تبليغاتX
خواهان صلح
 
 
بارها گفتم تنها مزیت این حکومت به حکومت پهلوی انتخابات است. یا بهتر بگویم بود! متعجبم که آقای خامنه ای به چه جراتی رای ملتی را بی ارزش کرد.

به همه چیز فکر می کردم الا اینکه پیرمردی که خودش سالها برای آزادی مبارزه کرده، حالا علیه مردم کودتا بکند.

قطع یقین 50 سال دیگر همانطور که درباره کودتای 28 مردم قضاوت کردیم، درباره 22 خرداد قضاوت خواهند کرد و بی شک همگی مسئولش را آقای خامنه ای خواهند دانست.

واقعا متعجبم، با چه عقلی؟ با چه برنامه ای؟ برای جلوگیری از به قدرت رسیدن مشارکت و مجاهدین انقلاب آیا ارزش داشت با مردم این بازی بشود.

لعنت به قدرت که حتی آزاده ترین آدم ها را هم در بند می کشد. واقعا دیگر هیچ انتظاری نباید از حکومت جمهوری اسلامی داشت، این نظام قابل اصلاح نیست.

شک نکنید که دیر یا زود همان سرنوشتی برای رژیمی که به رای مردمش احترام نگذارد، رقم خواهد خورد که برای دیگر رژیم های استبدادی رقم خورده است.

تقلب وحشتناک بود، چشمهایم از حدقه در آمده اند. لعنت به قدرت.

بالاخره از دیکتاتوری وارد استبداد شدیم. برای آگاهی از 1312 تا 1320 از 1342 تا 1357 و از 1388 دوره هایی بوده که رژیم های حاکم ایران از شوق قدرت از ورطه دیکتاتوری به چاه استبداد افتاده اند.

مثل این می ماند که کسی روی بشکه ای از باروت بنشیند، آتشی روشن کند و سیگار بکشد، آخرش منهدم خواهد شد!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/15. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
ببخشید این چند وقت نبودم، سخت درگیر انتخابات بودم. از سایت انتخاب پیگیری کنید.

اما موضوع مهمتر رایزنی برای تشکیل جلسه فوق العاده خبرگان رهبری است.

طبق آخرین اخبار رسیده به من از سوی یکی از اعضای دفتر خبرگانی ها، رایزنی ها برای تشکیل جلسه ای با موضوعیت: "بررسی موضوع تقلب در  انتخابات و کوتاهی شورای نگهبان و اهانت رئیس جمهور به بزرگان نظام" ادامه دارد.
                  
منبع من ادامه داد تاکنون با 23 نفر از آقاین صحبت شده؛ اكبر هاشمي‌ رفسنجاني، محمد امامي‌كاشاني،حسن روحاني، عليرضا اسلاميان ، سيد محمد واعظ ‌موسوي ، سيد محمود هاشمي‌شاهرودي ، عباس واعظ ‌طبسي ، علي فلاحيان ، محمد حسين احمدي ، مولوي علي‌احمد سلامي ، علي‌محمد دستغيب ، ملا محمد شيخ‌الاسلامي ، هاشم زاده هریسی ، ملا عبدالرحمان خدايي ، بهرامي خوشكار ، محمد حسين زرندي ، سيد كاظم نورمفيدي و حبيب‌الله طاهري ، سيد حسن طاهري خرم‌آبادي، علي معلمي ، محمدتقي پورمحمدي ، حسن نمازي و رحيم محمدی.

تکمیلی؛ آقایان هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی تلاش مجدانه ای برای تشکیل این جلسه دارند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/6/14. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
1-      خبری در خبرگزاری مهر خواندم در مورد واگذاری 4200 مدرسه به مدیریت حوزه علمیه قم، بخوانید؛

اصغر عبداللهی معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران گفت: "تفاهم نامه واگذاری بیش از چهار هزار مدرسه در سراسر کشور به امضای مدیر حوزه علمیه قم و وزیر آموزش و پرورش رسید. در این تفاهم نامه که به امضای آیت الله مقتدایی به نمایندگی از حوزه علمیه و علی احمدی وزیر آموزش و پرورش رسید، 4200 واحد آموزشی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به مدت 5 سال به مراکز حوزوی واگذار می شود. در این تفاهم نامه تأمین فضای آموزشی در قالب واگذاری مدارس، تأمین مدیر با توافق حوزه، تأمین کادر تخصصی برعهده وزارت آموزش و پرورش، تأمین محتوای دینی و فرهنگی، فعالیتهای فوق برنامه فرهنگی و تربیتی و ارائه خدمات مانند مستخدم و تأمین هزینه های جاری از تعهدات حوزه است."
وی با بیان اینکه اجرای این آیین نامه منوط به تدوین آیین نامه و ضوابط اجرایی است گفت: "پیش بینی می شود با تدوین این مقررات، گروهی از این مدارس در مهر ماه سال جاری به حوزه های علمیه واگذار شود. با امضای این تفاهم نامه، امکان واگذاری مدارس آموزش و پرورش به نهادهای مختلف حوزوی مانند مرکز مدیریت خواهران و برادران، جامعه المصطفی العالمیه و دیگر نهادهای حوزوی فراهم شده است."

2-      اینکه آقای علی احمدی چگونه عظیم ترین وزارتخانه کشور را اداره کرده و برای فرار از استیضاح و انتقادات صریح و بجای مجلس و کارشناسان آموزشی دست به چه اقداماتی می زند، از حوصله این مطلب خارج است، همین نکته بس که استاندارد سرانه فضای آموزشی برای 1 دانش آموز 6تا8 متر است، اما در ایران ما براي دانش ‌آموزان پسر ۲۶ سانتي ‌متر و دختران ۱۷ سانتي متر است! سئوالی برایم مطرح شد پس در مورد آن تحقیق کردم؛

3-      چند حوزه علمیه در سراسر ایران وجود دارد؟

جمعا ۲۲۸ حوزه خواهران و برادران (دوره های بلند مدت) تحت مدیریت حوزه علمیه قم در ایران دایر است. لازم به ذکر است سیاست های حوزه علمیه قم ۲۰ سال است، توسط شورای عالی منتخبین جامعه مدرسین اتخاذ شده و همزمان غیر از حوزه های علمیه قم، در حوزه های علمیه سراسر کشور اجرا می گردد. البته غیر از ۳ استان خراسان شمالی، جنوبی، رضوی و شهر اصفهان. رئیس فعلی شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آیت الله یزدی است. استان های قم با ۵۰، تهران با ۲۰، خوزستان و فارس با ۱۸ حوزه، رتبه های اول تا سوم پر تعدادترین حوزه ها در استان های سراسر کشور را دارا هستند. (به نظر می رسد در شهرها و استان هایی که عناصری مثل تکثر مذهب، حضور مهاجرین و تنوع قومیت در آنها وجود داشته، تعداد حوزه ها بیشتر و متراکم تر است.)

حوزه علمیه سه استان خراسان شمالی، جنوبی و رضوی توسط آیت الله واعظ طبسی نماینده مقام رهبری اداره می شود و مدیریت آن از حوزه علمیه قم مستقل است. مجموعا 61 حوزه علمیه برادران و 35 حوزه علمیه خواهران در این سه استان در دوره های بلند مدت دایر است.

حوزه علمیه شهر اصفهان نیز مستقل از حوزه علمیه قم اداره می شود و ریاست آن توسط مقام رهبری منصوب می شود، که ریاست عالی آن اکنون برعهده آیت الله مظاهری است. مجموعا تعداد ۲۰ حوزه خواهران و برادران در شهر اصفهان دایر است. (اگر بیش از این باشد اطلاعی ندارم. ۸ حوزه مربوط به خواهران است.)

ورودی سالیانه رقمی افزون بر ۶۰۰۰ طلبه در حوزه های علمیه تحت مدیریت قم است و حوزه های سه استان خراسان و شهر اصفهان نیز به نظر می آید که رقمی بیش از 3000 تن ورودی در هرسال داشته باشند. رقم طلاب تحت مدیریت حوزه علمیه قم که مشغول به تحصیل هستند، رقمی میان بیش از 86 هزار نفر است. حوزه های سه استان خراسان و شهر اصفهان نیز باید رقمی در حدود ۱۵۰۰۰ طلبه تحت آموزش داشته باشند. (اضافه کنم که ۳۵ مجتمع حوزوی با حدود ۳۰ رشته تخصصی در دست احداث است.) طبیعی است که حضور پرتعداد حوزویان، مبلغان دینی و طلاب در جامعه ضمن تلاش در جهت گسترش دین اسلام و مذهب شیعه به جهت راهنمایی و هدایت مردم به خصوص جوانان بوده و هست.

4-      شاید وضع ظاهری، اخلاقی و گرایش های ضعیف دینی دانش آموزان و دانشجویان فعلی سبب شده تا حوزویان و آموزش-پرورشی ها به فکر چاره اندیشی باشند، اما سئوال اینجاست که مگر تاکنون سیاست های حوزه آموزش و پرورش را چه کسانی می ریختند؟ تاکنون تربیت جوانان به چه کسانی سپرده شده بود؟ جوانان امروزی در کدام فضا و با چه شیوه هایی آموزش دیده و تربیت شده اند؟ کدام مدرسه ای در دهه 60-70 از نبود روحانیون یا مدرسین دینی رنج می برد؟ در کدام مسجد محل و کدام نماز جمعه ای روحانی حضور نداشت؟ مگر آنچه امروز هست محصول اقدامات دیروز حوزه-آموزش و پرورش-آموزش عالی نیست؟!

اگر در خصوص موضوعات مطرح خبری، نظر خاصی دارید، با ما تماس بگیرید. شیوه این گونه است که من یا در مورد موضوعی مطلب می نویسم یا اینکه نظرات شما را درج می کنم. می توانید مطالب خودتان را با ایمیل برای ما بفرستید، یا اینکه اگر وبلاگی دارید که در خصوص موضوعات خبری، در آن قلم می زنید، آدرس اش را برای من به آدرس"negahedigar@msn.com" ارسال کنید."

رضا سلیمانی
soleimani.reza@yahoo.com
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/4/23. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
این هم از آن مطالبی است که انتخاب چاپش نکرد؛

"در حاشیه تکرار بازی جریان های سیاسی با رسانه ها، مردم و شاید خودش"

دوباره فصل انتخابات آمد از راه!

دوباره بلای جان رسانه ها، سر و کله اش پیدا شد! منظورم انتخابات است. "خاتمی می ماند" 10 دقیقه بعد "خاتمی انصراف می دهد"، 20 دقیقه بعد "کروبی نمی خوابد"، 30 دقیقه بعد "میرحسین به خاتمی: قرارمان این نبود!" و اخباری از این دست که صحت هیچ کدام شان لااقل برای من روشن نیست.

صرف نظر از فاعل و مفعول خبر، این دست اخبار اگر غلو نباشد، در محدوده شهری هر سال و در کشور دوسالی یکبار تکرار می شوند. بغرنج آنجاست که از چندماه قبل به استقبالش (انتخابات) می رویم، یک سال بعد هنوز در حال بدرقه ایم که به بلای دیگر یعنی انتخابات بعدی می رسیم! بعد تازه صدای مان هم بلند است که مردم چرا روزنامه هایمان را نمی خرند و به سایت هایمان سر نمی زنند. وقتی مثلا من به عنوان خبرنگار (فکر کنید مثلا باید از همه جا و همه کس باخبر باشم!) اخبار انتخاباتی ایران برایم مثل درون تخم مرغ شانسی است، طبیعی است که برای خواننده معمولی حیرت آور(دوست دارید بخوانید دروغ) است. از طرفی همین خبرها را هم ننویسی، دیگر چیزی برای نوشتن باقی نمی ماند. ماشالله به خطوط قرمز که دولت به دولت توسعه اش بطور جد پیگری می شود! (برای سئوالات بعدی؛ معلوم است که مرادم تعطیلی یا نقد "انتخابات" نیست، منظور رعایت اخلاق انتخاباتی و تدوین برنامه بر پایه احزاب است. دود این نحو فعالیت آقایان، ابتدا در چشم مردم، سپس رسانه ها می رود و سر آخر نیز باعث می شود که نتیجه انتخابات با آنچه تبلیغ و گمانه زده می شد، 180 درجه اختلاف داشته باشد.)

من که سیاسی نیستم، اما گمان کنم انتخابات بلای جان سیاسیون ایرانی هم باشد! اخبار رسانه ها همانقدر موثق است که حضور یا عدم حضور آقایان. (برای فمینیست ها، خانم ها!)

چپی های جمهوری اسلامی لااقل از سال 60 رسما در بدنه دولت و وزارت اطلاعات، از سال 67-68 و پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی در بدنه روحانیت، فعال بوده اند. بعدتر هم که دولت و مجلس را غرق کردند. با این همه باز دم از بی تجربگی و کارشکنی اصولگرایان می زنند.
مثل همیشه اصلاح طلبان تا ساعت انتخابات، کاسه به دست، "چه کنیم، چه کنیم" می گویند. واقعا بلبشویی است. اصلا معلوم نیست نامزد اصلی کیست، نامزد دوم کیست. یکهو همه باهم می آیند، یا هیچ کدام نمی آید. 4 سال پیش اصلاحاتی ها درب خانه میرحسین را از جای در آوردند تا به آمدن رضایت دهد، اما وی حضورش را مشروط به حمایت کامل حکومت و اخذ مجوز راه اندازی تلویزیون و رادیوی رئیس جمهوری! کرد. نه تنها منِ خبرنگار، گمانم خود رهبران جریان اصلاحات هم نمی دانند چه خبر است. برخی می گویند میرحسین از انتخابات سال 72 همیشه در حال آمدن بوده، از کجا معلوم این بار هم در دقیقه 90 پشیمان نشود؟! آنوقت چه کنیم؟! عده ای دیگر عصبانی اند که چرا میرحسین قصد دارد بیاید در حالی که شانس کمتری نسبت به خاتمی در مقابل احمدی نژاد دارد. بعضی خاتمی را ترقیب می کنند که به نفع میرحسین کنار بکشد، برخی دیگر هم نگران فرصت شغلی در دولت اصلاح طلب آینده اند و نگران اقوام اصلاحات!

نه! اشتباه نکنید. وضع اصولگرایان بهتر از اصلاحاتی ها نیست. لااقل در اخباری! که من شنیده ام.(اگر موثق نیست یا نبود، تقصیر من چیست؟! چه انتظاری دارید، وقتی مصاحبه می کنند، صدایشان هم پخش می شود، بعد می گویند ما نبودیم!)
در اردوگاه راستی ها هم جنجالی برپاست. از یک طرف دولت ائتلافی محسن رضایی با حمایت بخشی از بدنه سپاه، ناطق نوری و برخی دیگر از روحاینون و سیاسیون بلندپایه راستی مطرح است.
باهنر را که به یاد می آورید؟ نمونه بارز وکیل الدوله در مجلس هفتم بود، دلیل چپ افتادنش با دولت از ابتدای کار مجلس هشتم برای من تبدیل به سئوالی بغرنج شده بود، اما با خبر احتمال نامزدیش در انتخابات دهم، پاسخم را گرفتم!
فعالیت اطرافیان قالیباف و برنامه ریزی هایی مشابه طرح های شهردار قبلی که رئیس جمهور شد.
و در آخر احتمال بالای نامزدی ولایتی در انتخابات دهم از جمله این خبرها در اردوگاه اصولگرایان است.
بازهم اشتباه نکنید! ضرغامی، حدادعادل، افروغ و توکلی از دیگر نامزدهای احتمالی جناح راست هستند. اگر خبری نمی شنوید، تنها دلیلش آن است که اصولگرایان اینقدر مرز خطوط قرمز را تحدید کرده اند که امروز به گپ و گفت های خودمانی شان هم رسیده است.

به عنوان پس نوشت؛ کروبی را از یاد نبرده بودم. پاراگراف اول را بخوانید یک تیتر مربوط به ایشان است. خود به تنهایی یک حزب است ولی از آن حزب های رأی نیاور. مگر انتخابی بین احمدی نژاد و کروبی برای مردم باقی نمانده باشد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/3/18. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

یک هفته دیرتر به این دلیل آقای اعلمی فکر نکنند، همه دشمن ایشان هستند.

سیاستمداران ایرانی لااقل هیچ نکته ای شان به روز نباشد، زرنگی و سیاست ورزیشان کاملا به روز است.

ستاد حمايت از كانديدا‌توري اكبر اعلمي در انتخابات رياست جمهوري روز دوشنبه 19 اسفندماه، طي دعوتنامه‌ رسمي كه به دفتر خبرگزاری ها ارسال شد، آورده بود: "اكبر اعلمي روز سه شنبه 20/12/87 ساعت 10 صبح پيرامون انتخابات رياست جمهوري و اعلام كانديداتوري مصاحبه مطبوعاتي خواهند داشت." اتفاقا فردای همان روز، با حضور نمایندگان رسانه ها اکبر اعلمی رسما حضور خود را اعلام کرد.

8 دی ماه سال جاری در وبلاگم "خواهان صلح" ذیل عنوان "شورای نگهبان در فکر شکستن آرای خاتمی" نوشته بودم که؛

[با تلخیص– شورای نگهبان برای شکستن آرای خاتمی در صورت حضور احتمالی دست به دعوت از میان سیاستمداران خوشنام زده است.

در گفت و گو با یک منبع مطلع، کسب اطلاع کردم که اکبر اعلمی در حال آماده سازی ستاد تبلیغاتی برای حضور موثر در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است.

حضور اکبر اعلمی در تبریز و دیدارهای سیاسی او موجب شد که بر آتش این شایعه دامن زده شود.

گفته می شود شورای نگهبان از هم اکنون به فکر شکستن آرای محمد خاتمی در صورت حضور احتمالی در انتخابات ریاست جمهوری است. در همین راستا، گویا یکی از سیاسیون مرتبط باشورای نگهبان از سوی یکی از اعضای حقوقدان این شورا به اکبر اعلمی پیغام داده است که در صورت حضور در انتخابات ریاست جمهوری، وی را تایید صلاحیت خواهند کرد. دلیل این اقدام ترس از حضور خاتمی در انتخابات پیش رو و برای شکستن آرایش عنوان شده است. این در حالی است که استراتژی شورای نگهبان در خصوص تایید و رد صلاحیت نامزدها معمولا تا نزدیک به زمان انتخابات مشخص نیست.

اکبر اعلمی از جمله منتقدان صریح اللهجه دولت نهم است، که به دلیل بیان نظراتش و سوء برداشت از ورود به دوره بعدی مجلس بازماند.]

آن موقع نه هنوز خاتمی اعلام رسمی کرده بود، نه آقای اعلمی به صحت این خبر رضایت می داد! به قول خودشان نه به بار بود و نه به دار! و مضمون خبر بالا، ایشان را به یاد داستان "خسن و خسین هرسه دختران معاویه اند" انداخته بود، اما من که خبر را از زبان یکی از دبیران تشکل های کارگری در تبریز شنیده بودم، فقط صبر کردم. احسنت به استراتژی شورای کاملا بی طرف! نگهبان و واقعا مثل اینکه آقای اعلمی، خسن و خسین هر سه دختران معاویه اند!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/3/16. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

البته حق با شماست! می دانم آنقدر در مورد فلسطین و اسرائیل در رسانه ملی و دیگر رسانه های داخلی مطلب نوشته می شود که گاهی احساس می کنم در خود غزه هستم یا غزه اصلا در ایران است! آن اخبار را گاه از روی ناچاری و گاه از روی همدلی شنیده و خوانده اید، پس ایرادی نیست که من هم چند کلامی اضافه کنم؟

با خودم فکر می کردم، تقریبا 30 سال است که بطور رسمی علیه اسرائیل و در حمایت از فلسطین شعار (در این نوشتار به جای هر اقدام نمادین از قبیل راهپیمایی، پرچم سوزی، شعار دادن و... تنها از کلمه "شعار" استفاده شده است) می دهیم. دقیقا شعار. در رادیو و تلویزیون شعار می دهیم، در نشریات شعار می دهیم، در راهپیمایی شعار می دهیم. خیلی از سازندگان شعارها، اصلا به آنها اعتقادی ندارند. بر اساس سیاستی از پیش تعیین شده، می اندیشند و ابتکار می کنند. واقعا ما را به سیاست چه کار؟! سیاست را بگذاریم کنار، وقت برای سخت فکر کردن بسیار است، ایرادی ندارد کمی هم ساده بیاندیشیم. فکر کنیم شعارهای 30 ساله ی ما از این رو است که بخشی از مردم دنیا تحت ظلم اند، مهمتر اینکه آنها هم کیش ما هستند. مسلمانان مظلومی که هر بار ارتشی دوزخی هرآنچه بدیع است را رویشان امتحان می کند. قرار بود و هست که سیاسی فکر نکنیم و با دیدی انسان گرایانه به مناقشات فلسطین و اسرائیل نگاه کنیم.

در حمله اخیر ارتش اسرائیل به مردم بی پناه و بی دفاع غزه بیش از 1000 نفر کشته و افزون بر 5000 نفر زخمی شدند. ایران با این مسئله طبق منش 3 دهه اخیر برخورد کرد. البته درست هم همین است، قرار نیست که ما با کشور دیگری بخاطر تهاجم به سرزمینی دیگر که هم مرز ما نیز نیست درگیر شویم. شعارهایمان این بار هم شورتر بود و هم تندتر. شعارهایمان بسیار خشن شده بودند؛ به آتش کشیدن کرکره فروشگاه بنتون، حمله به باغ قلهک، تحصن در فرودگاه، راهپیمایی های پی در پی که نتیجه اش چیزی بیش از آن نبود که سال های پیشتر از آن دشت کرده بودیم. چند تیتر، آن هم نه تیتر یک در رسانه های دنیا.

اما سوی دیگر ماجرا، اقدام دیپلماتیک رجب طیب اردوغان بود که تاثیرش در جهان حیرت انگیز بود. ترک ها با اسرائیل ارتباط سیاسی دارند. نه مثل ما شعار داده اند، نه قرار بود اسرائیل را از نقشه دنیا پاک کنند، نه میل دارند هرطور شده خود را در میان کشورهای مسلمان عرب زبان قاطی کنند. اما اقدام نرم و دیپلماسی موفق نخست وزیرشان در اجلاس داووس قطعا نتیجه ای بیش از شعارهای ساماندهی شده ما داشت. اقدام نرم اردوغان آتشی به جان جنگ طلبان انداخت و نتیجه مثبت اش مستقیم به کیسه فلسطینی ها روانه شد، در حالی که شعارهای ما تا کنون، تنها حس هم دردی دنیا را با دولت آدم کش اسرائیل برانگیخته است.

همین مطلب در سایت آینده

زنده باد صلح

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/2/1. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
دو مطلب پیشین پاسخ سریعی داشت. داوید جان لطفا بخوانید پاسخ خواننده عزیز وبلاگ مرا؛(حقیقت این است که من از بحث پرهیز می کنم و قصدی برای پاسخگویی به برادرم نداشتم. اما سخن حق، حق است، پس بخوانید.)

  

در مورد خواهان صلح بودن اسرائیل کافیست نگاهی بیندازیم به نقشه فلسطین. در طی این بیش از 60 سال پیش روی و اشغال از سوی کدام طرف بوده؟ حمایت کدام طرف قوی تر بوده که نتیجه ای اینچنین به دنبال داشته است؟  

بعد از جنگ شش روزه سال 1967 و قطع نامه شورای امنیت، اسرائیل حاضر به پس دادن زمین هایی که اشغال کرده نشده است.

اینکه اسرائیل قبل از حمله هوایی هشدار می دهد که ساکنان آن مناطق را تخلیه کنند اساسا، چه ارزشی دارد؟ زنده می مانند؟ اما کجا بروند؟!
مسئله ای که در صحبت های جرج گالووی بر آن تاکید شد، این است که رفتار فلسطینیان در نتیجه اشغال شدن سرزمینشان است. آنها دارند دفاعی می کنند در مقابل اشغال سرزمین شان از سوی اسرائیل.

لینک های مرتبط یک و دو

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/1/27. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
برادر بزرگوارم آقای داوید فاخری در پاسخ به پست قبلی من، مطبی نوشته اند که خواندنش را به جد توصیه می کنم. ایشان به من بینهایت ابراز لطف کرده اند. واقعیت آن است که انتخاب بابی شد برای آشنایی با عزیزانی که واقعا صفت دوست برای آن ها مصداقی عینی داشت. برادرم داوید از آن جمله است که میزان ارادت من به ایشان مقدار ندارد. مطلب ایشان را می خوانید؛

دوست، برادر و سرور فرهیخته و انسان من آقای رضا سلیمانی؛

از اینکه بر من منت گذاشتید و به اینگونه، احساس پاک و اندیشه راستین خودتان را در مورد درخواستی که از شما داشتم ارائه داده اید کمال امتنان و تشکر را دارم !
من شما را به عنوان شخصی بی غرض و با دلی خالی از سیاهی تشخیص داده ام ومیدانم بهمانگونه که از نوشته هایتان و سایتی که بنام * خواهان صلح * اداره میکنید هم برداشت میشود انسانی هستید که در پی احراز صلح و اشتی و ارامش برای همگان از طریق دیدگاههای خود میباشید که اکثر انان نیز چونکه * از دل بر میایند لاجرم نیز بر دل مینشینند *. از این نظر من هم با اجازه شما جوابهائي که نقطه نظرهای مرا نشان میدهند به یادداشت ارزشمند شما در مورد مسائل غزه و نه ( فلسطین) و حزب الله و نه ( لبنان) ذکر کرده ارسال فرموده اید تقدیم میدارم و امیدوارم که انان نیز برخأ مورد قبول شما قرار بگیرند .
۱- اری منهم موافقم که حماس و حزب الله بخشی از مقاومت مردمی کشورهایشان هستند اما بشرطیکه در چارچوب ان روندی که با موافقت اکثریت ملتهایشان در رابطه با برخورد با اسرائيل قرار گرفته حرکت کنند که در فلسطین با اکثریت ساکنان ۲/۵ میلیونی مردم کرانه غربیست در مقابل ۱/۵ میلیون ساکنان غزه و در لبنان اکثریت بلامناضع شهروندان ان کشور در مقابل تعداد محدودی از افراد حزب الله است که در گفتگوهای صلح با اسرائیل بسر میبرند و دیگر جانشان از جنگهای طولانی و بیثمر به جانشان رسیده و در مقابلشان نیز میبینند که چگونه کشورهای عربی و اسلامی ارام ارام خود را با اسرائیل پیوند میدهند و دیگر ان همپیمانی خصمانه را مانند گذشته ها با انان نسبت به ان کشور نشان نمیدهند!
۲- چگونه میتواند اسرائیل خواهان صلح نباشد که در سه دهه گذشته با بزرگترین قدرت عربی - اسلامی یعنی مصر و بعد از ان اردن و بعد از ان با ایجاد رابطه های بظاهر پنهان با اکثریت کشورهای مسلمان افریقا و اسیا و کشورهای حاشیه خلیج فارس پیمانهای صلح امضا کرده است ؟!.ایا مادران و پدران اسرائيلی منتظر نشسته اند که اگر فرزندانشان بر اثر حملات خرابکاری در داخل کشور کشته نشد تا به سن ۱۷ - ۱۸ سالگی رسید او را به جبهه ها اعزام کنند تا خبر مرگ و یا علیل دائمی شدن انان را دریافت کنند ؟! باورش کمی مشکل بنظر نمیاید که انان خواهان صلح نباشند؟!
۳ - شما صحیح میفرمائيد باید برای رسیدن به صلح هم باید مبارزه کرد اما نه انکه اول باید ملتها خواهان صلح باشند ؟! چگونه میتوان به صلح رسید در حالیکه حکومت و رهبران فاسد و رشوه بگیر فلسطینی و از سال ۱۹۸۲ ببعد حزب الله لبنان نیز در کنار انان با گرفتن میلیونها میلیون دلار حق الزحمه از رهبران و رؤسای دولتهای ایران و سوریه که این اخری خود از مفسدترین رهبرهای جهان اسلام هست و تیغ بر ترین انان به دنبه پر چربی ذخیره های مالی کشورمان و واریز کردن انان به حسابهای خارجی شخصی خود، به فروختن جان ملتهای درمانده و اسیر و بینوای خود در به ثمر رساندن امیال جاه طلبان و خیال پردازان مالیخولیائی رهبران دیگر کشورها بوده و هنوز هم هستند؟!
۴ - نمیتوان از نیت پاک و دل بشر دوستانه شما جز این هم انتظاری داشت که به * هم ارزش بودن انسانها * باور نداشته باشید.
۵- مقایسه بیرحمانه ایست فجایعی را که المان نازی برهبری هیتلر ملعون بر یهودیان وارد اورد و انچه که اکنون در غزه ئی میگذرد که به مدت ۸ سال حماس با پرتاب موشک های ویران کننده ی ادم و ساختمان به خاک اسرائیل دیگر صبر انان را بسر اورد تا کار به اینجا کشید! انچه و انکس که در غزه اسیب دید همان مردمانی هستند که در بالا از انان یادشد. ایا در میان کدامیک از این کشته ها و یا زخمیها از رهبران و افراد خانواده های انان دیده میشوند ؟ بجز ان یکی که با ۴ همسر و ۹ فرزندش انقدر احساس پهلوان پنبه ئي به او دست داده بود که حتی به هشدارهای ارتش اسرائیل که همواره قبل از حملات هوائی برای حفظ جان ساکنان ان منطقه دستور تخلیه انجا را به انان میدهد توجه نکرد و حداقل هم نکرد که خودش بماند ولی افراد خانواده تحت امر و ترسش را اجازه دهد که ان مکان را ترک کنند و نگذارد که انان نیز تاوان حماقتهای شعبان بی مخی او را بدهند و زیر خروارها سنگ و خاک و اهن و سیمان دفن شوند؟! بهمین طور در جریان جنگ ۳۴ روزه بود که حزب الله برای انکه مورد سؤال مردمش قرار نگیرد که چرا از سران ان حزب و یا خانواده هایشان کسی در جریان حملات اسرائیل کشته نشده اند، از اعلام نام و تعداد کشته ها و زخمیهای ان گروه خود داری کرد که تا کنون هم از اعلام انان خبری نشده است!!
۶- دولت اسرائيل هم با اعمال تروریستی برای بیرون راندن سپاهیان بریتانیای کبیر که سرزمین انان را بعد از اشوریها و بابلیها و یونانیها و رومیها و راهزنان محلی و عثمانیها و اکنون انان اشغال کرده بودند، به قیام بر علیه انان برخاست، کاریکه هیچکدام از ساکنان ان سرزمین بی اب و علف و مریض و بیحاصل که اکنون به بهشتی تبدیل شده تا قبل از بازگشت و اقدام اسرائیلیها ( یهودیها ) از خود نشان نداده بودند و همواره تحت سلطه و قیمومیت این و ان با خفت و تن فروشی زندگی کرده اند که اخرین انان برای فلسطینیها «‌ اردن و مصر » و برای لبنانیها و در میان انان حزب الله که تا کنون هم ادامه دارد «« سوریه »و برای هر سه انان « جمهوری اسلامی » را میتوان نام برد !.
۷- اعتقاد شما در باره ایجاد روابط ایران و امریکا در کاهش تنش در منطقه قابل تقدیر است اما نه برای انکه برای دوام و ادامه همین روش حکومت فعلی باشد که بر علیه شهروندان نجیب و بیچاره و دربدر وطنم اجرا میشود. منهم بهمانطور که در وبلاگم هم توضیح داده ام معتقدم اتحاد بین ایران و اسرائيل و امریکا میتواند نه تنها بهمانطور که شما فرموده اید منجر به کاهش تنش در منطقه گردد بلکه انان را در حل و فصل عادلانه تر از گذشته دیگر مسائل در منطقه و جهان نیز قدرتمند تر میسازد، اما اگر این حکومت نتواند خودش را با قوانین ازاد و دموکراتیک امروز جهان وفق دهد و همچنان به ازار و اذیت و در بند کشیدن ملت ادامه دهد یا انکه باید اصلأ از صفحه سیاست کشور پاک گردد و یا از خود انان و در کنار رقبای سیاسی دیگر کسانی انتخاب گردند که افکار و اعمالشان ۱۸۰ درجه با راه و روش کشورداری اینک فرق داشته باشد!
قربان محبت و اظهار نظر و راهنمائی شما برادر فرزانه و امیدوارم که همواره سلامت و باهمچنان با ما در تماس باشید
با ارادت
داوید فاخری
 
لینک های مرتبط یک و دو
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/1/26. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
دوست و برادر بزرگورام آقای داوید فاخری چندی پیش نظر مرا در مورد مناقشه میان حماس و اسرائیل جویا شد. گفتم اجازه دهید تا آتش این جنگ نابرابر خاموش شود، تا بتوانم نظری خالی از احساس و منطقی بدهم. قرار بود مطلبی برای وبلاگ ایشان آماده کنم. اما هرچه فکر کردم موضوع جدیدی به یادم نیامد که تاکنون آن را در وبلاگم ننوشته باشم. این چند خطی هم که اینجا می نویسم، کمتر از آن بود که که وبلاگ طعنه نزن را به آن سیاه کنم. این است که با پوزش از داوید عزیز، به جای ابراز نظر و نوشتن مقاله، مصاحبه جرج گالووی را که اگر نه ۱۰۰ درصد، ۹۹ درصد با نظراتش موافقم، ذیل همین چندخط بجای نظرات ناقص خود درج می کنم.۱-معتقدم حماس و حزب الله بخشی از مقاومت مردمی کشورشان هستند.۲-معتقدم که اسرائیل خواهان صلح نیست.۳-معتقدم حتی برای صلح نیز باید مبارزه کرد.۴-معتقدم انسان ها ارزش برابری دارند.۵-معتقدم اسرائیل همان بلایی را سر فلسطینی ها می آورد که افزون بر ۵۰ سال پیش هیتلر بر سر قوم یهود آورد.۶-معتقدم دولت اسرائیل، یک دولت تروریست است.۷-معتقدم با ایجاد روابط میان ایران و آمریکا، می توان تنش در منطقه را کاهش داد. و نظراتی دیگر که می توانید از زبان گالووی بشنوید.

              

من یک صلح دوستم؛ زنده باد صلح.

لینک های مرتبط یک و دو

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/1/25. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

محمد مهدی عبدخدایی را می شناسید؟ همان ... که دکتر حسین فاطمی را در ۲۵ بهمن ماه سال ۳۰ در مراسم سالگرد قتل دهشتناک محمد مسعود، ترور کرد. آن زمان ۱۵ سالش بود و جذب کاریزمای نواب صفوی شده بود. نواب در زندان بود و عبدالحسین واحدی همه کاره موتلفه، برای این که مثلا نواب صفوی را نجات بدهد، کوچکترین عضو گروه را مسئول ترور دقیقا جمهوریخواه ترین فرد نزدیک به مصدق می کند! عبدخدایی در یک حرکت احمقانه فاطمی را هدف حمله مسلحانه قرار داد. بعد هم شروع کرد به تکبیر گفتن! (نه اینکه شاهکار کرده بود!) گلوله ها کارگر نشد و فاطمی از مرگ رهید.

در کتاب "نیروهاي مذهبي بر بستر حركت نهضت ملي، انتشارات گام نو" آمده که پدر عبدخدایی ۱۵ ساله همان زمان در نامه ای به فاطمی نوشته بود: "چه خوب است كه محركين اين بچه نادان معلوم شود. بديهي است كه اين بدبخت، سلاح را از كجا به دست آورده و كي به دست او داده و كي تيراندازي يادش داده، خداوند به جزاي‌شان برساند كه اين بدبخت را به اين كردار شنيع وادار كردند." با سطح درک و شعور سیاسی این شخص بیشتر آشنا شوید! عبدخدایی در سال ۴۵ در مورد علل اقدامش گفت: "عمل نكردن مصدق به وعده‌‌‌هايش، تهمت به نواب صفوي، جلوگيري از ميتينگ فدائيان، ادعاي وابستگي نواب صفوي و طرفدارانش به خارج، بي‌اعتنايي حكومت به بي‌حجابي و وجود عرق‌فروشي در كشور،‌ سياست خارجي مصدق كه آمريكا را جايگزين انگليس كرده بود و پوشش غيراسلامي همسر دكتر فاطمي." جالب اینکه این آقا با یک اسلحه آمریکایی! فاطمی را هدف قرار داده بود! (رو که نیست!) حالا همین فرد دانشمند به تازگی نظر جدیدی ابراز کرده؛

فردا- محمدمهدي عبدخدايي معتقد است كه ملي شدن كانال سوئز ناشي از تأثيرات انديشه نواب صفوي بوده است.
عبدخدايي عضو با سابقه جمعيت فدائيان اسلام درباره شخصيت و انديشه مرحوم نواب صفوي گفت: "من حتي ملي شدن كانال سوئز را هم ناشي از انديشه نواب صفوي مي دانم. وقتي كه در دانشگاه قاهره سخنراني كرد، اوضاع را به هم ريخت."
او در آنجا فرياد زد: "يا نجيب الي الكانال!"
تصورش را بكنيد كه يك جوان 29 ساله در دانشگاه قاهره به زبان عربي سخن مي گويد و فرياد مي زند: "نجيب !كانال سوئز را ملي كن!"

مردک! مگر نواب، منابع یا منافعی را ملی کرده یا حتی شعارش را داده بود؟ لااقل بخوان حالا که اندازه نوح سن داری! نفت را که ملی کرد؟ جنگ نفت مصدق با جهان سبب شد که بقیه کشورها بیدار شوند! آخر شعار "ملی کردن" هم مربوط به مصدق است. شخصا معتقدم ملی شدن نفت، موجب اتفاقات بسیاری در دنیا شد، از موج ملی کردن معادن و منابع گرفته تا انقلاب ها در کشورهای آمریکای جنوبی. من نمی فهمم یعنی این آدم اینقدر قدرت استنباط ندارد که بفهمد عمل مصدق آنچنان تاثیری در جهان داشت که در تاریخ آن زمان بی نظیر بود؟ همه جهان بیدار شد، عراق خواست نفت اش را ملی کند. کویتی ها صدای شان درآمد، پدر آرامکو را در عربستان در آوردند، مصری ها ملی کردن کانال سوئز را دنبال کردند. انصاف هم چیز خوبی است. البته با این منطق من که متعجب مانده ام! واقعا اینقدر برعکس برداشت کردن یا از روی جهالت است یا از روی خودفریبی. 

یک نکته که این روزها به چشم ام می خورد، اینکه خیلی تلاش دارند کل کارهایی که در ایران انجام شده به نام قشر روحانیت سند بزنند. انگار بقیه مردم عاطل و باطل نشسته، فقط این عده کمر همت به خدمت بسته بودند. تعادل هم چیز خوبی است! این مملکت مشیرالدوله ها، قوام سلطنه ها، مصدق السطلنه ها، مستوفی الممالک ها را به خودش دیده، اگر زحمتی نیست امیر کبیر و تقی خان فراهانی هم در ذهن تان ثبت کنید! بی انصافی می خواهد اقدامات مصدق را ندیده بگیری. خیلی بیشتر بی انصافی می خواهد، موجی که او برانگیخت را به دیگری نسبت دهی. در حالی که اگر مردم دست و بالشان برای تغییر حکومت باز شد و پول نفت اینچنینی وجود دارد، یک دلیل عمده اش ملی شدن نفت بود. به اعتقاد من فقط آدم های بی اصل و نسب حق ناشناسند!

پ.ن: جای آن سه نقطه در اولین خط، هر کلمه ای خواستید استفاده کنید!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2009/1/22. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

شورای نگهبان برای شکستن آرای خاتمی در صورت حضور احتمالی دست به دعوت از میان سیاستمداران خوشنام زده است.

در گفت و گو با یک منبع مطلع، کسب اطلاع کردم که اکبر اعلمی در حال آماده سازی ستاد تبلیغاتی اش برای حضور موثر در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است.

این خبر در حالی در محافل سیاسی پراکنده شده که نماینده پیشین مجلس ششم و هفتم، به دلیل سخنانش مبنی بر استیضاح دولت امام سوم شیعیان "حسین (ع)" [در صورت وجود چنین دولتی و بروز خطا از سوی دولتی ها] در آذرماه گذشته و همچنین انتقاد شدید به شبستری امام جمعه تبریز، از سوی شورای نگهبان برای نامزدی هشتمین دور مجلس شورای اسلامی رد صلاحیت شده بود.

حضور اکبر اعلمی در تبریز و دیدارهای سیاسی او موجب شد که بر آتش این شایعه دامن زده شود.

گفته می شود شورای نگهبان از هم اکنون به فکر شکستن آرای محمد خاتمی در صورت حضور احتمالی در انتخابات ریاست جمهوری است.

گویا یکی از سیاسیون مرتبط باشورای نگهبان از سوی یکی از اعضای حقوقدان این شورا به اکبر اعلمی پیغام داده است که در صورت حضور در انتخابات ریاست جمهوری، وی را تایید صلاحیت خواهند کرد. دلیل این اقدام ترس از حضور خاتمی در انتخابات پیش رو و برای شکستن آرایش عنوان شده است.

اکبر اعلمی که از جمله منتقدان صریح اللهجه دولت نهم است، مدتی قبل نیز اعلام کرد که قصد دارد در انتخابات کاندیدای رییس جمهوری شود.

هرچند استراتژی شورای نگهبان در خصوص تایید و رد صلاحیت نامزدها معمولا تا نزدیک به زمان انتخابات مشخص نبوده و بارها تغییر می کند، اما این بار وحشت از حضور احتمالی و پیروزی خاتمی، آن ها را چنان به تکاپو انداخته است که از هم اکنون در حال پیغام رسانی به دیگر خوش نامان عرصه سیاسی ایران برای حضور در انتخابات و شکستن آرای خاتمی هستند.

۲۸/۱۲/۰۸

پ.ن: مثل اینکه برخی گله کردند، خبر غیرواقعی است. من نمی دانم به هرحال آقای اعلمی نزدیکان فکری و عقیدتی دارند، یکی از آنها دبیر ... یک نهاد است. این خبر را ایشان به من دادند. حالا اگر اشتباه است بر گردن من نیست، همینطور که نرفته بودند تبریز دیدار سیاسی!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/12/30. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

حضور روحانی مطرح جناح راست در انتخابت ریاست جمهوری مشروط است.
گفته می شود قصد مصطفی پورمحمدی برای کاندیداتوری در انتخابات رییس جمهوری جدی اما مشروط است.

از محافل سیاسی نزدیک به جناح راست خبر می رسد، رییس سازمان بازرسی که پس از برکناری اش از وزارت کشور، شدیدا منتقد دولت شده، حضور خود در انتخابات را مشروط به عدم حضور رییس جمهور پیشین ایران کرده است.

بر اساس گزارش های رسیده، حضور قطعی پورمحمدی در انتخابات تنها در صورتی است که سید محمد خاتمی کاندیدای رییس جمهوری نشود.

این در حالی است که نزدیکان پورمحمدی اعتقاد دارند که وی، در صورت اجماع جبهه دوم خرداد بر روی کاندیدایی شاخص [مانند عبدالله نوری] و یا حضور محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، قید نامزدی در انتخابات را زده و از احمدی نژاد حمایت خواهد کرد.

در صورت نامزدی این روحانی محافظه کار، بخش وسیعی از جناح راست از وی حمایت می کنند. دفتر آیت الله علی خامنه ای [غیر از مقام رهبری]، بخشی از سپاه پاسداران [طیف نزدیک به رحیم یحیی صفوی]، بدنه وزارت اطلاعات، قوه قضاییه، گروهی در مجلس [طیف نزدیک به علی لاریجانی] و بخشی از بدنه دولت که در مدت رییس جمهوری احمدی نژاد از آن به هر دلیل جدا شده اند، از جمله حامیان پورمحمدی محسوب می شوند.

پورمحمدی که در میان روحانیون اصولگرا به دلیل بیان نرم و دیپلماتیک اش معروف است، حمایت طیف سیاسی-سنتی جناح راست، مانند موتلفه و جامعه روحانیت که اخیراً عضو آن شده است را نیز در کنار خود دارد. باید یادآور شد که وی به دلیل ارتباط نزدیکش با مراجع تقلید و با توجه به دلگیری آیات عظام از احمدی نژاد، کاندیدای شاخص مراجع قم و مشهد نیز هست.

کاندیداتوری پورمحمدی زمانی در محافل جناح راست قوت گرفت، که احتمال تشکیل "دولت وحدت ملی" بر سر زبان ها افتاد. این ابتکار که از جانب رییس دفتر بازرسی رهبری "ناطق نوری" مطرح شده، اساسش بر رییس جمهوری محافظه کار و معتدل است. با توجه به منش سیاسی پورمحمدی و رابطه نزدیکش [پیش تر، پورمحمدی مسئول اجتماعی دفتر رهبری بود] با دفتر آیت الله خامنه ای و ناطق نوری، وی به عنوان چهره ای شاخص و مطمئن برای تشکیل چنین دولتی مطرح شده است.

در صورت حضور پورمحمدی در انتخابات، مدیر پیشین یکی از روزنامه های محافظه کار که از دوستان قدیمی وی محسوب می شود، ریاست ستاد انتخاباتی وی را به عهده خواهد گرفت.

۲۷/۱۲/۰۸

پارسینه که رعایت می کند، شیعه نیوز، رویه و چه میدونم بقیه جاها لطفا کپی رایت را رعایت کنند.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/12/29. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

زمزمه استیضاح علی احمدی وزیر آموزش و پرورش در و از مجلس شنیده می شود. با هم اصل 136 قانون اساسی را می خوانیم؛ «اصل 136- رییس‏ جمهور می‏ تواند وزرا را عزل‏ كند و در این‏ صورت‏ باید برای‏ وزیر یا وزیران‏ جدید از مجلس‏ رای‏ اعتماد بگیرد، و در صورتی‏ كه‏ پس‏ از ابراز اعتماد مجلس‏ به‏ دولت‏ نیمی‏ از هیات‏ وزیران‏ تغییر نماید باید مجددا از مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ برای‏ هیات‏ وزیران‏ تقاضای‏ رای‏ اعتماد كند.»

با توجه به آنکه هیئت وزیران متشکل از 21 وزیر است، به این ترتیب نیمی از آن خواهد شد 10.5. از آنجا که وزرا را نمی توان به دو نیم کرد! بنابرین در صورت تغییر، عزل، استیضاح، مرگ و...، یازدهمین وزیر، اصل 136 شامل حال هیئت دولت خواهد شد و آقای احمدی نژاد 8-9 ماهی مانده به پایان دوره اش باید از مجلس برای وزیرانش رأی اعتماد دوباره بگیرد! یادآور می شوم که تا کنون 10 وزیر به هر ترتیب از کار کنار رفته اند.

هرکس می گوید اینچنین نیست، ره به خطا برده، یا خودش را به ... زده است. قانون اساسی، قانونی سخت است. قابلیت تفسیر عموماً ندارد، مخصوصا در زمانی که متن قانونش تا این حد صراحت دارد. تفسیر شورای نگهبان هم، اگر غیر از این باشد، شأن قانونی ندارد و مثال دیگر کارهای عجیب! آیت الله جنتی در دوران دبیری اش بر شورای نگهبان، خواهد بود.

1. مرحوم جمال کریمی راد- وزیر دادگستری- مرگ در تصادف
2. پرویز کاظمی- وزیر رفاه- برکناری
3. علیرضا طهماسبی- وزیر صنایع- برکناری
4. محمد ناظمی اردکانی- وزیر تعاون- برکناری
5. کاظم وزیری هامانه- وزیر نفت- برکناری
6. محمود فرشیدی- وزیر آموزش و پرورش- برکناری
7. داوود دانش‌جعفری- وزیر اقتصاد- برکناری
8. مصطفی پورمحمدی- وزیر کشور- برکناری
9. محمد رحمتی- وزیر راه و ترابری- برکناری
10. علی کردان- وزیر کشور- استیضاح
11. هر که باشد، دولت باید برای کلیت اش از مجلس رأی اعتماد بگیرد.

پ.ن: زنده باد صلح.
پ.ن2: من تا به حال فکر می کردم، 9 وزیر از کار کنار رفته اند. متاسفانه مرحوم کریمی راد را محاسبه نکرده بودم. هشدار عزیزی در یکی از سایت های وب2 موجب شد، در این موضوع دقت بیشتری کنم.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/11/14. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
وقتی رئیس جمهوری لحظات آخر پشت کردان را خالی کرد تا دست تنها به جنگ تخصصی ترین مجلس تاریخ پس از انقلاب برود، به نمایندگان این پیام تلویحی را فرستاد: «که من مخالفتی با عزل کردان ندارم.» این اقدام احمدی نژاد نشان داد که مدرسه سیاست داخلی و خارجی در این چهار سال او را آبدیده کرده است.

آقای احمدی نژاد، خود نیز می داند سیاست هایش کشور را با چالشی جدی روبرو کرده، بنابراین در زمانی که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم، سعی دارد تا هرچه بیشتر خود را سیاستمداری منطقی نشان دهد. او اینک بیش از هر موضوع دیگری، به فکر انتخابات ریاست جمهوری است.

رئیس جمهوری نشان داد که به خوبی حساسیت های مردم ایران را شناخته است. از همین روست که سخنانش در خصوص دوستی مردم ایران و دیگر نقاط جهان را از زبان مشائی با خیالی راحت بیان می کند. و وقتی نمایندگان مجلس از رئیس جمهور می خواهند تا او را عزل کند، وی تمام قد با اتکا به مردم در مقابل مجلس می ایستد.

وی اما خوب می داند که مردم ایران به دروغگویی حساسند. می داند مردم از آنکه مسئولین نفهم بپندارندشان بیزارند. با سخنان احمدی نژاد از زبان مشائی، رئیس جمهوری قسمتی از آراء محافظه کاران سنتی را فدای بخشی از آراء محافظه کاران مدرن و طبقه متوسط ایران کرد. (این اقدام غیر از ذخیره آراء در داخل، پیکار تبلیغاتی غرب علیه ایران را با چالش روبرو کرد.) از سوی دیگر احمدی نژاد با بافت قدرت در ایران به خوبی آشناست، او به خوبی می داند بدون حمایت محافظه کاران سنتی هیچ کاری از پیش نمی رود، حتی اگر 50 میلیون رأی داشته باشد. او چنانچه می خواست از کردان دفاع کند باید هزینه ی سنگینی متقبل می شد، یعنی قبول درگیری سیاسی با طیف راست سنتی در انتخابات پیش رو! احمدی نژاد در زمان مناسبی به این مهم پی برد، که چوب خط سیاسی اش نزد راستی ها دیر زمانی است پر شده و دیگر نباید بیش از آن به آتش درگیری ها دامن بزند. بنابراین این بازی را با نهایت هوشمندی به حامیان دیرین اش واگذار کرد، تا لااقل خیالش از حمایت بخشی از راست سنتی در انتخابات پیش رو راحت باشد. او تا توانست، خود را از ماجرای استیضاح برای باز کردن دست نمایندگان در عزل وزیرش کنار کشید.


پ.ن: زنده باد صلح؛ مرده باد جنگ.
پ.ن2: آخرین بهای سبد نفتی اپک 58 دلار و 94 سنت(5 نوامبر 2008)! جای احمدی نژاد بودم به سرعت برق به خاطر بیماری یا هر دلیل دیگه ای استعفا می دادم. مدام داریم کسری بودجه می خوریم. اگر همینطور پیش بره، سال دیگه اوضاع وحشتناکی خواهیم داشت. شاه یکبار این اشتباه را کرد، تاوانش را هم به بدترین شکل ممکن پس داد!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/11/6. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

کند و کاوی در خصوص انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم؛
چه دلیلی دارد وسط این بلبشو خاتمی ابرویش را کف دستش گذاشته و وارد عرصه رقابت شود؟

رضا سلیمانی؛ حضور اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال اینده در هر حالت (پیروزی یا شکست در انتخابات) اشتباهی جبران ناپذیر است.

چنانچه عملکرد تبلیغی احمدی نژاد را در نظر بگیریم و به این نکته ظریف توجه که تنها یکی-دو هفته پیش از انتخابات سال اینده، دور دوم سفرهای استانی دولت به پایان می رسد، آنوقت باید به انتظار معجزه بود تا اصلاح طلبان پیروز میدان رقابت انتخاباتی باشند.

نکته بالا تنها یکی از ده ها موردی است که می توان برشمرد. چنانچه احمدی نژاد آنچنان که می گویند و شنیدیم به نامه های ارسالی پول نقدی ضمیمه کند و ان را به صاحبانش بازگرداند، وام های دلچسب ازدواج را چند برابر کند، سر اخر پول نفت را بین مردم توزیع کند! آنوقت اصلاح طلبان به قول یکی از ظریفان شان باید از حداقل فهم بی بهره باشند که در این بازی با نتیجه ای از پیش مشخص شرکت کنند.

عریان نمی شود به جنگ شوالیه ای تمام مسلح رفت و به امید معجزه نشست. نه فانتزی است و نه فکرانباره های اصلاح طلب 14 ساله های سانتیمانتال هستند، تعارف هم که با یکدیگر نداریم، این بازی امروز نتیجه اش برای اصلاح طلبان پیروزی نیست چه برسد به یک سال دیگر که خدا می داند احمدی نژاد که تمام اقداماتش "سرزده" است برای نیل به مقصود چه از استین بیرون خواهد کشید.

شکست پیش رو تنها فرایند احتضار گروه موسوم به اصلاح طلب را تسریع می کند. و اصولگرایان را جری تر می کند، با این فرض نزدیک به واقعیت که هر نامزدی غیر از محمد خاتمی در انتخابات شکست خواهد خورد، تنها گزینه امید دار اصلاح طلبان خاتمی خواهد بود.

به نظر من، اگر خاتمی کاندید ایشان باشد ماجرا به دور دوم کشیده می شود و چنانچه اصلاح طلبان با خوش بینی پیروز انتخابات شوند، باز هم شکستی سهمگین خورده اند!

اما چرایی آن؟! وضعیت امروز ایران مانند استخر آبی است که به دلیل از کار افتادن تاسیسات مکانیکی لایروب و تصویه گر(بخوانید دولت و نهادهای تابعه و مربوط) ، متعفن و گند زده است. نهایت فانتزی است اگر فکر کنیم می توان اب این استخر را در عرض 4 یا 8 سال اینده بدون تعمیر تاسیسات گندزدایی پاک و تمیز کرد. حتی نمی توان گوشه ای از ان را گوارا نگه داشت. پس ناچار باید سراغ بخش مکانیکی این استخر رفت.

دستگاه مکانیکی در ذهن مجسم کنید با هزاران-هزار چرخ دنده کوچک و بزرگ. تسمه و میل لنگ و شیر الکتریکی و میکرو سوییچ که تمامی قطعاتش را عوضی کار گذاشته باشند! تسمه جای میل لنگ، چرخ دنده بزرگ جای چرخ دنده کوچک، میکرو سوییچ ها (بخوانید نهادهای نظارتی-تحقیقاتی،مثل سازمان برنامه و بودجه) از مدار خارج شده، چون اضافی بودند! شیر الکتریکی (مجلس و استیضاح) محدوده رنج حس گرهایش به نحو محسوسی از نرمال به ماکسیموم رسیده و ... تقریبا هیچ قطعه ای سر جای خود قرار نداشته و به همین سبب امکان اصلاح و استارت قریب الوقوع محال به نظر می رسد. واقعیت ان است که این دستگاه به تعمیر اساسی با محدوده زمانی بلند مدت نیاز دارد.

قطعات این دستگاه مکانیکی زهوار در رفته که لااقل کژمدار مریض تا پیش از دولت نهم کار می کردند، با انقلاب! احمدی نژاد یا از درون دستگاه خارج، یا جا به جه یا دور انداخته (بازنشسته!) شدند. حالا دوباره یک ده-بیست سالی زمان لازم است تا چرخ دنده ها، تسمه ها و قطعات فعلی بالاخره مانند قبلی ها کار اصلی شان را فهم کنند (بخوانید کشور داری را درک کنند) تا خودشان را نزدیک به قطعه مطلوب تراش بدهند، یا جای خود را به قطعه مناسب بسپارند.

اگر مهندسی (سیاسمتداری) فکر می کند می تواند انچه احمدی نژاد در این دستگاه عریض و طویل بهم ریخته در کوتاه مدت (یعنی زمانی نزدیک به 5-6سال!) دوباره بر سر جایش برگرداند و نظم و ترتیب به انها بدهد یا مجنون است یا با آسمان ارتباطی دارد! و گرنه هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که این دستگاه مکانیکی با تکنیک های معمول در مدتی کوتاه به شرایط کار نزدیک شود. یادمان نرود که چرخ دنده های اشتباهی به دیگر چرخ دنده ها نیز اسیب زده اند و کل این تاسیسات مکانیکی گندزدایی تخریب شده است.

حال سئوال این است چه دلیلی دارد وسط این بلبشو خاتمی ابرویش را کف دستش گذاشته و وارد عرصه رقابت شود، و دست اخر با قهر دوباره مردم همان جایگاه قبلی اش را که به مدد دولت فعلی به دست اورده از دست بدهد؟

شرح انچه که اینک اصلاح طلبان باید انجام دهند از حوصله این مطلب خارج است. چنانچه مقاله بالا مورد توجه خوانندگان قرار گرفت، در مطلبی دیگر ان موضوع را نیز شرح خواهم داد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/9/15. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
توضیح-دیگر مثل گذشته وقت ندارم. از انجا که نیاز می بینم این خانه همیشه پیشکشی برای عرضه و نقل و نباتی! برای پذیرایی از میهمانانش داشته باشد، کوشش خواهم کرد تا کوتاه و شیوا بنویسم. ببخشید اگر فرصت نیست پاسخ تان را بدهم، گاهی دو-سه روزی یکبار هم به دنیای مجازی سری نمی زنم.

افراطیان چپ و راست خطری بزرگ برای بهداشت عمومی کالبد سیاسی جامعه؛

برای من میان افراطیان چپ با افراطیان راست فرقی وجود ندارد. در ایران ما هر کدام از این دو گروه از ان یکی خطرناک تر است و البته خرد جمعی نباید [نگاه کنید به دو انتخابات گذشته فرانسه و شکست لوپن از شیراک] به انها فرصت حضور دهد. که البته با بی دقتی فرصت حضور برای طیف راست افراطی فراهم شد.

متاسفانه افراطیان راست لگام هدایت! ایران را در دست گرفته اند. از نگاه من این ها هیچ تفاوتی با افراطیانی که در صدای امریکا لاطائلات بهم می بافند یا در رسانه های اینترنتی مشغول جنگ تبلیغاتی علیه منافع ملی ایران هستند، ندارند. الا یک مورد، ان هم انکه گروهی قدرت دارند و گروهی دیگر ندارند. گروهی در قدرت و طیفی دیگر در ارزوی قدرت است و خدا می داند در روز دستیابی به ان چه بلایی سر ملت نازل خواهند کرد. هر دو خشک مغزند و خطرناک.

انها که سر کار هستند خطر بالفعل و انها که در انتظار میز هستند خطری بالقوه. نمونه اش ایران ما؛ چه کسی فکر می کرد روزی اندیشه خطرناک کیهان شریعتمداری اختاپوس وار به همه جا دست اندازد؟ بی تفاوتی ما کار دست مان داد و از ماست که برماست.

تالیران می نویسد؛ «افراط گرایان متعلق به هر گروه و جناحی درست مانند میکروب مرضی می مانند که در بدنه سیاسی جامعه جا کرده و مخفی شدند. این میکروب ها هرگز استعداد ایجاد و ابداع چیزی را ندارند، اما همینکه بهداشت عمومی بدن مذکور به خطر افتاد، آنوقت این میکروب ها خطرناک و مرگ آور می شوند!»
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/9/4. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

رضا سلیمانی؛ ماجرای کردان وزیر فعلی کشور که طی هفته جاری از مجلس رأی اعتماد گرفت، مدتی است اذهان را به خود مشغول داشته، این دکترای فوق دیپلمه به اعتقاد حسین شریعتمداری با استفاده از دوپینگ معنوی-اعتقادی توانست به منصب وزارت کشور دست یابد.

شریعتمداری در مطلب روز چهارشنبه گذشته ضمن گله از رئیس جمهور به دلیل هزینه کردن از نام آیت الله خامنه ای رهبر حکومت جمهوری اسلامی ایران برای نیل به هدف یعنی رسیدن کردان به وزارت تاکید می کند که احمدی نژاد ضمن تحریف حرف های آقای خامنه ای نقل قولی از ایشان را به کار برده که در رای مثبت نمایندگان تاثیر مستقیمی داشته است.

شریعتمداری می گوید رهبری ایران در مواردی که از وی نظری بخواهند، به سه طریق نظر می دهد؛ «موافقت»، «مخالفت» و يا «مخالفتي ندارم».

بقیه در ادامه مطلب...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/8/10. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خیلی ها را می بینم که فیل شان یاد هندوستان کرده! وقتی برایت از زمان حکومت شاه تعریف می کنند، یکهو خیال می کنی که ایران بهشت برین بوده و ان 3 میلیون نفری که هر روز در خیابان ها بودند اجنه بودند و یا از خارج آورده بودندشان! مردم ایران بسیار فراموشکارند. دلیل هم دارد، از انجا که برای هیچ چیز برنامه ی مدونی ندارند و الله بختکی و سر به به هوا قدم بر می دارند، هیچگاه قدم قبلی یادشان نمی ماند.

شاه پهلوی از 1320 تا خرداد 1342 دیکتاتور بود و 42 تا 57 یک مستبد تمام عیار. حکومت استبدادی همیشه نتیجه اش همین است، یعنی چون اصلاح پذیر نیست سرانجام مستبد قهرا حکومت را واگذار می کند.شاه یک خیانت بزرگ هم به ملت ایران کرد، یعنی واگذاری بحرین!! از مورد کرکوک در قرارداد الجزایر که بگذریم، اقداماتش نیز خردمندانه نبود. تنها یک مورد برای مثال کافی است که هزینه نظامی در زمان شاه انقدر گزاف بود که ایران سال ها جزو 5 کشور اول در مبحث خرید ادوات نظامی بود.انوقت 50 هزار روستا اب و برق نداشت!! خیلی موارد هست که می توانم یک به یک مثال بزنم. وقتی در خصوص سازمان مجاهدین خلق تحقیق می کردم ناگزیر باید تاریخ معاصر ایران را نیز می خواندم. مقدارش را نمی دانم اما بسیار مطالعه کردم. نمی شود شاه را در یک جمله خلاصه کرد ساعت ها باید نشست و درباره اش بحث کرد، جزئی از تاریخ ایران است. ولی می توان به صراحت گفت او یکی از مستبدترین حکام تاریخ معاصر بود و خواهد بود. اینکه می گویند باید به او فرصت می دادند، کمی مضحک و رمانتیک به نظر می رسد. شاه بیماری کیش شخصیت داشت، در صورت دادن فرصتی دوباره مابقی مخالفان را نیز تار و مار می کرد. شاه فرصت زیادی داشت اما هیچ گاه بخود نیامد. چون انکه خواب است را می شود بیدار کرد اما انکه خود را به خواب زده هرگز!!

در زیر بخشی از نامه ای را نقل می کنم که فعالین سیاسی ان روز برای شاه نوشتند. بعد از این نامه شاه دستور داد تا همه نویسندگان نامه را بگیرند و چوب به استین شان فرو کنند. یکی از نویسندگان نامه، همان کسی است که شاه یک ماه قبل از انقلاب به او التماس می کند تا نخست وزیری را بپذیرد. اما... ان دیگری هم ماموران ساواک در اذر 56 دستش (مرحوم فروهر) را در تجمع حزبی قلم می کنند و ان یکی را چندی پس از نوشتن نامه می گیرند. بخاطر این خطای بزرگ! طرفداران شان را هم با سنگ و چماق و باتوم تنبیه می شوند!

این نامه سرگشاده خرداد 1356 با امضای كريم‌ سنجابي‌، شاهپور بختيار و داريوش‌ فروهر برای شاه نوشته شده است.

پيشگاه‌ اعليحضرت‌ همايوني‌ شاهنشاه‌

فرايندگي‌ تنگناها و نابسامانيهاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ كشور چنان‌ دورنماي‌ خطرناكي‌ را در برابر ديدگان‌ هر ايراني‌ قرار داده‌ كه‌ امضا كنندگان‌ زير بنا به‌ وظيفه‌ ملي‌ و ديني‌، در برابر خلق‌ و خدا با توجه‌ به‌ اينكه‌ در مقامات‌ پارلماني‌ و قضائي‌ و دولتي‌ كشور كسي‌ را كه‌ صاحب‌ تشخيص‌ و تصميم‌ بود، و مسئوليت‌ و مأموريتي‌ غير از پيروي‌ از «منويات‌ ملوكانه‌» داشته‌ باشد نمي‌شناسيم‌، و در حاليكه‌ تمام‌ امور مملكت‌ از طريق‌ صدور فرمانها انجام‌ مي‌شود، انتخاب‌ نمايندگان‌ ملت‌، انشاء قوانين‌، تاسيس‌ حزب‌ و حتي‌ انقلاب‌ در كف‌ اقتدار شخص‌ اعليحضرت‌ قرار دارد كه‌ همه‌ اختيارات‌، افتخارات‌، سپاسها، و بنابراين‌ مسئوليتها را منحصر و متوجه‌ به‌ خود فرموده‌اند، اين‌ مشروحه‌ را عليرغم‌ خطرات‌ سنگيني‌ تقديم‌ حضور مي‌داريم‌. 

در زماني‌ مبادرت‌ به‌ چنين‌ اقدامي‌ مي‌شود كه‌ مملكت‌ از هر طرف‌ در لبه‌ پرتگاه‌ قرار گرفته‌، همه‌ جريانها به‌ بن‌بست‌ كشيده‌، نيازمنديهاي‌ عمومي‌ به‌ خصوص‌ خواروبار و مسكن‌ با قيمتهاي‌ تصاعدي‌ بي‌نظيردچار نايابي‌ گشته‌، كشاورزي‌ و دامداري‌ رو به‌ نيستي‌ گذارده‌، صنايع‌ نوپاي‌ ملي‌ و نيروي‌ انساني‌ در بحران‌ و تزلزل‌ افتاده‌، تراز بازرگاني‌ كشور نابرابري‌ صادرات‌ و واردات‌ وحشت‌آورگرديده‌، نفت‌ اين‌ ميراث‌ گرانبهاي‌ خدادادي‌ به‌ شدت‌ تبذير(اسراف کاری) شده‌، برنامه‌هاي‌ عنوان‌ شده‌، اصلاح‌ و انقلاب‌ ناكام‌ مانده‌، و از همه‌ بدتر گرفتن‌ حقوق‌ انساني‌، آزاديهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و نقض اصول‌ قانون‌ اساسي‌ همراه‌ با خشونت‌ پليس‌ به‌ حداكثر رسيده‌، و روح‌ فساد و فحشا و تملق‌، فضيلت‌ بشري‌ و اخلاق‌ ملي‌ را به‌ تباهي‌ كشيده‌ است. 

حاصل‌ تمام‌ اين‌ اوضاع‌، توأم‌ با وعده‌ها و ادعاهاي‌ پايان‌ناپذير و گزافه‌ گوئيها و تبليغات‌ و تحميل‌ جشنها، و تظاهرات‌ نارضائي‌ و نااميدي‌ عمومي‌ و ترك‌ وطن‌، و خروج‌ سرمايه‌ها و عصيان‌ نسل‌ جوان‌ شده‌، كه‌ عاشقانه‌ داوطلب‌ زندان‌ و شكنجه‌ و مرگ‌ مي‌گردند، و دست‌ به‌ كارهائي‌ مي‌زنند كه‌ دستگاه‌ حاكمه‌ آن‌ را خرابكاري‌ و خيانت‌، و خود آنها فداكاري‌ و شرافت‌ مي‌نامند. 

اين‌ همه‌ ناهنجاري‌ها در وضع‌ زندگي‌ ملي‌ را ناگزير بايد مربوط‌ به‌ طرز مديريت‌ مملكت‌ دانست‌، مديريتي‌ كه‌ بر خلاف‌ نص‌ صريح‌ قانون‌ اساسي‌ و اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر، جنبه‌ فردي‌ و استبدادي‌ در آرايش‌ نظام‌ شاهنشاهي‌ پيدا كرده‌ است‌. 

در حاليكه‌ نظام‌ شاهنشاهي‌، خود برداشت‌ كلي‌ از نهاد اجتماعي‌ حكومت‌ در پهنه‌ تاريخ‌ ايران‌ مي‌باشد كه‌ انقلاب‌ مشروطه‌ داراي‌ تعريف‌ قانوني‌ گرديده‌، و در همين‌ قانون‌ اساسي‌ و متمم‌ آن‌ حدود حقوق‌ سلطنت‌ بدون‌ كوچكترين‌ ابهامي‌ تعيين‌ و «قدرت‌ ناشي‌ از ملت‌» و شخص‌ پادشاه‌ از مسئوليت‌ مبري‌ شناخته‌ شده‌ است‌. 

در روزگار كنوني‌ و موقعيت‌ جغرافيائي‌ و حساس‌ كشور ما اداره‌ امور چنان‌ پيچيده‌ گرديده‌ كه‌ توفيق‌ در آن‌ تنها با استمداد از همكاري‌ صميمانه‌ تمام‌ نيروهاي‌ مردم‌ در محيطي‌ آزاد، و قانون‌ و احترام‌ به‌ شخصیت انسانها امكان‌پذير مي‌شود. 

اين‌ مشروحه‌ سرگشاده‌ به‌ مقامي‌ تقديم‌ مي‌گردد كه‌ چند سال‌ پيش‌ در دانشگاه‌ هاروارد فرمودند: «نتيجه‌ تجاوز به‌ آزاديهاي‌ فردي‌ و عدم‌ توجه‌ به‌ احتياجات‌ روحي‌ انسانها ايجاد سرخوردگي‌ است‌، و افراد سرخورده‌ راه‌ منفي‌ پيش‌ مي‌گيرند تا ارتباط‌ خود را با همه‌ مقررات‌ و سنن‌ اجتماعي‌ قطع‌ كنند، و تنها وسيله‌ رفع‌ اين‌ سرخوردگي‌ احترام‌ به‌ شخصيت‌ و آزادي‌ افراد و اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ انسانها برده‌ دولت‌ نيستند، بلكه‌ دولت‌ خدمت‌گزار افراد مملكت‌ است‌.» و نيز به‌ تازگي‌ در مشهد مقدس‌ اعلام‌ فرموديد: «رفع‌ عيب‌ به‌ وسيله‌ هفت‌ تير نمي‌شود، بلكه‌ به‌ وسيله‌ جهاد اجتماعي‌ مي‌توان‌ عليه‌ فساد مبارزه‌ كرد.»

بنابراين‌ تنها راه‌ بازگشت‌ و رشد ايمان‌ و شخصيت‌ فردي‌ و همكاري‌ ملي‌ و خلاصي‌ از تنگناها و دشواريهايي‌ كه‌ آينده‌ ايران‌ را تهديد مي‌كند، ترك‌ حكومت‌ استبدادي‌، تمكين‌ مطلق‌ به‌ اصول‌ مشروطه‌
، احيای حقوق‌ ملت‌، احترام‌ واقعي‌ به‌ قانون‌ اساسي‌ و اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر، و انصراف‌ از حزب‌ واحد و اجتماعات‌، آزادي‌ زندانيان‌ و تبعيد شدگان‌ سياسي‌، و استقرار حكومتي‌ است‌ متكي‌ بر اكثريت‌ نمايندگان‌ منتخب‌ که از طرف‌ ملت‌ باشد و خود را بر طبق‌ قانون‌ اساسي‌ مسئول‌ بداند.

این نامه برای ان اینجا نقل شد، تا انها که خواب بودند بیدار شوند که اگر علیه حکومت پهلوی شوریدند باید دلایلش را بدانند، و این دلایل انچنان قوی است که یک کتاب از دوران پهلوی شما را کفایت می کند. عجیب است که شاه صدای انقلاب را شنید و اما حامیان سلطنت هنوز هم که هنوز است نمی خواهند بشنوند. لطفا شما که وسط خیابان ها ولو بودید، کر نشوید و خودتان را به خواب نزنید. یک بار آگاهانه بخواهید و فعل خواستن را صرف کنید نه مثل همیشه که اقدامات تان سر منشاء اش، عنصر نخواستن هاست.

پ.ن: زنده باد صلح؛ گفتنی ها بسیار و مجال اندک.

علی علی
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/7/11. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
آخرین شنیده ها از محافل سیاسی داخل حاکی از آن است که آیت الله هاشمی شاهرودی در پایان دوره دوم خدمت 5 ساله اش از قوه قضائیه خداحافظی خواهد کرد.

اخیرا آیت الله هاشمی شاهرودی با آیت الله گلپایگانی دیداری داشته است، که یک منبع آگاه در باره این نشست به من گفت: در این جلسه برای برکناری سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران رایزنی شده است.

وی افزود: آقای شاهرودی برای چندمین بار درخواست برکناری مرتضوی را با دفتر رهبری و ریاست آن در میان می گذارند، که در پاسخ به ایشان گفته شده، حالا که قرار است خود شما تغییر کنید، بهتر است دست نگهدارید.

این منبع آگاه دلیل این درخواست از سوی شاهرودی را زوایای پنهان ماجرای سردار زارعی و همچنین عملکرد مرتضوی در قوه قضائیه دانست.

لازم به ذکر است که آیت الله شاهرودی در سال 84 نیز این درخواست را با رهبری انقلاب مطرح کرده بود، که با آن موافقت نشد.

اما یک منبع حوزوی در قم در خصوص جانشینان آیت الله هاشمی شاهرودی در گفت و گو با نویسنده گفت: آنچه که مشخص است فشار برای بازگرداندن آیت الله محمد یزدی ریاست سابق قوه قضائیه به این نهاد، بسیار زیاد است. اما با توجه به فعالیت های آقای یزدی و همچنین سابقه ایشان در قوه قضائیه به نظر نمی رسد که به وی این مقام پیشنهاد شود و یا اگر پیشنهاد شد، قبول کند.

این منبع مطلع حوزوی با اشاره به اینکه فعلا محافل سیاسی بر روی آیت الله یزدی متمرکز شده اند، در مورد دیگر جانشینان احتمالی آیت الله هاشمی شاهرودی گفت: غیر از آیت الله یزدی ریاست جامعه مدرسین، از حضرات آیات عبدالنبی نمازی مدرس حوزه و امام جمعه کاشان،موسوی بجنوردي مسئول دایره المعارف بزرگ اسلامی، مدرسي‌يزدي عضو فقیه شورای نگهبان قانون اساسی و حجت السلام والمسلمین سيد احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران، به عنوان جانشينان احتمالي آيت الله هاشمي شاهرودي در قوه قضائيه نام برده می شود.

وی افزود: کثرت نام ها در این مجموعه، علی الخصوص نام موسوی بجنوردی به این دلیل است که بگویند از تمامی طیف های سیاسی افرادی مد نظر بوده اند.

این منبع آگاه در خصوص احتمال انتصاب محمد محمدی ری شهری به ریاست قوه قضائیه، آن را بعید دانست و شایعه های پیرامون این موضوع را موجی خواند که از سوی اطرافیان ری شهری و سایت های اینترنتی برای ابقای وی در بدنه سیستم پراکنده شده است. از سوی دیگر برای ریاست قوه قضائیه همیشه چشم ها به دنبال حضرات سادات است.

این منبع حوزوی افزود: با درگذشت آیت الله مشکینی پدر زن ایشان، به نظر می رسد آقای ری شهری حتی از منصب نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت برکنار شود.

پ.ن: زنده باد صلح. همانطور که نوشته شده شنیده های من هست و اگر از ان مطمئن بودم مثل دیگر اخبار الان تیتر یک سایت انتخاب بود.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2008/6/24. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
این صدای آمریکا، جالبترین رسانه ی تصویری فارسی است که تا کنون دیدم. اگر صدای آمریکا را به روی کاغذ بیاریم، یعنی روزنامه اش بکنیم می شود کیهان تهران از اون لحاظ.

هیچکس کارشناسی حرف نمی زنه، هرکس همونی رو که خودش دوست داره می گه، گوینده ها جای اینکه مدریتور باشن،اظهار فضل می کنن و خودشون جواب می دن، کلاً بلبشوبی است این رسانه.

صدام در آمده،شرمنده!دو شب پیش در بخش تفسیر خبر، همون لحظاتی که خبر گزارش ارزیابی اطلاعاتی ۱۶ سازمان امنیتی آمریکا،بخش هایی اش در رسانه ها منتشر شد، جمشید چالنگی بطور زنده اعلام کرد: همین الان سازمان های اطلاعاتی آمریکا اعلام کردند که ایران در حال ساخت سلاح هسته ای است و گزارشی به کاخ سفید ارائه دادند که با عکس ها و شواهد خاصی همراه است و نشان می دهد که ایران در حال ساخت و دستیابی به سلاح هسته ای است!

من رو می گی، من به دلیل فقدان ماهواره از کامپیوتر استفاده می کنم، سریع رفتم آسوشیتدپرس، دیدم نوشته بوش جلوی جنگ را بگیر، رویترز نوشته بود بوش شکست خورد، خلیج تایمز نوشته بود اعتبار بوش زیر سئوال رفت و...

چالنگی دوباره فرداش آمد، مشتی خزعبلات بافت بهم بدون اینکه معذرتی بخواد، بدون هیچ توضیحی در مورد شب قبل و گلواژه هاش...

بهارلو که دیگه اصلا یادش رفته مجریه،خودش رو اگه دعوت کنه بهتره، یه ۲۰-۳۰ جلسه حرف هاش رو بزنه، تا دست از سرمون برداره، یه کم در اون نقشی بازی کنه که باید.

اطلاعاتی که کارشناسان اش می دن اغلب گلواژه محضه. مثلا پسر ایت الله خامنه ای فلان کار رو کرد. یارو دو پسر رهبر فعلی در قم در حال آموزش دیدن هستن. امروز و دیروز هم نیست.

یا مثلا این گزارشی که منتشر شد، کاملا به ضرر ایرانه؟ چرا به ضرر ایرانه؟ چون ما همیشه در توهم هستیم و تئوری توطئه رو به ذهن و عقل ترجیح می دیم؟ من اولا افرین می گم به سازمان های آمریکایی اکه اینقدر مستقل هستند و آزاد، آرزوی ما هم همینه که ایران هم روزی اینقدر دموکراسی در اون نهادینه بشه.ولی هرچی گزارش رو سر و ته کردم، نفهمیدم کجای این گزارش به ضرر ایرانه. تکرار همان حرف های قبلی بود بعلاوه تعلیق برنامه های سری ایران از ۴ سال پیش. این مورد بسیار مهم بود، ما تا دو روز پیش در معرض جنگ قرار داشتیم اما امروز واقعا دور شدیم، این موضوع جای اینکه باعث خوشحالی بچه های صدای آمریکا بشه، باعث حرمان و گلواژه گویی شده! ای بابا

امشب جیم مورن را اورده بودند بعنوان کارشناس، بهارلو شده بود، مثلا نماینده مردم ایران. به مورن می گفت ملاحظه می کنید؛ مردم می گن چرا امریکا می خواد با ایران مذاکره کنه، امریکا باید از مردم حمایت کنه...!

مورن هم با جدیت جواب داد، منظورتون چیه؟ مذاکره نکنیم پس چه کنیم؟ ...خلی برخی از کارکنان این رسانه تا اون حده که فکر می کنن آمریکا عاشق چشم و ابروی مردم ایرانه! ... خلا نمی فهمن که امریکا هم دنبال منافعشه، هر وفت منافعش از سوی ایران تامین بشه دیگه صداش  در نمیاد چند نفر از دانشجوها توی زندانن!مطمئن بشه ایران نفت آینده اش رو تامین می کنه، همین بهارلو باید بیاد قربون صدقه احمدی نژاد بره-مزاح گفتم- دولت امریکا هم که عوض شد کل برنامه های رادیو امریکا هم نسبت به ایران عوض میشه، آنوقت بی ابرویی میمونه به زغال سیاه...آقایان چالنگی،بهارلو،سازگارا،نوری زاده، بخدا زشته دولت که عوض شد نوع برنامه های رادیو امریکا هم تغییر خواهد کرد، آنوقت شما می مانید و یک عده بدبخت که بخاطر حماقت به شما امید بستن! یه صد آفرین هم برای کنگرلو برای اینکه آخر ژورنالیست حرفه ای است، کل برنامه هاش قوی و حرفه ای و کمتر جهت گیری داره.

پ.ن۱: کسانی هم که زنگ می زنن! یعنی اونهایی که رادیو امریکا بهشون زنگ می زنن، باید یه چیز دیگه رو یاد بگیرن، هی جیغ نزنن اقای بهارلو. عین همون نوارهایی می مونن که صدبار آدم گوش داده.

پ.ن۲:دوستانی که خارج از کشور هستن، با عرض شرمندگی به شما چه ربطی داره که آمریکا با ایران ارتباط برقرار کنه یا خیر؟ مگه شما داره بهتون فشار میاد؟ مگه شما نون ندارید بخورید؟ چرا اینقدر خودخواهید؟ چه کسی به شما این حق رو داده که جای مردم ایران حرف بزنید، و زنگ بزنید به این رسانه و اون رسانه جای ملت ایران حرف بزنید؟ واقعا حماقت هم اندازه داره بخدا... اینا دیگه از حد گذروندن. میگن امریکا مذاکره نکنه، یعنی چه؟ تلویحا یعنی اینکه حمله کنه بهتره! خودتون رو گول نزنید ولی زشته شما از امریکایی ها امریکایی ترید! گرچه این هم از حماقته نه وطن فروشی، حماقت و تنها حماقت. بی بی سی هم که اومد، رادیو امریکا اگه برای خودش فکری نکنه، مدام از بیننده ها کاسته می شه. بدبخت مردم ایران که حقشون نیست یه تلویزیون حرفه ای فارسی زبان رو ببینن.

پ.ن۳: من یک صلح دوستم. خواهان صلح جهانی و گفت و گوهای همه ملت ها با هم. مرده باد جنگ؛زنده باد صلح.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/12/6. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
طبع نامعلوم ما ایرانیان بیشتر یک دهن کجی است به آن ها که ما را نمی شناسند.گاها در عرض یک روز چندبار نظرمان تغییر می کند، اما کسی مجاز نیست در مقابل ما نظرش تغییر کند. به همین علت است که وقتی کوشنر(آر آخر نوشته می شود، اما خوانده نمی شود. این هم از عجایب زبان فقانسه) یک بار می گوید باید به ایران حمله کرد و یکبار دیگر می گوید باید مذاکره کنیم. سریع اخم مان توی هم می رود که آن ها نه ایرانی هستند و نه مسلمان و نه سرزمین شان اهورایی است و تازه ممکن است حرامزاده باشند و نان حلال هم نخورده باشند و کمی که آتشین مزاج باشیم سریع مرتبط اش می کنیم با اسراییل و آیپک و ...! البته ممکن است چنین باشد ولی چطور به خودمان حق می دهیم وقتی یکی تازه مثل خودمان برخورد می کند،ناراحت شویم؟ هنوز به ماه نرسیده که لاریجانی گفت: پوتین طرحی را مطرح کرد،احمدی نژاد فردایش تکذیب کرد،چهارشنبه در بیرجند از مفاد این طرح به خبرنگاران گفت! خب می گویید احمدی نژاد و لاریجانی نماینده مردم ما نیستند؟ اتفاقا هستند! این هندوانه ها را زیر بغل خودمان و خودتان نگذراید که ما فلانیم و بهمان. ما 70 میلیون پروفسوریم که در همه چیز دکترین داریم، از یائسگی گرفته تا جریانات پشت پرده موساد و سیا.تا یاد نگیریم گوش بزرگ بهتر از زبان دراز است به هیچ جا نمی رسیم. تا وقتی که جای سئوال اظهار نظر می کنیم، اوضاع مان همین است. تا وقتی فرهنگ خود را بالاترین و خود را بهترین در جهان و با ذکاوت ترین مردم جهان می دانیم، از این نقطه تکان نخواهیم خورد.

خب این همه مقدمه برای چه بود؟ یک مثال می خواهم بزنم. مدیران پشت صحنه انتخاب همیشه با یک موضوع مشکل اساسی دارند. نظرات مردم! بطور مثال من بسیاری از مواقع شاکی هستم، و تمایل ندارم نظرهای مردم را بخوانم. دلیل هم دارم، یک گروه به آن شخصی که نظرها را می خوانند ناسزا می گویند، گروهی هر اتفاقی که می افتد به حکومت و دولت فحش می دهند، بدون اینکه متن خبر را بخوانند. یک گروه هم چون خبر حاکی از اطلاعاتی در خصوص اسراییل و امریکا، ما را متهم می کنند که صهیونیستیم و بهایی هستیم. یک عده دیگر هم معتقدند که ما ماموران مستقیم حکومت هستیم.از هر صد نظر ۹۰ مورد آن وقتی آدمی را تلف می کند. 

یک مورد را بگویم. چند ماه پیش در شورای سیاست گذاری تصمیم گرفتیم که توان خود را منتقل کنیم به بخش خبری و اطلاع رسانی به جای انتشار تحلیل های مداوم. دلیلش هم کاملا واضح است، ایران در شرایطی بسیار بحرانی قرار دارد.[حالت اطلاع رسانی اما خوف و رجا دارد. یعنی مردم هم امیدوار بمانند و هم آماده]

بطور مثال خبری می دهیم، که امریکا قصد دارد حمله کند. یکی از نظر دهندگان می نویسد دارید مردم را می ترسانید و این ها بازی رسانه هاست و خبری هم نیست. گاها متهم به ارتباط به اسراییل و همکاری با لدین و چنی هم می شویم. چرا چون مرکز مطالعات ایران در امریکا اخبار ما و میزان نیوز را با دقت می خواند. اسم مان هم شده محافظه کاران مدرن، گاهی هم متهم می شویم که به حکومت کمک می کنیم که مردم را سرکوب کند.

دو ساعت بعد[طبق قرار داخلی خودمان. یک خبر خطر یک خبر امیدواری]خبری می دهیم مبتنی بر این که امریکا توان حمله ندارد. همان شخص دوباره نظر می نویسد که شما دارید مردم را به خواب می برید و باعث می شوید مسئولین ما چشمان شان بسته بشه و خیال همه راحت بشه. عده ای هم دوباره می نویسند شما دارید باامریکا همکاری می کنید که مردم ما به خواب برن و...، عده ای دیگر دوباره ما رو متهم می کنند که شما دارید باز هم به حکومت کمک می کنید تا به مردم بگه اصلا موضوع مهمی نیست این بحران.

من مدت زیادی است در انتخاب کار می کنم. از پایین ترین سطح تا بالاترین سطح. فکر نکنید که نظر یک نفر یا دو نفر چنین است، بدون اغراق می گویم تا کنون هزاران نظر مشابه خواندم. مردم ما خودشان فکر نمی کنند. بیشتر می گذارند دیگران به جایشان فکر کنند. چون این کار بسیار سختی است . بعد انها قرقره می کنند. اما هزاران نظر کارشناسی! برای موضوعات مختلف دارند. ایرانی ها همه پروفسور هستند. همه در مورد همه چیز نظر دارند. همه آچار فرانسه هستند و البته در مقابل عمل انداره انبردست و دم باریک هم کارایی ندارند. فقط حرف و نظر و البته عمل مساوی است با صفر.همه حرف می زنند، کسی حاضر نیست کاری کند.

علت اینکه فردی اینقدر نظرش تغییر می کند، می دانید چیست؟ نوع تنظیم خبر، نظرات پیشین که منتشر شده، اخبار مشابه دیگر و اعتقادات و ایدئولوژی های مختلف...

سه گروه خبرخوان می شناسم
1-با دید بد و مشکوک نگاه می کنند[دو دسته مخالفین نظام و موافقین]
2-با دید خوب و به هرحال مثبت نگاه می کنند[موافقین نظام]
3- خبر را می خوانند برای افزایش آگاهی

به جرئت می توانم بگویم، این همه دکتر و مهندس و ...، که با نام و بدون نام برای ما ایمیل می گذارند، جز دو دسته بالا هستند. شاید 10با غلو بگویم 20 درصد خوانندگان ما خبرها را واقعا بخوانند و دنبال بالا بردن سطح اطلاعات شان باشند و نه درد دل و حرف هایی که نه مستند است و نه دردی از کسی دوا می کند. خبر را برای آگاهی بخوانند و نه برای آنکه سریعا نظری در آن مورد بدهند.

بخدا قسم من پشت سر ایرانی ای که بگه خدا نیستم و پیغمبرم، نماز می خوانم.

پ.ن1: وقتی روشنفکر ما می گوید، سکوت کنیم! اما خودش روزی 6 تا تحلیل و گزارش می نویسد واقعا چه انتظاری می توان از مردم داشت. یا مگر ممکن است حکومتی مثل هند بر سر همچین مردمی حکومت کند. مگر ما که هستیم؟ یا چه هستیم؟!

پ.ن2: با عرض پوزش، ما مردیم ایران فقط بادکنکیم. با اطلاعاتی کاملا سطحی. شک نکنید هرکسی دیگر نیز برما حاکم شود از این بهتر نمی شود. می دانید اگر بهتر عمل کند چه می شود، بقول ناظم الاسلام کرمانی(در زمان مشروطه) سیاسیون می روند بر علیه دولت گارد ملی تشکیل می دهند و هفته ای سه بار انقلاب می کنند. کاش اول خودمان را درست کنیم، بعد سعی کنیم نظری به زعم خودمان کارشناسی بدهیم.

پ.ن۳: من یک صلح دوستم. خواهان صلح جهانی و گفت و گوهای همه ملت ها با هم. مرده باد جنگ؛زنده باد صلح.

 
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/11/10. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
مانده ام که بنویسم یا نه! دو راهی سختی است. از یک طرف متهم می شوم به طرفداری،از سوی دیگر رازدار خوبی نبوده ام. کاش آقای نوری زاده گاهاً در پاسخ به پرسش هایی که اطلاعاتی در آن خصوص ندارد و یا حداقل اطلاعاتی موثق ندارد، به یک جمله کفایت کند و بگوید من نمی دانم! یا اطلاعاتم در این خصوص کامل نیست. وجه افتراق مسعود بهنود بعنوان یک روزنامه نگار معقول و آقای علیرضا نوری زاده بعنوان روزنامه نگار زرد(آقای نوری زاده ببخشید که اینطور صریح انتقاد می کنم. البته که تنها نظر خود را می گویم.)در پاسخ هایشان نمود پیدا می کند. آنجا که بهنود می گوید: اطلاعات دقیقی در این باره ندارم برای همین نمی توانم قضاوتی نمی کنم. اما شما هر سئوالی از نوری زاده بپرسید او می داند،کلا مانند آچار فرانسه عمل می کند! هیچ چیز نیست که او نداند و یا در موردش بی نظر باشد. پدیده دکتر مرتضی مظاهری(دکتر مورتون) که درباره هر مسئله ای نظری داشت به یاد می آورید؟ متاسفانه این خصلت ما ایرانی هاست که می خواهیم نشان دهیم زیادتر می دانیم. بعضا خبری به نوری زاده می رسد، بعد او اضافه می کند البته تنها این نبود!بپرسید پس چه بود؟کلی صغرا کبری می چیند که زن مثلاً آیة ا...شاهرودی دکتر است.(لازم نیست ربطی بهم داشته باشند،خبر و توضیحات)

برویم سر اصل مطلب،الله الله-که من نه پولی از آیة ا... شاهرودی گرفته ام، نه در حلقه یاران و شاگران ایشانم و نه هیچگاه از ایشان به نحوی خاص بنا به دلایل پشت پرده دفاع کردم. رییس قوه قضاییه ای که آیة ا...صدر درباره اش گفته بود:اسلام در آتیه به شما چشم دوخته است. کسی که پس از آیة ا... بهشتی واقعا به کارش آشناست. بی انصافی است آقایان خبرنگار بگویید تمام کارها زیر سر اوست و هموست که دارد مطبوعات و خبرنگاران را توقیف و بازداشت می کند. مگر هنوز کسی یادش رفته در پرونده وبلاگ نویسان آقای شاهرودی کمر همت را بست تا بچه ها سریعتر مشکل شان حل شود؟ به آنها تأکید کرد نروید، اگرهم زنگ زندند بگویید شاهرودی گفته نیاییم! یا آنکه مامور انتظامی حق ندارد مانند قاضی عمل کند،حق ندارند موقع بازجویی مسائل خصوصی را دخالت دهند،مدعی العموم حافظ حقوق ملت است نه دولت،و صدها مورد از این دست.آخرین حرکت پسندیده ای که از او دیدم و البته کسی هم تا زمان انتشار عکس ها اطلاعی نداشت، این بود که در نماز مشترک سنی و شیعه ها، سنی مذهب ها به وی اقتدا نکردند. او نیز نمازش را گذارد و البته هیچ اتفاقی برای آنها که او را به امام جماعت قبول نداشتند نیافتاد. منظورم آن نیست که باید می افتاد، نمی دانید وقتی آدمی قدرت دارد اگر مناعت طبع نداشته باشد، اگر درونش بی عقده نباشد، اگر انسان نباشد و اگر ...،در زمانی که به او اهانت می شود، قطعا سهمگین پاسخ خواهد داد. نمونه هایش را نیز امروز بسیار داریم. عکس ها را هم خواستید ببینید بروید در آرشیو تصاویر سایت انتخاب حتما خواهید دید.او متین موقر نماز را برگزار کرد، با سنی ها دست داد و مجلس را ترک گفت و البته نشست مشترک سنی ها و شیعه ها به نتیجه هم رسید.

عادت مان شده هرکسی بر سر کار است، دیمی از او انتقاد کنیم، وقتی رفت برایش اشک بریزیم.خاتمی خائن به مردم بود، اما سالی بعد مرتبه ای در حدود مهاتما گاندی پیدا کرد! تازه نظریه اش هم از تمام نظریه های جهان پوشاتر و کاملتر بود. برای همین است که امروز خرخره هم را می جویم! الله اعلم. نه انتقادمان به انتقاد می برد و نه تعریف های فله ای مان.

رفسنجانی،کاردینال ریشلوی دیروز امروز شده است ناجی ملک و ملت.روحانی وطن فروش امروز صدایش می کنند مظهر اعتدال و توسعه.لاریجانی،هم که آنقدر تازه است که نیازی به گفتن ندارد. مرد محبوب سیاست، علی پولادین!حالا هم جدیدا مد شده هر روز هرکه را می گیرند، هر روزنامه ای را توقیف می کنند یخه اقای شاهرودی را می گیرند!انگار فردا شاهرودی عوض شود دیگر نه روزنامه نگاری دستگیر می شود و نه روزنامه ای توقیف.

اینجا ایران است، نه سوئیس! واقعیت آن است که آقای شاهرودی اخیراً دوبار بنا به دلایلی دو بار استعفا داده است. دلایل مربوط به حوادث قوه قضائیه است.(ببخشید اول دلایل را نوشتم، اما بعد بنا به احساسی که خانواده و نزدیکان داشتن، آن را بعد از نیم ساعت از روی وبلاگ برداشتم، پس از حذفیات امروز دوباره گذاشتم.کسی دلایل را خواست، برایم نظر بگذارد، بعد از سبک و سنگین کردین مقداری از ان را خواهم گفت.شاید هم حدس زدید، البته که ما ۶۹ میلیون نوری زاده در جهان داریم.)
(...)

ماجرای پرونده بانک پارسیان را یادآوری می کنم. روند برکناری عبدالله طالبی مدیر عامل پیشین این بانک و صلاحیت دولت در این اقدام، از سوی قوه قضاییه رد می شود، و اضافه می کند:دولت حق ندارد به چنین شیوه ای مدیرعامل این بانک را عزل کند. در اردیبهشت گذشته، جلسه مجمع فوق العاده این بانک تشکیل می شود و هیئت مدیره نیز انتخاب می گردد. جالب تر آنکه حکمی که در این باره صادر شد ، صلاحیت این جلسه را به نحوی دیگر ابطال می کرد. اما چه شد؟ همانی که دولت می خواست!!!

نکته وارده:  این دولت که البته نوبر بی قانونی است. می خواهد برنامه  پنجم توسعه را بدون هماهنگی با مجمع تشخیص مصلحت به امضای رهبری برساند!نمی دانم پس بخش ها و کانون های کارشناسی مجمع برای چه روزی ایجاد شده است؟بگذریم...

(...)
او زیردستانش را نمی پسندد، گرچه در اوایل بدست گیری این منصب بسیار پاکسازی در این نهاد صورت گرفت،اما شاهرودی اکنون خواهان پاکسازی تازه ای است، آیا این فرصت را به او می دهند؟ یا سرانجام...

هاشمی شاهرودی هم به زودی می رود، آقای نوری زاده خیالتان راحت باشد. مرثیه هایتان را آماده کنید. اما حیف است وقتی نمی دانید و نمی دانیم هم وقت مردم را بی جهت بگیریم و هم اتهامی بار انسانی کنیم که فی الواقع بسیار صادق تر از آنی است که شما و من می دانیم.

پ.ن۱:نمی دانیم، وقتی نمی دانیم بهتر است سکوت کنیم. چندی پیش یکی از همین آقایان خیلی مطلع،خیلی مصلح و خیلی خبرنگار البته از زبان آقای نوری زاده هم شنیده شد. گفت که چرا به سید احمد خاتمی(امام جمعه موقت تهران) می گویند آیة ا...، او خیلی که فقیه و مجتهد باشد حجة الاسلام والمسلمین است. دوستان محترم عملا افرادی که خطبه های پایتخت را می خوانند خود به خودی به مقام آیة اللهی ترقی می یابند. حال اگر صدا-سیما با رفسنجانی مشکلی دارد، این بحث دیگری است.از این همین روست که دوستانی که اصرار می ورزند آیة ا... خامنه ای، حجة الاسلام بوده و حرف هایی از این دست،محلی از اعراب ندارد. البته اینکه می گویم ، جایی ثبت نشده، در محافل سیاسی-دینی مرکز اینگونه جا افتاده است.

پ.ن۲:نکته مهم تری که باید به نظرم گفته شود، سه نفر از سوی مجلس خبرگان برای فردای کشور نشان شده اند. بیخود اطلاعات ندهید نه اکبر هاشمی رفسنجانی جز ان هاست و نه آقای مصباح یزدی. اما محض اطلاع آقایون بسیار مطلع، آیةا... سید احمد خاتمی،امام جمعه موقت تهران یکی از آن سه نفر است!


پ.ن۳: من یک صلح دوستم. خواهان صلح جهانی و گفت و گوهای همه ملت ها با هم. مرده باد جنگ؛زنده باد صلح.

این
مطلب را از دست ندهید.می شد خلاصه آن را اینجا نوشت، ولی قلم وحید طعم خود را دارد. او هم البته دلش برای وطن می تپد. اما نیازی نیست که مثل من یا هرکس دیگری نگاه کند.نگاه پخته و محققانه خودش را دارد. پس اگر رفتید و خواندید لااقل فارغ از حب و بغض ها بخوانید. 

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/10/23. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
احمدی نژاد از لاریجانی عصبانی است و لاریجانی از احمدی نژاد.اما آیة ا... خامنه ای انگار رسماً وارد ماجرا شده است. خبری که ما دادیم و تأیید شد، فعلا لاریجانی خواهد ماند. اما...امروز

سیاستمداران نخبه از مبحث شروط برای پیشبرد اهداف سیاسی شان به نحوی مطلوب استفاده می کنند. اما چنانچه خدا با سیاستمداری باشد، یا سیاستمدار فکر کند که خدا حتما با اوست، و این امر بر وی مشتبه شود، دیگر بازی و رویارویی در میدان سیاست حال اعم از داخلی و خارجی منطقی و براساس مولفه های قابل تشخیص و ارزیابی نیست، بلکه روش بر اساس اعتقاد، استخاره، قلب و مواردی از این دست آسمانی، هدایتگر سیاسی است.

از بحث اصلی دور افتادیم،شروط!لاریجانی روی زمین زندگی می کند و اتفاقا در همین ایران. یعنی هر وقت از نزدیک با او گفت و گو کنید به سادگی می گوید: ما در آزادی ها کامل نیستیم،اما از دیگر کشورهای منطقه برتریم. به شما نمی گوید که ایران آزادی کامل است. می فهمد تورم یعنی چه،نمی گوید وجود ندارد، یا کار زمین و زمان و مطبوعات و معاندین امام زمان و ایادی غرب و شرق و وسط است.

عملکرد نابهنگام احمدی نژاد تا به حال دو بار به شدت باعث واکنش لاریجانی شده است.
اول-زماني که لاريجاني جهت ارائه شرايط و شروط ايران براي شرکت در کنفرانس شرم الشيخ(بحث امنیت در عراق) در اردیبهشت ماه، به بغداد رفته بود، در فرودگاه این کشور با خبر موافقت محمود احمدی نژاد براي شرکت در کنفرانس روبرو شد.این خبر را خود لاریجانی از خبرنگاران در فرودگاه عراق شنید. وی آشفته به کشور بازگشت و تقریباً جنجالی در لایه های بالایی حکومت از این عدم هماهنگی ایجاد شد. البته احمدی نژاد مثل همیشه تکذیب کرد. دنیا را از چشم احمدی نژاد ببینید متوجه می شود او تنها چیزی را می بینید که دوست داشته و یا آرزویش بوده است و نه حقایق موجود.

دوم- همین چند روز پیش، یعنی در سفر پوتین به ایران. پوتین برای آمدن به ایران،شرط بزرگی داشت. تقریباً از دو روز قبل از ورود پوتین تا الان می دانستم،اما سرانجام اینجا نوشتم. نشریات و سایت های اینترنتی می ترسند. پوتین تنها به این شرط با آمدن به ایران موافقت می کند.(این را در یاد داشته باشید، که علل نیامدن خود را نیز سریع آماده کرد.یعنی چنانچه ایران موافقت نمی کرد، او می گفت نمی روم چون قرار است مرا ترور کنند، و رژیم ایران واقعا مسئولانه برخورد نمی کند.)

شرط پوتین چه بود؟ ایران در متن بیانیه پایانی صحبتی از قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۱ مابین ایران و شوروی سابق به میان نیاورد!!! از اینک به بعد را می توانید خود نیز حدس بزنید،لاریجانی معتقد بود چنانچه قرار است این امتیاز را برای روسیه قائل شویم لااقل از حمایت روسیه از ایران مطمئن شویم. و ان ها را وادار به ساخت هرچه سریعتر نیروگاه بوشهر کنیم. اما طبعا خدا با احمدی نژاد بود، و رییس جمهوری نیازی به اینگونه دوپینگ ها نداشت. بنابراین شرط را به سادگی قبول کرد، در حالی که حتی از پوتین برگه ای مبتنی بر حمایت از ایران در آتیه نگرفت. منظور قراردادهای امنیتی و نظامی دو طرفه و مواردی مشابه.

موضوع مهم تر اینکه اقای احمدی نژاد گوی سبقت را از اسلافش در قدرت سیاسی بد ربوده است. یعنی تا به حال هیچ رییس جمهوری در ایران جرئت نکرده بود،حرف های رهبری را تکذیب کند. احمدی نژاد می گوید که پوتین پیشنهاد هسته ای نداده، پس رهبری در چه مورد می خواست اندیشه کند؟ حالا فکر کنید که با تکذیب حرف لاریجانی از سوی احمدی نژاد عملا حرف رهبری هم به نوعی دیگر رد شده محسوب شد. این تلویحا یعنی آنکه من نظرات حتی رهبری را هم قبول ندارم،اگر موافق نظر من نباشد...!

حالا بشنوید از آن سوی آب...آمریکا با روسیه حاضر به معامله شده است. بحث سپر موشکی که روسیه با آن مخالف است، که
به یاد دارید ؟ بله آمریکا حاضر است از برنامه مشترک سپر موشکی(رادار و ردیاب در چک و لهستان)با اتحادیه اروپا دست بکشد، در صورتی که روسیه هم دست از حمایت ایران بردارد! نکته جالب می دانید چیست؟

لاوروف وزیر امورخارجه روسیه به طرف آمریکایی پیغام داده است که کتباً این موضوع را ذکر کنید، و ما نیز حاضر به معامله هستیم! از کجا می گویم؟ فردا در سایت انتخاب مشروح گزارشش را می توانید بخوانید. اینبار ما هم ملک را از دست دادیم و حتی آب نباتی نیز تحویل نگرفتیم.

یک بخش از گزارش سیمور هرش در نیویورکر فراموش شد، و کسی نمی دانم چرا یادی از آن نمی کند. به عمد یا به سهو... امریکا در پی ساخت واحدهای اطلاعاتی و جاسوسی نزدیک مرز ایران در کردستان مستقل است. این پایگاه ها همچنین نظامی نیز هستند، و مستقیما موضوعات سیاسی در تهران را پیگیری می کنند.

حالا موضوع جنگ، اورتون برای آمادگی افکار عمومی ۶ مرحله را پیشبینی می کند.غیرقابل باور،افراطی و رادیکال،می توان به آن فکر کرد،بعضا معقول به نظر می رسد،بالاخره مردم در واگویه ها و دهان به دهانی ها و البته تحت تاثیر پروپاگاند نیز قبول خواهند کرد. حالا می توان ان را بصورت سیاستی روی میز قرار داد. از در کنار امریکا بودن ایرانیان در ماجرای ۱۱ سپتامبر تا دیروز که به ظن تحلیلگر ارشد نئوکان ها ایران در اشی پر روغن در حادثه ۱۱ سپتامبر نیز دست داشته، فاصله ای نیست.

متاسفم. اصلا اوضاع خوبی نداریم. خیلی ساده می توان همه چیز را پیشبینی کرد.باعث تاسف است که هر دو سوی ماجرا هرچند در ظاهر نه ولی در درون و باطن به این نتیجه رسیده اند، که راهی غیر از جنگ نیست. جنگ حتی اخرین راه هم نیست. اصلا جنگ راه نیست...! کاش وقت کنید مطلب پیوسته را نیز بخوانید.

پ.ن۱: من یک صلح دوستم. خواهان صلح جهانی و گفت و گوهای همه ملت ها با هم. مرده باد جنگ؛زنده باد صلح.
پ.ن2: چقدر خون به دل شدیم از دست، دل دل های خاتمی. هی ننه من غریبم بازی در می اورد نمیگذارن کار کنم.چقدر ضعیف و ذلیل بود خاتمی، اولین باره که تو عمرم از رای دادن بهش متاسفم. فکر کنید، می بینید اگر خاتمی جرئت داشت و نمی ترسید می توانست صدایی افرادی باشه که به او رأی داده بودند. باز خدا را شکر که طرفداران احمدی نژاد لااقل به رییس جمهوری دارن که پیزوری،بزدل،مذبذب و...نیست!لااقل یک قوم در ایران آرزو به دل نماندند...!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/10/21. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
علی لاریجانی هم رفت! اگر نمایندگان مجلس به اصطلاح مردم،همچون کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی، از این استعفا بی خبر بودند،دولت خیلی خیلی باخبر بود،انقدر با خبر که حتی شخصی که باید سکان هدایت دستگاه دیپلماسی کشور را بعهده بگیرد را در نظر گرفته بودند. یک غلامحسین الهام دیگر.چه کسی بهتر از سعید جلیلی؟ معاونت اروپا و امریکای وزارت امور خارجه...نه! بهتر است بگوییم فرمانده سعید جلیلی،یکی از فرماندهان کوچک در نبرد تحمیلی عراق و ایران. یک بسیجی منظم و جنگجو!که بعضا در دفتر رهبری نیز مشغول به کار بوده است.
سعید جلیلی متولد سال 1344 در شهر مشهد، دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع)! در مقطع دکتری علوم سیاسی است.این همان دانشگاهی است که خروجی هایش مناصب مهم مملکتی را در دست می گیرند.ریاستش هم که چندی پیش استعفا داد.

نه!چه ایرادی دارد یک جانباز به چنین منصبی دست پیدا کند؟هیچ، آن ها حق شان است. اما مهم آن است که کشور در حال نظامی شدن است. حیف شد که این شغل به غلامحسین الهام نرسید،بیچاره چه حسرتی خورد که دیگر واقعاً نمی تواند این شغل را هم داشته باشد.دولت تبدیل شده به ثمره هاشمی ها و الهام ها. فوجی از کوتا قامتان سیاسی گرد یکدیگر آمدند. هرکدام هم که نظری برای خودش داشته باشد،استعفایش می کنند!اگر الهام باشند،به آنها منصبی می دهند، اگر نباشند،شغل مورد نظر را یا می دهند الهام،یا ثمره هاشمی، یا سریعا کسی از سپاه کناره می گیرد و می دهند دست او...نمونه اش سردار افشار،معاونت وزارت کشور!

چه حیف شد ثمره هاشمی دبیر شورای امنیت ملی نشد، و چه حیف تر که علی آبادی هم حائز تمام شرایط دولت نهم و ریاستش برای احراز این منصب کتره ای بود، نتوانست دبیر شورای عالی امنیت ملی شود.

آخ،آقای الهام چقدر برایت متاسفم که دبیر شورا نشدی،ولی مگر فرق می کند، یک الهام دیگر دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. مهم نفس خدمت به ریاست دولت نهم است،نه؟

بیچاره احمدی نژاد راست می گفت،کشور در حال احمدی نژادی شدن است. اما لغت بهترش الهامیزه و هاشمیزه(مجتبی ثمره هاشمی) شدن است.

من رحیم صفوی را تا به آن اندازه نمی شناسم. شناختم از رضایی بیشتر است. او همرزم سردار ی.ن پسر عمه من در دوران جنگ بود. صفوی به چند صفت معروف است، بر عکس آنچه نشان می دهد آدم معقولی است، او در دانشگاه سال ها اصول جنگ منظم و نامنظم را تدریس می کرده، فرماندهی بوده که در زمان جنگ هم آنچه که یک فرمانده نظامی باید می داشت،داشته و پس از سال ها مدیریت در سطوح کلان، در شرایطی بس خطیر همینطور دیمی کنار گذارده شد!

چه کسی نمی داند مشاغلی که از قبل نهاد رهبری ایجاد می شوند، تنها اسم هستند و منبع درآمدی برای فرد و دیگر هیچ؟عزیز جعفری جایش می آید، چندی نمی گذرد سپاه و بسیج ادغام می شوند. فکر کنم متوجه شدید چرا صفوی را استعفا دادند؟ او موافق ادغام سپاه و بسیج نبود. به همین سادگی و البته موافق بسیاری دیگر از موضوعات هم نبود. همو بود که با رییس جمهوری و سخنان جنگ طلبانه اش هم مشکل داشت.

وزیر نفت را هم استعفا کردند. برای این امر دلایل فراوانی بود. شخصی با نزدیک به ۳۰ سال سابقه کار و آشنا به امور نفت و البته مهمتر قراردادها و فروش نفت، بسادگی نمی توان جلویش کارهای عجیب انجام دهی. مثلا قرارداد ارزان قیمت با طرف پاکستانی و هندی که لااقل ۳۰ درصد از بهای فعلی فروش گاز پایین تر است،ببندید. این یکی را بر عکس دیگر موضوعات خوب می فهمم. پدربزرگ،پدر،مادر،خواهر و دامادها همه شرکت نفتی هستند. یک جا در این کشور نمی شود هردمبیل برخورد کرد،آن هم وزارت نفت بود! حالا بد نیست کمی هم به دنبال هادی نژاد حسینیان یکی از معاونین وزارت نفت و البته نماینده ایران در قرارداد سه جانبه فروش گاز ایران بگردید.بماند قراردادهای بیخود با آمریکای لاتین و همچنین فاینانس های بدون بازگشت صنعتی به کشورهایی نظیر سوریه و بقولی زیر میزی ها و التماس دعاهای خانواده های نزدیک به دولت، وزیر صنایع را هم فراری داد.

دولت همینک متشکل از ده ها غلامحسین الهام است،همه در خدمت اقای احمدی نژاد هستند و نه ملت و کشور...هرکسی هم که نیست می تواند،برود!اگر هم نرود استعفایش می کنند.

لاریجانی هم چند دلیل باعث رفتنش شد. بسیاری را مردم می دانند، یکی آن بود که لاریجانی برای شرکت در نشست شرم الشیخ می خواست شروطی مطرح کند، اما درست در فرودگاه فهمید که احمدی نژاد حضور بی قید و شرط را قبول کرده است. این دلیل بسیار خاطر لاریجانی را مکدر کرد. یک دلیل می ماند، اما چون فضا را متشنج می کند،بماند تا مسئولین انتخاب مجوز دهند.تا از آن در انتخاب سخن بگویم، مورد آخر چه بود که آقای لاریجانی حتی بیت رهبری هم نرفتند؟ مدتی بگذرد می گویم.قرار بود بنویسم که لاریجانی وقتی همان جایی نشست که سکان داران معتدل نشسته بودند تازه فهمید که راه آنها مستقیم ترین طریق برای نیل به هدف غایی ما بود. اما پشیمان شدم، دیدم بهترین حرف ها را سید محمدعلی ابطحی در وب نوشته هایش زده است.

من هم به نوبه خود به آقای جلالی تبریک می گویم، و بعنوان شیرینی یک ضرب المثل به این مهمان عزیز! هدیه می دهم:سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیز هم برسد...! یا علی مدد

پ.ن۱: من یک صلح دوستم. خواهان صلح جهانی و گفت و گوهای همه ملت ها با هم. مرده باد جنگ؛زنده باد صلح.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/10/20. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

رویداد دوشنبه گذشته در دانشگاه کلمبیا،واکنش های بسیاری در پی داشت، مهمتر از همه نوشتار و بررسی تحلیلگران ایرانی بود:

1-به احمدی نژاد و ملت ایران توهین شد[دو گروه درون و برون از دایره حاکمیت با تفسیرهای گوناگون]
2-تنها به احمدی نژاد توهین شد[احمدی نژاد هم نماینده ملت ایران نیست!]
3-حقیقت تلخ است[لی بولینجر درست گفت]
در گزینه اول که من نیز با آن توافق نظر دارم.البته با نگاهی بیرون از حاکمیت،باید گفت به احمدی نژاد،ایران و ایرانی اهانت شد.از منظر پیروزی در این میدان،نمی توان به صراحت نیز گفت کدام سو پیروز میدان بوده اند.الزاما پرداختن رسانه های آمریکا به موضوع آقای احمدی نژاد اعم از 24 ساعت یا حتی یک هفته،حاکی از پیروزی آقای احمدی نژاد نیست.اینکه بگوییم ماندن در نشست و پاسخگویی به سئوالات دانشجویان یک پیروزی محسوب می شود، نکته ای است که باید بطور کامل بررسی شود، در نقطه ای که آقای احمدی نژاد با ادبیات دیپلماتیک اعلام می دارد: که آمریکا می تواند دوست خوبی برای ایران باشد. و دوباره این جمله را تکرار می کند،یا در بخشی دیگر که می گوید:ایران خطری برای هیچ ملتی نخواهد بود،می توان او را پیروز این میدان برشمرد.اما در پاسخگویی به سئوالاتی من جمله پرسش در خصوص همجنسگرایی پاسخ موجهی از سوی آقای احمدی نژاد ارائه نشد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/10/8. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
اظهارات اخیر گری هارت"عضو شورای روابط خارجی آمریکا و همچنین عضو کنگره و کاندیدای حزب جمهوری خواه برای ریاست جمهوری آمریکا در دهه ۸۰، تنها یه شعار به ذهن من متبادر می کنه. تهران و ابادان ما داریم میاییم،ما داریم میاییم-به نقل از نئوکان ها و نو محافظه کاران آمریکا،ابادانش فقط برای جور کردن قافیه بود-بچه که بودیم بواسطه جنوبی بودن و البته اهواز زندگی کردن،این شعار رو خوب یاد گرفته بودیم. کربلا کربلا ما داریم می آییم. حاج صادق می خوند،آهنگران. کربلا که نرفتیم هیچ،اونا داشتن می اومدن می رفتن مشهد و قم. بگذریم...

بگذریم که باید یک تشکر جانانه کرد ازش برای ترجمه سریع خبر و اصل خبررسانی که توی مجموعه خبری آماتور زمانه، یه کاری بود در حد نیویورکر. خیلی حرفه ای. اینقدر که رسما ازش تشکر می کنم. توی این مطلب ترجمه شده نکاتی جالب به نظر می رسه، اینکه ما -آمریکا-دنبال بهانه ایم. چنی و مرکز مطالعات ایران روی شما دوربین انداختن که همیشه در حال کنترلتون باشن.۱۶ماه دست از پا خطا نکنید، بهانه هم ندهید از کشورهای دیگر هم کمک بگیرید تا ما التفات داشته باشیم و حمله نکنیم.

برای حرف هایش هم دو مثل می آورد. او تلویحا می گوید وقتی ما می خواهیم بجنگیم بهانه را خلق می کنیم. پس بهانه دست ما ندهید. برای این مورد هم دومثال می آورد اولی جریان منهدم شدم کشتی ماین در سال ۱۸۹۸ در سواحل کوبا که منجر به جنگ امریکا و اسپانیا شد و دیگری ماجرای خلیج تونکین در سال ۱۹۶۴ که باعث جریان جنگ ویتنام شد. هر دو مورد بهانه ها واهی بوده است.

بیاییم فکر کنیم،آمریکا چه از دست داده و چه بدست آورده؟ دو برج از دست داده و دو کشور را هم گرفته، به این بهانه ها سلاح های کشتار جمعی صدام را هم اضافه کنید که هیچوقت پیدا نشدند. پیدا کنید بمب فروش و اسلحه فروش جهانی را...

پ.ن:آمریکا دنیایی را ترساند، مثل بعضی نویسندگان ما که می خواهند با تهدید تو را هم همراه کنن تا مثل خودشان جفنگ بگویی و به امریکا بگویی بفرما تو...برعکش هم صادق است البته نویسندگانی که باعث فرار ادم می شوند مثل شریعتمداری و باعث فتنه و جنگ و باز به نحوی دیگر به امریکا می گویند بفرما تو. فرقی نمی کند. امریکا با این حربه بقیه دنیا را برای جنگ های قبلی راضی می کرد. هرکسی به او می گفت با جنگ موافق نیستیم میزد توی سرش که تو با بن لادنی. درست مثل الان هرکسی بگوید با جنگ مخالفیم، تلویحا به او می گویند دارید از جمهوری اسلامی و احمدی نژاد دفاع می کنید. اگر قرار است دفاع از احمدنژاد باعث شروع نشدن جنگ شود من حاضرم هر روز از اون در مقالاتی محکم دفاع کنم، چرا که نه؟ مادر وطن به عزا بنشیند بهتر است یا خودمان بدنام شویم؟ انهم در دهان کی...؟ چهار تا نون به نرخ روزخور! بگذریم.همبستگی و اتحاد برای جلوگیری از جنگ. تنها راه ما همین است.فردا همین اقایان امروزی می نشینند می گویند واخ واخ واخ، ما گفتیم جنگ میشه. از هر کدام بپرسی چه کردی که جنگ نشود؟ هیچی در بساط ندارد الا یه مشت شعار...!

ما خواهان جنگ نیستیم. ما صلح دوستیم. بیایید در کنار هم خطر امروز را دفع کنیم. راه حیات ایران همبستگی ایرانیان در سراسر جهان برای جلوگیری از جنگ است فرصت برای واکندن سنگ ها بسیار است. امروز اتحاد...

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/10/5. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
دانشگاه کلمبیا،سخنرانی محمود احمدی نژاد،پرسش و پاسخ ها و...،نشسته ام روبروی رایانه ام. با دقت زل زده ام به مانیتوری که قرار است ثانیه های دیگر امواج ارسالی از دانشگاه کلمبیا، را با انواع فیلترشکن ها و رله ها برایم به تصویر بکشد. طبق معمول صدا و سیما کمتر به فکر آگاهی ملت است .متوجه نشدم دستگاه عریض و طویل مهندس ضرغامی از چه ترسید که سخنان رییس جمهور کشورمان را به صورتی مستقیم پخش نکرد. نمی دانم چه کسی و یا چه قانونی علم و درک ایشان را بر ملت رجحان داده و یا این حق را برای ایشان قائل شده که نشستی به این مهمی را درز بگیرد؟


تصویرها به لطف شبکه های قوی مخابرات! و البته وجود صدها نوع سانسورافزار با آن سرعتی که برای آگاهی از زنگبار نیز پایین تر است،سرانجام می رسند. لی بولینجر وکیل،استاد دانشگاه حقوق،ریاست سابق دانشگاه میشیگان و ریاست تازه دانشگاه کلمبیا در ابتدا به سخنرانی! می پردازد. با قیافه ای نیمه گرفته حاکی از عدم رضایت می گوید: «دعوت دانشگاه کلمبیا از آقای احمدی نژاد بخاطر حق سخنرانی او نیست، بلکه به دلیل حقی است که ما برای شنیدن خود قائل هستیم،ما می خواهیم با ذهنیت منفور و دهشتناک دشمنان خود آشنا شویم!»

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/9/27. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
باز انتشار...هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان انتخاب شد؛ "حق به حقدار رسید."او بهترین گزینه بود."اصلاحات! پیروز شد!"41رأی از 34رأی کمیت بیشتری اما کیفیت کمتری دارد![از مجموعه 76نماینده حاضر در مجلس خبرگان،41نفر انتخاب شان هاشمی رفسنجانی و 34نفر نیز احمد جنتی و یک رأی هم ممتنع بود]"مافیای قدرت به پیروزی رسید!"آن همه تخریب سرانجامی جز،انتخاب هاشمی نداشت" و...

جملات بالا،همگی در پی انتخاب آیة ا...هاشمی رفسنجانی به ریاست خبرگان از سوی نمایندگان احزاب،اصحاب جراید،افراد صاحب قلم و امثالهم بیان شد. گمان می کردم، اینچنین شود! چند روزی فضای سیاسی کشور، مملو از شعارهای اکثراً مثبتی بود، که همگی از حقانیت رفسنجانی برای این مسند[ریاست خبرگان رهبری] دم می زد.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/9/27. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
باز انتشار...روزگار سختی است! بشر نااگاه و متکبر وقتی از پاسخی درخور و منطقی عاجز مانده و یا مطلبی را بقدر صحیح فهم نمی کند،شروع به فرافکنی،سفسطه و تخریب اصل موضوع می کند. چون علم سئوال و آگاهی به روند ماجرا ندارد،به جای پاسخگویی، پرسش را زیر سئوال می برد. آدمی هرچه که به بار دانش،شناخت و اگاهی اش افزوده می شود،زمان سکوتش نیز بیشتر می شود. اینکه بگوییم نمی دانیم یا از درک موضوعی عاجزیم خود آگاهی فزون تری می طلبد. هرگاه به سمت جمود حرکت کنیم و چتر تکبر را بر سر بگسترانیم،از پرسش بترسیم و از اگاهی دیگران نیز، لمپنیزم وار سئوال رو پاک می کنیم.حال بیایید دست این افراد قلم دهید،نتیجه چه خواهد بود غیر از اشاعه لمپنیزم ادبی،قلمی و...

پیش نوشته بالا تنها واقعیتی پنهان است که بر ذات بسیاری از ما صادق است. مشکل ان جا آغاز می شود که در رفع این نقیصه کوشش نکنیم تا سرانجام منجمد شده و به شکل مجسمه ای از جمود ظهور می کنیم! سپس دست به تبلیغ و اشاعه آن نیز بزنیم، در قبال چنین کاشته ای چه درو خواهیم کرد؟

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/9/27. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
باز انتشار/// یادداشت روز کیهان" آواز کوچه باغی" به قلم حسین شریعتمداری، در تاریخ 18تیر1386حساسیت های زیادی را در محافل سیاسی داخل و خارجی خصوصا منطقه خلیج فارس برانگیخت. تا آنجا که پرچم مقدس کشورمان مورد اهانت جمعیت معترض بحرینی در منامه قرار گرفت.

همچنین نقل محافل سیاسی است که سفر اخیر و بدون برنامه منوچهر متکی به بحرین برای دلجویی و استمالت از مقامات بحرینی به خاطر سرمقاله کیهان صورت گرفته است. حال سوالی که به ذهن می رسد آنست که ابراز پشیمانی و دلجویی مسئولین ایرانی از منامه چه دلیل موجهی دارد؟ مگر حسین شریعتمداری چه خطایی را مرتکب شده است؟ مگر مقامات کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس برای صدور هر روزه بیانیه های خود و شورای همکاری خلیج فارس بر علیه ایران و نقض حاکمیت ملی کشورمان در خصوص جزایر سه گانه ، از ما پوزش می خواهند؟

پس از این همه اعتراض رسمی و نیمه رسمی مقامات ایرانی نسبت به رژیم حقوقی جزایر سه گانه، تا کنون حتی  یکبار بصورت روشن از زبان یکی از مقامات عرب، نشنیده ایم که بر حق سرزمینی ایران صحه بگذارد.آسمان که به زمین نیامد! حسب اتفاق، مقاله حسین شریعتمداری، یادداشت کاملاً مستندی بود،در قبال مشتی لاطائلات اعراب در مورد جزایر سه گانه که به دلیل عدم واکنش مناسب مقامات ایرانی، کم،کم امر بر آنها مشتبه شده که حق نیز با آنهاست؛ دیروز خلیج فارس بود، امروز جزایر سه گانه ،اهواز و فردا هم احتمالا تهران!
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/9/27. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
روز سه شنبه 19/4/1386 خبرگزاری فرانسه به نقل از یکی از سخنگویان ناوگان پنجم دریایی امریکا، خبر از اعزام قریب الوقوع  سومین ناو هواپیمابر آمریکایی به منطقه خلیج فارس را داد. گفتنی است ، ناو هواپیما بر "یو اس اس اینترپرایز" راهی حوزه عملیاتی ناوگان پنجم دریایی آمریکا می شود، تا به دو ناو هواپیمابر دیگر ارتش آمریکا به نام های جان سی استنیس و نیمیتس بپیوندد.

خبرگزاری فرانسه به نقل از یک منبع اگاه نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس فاش ساخت که ناو" یو اس اس اینترپرایز" جایگزین هیچ یک از ناو گروه های دیگر مستقر در منطقه نیست. در همین حال، "کیوین کوسگریف" فرمانده ناوگان پنجم آمریکا  اضافه شدن نیروی نظامی آمریکا و اعزام این ناوگروه را در جهت اهداف آمریکا مبتنی بر مقابله با رفتارهای تنش زا و هرج ومرج آفرین برخی کشورها و نیز حمایت از نظامیان آمریکایی در عراق و افغانستان دانست.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/9/27. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

 گفتار آیت الله جتنی در خصوص حمایت ایشان از دولت نهم به ریاست دکتر احمدی نژاد در تریبون نماز جمعه، نه تنها مفید نیافتاد، بلکه نتیجه ای عکس داشت.
گرچه سنگینی این اظهار نظر به دلیل تکرار موضع گیری ها در کوتاه زمانی کهنه شد. از این روی به توپ و میدانی می ماند که پیش از من، ده ها بازیکن دیگر به بازی با آن پرداختند، اما شاید بتوان این موضوع را از زاویه ی دیگر مورد بررسی قرار داد.

آیت الله جنتی دبیری نهادی را عهده دارد، که بی شک مهم ترین بخش نظارتی کشور به شمار می رود. از همان روست که در قانون اساسی 9اصل  به این نهاد اختصاص یافته است.(91-99)
بی تردید یکی از مهمترین وظایف این نهاد داوری در امور انتخاباتی کشور است. و طبیعتاً انتظار می رود داوران شأن و جایگاه خود را حفظ کرده تا به دور از شبهه جانبداری بتوانند اعتماد عمومی را به خویش جلب کنند. چرا که اگر داوری از داوران رعایت عدل، انصاف و مساوات را کنار بگذارد و به سود فرد یا گروهی خاص رأیی را صادر کند ، باعث سلب اعتماد عموم از خود می شود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/9/27. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

سیاست فرصت سوزی


۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۳۱ , ۰۷
خبرگزاري انتخاب :
●رضا سليماني: از اولین ترک نشست رسمی بین المللی در تاریخ پس از انقلاب نزدیک به 26سال می گذرد.عبدالحسین معزی به سال 1360 محل اجلاس غیرمتعهدها را به دلیل سخنان وزیر امور خارجه وقت عربستان بر علیه ایران ترک گفت.

از آنزمان تا امروز بارها این اتفاق چه در میدان سیاست ، چه ورزش و چه ... تکرار شده است. طبعاً بحث برسر درستی سنجی عمل فوق نیست، چرا که قطعاً به نمایندگان یا سفرای اعزامی ِ دلایل ترک جلسات رسمی خارجی تفهیم شده است. اما اغلب مقامات به دلیل نقص قانون و نبود چهارچوبی مشخص سلیقه ای عمل می کنند. به نحوی که یا از اینسوی بام سقوط میکنند و یا از آنسوی.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/5/9. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

گزارش تحليلي «انتخاب» از واكنشهاي داخلي به ابتكار احمدي نژاد

بحران در كما يا لبخند بر چهره ها؟



۱۶ فروردین ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۰۰ , ۱۷
خبرگزاري انتخاب :
شوك بموقع احمدي نژاد، بحراني كه 13روز به كما رفته بود را به حالت عادي بازگرداند. دستهايي كه  روزهاي آينده بر عليه اقدام ايران مي رفتند تا يكدست شوند، با يك ابتكار به كف زدن عده اي از يك سو و خاراندن پوست سر با ناباوري و بهت از سويي ديگر خاتمه يافت.

عيب او جمله بگفتيم،هنرش نيز بگوييم! صاحب اين قلم از روزهاي پيش از بدست گرفتن زمام امور دولت توسط آقاي احمدي نژاد، از ايشان و همفكرانشان انتقاد كرده و تا روزهاي گذشته نيز مي كرده است.«به گواه نوشتارهايم» اما اقدام روز گذشته ايشان مورد احترام و قابل تقدير در چشم واقعگرايان است.«بگذريم از آنكه آقاي احمدي نژاد به تنهايي گيرنده اين تصميم نبوده و  قطع يقين جمعي از مقامات مسئول در اين مهم دخيل بوده اند»

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/4/13. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

کارت زرد انگليسی، رضا سليمانی

رضا سليمانی
مثل هميشه داور بد است، زمين کج و تيم مقابل همه چيز و همه کس را خريده و ما با ناداوری ها و با تمام شايستگی چيزی عايدمان نشد و تنها هزينه داده و قطعاً افسرده شديم! البته با شعار و ناسزا برای دور بعدی آماده ايم تا باز هم با تمام شايستگی برای بار بعدی برای ما کارت قرمز "قطعنامه" صادر شود
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/3/31. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

۵ فروردین ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۱۳ , ۱۸
خبرگزاري انتخاب :
عصر روز گذشته قطعنامه تحريمي تازه اي به اتفاق آراء اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران به تصويب رسيد.

«قطعنامه تحريمي مذكور به شماره 1747 و بر اساس ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد تصويب شد. كه طبق مفاد آن، علاوه بر محدوديتهاي مالي و تحقيقاتي براي افراد و شركتهاي مرتبط با موضوع هسته اي صدور تجهيزات نظامي از ايران نيز منع شده است.»

بدين ترتيب غربي ها اولين عيدانه سال نو را به ايران تقديم كردند. گرچه تنها نمي توان اين رويداد را بر گردن غرب و آمريكا انداخت.بي شك ايران نيز در تكميل اين پازل بر عليه خود ياري رسانده، و از اين منظر نمي توان نمره قابل قبولي را براي دستگاه ديپلماسي ايران در نظر گرفت.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/3/28. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
۲۶ اسفند ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۰۲ , ۰۵
خبرگزاري انتخاب :
رياست جمهوري به همراه 38نفر از مسئولين قصد حضور در نشست آتي شوراي امنيت «در جلسه اخذ رأي اعضاء دائم و غير دائم اين شورا براي تصويب دور جديد قطعنامه تحريمي عليه ايران» را دارند.

حال سؤال آنست كه در چنين شرايطي سكوت كرده و در خانه به نظاره بنشينيم ، يا چون ادوار گذشته پاي به عرصه نبرد هرچند نابرابر بگذاريم؟!  

به نظر گروه بسياري، بايد با تشبث جستن به تمامي وسايل از صدور قطعنامه اي جديد عليه ايران جلوگيري كرد. «البته با حفظ حيثيت و مصالح ملي» و اين سفر هرچند كه برايندي دلخواه را بيشينه نكند نشان دهنده ي آنست كه ما از تمامي ابزار خود براي سد راه تحريم استفاده مطلوب كرده ايم. به خودي خود اين ديدگاه چون حاوي باري مثبت است نيازي به تحليل نداشته و نشان دهنده تفكر حاكم بر دستگاه سياست خارجي و البته دولت است.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/3/20. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟


 

خبرگزاري انتخاب : علي لاريجاني دبير شوراي امنيت ملي در مونيخ به سر ميبرد تا آخرين برگ هاي سياسي مانده در دستهاي دستگاه ديپلماسي را بازي كند.

۲۳ بهمن ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۲۱ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب : علي لاريجاني دبير شوراي امنيت ملي در مونيخ به سر ميبرد تا آخرين برگ هاي سياسي مانده در دستهاي دستگاه ديپلماسي را بازي كند.

قطعا اين ديدار با ديدارهاي گذشته از اولين آن كه در شهريور 1384 صورت گرفته «ديدار با البرادعي» تا آخرين آن يعني ديدار با مقامات عربستان سعودي تفاوت دارد. ودليل آن نيز زماني است كه طبق قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل براي واكنش از سوي ايران باقي مانده است

فرصتي كه در اجلاس امنيتي مونيخ موسوم به دائوس امنيتي براي ما مهياست بي گمان آخرين فرصت براي تصميم گيري موثر و حل بحران از سوي ايران است.

شكاف ايجاد شده از دو منظر قابل بحث است، اول آنكه اين نشست مهمترين نشست امنيتي غرب با حضور مقامات رسمي همان كشورهايي است كه در ماجراي هسته اي روبروي ايران قرار دارند.

و از نگاه دوم آنكه كشور فارغ از شعارها و تبليغات في الواقع در گلوگاهي بسيار حساس قرار دارد، و مي توان به قطع مطمئن بود كه اين زمان آخرين فرصت مسولان سياست خارجي براي برون رفت از بحران هايي است كه يا خود آنان را ساخته و بدان دامن زده ايم يا ساخت دست بهانه جويان غربي است.

پاسخ گروه مذاكره كننده ايراني به رياست دكتر لاريجاني هرچه بيشتر نزديك به واقعيت هاي روز ايران باشد ، زود هضم ترست. بدين معنا كه هرچند ايرانيان مردمان روزهاي سختند ، اما لزومي ندارد در حالي كه تورم ، بيكاري ،بعلاوه كليه مشكلات اقتصادي- معشيتي، بر شانه هاي مردم سنگيني مي كند باري بر آن با تصميم هاي قهرآميز افزوده شود.
ايران در آخرين فرصت باقي مانده مي تواند از بين دو گزينه يكي را انتخاب كند.

يا مطابق ميل غربيان همچنان بسته پيشنهادي در ‍‍ژوئن سال گذشته، پاسخي منفي و ابهام آميز دهد يا آنكه پاسخي دهد كه هم مصلحت ملي را شامل شود و هم بهانه ها را از سوي ديگر ماجرا بگيرد.

پیشگیری قبل از شور بعدي شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران؛ تنها راه حل این بحران خواهد بود.

با توجه به تصمیم اخیر شورای امنیت ، توپ به سمت ایران پرتاب شده و چنانچه طرف ایرانی دقت خاصی را برای گشودن این گره مبذول ندارد، خود باعث رفتن توپ به درون دروازه ی خودی خواهد شد. «Own Goal»

با پديد آمدن فرصت اخير ميتوان با عرضه اندام سياسي موفق ، توپ را به سمت نيمه ميدان مقابل باز گرداند.
همچنانكه مي توانيم با جوابي قهرآميز به سوي جنگي منطقه اي برويم با انتخاب راه حلي هوشمندانه مي توانيم تمامي خطرات را دور كرده و افكار عمومي غرب را به سود خود جهت دهيم تا فرصت اقدامات جنون آميز از سوي آمريكا نيز بگيريم.

قطعا پس از اينهمه جار و جنجال نمي توان صحبتي از عقب نشيني كرد ؛چرا كه حداقل براي سياست داخلي بسيار هزينه زا به نظر مي رسد. اما مي توان با پاسخ هايي مشروط «با استفاده از بلوف هاي موثر سياسي» و دادن جاي خالي به ضرباتي كه صاحبان آن به عمد «انتظار پاسخ قهري ايران» بر پيكره ايران وارد مي كنند، راه حلي سريع و حياتي براي از سر گيري مذاكرات و خروج از اين بحران خطرناك يافت.

سه هفته ي باقيمانده يعني پايان مهلت مقرر، در قطعنامه 1737 قطعا حساس ترين دوره ي تاريخي-تصميمي كشور «پس از انقلاب» در رويارويي هاي خارجي دستگاه ديپلماسي بين المللي ايران است.؛ كه يا با گرفتن و دادن امتيازاتي مشروط به سود مصالح بلند مدت ما ختم خواهد شد؛ و يا بالعكس ما را سيبل دلپذير اهداف غربيان خواهد كرد.

به نظر اراده اي كه به مصلحت ها مي انديشد قوي تر از اراده اي است كه ايران را به سوي خطرات فزاينده تر سوق داده است.؛ هرچند كارشكني ها براي مسموم كردن فضا، بيشتر خودنمايي مي كنند؛ «مانند مخابره ي گزارشي مبتني بر عدم انجام سفر به دليل كسالت لاريجاني»، اما از سوي مقابل نيز گروه مذاكره كننده و مقامات ارشد آن تلاش خود را براي حل اين بحران افزوده اند.

* رضا سليماني

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/2/12. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟



هیئت دولت و معاونین این روزها بیش از گذشته در مظان سوء مدیرت ها و عدم کارشناسی قرار دارند، و بقولی با ندانم کاری ها، خویش را از روی غلطک بخت و اقبال به پائین پرتاب کرده اند
طی 18ماه گذشته هرچه گفته و یا قول داده اند، عملا بدلیل نبود شالوده ی کارشناسی یا برعکس از آب در آمده یا به بوته ی فراموشی سپرده شده، گرچه در مواردی هم به فعلیت در آمده است. نمونه های آن کشف واکسن ایدز و دستیابی به فناوری گداخت هسته ای در گذشته بود

بدین معنا که آنها شکست همفکران خویش را در انتخابات آذرماه تسریع کرده و بزیان ریاست جمهوری که اخیرا قصد تعدیل در رفتار و گفتارش را دارد، عمل می کنند.

 مشکلات بوجود آمده در تغیئر ساعات بانکی،تورم روز افزون در فضای اقتصاد ایران در داخل، برگذاری بی مورد کنفرانس نفی هلوکاست و تغئیر رویکرد کشورهای غربی به رویارویی در خارج ، تنها نمونه های کوچکی از این سوء مدیریت ها ی کلان هستند

مدیرانی که سعی دارند در نهایت با پرتاب توپ به میدان دیگران ،خود را از اتهام های وارده مبری نمایند

نگاهی به 16پله سقوط از نظر رشد اقتصادی و کیف های رازآلود وزارت رفاه نیز مبین همین امر است...  

 یعنی آنکه اگر وجهه ی جهانی مان به دلیل سخنان هزینه زای دکتر احمدی نژاد مشمول 70،80 پله سقوط معنادار شد، عدم نگاه کلان در مدیران انتخابی و وزرای هیئت دولت نیز مسبب سقوط های پی در پی در آمارهای مدیریتی-اقتصادی جهانی شد، که هرچه سریعتر باید برای آن راه چاره ای یافت.

می توان گفت دولت خود در ناکامی خود مؤثر و مقصر است، به طور مثال در عرف دیپلماتیک ترک مجالس رسمی سیاسی بسیار برای کشورها هزینه زاست، یعنی آنکه رفتار یک دیپلمات باید در سطح دیپلماسی جهانی باشد، جناب مهندس مشایی احتیاجی به سپردن دلیل برای برائت ندارند، در حالی که مشایی می توانست در توضیح این موضوع برآید، عملا با پاسگاری های مداوم سعی در ایجاد ابهام بیشتر قضیه نمود،. عملا از نظر دیپلماسی هرچند که آقایان ابوطالب و افروغ بدان معترض بودند، اقدام جناب مهندس مشایی در عدم ترک مجلس فوق بسیار خردمندانه به نظر می رسد، اما این ماجرا با قیل و قال هایی که خود سازمان جهانگردی نیز به آن دامن زد، نشان از مدیریتی ضعیف و مستاصل می دهد، در اقدامی عجولانه تر نیز انتشار دهندگان این فیلم توقیف می شوند، اصولا اعتبار هر مرکز خبر رسانی به سرعت خبر رسانی و صداقت آن است، اما پاسخ کمی عصبی به نظر می رسد، که این موضوع در مصاحبه ی مهندس مشایی با خبرگزاری فارس کاملا هویداست، یعنی به جای کشاندن مسئله به بستر حقیقی خود آن را با دست خویش به جنجالی تبلیغاتی علیه خود تبدیل کردند
  نمونه ی دیگر آن موضوع هدایایی بود که وزیر رفاه در جشنی به 50 نماینده ی مجلس هدیه هایی داد، حال با فرض از کیسه ی خلیفه بخشیدن ایشان((یعنی تهیه ی هدایا بوسیله ی مجموعه شرکت های شصت تا)) خود موجب جنجال خبری شدند، که باعث استعفای مدیر روابط عمومی آن نهاد به دلیل صحت خبر هدایا و تکذیب نا درست ایشان بود، برخوردی که با انتخاب به عنوان افشاء کننده،خبر را منتشر کرد آنچنان غیر اخلاقی و تند بود که باعث تعجب رسانه های خبری نیز شد، عملا در این کوتاه زمان با سوء مدیریت های جناب مصری بیش از 100مدیر از این وزارت رفاه استعفا داده اند

دولت و افرادی که سابقه ی گذشته ی مدیران کشور را زیر سؤال می برند آیا امروز نگاهی نقادانه به اعمال خویش دارند؟ یا آنکه تمامی این شعارهای صادره و سوء مدیریت ها را در خود نمی بینند، دولت نهم اگر می خواهد پیروز انتخابات آتی ریاست جمهوری باشد، باید دست از بافتن آسمان-ریسمان بردارد و اقدامات خود را در جهتی کارشناسانه معمول دارد، و به جای انتقاد از وزرا و مدیران قبلی، نگاهی اجمالی به خود و آمارها بیاندازد!!!

 می گویند ملای دغل بازی در یک مجلس روضه برای عموم می گفت اگر فرزندتان بر روی فرشتان نجاست کرد، آن تکه را ببرید و دور بیاندازید، عصر که به خانه بازگشت ، پس از یک چشم چرخاندن ملاحظه نمود که قسمتی از فرش خانه نیست، از عیال محترم پرسید: فرش چه شده که ایشان در پاسخ گفتند: ولدتان بر روی آن... و من طبق گفته ی شما آن را بریدم! ملا با کمال تعجب گفت: آن را برای مردم گفتم نه برای خودم

http://tik.ir/display/?ID=31830

تا مجالی دیگر

رضا سلیمانی

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2007/1/3. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

بخاطر مصلحت اندیشی از چاپ مطلب امتناع کردیم...از مرحمت دولت نابغه ی قرن هر دم بری می رسد...
چشمها باز، لبها خاموش

روز شنبه گذشته در ساعت 8:20 دقیقه بوقت  تهران قطعنامه ی تحریمی با شماره ی 1737 با اکثریت قاطع آرأ اعضای داثم و غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران تصویب شد

از مفاد این قطعنامه که دومین قطعنامه ی سخت تحریمی علیه ایران در شورای امنیت است، چنین به نظر می رسد که تنبیهات هوشمند گریبان ایران را گرفته است.
بدین معنا که عموم موارد تحریمی، افراد و شرکتهایی را در بر میگیرد که با صنایع اتمی در ارتباط بوده و از سوی دیگر نوک پیکان این تحریم عناصر اتاق های فکری صنایع هسته ای و موشکی ایران را هدف قرار داده است. ضمن آنکه از کشورهای عضو خواسته است هیچگونه همکاری در حدود موارد فوق با ایران به عمل نیآورند.
با توجه به آنکه ایران سالهاست از محاصره های گوناگون اقتصادی ، سیاسی ، نظامی رنج میبرد، عملا تحریم اخیر فاقد توانایی های لازم بعنوان واکنش سریع به نظر می رسد
و با نگاه به اینکه هیچگونه تضییقاتی نیز در زمینه های تجارت و اقتصاد بر مفاد این قطعنامه بار نشده ، از موضع تضیف منافع ایران نیز دارای مشکلاتی عدیده است.

هرچند به دلیل اعمال نفوذ کشورهای روسیه و چین از تندی محتوای این قطعنامه کاسته و از سوی یگر موارد بسیاری از آن بعضا کهنه به چشم میآیند، اما همان پیامی را به همراه دارد که بسته ی پیشنهادی غرب با خود به همراه داشت، بدین معنا که کشورهای 5+1 از پاسخ منفی ایران به بسته ی پیشنهادی از قبل آگاه بودند و عملا با پیشکش کردن بسته ی معنادارشان خود را اخلاقا جماعتی منطقی و حق مدار نشان دادند...  در این قطعنامه نیز به عدم تعلیق ایران تا 60 روز آینده اطمینان کامل داشته در نتیجه منع قانونی را نیز از جلوی پایشان بسهولت برداشتند. و قطع یقین در گامهای بعدی با صراحت و مفاهیم تندتری ایران را مخاطب قرار خواهند داد(( در نتیجه ی جلب افکار عمومی و نؤمیدی  برای یافتن راهی صلحجویانه به گمان آنها))

اشتباهات گذشته مانند سخنان پر هزینه ی رئیس جمهور احمدی نژاد که اینروزها تعدیل شده و مبتنی بر پیام های خشونت آمیز بود، شعارگرایی ها به جای تعقل گرایی، وارد کردن این نکته به ذهن اقشار جامعه که صنایع هسته ای از نان شب واجب تر و سخنان بخشی از حاکمیت که برای مبارزه حریف را به میدان می طلبید، بعلاوه پاسخ گنگ و مبهم ایران به بسته ی معنادار غرب عملا فرایند تصمیم گیری علیه ایران را تسریع کرد و از سوی دیگر هزینه ی عقب نشینی برای مقامات ایرانی را بسیار سنگین تر.

به نظر می رسد در این شرایط بهترین گزینه تعلیق باشد، یعنی در شرایطی که کشورهای غربی به انتظار عدم تعلیق و اقدامات تلافی جویانه ی ما نشسته اند ، توپ را به میدان آنان بیندازیم و تعلیق موقت را برای ادامه ی مذاکرات بپذیریم، این موضوع راه حلی سریع برای رفع بحران های آتی جهانی علیه ایران است.

دولت غیر کارشناسی دکتر احمدی نژاد می تواند با اتخاذ تصمیمی اینچنین، تمامی ایراداتی که به کابینه اش وارد بوده را از بین برده و در جهت منافع ملت ایران گام بردارد.

قطعا هیچکدام از کارشناسان، نظر دیگری غیر از کاغذپاره بودن برگه های صادره ی سازمان ملل به دلیل عدم ضمانت اجرایی ندارند، اما توان برگه های صادره و ضمانتش در اقبال عمومی جوامع متمدن غرب برای واکنش حاکمان بر علیه متخاصمان است.
و نیز نمی توان به سخنان دکتر احمدی نژاد مبتنی بر پشیمانی آتی صادر کنندگان امیدوار بود، همانچه که توانایی ایران است یعنی نفت و گاز کشورهای منطقه نیز از آن بهره مندند و بارها نیز تکرار کرده اند که در مواقع بحرانی جایگزینی برای ایران خواهند بود، بنابراین در این شرایط دکتر احمدی نژاد و کابینه ی ایشان باید از شعار بپرهیزد و با آگاهی از توانایی هایش سخن بگوید...

گرچه اتخاذ مواضع هسته ای در بستری دیگر صورت می پذیرد ، اما دکتر احمدی نژاد بعنوان ریاست شورای عالی امنیت ملی و دکتر لاریجانی بعنوان دبیر این شورا نقش انکار ناپذیری در اتخاذ تصمیمات آتی را خواهند داشت...
میدان های سیاسی معمولا یک برنده دارد و یک بازنده، چه ایرادی به کار دو گروه مذاکره کننده ی ایرانی((روحانی و لاریجانی)) وارد است وقتی بعد از 3سال رویارویی بازی را واگذار کرده اند؟! بسیاری از قدرت های بزرگ جهان در گلوگاه ی بسیار حساس عقب نشینی می کنند و با گردآوری نیروی بیشتر پس از مدت کوتاهی دوباره به صحنه باز گشته و منافع خویش را احیاء می کنند، بنابراین ایراد تیم مذاکره کننده ی ایرانی عدم انعطاف در مواف حساس بدلیل انتخاب شعارهای تبلیغی به جای مواضع عقل گرایانه بوده و نیز هست
در دنیای سیاست امروز نباید به انتظار صداقت، ظلم ستیزی و رسالت فکر پاک بود، بلکه باید با سرعت عمل از فرصت ها به نفع خویش سود جست، نتیجتا سخنان نمایندگان مجلس مبنی بر ظلم کشورهای دیگر به ایران تنها به انحراف بیش از پیش این داستان کمک کرده و اصولا گرهی بر گره دیگر می افزاید...

یعنی آنکه در همان زمانی که کشورهای دیگر به فکر استفاده و منافع شان در بستری از خرد گرایی هستند، ما نیز باید چنین پاسخ دهیم.
باید توجه داشت که ما نیز آنچنان که شعار می دهیم، قدرتی برای پاسخ های دندان شکن نداریم، شاید به جای بستن مرزهای کشور بروی صنایع خارجی از قبیل ماشین آلات و صنایع سنگین و جلوگیری از واردات مورد لزوم همچون دارو و خوارکی ها و اقلام پائین دست بهتر بود مرزهای خویش را بروی واردات بنزین و مشتقات آن می بستیم، چه پاسخ دندان شکنانه ای می توانیم بدهیم در حالی که بیش از 40% بنزین را از خارج وارد می کنیم و کدام یک از عقلای کشور است که در نقش مؤثر بنزین بر روند زندگی مردم صحه نگذارد؟!!
در این شرایط اعلام کاغذ پاره بودن قطعنامه که در ینده ی نزدیک برگه های دیگری را نیز در غیبت ما به پیوست اضافه خواهد کرد تنها هزینه ها را برای ما زیاد می کند...
هر اقدام ستیزه جویانه و هیجانی عملا باعث عدم ثبات در میادین سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهد شد و هزینه های گزافی را بر شانه های مردمی که استرس هایشان بیشتر از آرامششان است بار خواهد نمود...
در نتیجه شاید امروز مردم ایران با دولت و حق مسلم انرژی هسته قاطعیت ورزند، اما چون موضوع صنایع هوایی و تحریم قطعات یدکی آن، در آینده نوک پیکان انتقاد خویش را به سمت حاکمین نشانه خواهن گرفت، بنابراین به این آرامش که قبل از طوفان است آنهم در شرایطی که هزینه های زندگی روزمره خستگی را بر تن مردم مضاف می کند، نمی توان مطمئن بود و مطمئن ماند، همچنانکه در انتخابات اخیر عمل کرده و عملا نشان دادند که حاکمینی پاسخگو می خواهند و نه شعار مدار و تبلیغ گرا...


در قرآن بارها ذکر شده که شرب خمر حرام است، اما آیا در جایی که پزشکی خوردن شراب را برای بیمار تجویز می کند می توانیم باز بگوییم که حرام است...
در نتیجه به نظر نمی رسد خلاف شرعی شود اگر در این گلوگاه به مصلحت بیاندیشیم و تعلیق را برای مدتی بپذیریم تا لااقل جلوی اقدامات آتی را بگیریم، از نظر قانونی نیز مجلس اگر وقت گرانبهایش را صرف عدم تصویب متمم بودجه در ماه های زمستان کند، به نظر بهتر از آنست که با تصویب طرحی (( که احتمالا چون بسیاری از طرح ها و لوایح بیکار مانده تاریخ مصرف محدودی خواهد داشت)) باری بر دوش مسؤلین سیاست خارجی بیافزاید
عدم شعار گرایی و انتشار افکار عقل گرایانه و کم کردن از بار هزینه بوسیله ی عقلای کشور برای پیمودن بی خطر مسیر گزینه ای خردمندانه است، در نتیجه  می شود به افکار عمومی با فراغ بال گفت که این پایان راه نخواهد بود و تعلیق در چنین شرایطی ما را از بحران خارج خواهد نمود...

هرچند به گمانم می رسد که در این شرایطی تعلیق را نپذیریم ، و پس از چند ماه چه به اجبار و چه به دلخواه دوباره به میز مذاکره باز خواهیم گشت، منتها نکته مهم آنست که در آن شرایط هزینه هایی بر ایران تحمیل شده که دیگر قابل جبران نخواهد بود...
به نظر می رسد انتخاب گزینه ی تعلیق با شروطی مانند زمان دار کردن آن ، عدم ترک رژیم منع اشاعه سلاح های هسته ای بعلاوه خردگرایی حاکمان کشور می تواند راه چاره ای سریع و قابل اطمینان به نظر رسد 

تا مجالی دیگر

رضا سلیمانی

    

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/12/25. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

سرانجام انتخابات ۳گانه ی ۲۴ آذر ماه به پایان رسید.این در حالی است که مشارکت مردم بیش از پیش به نظر می رسد.
همچنین خبرهای اولیه حاکی از شکست برای اردوگاه اصلاح طلبان و طرفداران قالیباف است
اکثریت مردم چون گذشته غیر قابل پیش بینی عمل کرده و آراء خود را به حامیان دولت اختصاص دادند

قطعا تبلیغات هدفدار و پرشائبه رسانه ی ملی و گروهی خاص به سود طیف رایحه خوش خدمت نیز بی تاثیر  نبوده . بطور مثال: روز جمعه ساعت 2، به صورت کاملاً صريح راديو گفت که به رايحه خوش راي بديد!
گزارش دیگر آن بود که گروه قاليباف و احمدي نژاد حدود چند هزار نفر را برای گفتگو با مردم ((بی سواد)) در  روز انتخابات بسيج کرده اند تا آراء و نظر آنها را جلب کنند

از آنسوی اصلاح طلبان، طرفدران قاليباف و حاميان دولت شب گذشته همگی بيانيه اي به صورت جداگانه به اين مضمون داده اند: قطعاً 60 درصد ما برنده انتخابات شوراها هستيم .يعني اگر پیروز میدان نشدند باخت در میدان را به گرده تقلبات خواهند انداخت...اما استاندار تهران پیشگیری قبل از درمان را ترجیح داد و افزود که تقلبات ۱/۵ انتخابات قبل بوده است... 

اینچنین که به نظر می رسد حامیان دولت ۱۱کرسی را بدست آورده اند. خبری از تقلب نبوده و مردم با تمایل کامل به طیف حامیان دولت رأی داده اند...مردم در انتخابات حضور حداکثری داشتند که البته این خود نشانه ی خوبی است...
بقولی زنده یاد مصدق وقتی می خواهند روی ملتی تحصیل اطلاعات کنند نگاه نمی کنند چند مجسمه و تندیس ساخته اند...به این توجه می کنند که این مردم چه میزان در مقدراتشان شرکت می جویند!
خبر خوش برای طیف های جمهوری خواه شکست گروه موسوم به نخبگان و طرفداران مصباح یزدی است که عملا با بی اقبالی از سوی مردم مواجه شدند...
مصباح یزدی از حیث آراء تا کنون نفر ۱۵ است و هاشمی رفسنجانی اول است.
در انتخابات شوراها ۱۱ نفر از طیف حامیان دولت در صدر قرار گرفته اند هرچند در تماسی ستاد قالیباف خویش را پیروز میدان دانست. اما خبرهای تکمیلی حاکی از آن بود که نفرات اول و دوم پروین احمدی نژاد و مهرداد بذرپاش از جبهه ی موسوم به رایحه ی خوش خدمت هستند....
در انتخابات میان دوره ای نیز رقابت بسیار سختی مابین سهیلا جلودار زاده و دکتر حسن غفوری فرد است...احتمال در صدر قرار گرفتن جلودار زاده نیز بیشتر به نظر می رسد...
و در آخر اینکه از شهرستانها خبر پیروزی طیف موسوم به میانه رو می رسد!!!

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/12/16. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟

آقای علی لاریجانی پنج شنبه ی گذشته به روسیه سفر کرد تا دیداری با مقامات ارشد کرملین داشته باشد.

اول) این دیدار قطعا در راستای اهداف تیم مذاکره کننده ی ایرانی است که به دنبال خرید زمان برای ایجاد شکاف بیشتر در جبهه ی  کشورهای موسوم به 3+3 علیه ایران ، انجام می گیرد. به نظر می رسد مقام ایرانی فارغ از شعارهای دولت برای یافتن راه چاره ای مؤثر تلاش وسیعی دارد، این تعقل به نوعی امیدواری به ادامه ی روند مذاکره را به اردوگاه بزرگان کشور باز می گرداند، اما نباید آنان را به خواب برد،امروز معادلات جهانی هر ثانیه در معرض تغئیر است. بنابراین ایران نیز باید تمامی فرض های محتمل را در نظر گیرد.این روزها مقامات ایرانی نباید در دفترهایشان بنشینند باید سرتاسر جهان را زیر پا گذاشته و با دیگر دولتها به گفتگو بنشینند.

 

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/15. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
 خبرگزاري انتخاب : آنگونه که از قراین بر می آید جلسات شورای امنیت مربوط به تحدید ایران بوسیله تحریمهای هوشمند به اواخر این هفته و اوایل هفته ی اینده موکول شده است.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/12. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خبرگزاري انتخاب : شکل تازه ای از قدرت در حال پیدایش است.مدلل این ادعا را باید در واکنش های کشورهایی دید که خود را به گونه ای صاحب حق می دانند و اعمال نظر محدود در سیاست جهان را بر نمی تابند، چرایی این عامل را باید فشارهایی دانست که اغلب به صورتی عمودی به کشورهایی وارد می شود که مخالف جریان همسوی پس از جنگ جهانی دوم و قله ی این هرم یعنی آمریکا است.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/12. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خبرگزاري انتخاب : در پی انتشار بیانیه ی پایانی اتحادیه اروپا علیه ایران در اجلاس اخیر لوکزامبورگ، روز به روز بر حساسیت این بحران افزوده می شود.

۲۹ مهر ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۲۲ , ۲۱
خبرگزاري انتخاب : در پی انتشار بیانیه ی پایانی اتحادیه اروپا علیه ایران در اجلاس اخیر لوکزامبورگ، روز به روز بر حساسیت این بحران افزوده می شود.

  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/12. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خبرگزاري انتخاب : اقدام اخیر کره در جهت نیل به اهداف دولت جنگجوی آمریکا و متحد سر به راهش انگلیس است. نکته ی قابل توجه آنست که دولت بوش و همفکرانش در حال بازی در دو میدان مختلف هستند، که به گمان نگارنده انتخابات اخیر بر موضوع دیگر یعنی همکاری با هم دستان فرا منطقه ای خویش بر علیه دولت کره و راهبری فشارها بر ایران در روزهای اخیر رجحان یافته است
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/12. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟
خبرگزاري انتخاب : گمانه زنی خبرگزاری های خارجی و اظهار نظر نشریات در مورد تنش هسته ای ایران و غرب حاکی از آنست که در حال گذران هفته ای سرنوشت ساز هستیم.
  نوشته شده توسط رضا سلیمانی در تاريخ 2006/11/12. موضوع : تحلیل سیاسی...
بالاترینم؟ Balatarin lll Donbalehستاره دنباله دارم؟