرمز هیچ بخش دیگر مصاحبه حذف نشده است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/14. موضوع : مصاحبه...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

1-      باز هم فصل انتخابات فرا رسید و نامزدها را شور حسینی گرفت. بخوانید؛

18 فروردین ماه-نشست انتخاباتی؛ میرحسین موسوی با اشاره به طرح ارتقای امنیت اجتماعی گفت: "پروژه امينت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامين کننده اهداف نظام ما نمی باشد و همه مسايل اجتماعی با تکيه بر مزيت های ما در اعتماد به جوانان و زنان بايد تهيه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشيم آثار مثبتی نخواهد داشت. بخشی از برخوردها اساسا موضوعيت ندارد و با سوءنيت انجام می شود و اين به حساب نظام گذاشته شود و من اين گشت ها را جمع خواهم کرد."

23 فروردین ماه-زنجان؛ حجت السلام کروبی با بیان اینکه اگر رئیس جمهور شوم گشت ‌های ارشاد خود به خود جمع می‌شوند، گفت: "چون مسئولان گشت ارشاد می ‌دانند که اگر خودشان به این اقدامشان پایان ندهند من آن را جمع می‌کنم و حتی شده نیز نزد فرمانده کل قوا خواهم رفت. از همین ‌رو قبل از آنکه من بخواهم کاری انجام دهم خود آنها به کارشان پایان خواهند داد."

2-      نگاه من به ماجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی مخصوصا بخش مربوط به برخورد با جوانان در مقاله هایی انتقادی از جمله "طرح سه فوریتی کوچ تابستانه مردم ایران به قطب شمال؟!" و طرح ریزی نظرسنجی هایی در مورد برخورد با بدحجابی و انتقاد از پلیس ثبت شده (به علاوه دردسرهایش برای خود و مسئولین انتخاب!) که می توان با جستجو در موتورهای جستجوگر به همگی آنها دست یافت. این مقدمه را بدین علت گفتم، تا از پیش نگاهم به این موضوع و روند آن مشخص باشد.

3-      ایران مثل بلژیک که زمانی هم پلیس داشت و هم ژاندارمری سال 1370 تصمیم به ادغام تمامی گشت های کمیته، ژاندارمری و شهربانی گرفت. نتیجه ادغام سه نیرو شد: "نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران" یا همان ناجا. این ادغام را سرتیپ محمد سهرابی فرمانده وقت ژاندارمری هدایت کرد و اتفاقا خود وی نیز اولین فرمانده نیروی انتظامی شد. یک سال بعد سرتیپ رضا سیف اللهی فرمانده وقت نیروی انتظامی شد.

در همان دوره ناجا با مشکلات بزرگی مواجه بود؛ ندانستن میزان تجهیزات و امکانات سه نیرو پس از ادغام، میزان پراکندگی، میزان نفوذ، تعداد نیروها و نبود برنامه ای مدون. در این میان سرتیپ هدایت لطفیان مسئولیت یافت تا طرحی تدوین کند که این مشکلات حل شود.

او نیز مانند سندچشم انداز کشور، سندی 25 ساله تدوین کرد که آغازش 1375 و پایان آن 1400 خورشیدی بود.(این طرح به تصویب مقام رهبری رسیده است.) همچنین زمانی که لطفیان در سال 75 به فرماندهی نیروی انتظامی منصوب شد برای منضبط ساختن نیروها، اطلاع از توان، ادوات و پراکندگی مراکز و نیروهای ناجا دو سال 75-76 سفرهای استانی در پیش گرفت.(سفرهای دولت احمدی نژاد برگرفته از طرح استانی لطفیان است که وی و فرماندهان ارشد نیروی انتظامی هر چند هفته به استانی سفر می کردند و برای یک یا دو هفته اوضاع را در استان به دست می گرفتند و به آن سامان می دادند.) طرح 25 ساله نیز در همان سال 75 آغاز شد. شاید جالب باشد بدانید که آقای احمدی مقدم (فرماندهی فعلی نیروی انتظامی) در دوره لطفیان، مسئولیت معاونت هماهنگ کننده و حفظ وضع موجود را برعهده داشت. طرح 25 ساله مشخصاتی دارد و مانند سند چشم انداز هر فرماندهی که بیاید باید آن را اجرا کرده و ادامه دهد.

با این تفاوت که نیروهای نظامی، دولت نیستند که یک روز انجام بدهند و یک روز بگویند اصلا طرح را قبول نداریم!(مانند دولت فعلی و سند چشم انداز) بدین ترتیب هرکس که فرماندهی نیروی انتظامی شد طرح را ادامه داد. برنامه های نیروی انتظامی در دوران قالیباف از جمله پلیس 110، تشکیل دانشگاه نیروی انتظامی، لباس متحدالشکل، ماشین های بنز، طرح تکریم و ... همه در ادامه طرح 25 ساله و از قبل، پیش بینی شده بود. پس از قالیباف در دوران احمدی مقدم هم چنین شد. او نیز چون فرماندهان پیشین اجرای طرح را ادامه داد. بخشی از همان طرح 25 ساله هم "ارتقای امنیت اجتماعی" است.

4- پس اول مشخص شد که طرحی 25 ساله در نیروی انتظامی وجود دارد که تمامی فرماندهان باید آن را اجرا کرده و ادامه دهند. دوم همانطور که یک سال پیش در مقاله دیگر نوشته بودم که این موضوع ربطی به احمدی نژاد ندارد، این موضوع نه تنها به وی که به هیچ رئیس جمهوری ربط ندارد. (برای اطمینان خاطر شما، اینکه تایید مراجع تقلید و آیات و حجج بر این طرح هم علت ادامه آن نیست، این طرح سندی است که باید اجرایی شود، البته موافقان و مخالفانی نیز دارد.) با این توضیحات معلوم است که این موضوع در حوزه اختیارات رئیس جمهوری نیست. چه میرحسین موسوی و چه مهدی کروبی هیچ کدام توان سد کردن راه این طرح را ندارند. گیرم که با اعمال نفوذهایی بتوانند مدتی کوتاه جلوی طرح های نیروی انتظامی را بگیرند، اما سالی نگذشته باز همان آش است و همان کاسه. شاید مثل من، بعد از خواندن مطلب برایتان این سئوال پیش بیاید که میرحسین و شیخ مهدی واقعاً کجای کارند؟!

تکمله: بد ندیدم این موضوع را اینجا بنویسم؛ سال 84، مردم تهران مدام با 197 تماس می گیرند و خواهان برخورد با مزاحمین نوامیس و البته "خانم هایی می شوند که بدحجاب و بدلباسند." این تماس ها آنقدر تکرار می شود که سرانجام "گشت ارشاد" راه اندازی می شود. جالب تر آنکه، از این گشت همیشه تشکرهای تلفنی نیز می شود و پدران و مادران به خصوص قشر میانه سال که حتی مذهبی نیز نیستند از آن رضایت خاطر دارند. حالا نمی دانم می شود موضوعی که به درخواست مردم شکل گرفته تعطیل کرد یا خیر؟! آنهایش که به درخواست مردم نیست، تعطیل پذیر نیستند، اینکه دیگر بسیاری از مردم نیز حمایتش می کنند. یادمان و یادتان نرود که مردم تنها خودتان نیستید که این مقاله را می خوانید.

اگر در خصوص موضوعات مطرح خبری، نظر خاصی دارید، با ما تماس بگیرید. شیوه این گونه است که من یا در مورد موضوعی مطلب می نویسم یا اینکه نظرات شما را درج می کنم. می توانید مطالب خودتان را با ایمیل برای ما بفرستید، یا اینکه اگر وبلاگی دارید که در خصوص موضوعات خبری، در آن قلم می زنید، آدرس اش را برای من به آدرس "negahedigar@msn.com"  ارسال کنید."

رضا سلیمانی
soleimani.reza@yahoo.com

مطلب در انتخاب با دو روز تاخیر درج شد! ماجرای "گشت ارشاد" و انتخابات ریاست جمهوری

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/13. موضوع : ستون "نگاه دیگر"...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

ورزش مان واقعا بیمار است. خدای نکرده اگر نهادهای زیر مجموعه دولت، مثل سازمان تربیت بدنی عمل کرده باشند، باید گفت واقعا دولتمردان حساب کشور را رسیده اند! یک امتیاز جالب در زمان مدیریت علی آبادی بر سازمان تربیت بدنی نمی یابید. منظورم آمارها نیست. آمار زمانی معنا دارد که در آن تقلب نشود و واقعی باشد. لااقل سازمان تربیت بدنی در دوره های پیش  از این، مقداری آبرو برایمان کسب کرد. فوتبال ایران به جام جهانی رفت، در کشتی و تکواندو در المپیک مدال آور شدیم، دو میدانی و ورزش زنان پیشرفت قابل توجه داشت. بسکتبال و والیبال مان رو آمد و...

نمی دانم آقای علی آبادی و سازمان متبوعش دیگر باید چه نتیجه ای نگیرند تا ایشان از کار برکنار شود؟! کل ورزش کشور باید کن فیکون شود تا دولت محترم ایمان بیاورد، ایشان هرچند مدیر خوبی هستند، اما مدیر ورزشی نیستند؟ جام جهانی را به خاطر دارید؟ یادتان هست برکناری دادکان از سوی علی آبادی نزدیک بود چه بلایی سر فوتبال ملی ایران بیاورد؟ کارنامه درخشان ایران در بازی های المپیک که یادتان هست؟ اگر هادی ساعی نبود همه آن اعتبارات سالانه 200 میلیاردی برای کمیته ملی المپیک از بین رفته بود. ساعی هم سنش اجازه نمی داد وگرنه دولت می گفت ساعی همان دوم تیرماه سال 1384 به دنیا آمده!

اما از هرچه بگذریم، سخن فوتبال خوشتر است. من زیاد اهل فوتبال نیستم، اما دلگیری دوستداران فوتبال را طی این چند روز دیدم. 8 فروردین ایران مقابل عربستان بازی را واگذار کرد، بعد مربی یی (دایی) را که سیاسی انتخاب شده بود با یک مربی سیاسی تر عوض کردند. مایلی کهن خودش تشنج زاست. نه چهره اش، نه ژست اش، نه ابراز نظرهایش و نه کارنامه اش، هیچ کدام نشان نمی دهند که وی بتواند تیم ملی را به جام جهانی ببرد. مگر می شود با رئیسی (کفاشیان) که اطلاعاتش از فوتبال همان قدری است که منِ بیننده دارم(شاید هم کمتر) و مربی ای مانند مایلی کهن تیم ایران به جام جهانی برود؟ مگر معجزه شود. همه چیز سیاسی است دیگر، از آبدارچی تا مسئولین عالیرتبه دولت همه باید عضو رایحه خوش خدمت یا آبادگران باشند، وگرنه نمی شود.

استقلال که در لیگ باشگاه های آسیا یک بر صفر بازی را به ام صلال قطر واگذار کرد تا در قعر جدول دست و پا بزند(تنها یک امتیاز!)، آنسوتر هم صبای قم بازی را دو بر صفر با پاختاکور ازبکستان آنهم در خانه واگذار کرد تا ماشالله از سه بازی 2 امتیاز گرفته باشد. وضع امروز ورزش ما از فوتبال بیمار و سیاسی اش پیداست. کشتی را هم بگویم که بعد شاکی نشوند که دیگر فدراسیون ها شق القمر کرده اند. رئیس فدراسیون دوچرخه سواری را در فدراسیون کشتی به کار گرفتند، انتظار داشتند جواب هم بگیرند! 4 سال کافی نیست تا متوجه شوید تنها مدیر و متعهد بودن کافی نیست، مقداری هم تخصص می خواهد؟ البته غیر از شرط عضویت در ائتلاف آبادگران و رایحه خوش خدمت.

حرف نیک را فیروز کریمی مربی فعلی صبا باتری قم زد که وقتی از او پرسیدند نظرت در مورد "علی آبادی" چیست؟ پاسخ داد: ایشان مدیری بسار خوب، باتدبیر، کاری و ... هستند البته نه در تربیت بدنی بلکه در شهرداری!

اگر در خصوص موضوعات مطرح خبری، نظر خاصی دارید، با ما تماس بگیرید. شیوه این گونه است که من یا در مورد موضوعی مطلب می نویسم یا اینکه نظرات شما را درج می کنم. می توانید مطالب خودتان را با ایمیل برای ما بفرستید، یا اینکه اگر وبلاگی دارید که در خصوص موضوعات خبری، در آن قلم می زنید، آدرس اش را برای من به آدرس "
negahedigar@msn.com"  ارسال کنید."

همین مطلب در انتخاب؛ نتیجه تقسیم پست های ورزشی میان رفقا !

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/8. موضوع : ستون "نگاه دیگر"...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
می دونید رفقا! من، تولید دهه هشتادم. یعنی دیگه از صفر و یک در اومدم. ماشین تحریر یا کیبوردی که هی درونم تایپ می کنه، فقط صفر و یک نمی زنه. اعداد، ارقام و حرف ها را هم تایپ می کنه، تازه کلیک تب و اسپیس و اینتر و شیفت هم داره. خب به هرحال نسل بشر هم پیشرفت کرده. اینو بگم که جالب تر بشه، به دلیل آپ تو دیت شدن سیستم، میشه چند نفری، البته بهتره که دو نفری باشه برنامه ها رو نوشت. این روزا که نسل ما همه دو نفری می خوان بنویسن!
گاهی برنامه ای درونم نوشته شده، اما بعد ویروس گرفتم و داستان از بین رفته!
گاهی برنامه ای بوده که خودم شیفت دیلیتش کردم.
گاهی موضوعی بوده که سیوش کردم.
بعضی ها رو فیوریت، برخی رو هم استارت-رآن کردم.

از تولید کننده ام که گاهی میرم سراغش برای خدمات پس از فروش (بیچاره هی میگه گارانتی تمام شده، من ول کن معامله نیستم.) پنهان نیست، پس بهتر که از شما هم پنها نباشه؛ زمان تایپ سیستم ام از اسپیس زیاد استفاده نمی کنه، کلا از فاصله ها بیزاره. خودم گاهی مشکل باهاش دارم، این کلیک اصلا فرسودگی پیدا نکرده. از بس استفاده نشده که وقتی میشه یهویی هنگ می کنه. این اسپیس اینقدر طولانی میشه که یهویی اون برنامه حتی بدون فرجام از همون وسط به دلیل حجم زیاد یا خود به خود دیلیت میشه یا میره توی تمپوراری فایل ها. من ازش استفاده نمی کنم، اما بقیه رو چه کار کنم؟ مگر کسی متوجه میشه بابا این اسپیس ما از اوناش نیست!

یک بار این اتفاق افتاد؛ 19-20 سالم بود. اسپیس بدجوری هنگ کرد. از هنگ در نیومد. بدجور سیستم ام رو داغون کرد. نه اف دیسک، نه فورمت. هارد عوض شد، رم عوض شد و... اما بعد حتی سراغ خدمات پس از فروش هم نرفتم چون به نظرم رسید که شانس آوردم. برنامه ای که داشت نوشته می شد، کلا خطرناک بود و ضد امنیت سیستم ام. بعدش پشیمون نشدم که چرا روی اون برنامه اینقدر زحمت کشیدم و به هرحال به اسپیس هم حق می دادم.

فکر می کردم دیگه حرفه ای شدم. اینقدر که برنامه ام بدون هیچ مشکلی مثلا فکر کنید از اچ تی ام ال شروع بشه و بادی ختم، بنویسم. اما اسپیس دوباره امروز فشرده شد. همکارم بدجور اسپیس رو فشار داد. حالا اسپیس در برنامه ای که درون من داشت نوشته و اجرا میشد یه گپ گنده ایجاد کرده، دارم خود به خود فورمت میشم. فعلا دارم هرچی داشتم سیو می کنم. تجربه گذشته یه مقداری به کمک اومده؟

متخصص متبحر سیستم انسانی توی خواننده های من نبود!

پ.ن: کاش همانقدر که دلم برای مهربانی ها و احساس ها می سوخت، برای خودم هم می سوخت.
پ.ن۲: برخی اعمال آنقدر در نظر زشت و عجیبند که هرچه برای خودت تکرارش کنی بازهم آن را باور و درک نمی کنی.
پ.ن۳: WOW روی کی میشه حساب کرد؟ به قول یکی؛ "دنیای بدی است، دوستش ندارم."

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/7. موضوع : داستان...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

رضا سلیمانی؛ لافونتن ادیب شهیر فرانسوی حکایات معروف و دلپذیری دارد. او از حیوانات به عنوان استعاره های گوناگون بهره می گرفت تا آنچه نمی توانست به "زبانی آسوده" بگوید، روایت کند. یکی از جالبترین این حکایت ها، "گرگ و بره" است؛ گرگ گرسنه است و شکم گرسنه پی شر می گردد! در مسیر رودخانه مشغول خوردن آب می شود، کمی پایین تر از او بره ی کوچکی مشغول نوشیدن آب است. گرگ که طعمه اش را پیدا کرده، سعی می کند با منطق پیش برود! به بره می گوید: چرا آبی که می خواستم بنوشم را آلوده کردی؟
بره به "عالیجناب گرگ" پاسخ می دهد: شما 20 پا بالاتر از من آب می نوشید، چطور ممکن است آبی که می نوشید را آلوده کرده باشم؟
گرگ بهانه ای دیگر پیدا می کند و می گوید: تو 1 سال پیش به من توهین کردی!
بره ی بیچاره در جواب می گوید: اما من هنوز به دنیا نیامده بودم!
گرگ می گوید: پس برادرت بوده!
بره پاسخ می دهد: اما من برادری ندارم.
گرگ که می بیند منطق راه به جایی نمی برد می گوید پس یکی از اقوامت بوده! اصلا سگ های گله که از جنگیدن با من پرهیز نمی کنند. باید انتقام خود را بگیرم!
عالیجناب گرگ بدون هیچ معطلی بره کوچک را به دندان کشیده و می برد. "حق همیشه با قدرتمندان است!"

حکایت آمریکا و کشورهای ضعیف هم چنین بود و...! این "و..." به این دلیل است که معلوم نیست اوباما نیز سیاست بوش را ادامه بدهد. ماجرای "گرگ گرسنه و بره بیچاره" را نگاه کنید، چیزی بیشتر از بهانه گیری های آمریکا در مقابل ایران نمی یابید. حکایت بالا تنها یک تفاوت با دعوای آمریکا و ایران دارد، و آن، نفوذ قدرت نظامی ایران است که تا مرزهای اسرائیل کشیده شده است. قطع یقین اگر گرگ گرسنه، توانش را داشت تا به حال 10 بار این بره چرب و لذیذ را بلعیده بود، اما هرچه سعی کرد، نشد و نتوانست. خوردن این بره خوشمزه، در عین حال سمی و تا بن دندان مسلح، اینقدر عوارض وخیم برای خورنده اش دارد که وی را از لذت چشیدن بر حذر می دارد.

30 سال از انقلاب 57 می گذرد. هرچه کردند، جمهوری اسلامی نرفت! حالا شیوه را عوض کرده اند. اتفاقا باید استقبال کرد، تا از این انتخاب سرخورده نشوند. از سویی نمی شود که تا ابد سر جنگ با یکدیگر داشت. و از سوی دیگر بهترین زمان برای ارتباط با این "گرگ گرسنه" وقتی است که او در موضع ضعف باشد و چه زمانی بهتر از الان؟

فکر نمی کنم ارتباط با آمریکا، ضرری بیشتر از رابطه با کفتار پیر–روسیه–برای ایران داشته باشد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/1. موضوع : ستون "نگاه دیگر"...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
نوروز پیروز و خجسته؛

برایتان سالی پر بار، سرشار از امید، شادی و موفقیت آرزومندم.

جهان از باد نوروزی جوان شد /// زمین در سایه‌ی سنبل نهان شد
 
قیامت می‌کند بلبل سحرگاه /// مگر گل فتنه‌ی آخر زمان شد؟
 
ز رنگ سبزه و شکل ریاحین /// زمین گویی به صورت آسمان شد
 
صبا در طره‌ی شمشاد پیچید /// بنفشه خاک پای ارغوان شد
 
بهار آمد، بیا و توبه بشکن /// که در وقتی دگر صوفی توان شد
 
ز رنگ و بوی گل اطراف بستان /// تو پنداری بهشت جاودان شد

روز و روزگار بر شما خوش. سالی مملو از صلح برای همگی مردم دنیا آرزومندم.

پ.ن: مرگ دردناک آقای امید میرصیافی بسیار محزونم کرد. ایشان را به واسطه یکی از همکاران دو سالی پیش تر شناختم، تا اگر ممکن بود با ما همکار شود، اما نشد. به خانواده، دوستان و یارانش از صمیم قلب تسلیت می گویم. روحش شاد و آرام.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/3/20. موضوع : با مردم...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
۱- خاتمی کنار رفت تا عرصه را برای حضور میرحسین موسوی باز کند. حالا جماعت رفرمیست مانده اند با میرحسین. اگر شانس احمدی نژاد در رقابت با خاتمی یک به سه یا یک به چهار بود، اکنون در رقابت با موسوی شانسی برابر برای پیروزی در دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری خواهد داشت.
موسوی کار سختی در پیش رو دارد. او باید نظر مردم را به سوی خود و برنامه هایش جلب کند. میرحسین در فرصت کمی که دارد باید با بهره گیری از امکانات جریان چپ و طیفی از راستی ها، مردم به خصوص جوانان را با خود و برنامه هایش آشنا کند. این موضوع نیازمند سخن گفتن به زبان ایشان و به حساب آوردن خواسته ها و رویاهایشان است. ایرادی نیست اگر موسوی مایل است از دهه 60 سخن بگوید، اما باید برای نیمی از آراء که آن دوره را به یاد نمی آورند حرف تازه ای داشته باشد. از افق 1404 بگوید، از برنامه هایش برای کاهش بیکاری، از کابینه و تیمی که قرار است در کنار خود جمع کند، از برنامه های اجتماعی و سیاسی اش، از تدوین لوایحی برای هرچه بیشتر رعایت شدن حقوق شهروندی، از حقوق جوانان که این چهارسال به آنها کم جفا نشده، از برنامه هایش برای برداشتن سدی به نام کنکور و نجات مردم از بحران اقتصادی که گریبانشان را گرفته، بگوید. باید با زمان پیش رفت، همچنان که خاتمی یک بار از این شیوه به خوبی بهره برد.

خاتمی تنها رئیس جمهور ایران است که توانسته موجی را برانگیزد. این بدان معناست که وی توانسته با توجه به شرایط، نیاز جامعه و رای دهندگان، گفتمانی را به کار برد که در آن زمان برای مردم مهم بود و به آن باور داشتند. آمار شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری از آغاز تا سال 76 سیر نزولی دارد(مگر سومین دوره انتخابات، که حالتی اضطراری داشت ومردم خشمگین وبهت زده از ترور دولت منتخب قبلی بودند)؛

در انتخابات سال 58 از 21 میلیون واجد شرایط 14 میلیون رأی دادند. در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری در سال 60 از 23 میلیون، بیش از 14 میلیون رایشان را به صندوق ریختند. همان سال و در انتخاباتی که به دلیل شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر به نظام تحمیل شده بود از همان میزان شرکت کننده، 17 میلیون رایشان را به صندوق ریختند. (دلیل روشن است، خشم مردم از اقدام تروریست ها.) در انتخابات سال 64 از 26 میلیون واجد شرایط، 14 میلیون مشارکت کردند. در پنجمین دوره انتخابات در سال 68 نزدیک به 30 میلیون نفر واجد شرایط بودند، اما تنها 16.5 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. درانتخابات ریاست جمهوری سال 72 از بیش از 33 میلیون واجد شرایط رأی، 17 میلیون نفر رآی خود را به صندوق ریختند، اما حضور خاتمی در انتخابات 76 سبب شد، که این مقدار رأی دو برابر شود. به طوری که از میان 36 میلیون 500 هزار واجد شرایط، بیش از 29 میلیون در انتخابات مشارکت فعال داشتند.

نمودار را نگاه کنید— تصویر بزرگ نمودار

      
از انتخابات 76 به بعد بطور مداوم شمار رأی دهندگان کاهش یافته است. این نشان می دهد که گفتمان انتخاب شده از سوی نامزدها، توانایی کشاندن آرای خاموش را به صحنه ندارد؛ انتخابات سال 80 بیش از 42 میلیون نفر واجد شرایط بودند، اما 28 میلیون حاضر به مشارکت در انتخابات شدند. و در انتخابات 84 در دور دوم از میان نزدیک به 47 میلیون واجد شرایط، تنها 28 میلیون رایشان را به صندوق ریختند. گرچه آمار شرکت کنندگان کم نیست، ولی آنهایی که شرکت نکرده اند هم رقم بزرگی را به خود اختصاص می دهند.

میرحسین موسوی باید توجه کند که در آخرین انتخابات رئیس جمهوری رقمی نزدیک به 19 میلیون نفر، حضوری فعال نداشته اند، چرا که رویای خود را در نامزدهای انتخاباتی نمی دیدند. با توجه به رقم نزدیک به 47 میلیونی واجدین شرایط شرکت در انتخابات در دوره فعلی، موسوی و یارانش باید به هر طریق ممکن آرای خاموش را به صحنه بکشانند تا پیروز میدان انتخابات باشند، وگرنه تردیدی نیست که آقای احمدی نژاد 4 سال بعدی سکان هدایت دولت را به عهده خواهد داشت.

۲- برای موضوعات تحقیقی و مطالبی که می نویسم، نیاز به منابع موثق و معتبری داشته و دارم. ماشالله به وزارتخانه ها! نه هیچ کدام پاسخ نامه های الکترونیکی ارسالی ام را دادند و نه به تلفن هایم ترتیب اثری دادند. واقعا دولت شعار دولت الکترونیک را اجرایی کرده! می توانید ایمیل ارسال کنید و ببینید با چه سرعتی ایمیل تان برگشت می خورد، یا هرگز جوابی به شما نمی دهد. اما جای تشکر دارد از مسئولین و کارمندان خانه ملت. یک هفته پیش تر تقاضایی (چندی از کتاب هایی که توسط مجلس منتشر شده و می شود) را با کتابخانه مجلس مطرح کردم، فکر می کردم اینجا هم مانند نهادهای دولتی پاسخی در کار نباشد، اما واقعا اشتباه می کردم! آقای شکرالهی و روابط عمومی کتابخانه، درخواست مرا با همکار دیگرشان آقای مجید سائلی مطرح می کنند، ایشان هم پاسخ ایمیل مرا داده و خواستار اطلاعات بیشتری در مورد تقاضایم می شوند. اندکی صبر تا بیشتر حیرت کنید! یک روز بعد، آقای سائلی همان مسئولی که کار من به ایشان ارجاع شده بود، تنها آدرسی خواستند تا همه آنچه که خواسته بودم را در اختیارم قرار بدهند. باز هم آقای سائلی تشکر می کنم. امید که این شیوه برخورد با محققین و خبرنگاران به نهادهای دیگر نیز تعمیم یابد. و آرزو آنکه با مردم نیز چنین برخورد شود. چه آنکه اگر توجه شود، رضایت مردم با اندکی احترام به درخواست ها و حقوق شان به سرعت جلب خواهد شد.

۳- پیشاپیش سال نوی همگی شما خجسته. خوب می دانم سالیانی است که "درون خانه خزان و بهار یکرنگ است" اما "ز خویش خیمه برون زن، بهار را دریاب". نوروز دیرپای ایرانیان نه تنها بر شما، بلکه بر تمامی مردم جهان پیروز و فرخنده باد.

مطلب در انتخاب؛ خاتمی هم رفت

پ.ن: دوباره انتخاب را فیلتر کرده اند. ۱۰۰ بار به مسئولین انتخابی گفتم این آقای مصباح عینهو مین عمل نشده، قابلیت انهدام دارد. به هرحال هرگونه سانسور نشریات و مطبوعات خلاف آزادی، انصاف و عدالت است.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/3/18. موضوع : ستون "نگاه دیگر"...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
این هم از آن مطالبی است که انتخاب چاپش نکرد؛

"در حاشیه تکرار بازی جریان های سیاسی با رسانه ها، مردم و شاید خودش"

دوباره فصل انتخابات آمد از راه!

دوباره بلای جان رسانه ها، سر و کله اش پیدا شد! منظورم انتخابات است. "خاتمی می ماند" 10 دقیقه بعد "خاتمی انصراف می دهد"، 20 دقیقه بعد "کروبی نمی خوابد"، 30 دقیقه بعد "میرحسین به خاتمی: قرارمان این نبود!" و اخباری از این دست که صحت هیچ کدام شان لااقل برای من روشن نیست.

صرف نظر از فاعل و مفعول خبر، این دست اخبار اگر غلو نباشد، در محدوده شهری هر سال و در کشور دوسالی یکبار تکرار می شوند. بغرنج آنجاست که از چندماه قبل به استقبالش (انتخابات) می رویم، یک سال بعد هنوز در حال بدرقه ایم که به بلای دیگر یعنی انتخابات بعدی می رسیم! بعد تازه صدای مان هم بلند است که مردم چرا روزنامه هایمان را نمی خرند و به سایت هایمان سر نمی زنند. وقتی مثلا من به عنوان خبرنگار (فکر کنید مثلا باید از همه جا و همه کس باخبر باشم!) اخبار انتخاباتی ایران برایم مثل درون تخم مرغ شانسی است، طبیعی است که برای خواننده معمولی حیرت آور(دوست دارید بخوانید دروغ) است. از طرفی همین خبرها را هم ننویسی، دیگر چیزی برای نوشتن باقی نمی ماند. ماشالله به خطوط قرمز که دولت به دولت توسعه اش بطور جد پیگری می شود! (برای سئوالات بعدی؛ معلوم است که مرادم تعطیلی یا نقد "انتخابات" نیست، منظور رعایت اخلاق انتخاباتی و تدوین برنامه بر پایه احزاب است. دود این نحو فعالیت آقایان، ابتدا در چشم مردم، سپس رسانه ها می رود و سر آخر نیز باعث می شود که نتیجه انتخابات با آنچه تبلیغ و گمانه زده می شد، 180 درجه اختلاف داشته باشد.)

من که سیاسی نیستم، اما گمان کنم انتخابات بلای جان سیاسیون ایرانی هم باشد! اخبار رسانه ها همانقدر موثق است که حضور یا عدم حضور آقایان. (برای فمینیست ها، خانم ها!)

چپی های جمهوری اسلامی لااقل از سال 60 رسما در بدنه دولت و وزارت اطلاعات، از سال 67-68 و پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی در بدنه روحانیت، فعال بوده اند. بعدتر هم که دولت و مجلس را غرق کردند. با این همه باز دم از بی تجربگی و کارشکنی اصولگرایان می زنند.
مثل همیشه اصلاح طلبان تا ساعت انتخابات، کاسه به دست، "چه کنیم، چه کنیم" می گویند. واقعا بلبشویی است. اصلا معلوم نیست نامزد اصلی کیست، نامزد دوم کیست. یکهو همه باهم می آیند، یا هیچ کدام نمی آید. 4 سال پیش اصلاحاتی ها درب خانه میرحسین را از جای در آوردند تا به آمدن رضایت دهد، اما وی حضورش را مشروط به حمایت کامل حکومت و اخذ مجوز راه اندازی تلویزیون و رادیوی رئیس جمهوری! کرد. نه تنها منِ خبرنگار، گمانم خود رهبران جریان اصلاحات هم نمی دانند چه خبر است. برخی می گویند میرحسین از انتخابات سال 72 همیشه در حال آمدن بوده، از کجا معلوم این بار هم در دقیقه 90 پشیمان نشود؟! آنوقت چه کنیم؟! عده ای دیگر عصبانی اند که چرا میرحسین قصد دارد بیاید در حالی که شانس کمتری نسبت به خاتمی در مقابل احمدی نژاد دارد. بعضی خاتمی را ترقیب می کنند که به نفع میرحسین کنار بکشد، برخی دیگر هم نگران فرصت شغلی در دولت اصلاح طلب آینده اند و نگران اقوام اصلاحات!

نه! اشتباه نکنید. وضع اصولگرایان بهتر از اصلاحاتی ها نیست. لااقل در اخباری! که من شنیده ام.(اگر موثق نیست یا نبود، تقصیر من چیست؟! چه انتظاری دارید، وقتی مصاحبه می کنند، صدایشان هم پخش می شود، بعد می گویند ما نبودیم!)
در اردوگاه راستی ها هم جنجالی برپاست. از یک طرف دولت ائتلافی محسن رضایی با حمایت بخشی از بدنه سپاه، ناطق نوری و برخی دیگر از روحاینون و سیاسیون بلندپایه راستی مطرح است.
باهنر را که به یاد می آورید؟ نمونه بارز وکیل الدوله در مجلس هفتم بود، دلیل چپ افتادنش با دولت از ابتدای کار مجلس هشتم برای من تبدیل به سئوالی بغرنج شده بود، اما با خبر احتمال نامزدیش در انتخابات دهم، پاسخم را گرفتم!
فعالیت اطرافیان قالیباف و برنامه ریزی هایی مشابه طرح های شهردار قبلی که رئیس جمهور شد.
و در آخر احتمال بالای نامزدی ولایتی در انتخابات دهم از جمله این خبرها در اردوگاه اصولگرایان است.
بازهم اشتباه نکنید! ضرغامی، حدادعادل، افروغ و توکلی از دیگر نامزدهای احتمالی جناح راست هستند. اگر خبری نمی شنوید، تنها دلیلش آن است که اصولگرایان اینقدر مرز خطوط قرمز را تحدید کرده اند که امروز به گپ و گفت های خودمانی شان هم رسیده است.

به عنوان پس نوشت؛ کروبی را از یاد نبرده بودم. پاراگراف اول را بخوانید یک تیتر مربوط به ایشان است. خود به تنهایی یک حزب است ولی از آن حزب های رأی نیاور. مگر انتخابی بین احمدی نژاد و کروبی برای مردم باقی نمانده باشد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/3/18. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

یک هفته دیرتر به این دلیل آقای اعلمی فکر نکنند، همه دشمن ایشان هستند.

سیاستمداران ایرانی لااقل هیچ نکته ای شان به روز نباشد، زرنگی و سیاست ورزیشان کاملا به روز است.

ستاد حمايت از كانديدا‌توري اكبر اعلمي در انتخابات رياست جمهوري روز دوشنبه 19 اسفندماه، طي دعوتنامه‌ رسمي كه به دفتر خبرگزاری ها ارسال شد، آورده بود: "اكبر اعلمي روز سه شنبه 20/12/87 ساعت 10 صبح پيرامون انتخابات رياست جمهوري و اعلام كانديداتوري مصاحبه مطبوعاتي خواهند داشت." اتفاقا فردای همان روز، با حضور نمایندگان رسانه ها اکبر اعلمی رسما حضور خود را اعلام کرد.

8 دی ماه سال جاری در وبلاگم "خواهان صلح" ذیل عنوان "شورای نگهبان در فکر شکستن آرای خاتمی" نوشته بودم که؛

[با تلخیص– شورای نگهبان برای شکستن آرای خاتمی در صورت حضور احتمالی دست به دعوت از میان سیاستمداران خوشنام زده است.

در گفت و گو با یک منبع مطلع، کسب اطلاع کردم که اکبر اعلمی در حال آماده سازی ستاد تبلیغاتی برای حضور موثر در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است.

حضور اکبر اعلمی در تبریز و دیدارهای سیاسی او موجب شد که بر آتش این شایعه دامن زده شود.

گفته می شود شورای نگهبان از هم اکنون به فکر شکستن آرای محمد خاتمی در صورت حضور احتمالی در انتخابات ریاست جمهوری است. در همین راستا، گویا یکی از سیاسیون مرتبط باشورای نگهبان از سوی یکی از اعضای حقوقدان این شورا به اکبر اعلمی پیغام داده است که در صورت حضور در انتخابات ریاست جمهوری، وی را تایید صلاحیت خواهند کرد. دلیل این اقدام ترس از حضور خاتمی در انتخابات پیش رو و برای شکستن آرایش عنوان شده است. این در حالی است که استراتژی شورای نگهبان در خصوص تایید و رد صلاحیت نامزدها معمولا تا نزدیک به زمان انتخابات مشخص نیست.

اکبر اعلمی از جمله منتقدان صریح اللهجه دولت نهم است، که به دلیل بیان نظراتش و سوء برداشت از ورود به دوره بعدی مجلس بازماند.]

آن موقع نه هنوز خاتمی اعلام رسمی کرده بود، نه آقای اعلمی به صحت این خبر رضایت می داد! به قول خودشان نه به بار بود و نه به دار! و مضمون خبر بالا، ایشان را به یاد داستان "خسن و خسین هرسه دختران معاویه اند" انداخته بود، اما من که خبر را از زبان یکی از دبیران تشکل های کارگری در تبریز شنیده بودم، فقط صبر کردم. احسنت به استراتژی شورای کاملا بی طرف! نگهبان و واقعا مثل اینکه آقای اعلمی، خسن و خسین هر سه دختران معاویه اند!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/3/16. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

روز جمعه 6 مارس، 16 اسفندماه، دولت مراکش به طور یکجانبه روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد.

1- علی‌اکبر ناطق نوری، در سخنرانی‌ روز 22 بهمن در مشهد با اشاره به بحرین، گفته بود: "در دوران محمدرضا پهلوی یک استان ما، که امروز کشوری به نام بحرین است، از دست ما گرفته شد. آن زمان بحرین استان چهاردهم ما بود و در مجلس شورای ملی هم نماینده داشت."

2- این سخنان، خشم اعراب را برانگیخت. مراکش نیز در میان کشورهای عرب و عرب زبان از حاکمیت بحرین دفاع کرد.

3-  سوم اسفند، محمد بوظریف کاردار سفارت مراکش در تهران به وزارت خارجه فراخوانده شد تا مراتب اعتراض ایران به وی اعلام شود. 7 اسفند پادشاهی مراکش، سفیر خود در تهران را به مدت یک هفته فراخواند و تلویحا به ایران یک هفته فرصت داد تا از مواضع پیشین خود در قبال مراکش عقب نشینی کند. سئوال مراکش آن بود، چرا در حالی که تمام کشورهای عرب از حاکمیت بحرین حمایت کرده اند، انگشت ایران به سوی مراکش کشیده شده است؟

4- چهاردهم اسفند، وحید احمدی سفیر ایران در مراکش، به وزارت خارجه آن کشور احضار شد و مراتب ناخشنودی مراکش از رویکرد دولت ایران را به وی ابلاغ کرد.

5- هفتم اسفندماه، دولت مراکش در اعتراض به آنچه طیب فسی فهری، وزیر خارجه، استفاده از "زبان نامناسب" علیه رباط در بیانیه ای که توسط خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، منتشر شده بود از تهران فراخواند.

6- پادشاهی مراکش از روز جمعه تصمیم گرفت مناسبات دیپلماتیک خود با جمهوری اسلامی ایران را قطع کند. وزیر خارجه مراکش گفته بود: "دولت ایران در صدد است تا شالوده های مذهبی پادشاهی مراکش را تغییر داده و اتحاد مذهبی مراکش را تهدید کند. دخالت ایران در امور داخلی پادشاهی مراکش غیرقابل قبول است."

7- روز شنبه 17 اسفند ماه، منوچهر متکی، اقدام مراکش در قطع روابط ديپلماتيک را تعجب آور و سئوال برانگيز خواند. همچنین وزارت خارجه در بیانه ای مراتب تعجب ایران را از اقدام پادشاهی مغرب اعلام و تاکيد کرد اتهامات وارده از سوی اين کشور مبنی بر دخالت در امور داخلی مغرب کاملا واهی و بی‌ اساس است. این بیانیه اضافه کرده؛ تصمیم مراکش خلاف اتحاد ضروری جهان اسلام برای دفاع از مردم مظلوم فلسطین و در جهت منافع اسرائیل و غرب است. عصر همان روز وزارت خارجه مراکش ضمن بی اساس دانستن بیانیه دولت ایران، اضافه کرد: "دولت ایران با اشاره به وضعیت کنونی جهان اسلام به ویژه مسئله فلسطین از مسئولیت هایش شانه خالی کرده و می کوشد مشکلی دو جانبه را به مسائلی تعمیم دهد که نه در انحصار ایران است و نه ایران به تنهایی ضامن حقانیت آنها به شمار می رود." و به این ترتیب پایان مناسبات دیپلماتیک 53 ساله ایران و مراکش! از سوی هر دو کشور پذیرفته [بخوانید تحمیل] شد.

این تمام ماجرا نیست! آن روی سکه هم دیدنی است گرچه هر دو رویش برای ما، ضرر است. به قولی هم چوب را می خوریم و هم پیاز را!<