بخاطر مصلحت اندیشی از چاپ مطلب امتناع کردیم...از مرحمت دولت نابغه ی قرن هر دم بری می رسد...
چشمها باز، لبها خاموش
روز شنبه گذشته در ساعت 8:20 دقیقه بوقت تهران قطعنامه ی تحریمی با شماره ی 1737 با اکثریت قاطع آرأ اعضای داثم و غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران تصویب شد
از مفاد این قطعنامه که دومین قطعنامه ی سخت تحریمی علیه ایران در شورای امنیت است، چنین به نظر می رسد که تنبیهات هوشمند گریبان ایران را گرفته است.
بدین معنا که عموم موارد تحریمی، افراد و شرکتهایی را در بر میگیرد که با صنایع اتمی در ارتباط بوده و از سوی دیگر نوک پیکان این تحریم عناصر اتاق های فکری صنایع هسته ای و موشکی ایران را هدف قرار داده است. ضمن آنکه از کشورهای عضو خواسته است هیچگونه همکاری در حدود موارد فوق با ایران به عمل نیآورند.
با توجه به آنکه ایران سالهاست از محاصره های گوناگون اقتصادی ، سیاسی ، نظامی رنج میبرد، عملا تحریم اخیر فاقد توانایی های لازم بعنوان واکنش سریع به نظر می رسد
و با نگاه به اینکه هیچگونه تضییقاتی نیز در زمینه های تجارت و اقتصاد بر مفاد این قطعنامه بار نشده ، از موضع تضیف منافع ایران نیز دارای مشکلاتی عدیده است.
هرچند به دلیل اعمال نفوذ کشورهای روسیه و چین از تندی محتوای این قطعنامه کاسته و از سوی یگر موارد بسیاری از آن بعضا کهنه به چشم میآیند، اما همان پیامی را به همراه دارد که بسته ی پیشنهادی غرب با خود به همراه داشت، بدین معنا که کشورهای 5+1 از پاسخ منفی ایران به بسته ی پیشنهادی از قبل آگاه بودند و عملا با پیشکش کردن بسته ی معنادارشان خود را اخلاقا جماعتی منطقی و حق مدار نشان دادند... در این قطعنامه نیز به عدم تعلیق ایران تا 60 روز آینده اطمینان کامل داشته در نتیجه منع قانونی را نیز از جلوی پایشان بسهولت برداشتند. و قطع یقین در گامهای بعدی با صراحت و مفاهیم تندتری ایران را مخاطب قرار خواهند داد(( در نتیجه ی جلب افکار عمومی و نؤمیدی برای یافتن راهی صلحجویانه به گمان آنها))
اشتباهات گذشته مانند سخنان پر هزینه ی رئیس جمهور احمدی نژاد که اینروزها تعدیل شده و مبتنی بر پیام های خشونت آمیز بود، شعارگرایی ها به جای تعقل گرایی، وارد کردن این نکته به ذهن اقشار جامعه که صنایع هسته ای از نان شب واجب تر و سخنان بخشی از حاکمیت که برای مبارزه حریف را به میدان می طلبید، بعلاوه پاسخ گنگ و مبهم ایران به بسته ی معنادار غرب عملا فرایند تصمیم گیری علیه ایران را تسریع کرد و از سوی دیگر هزینه ی عقب نشینی برای مقامات ایرانی را بسیار سنگین تر.
به نظر می رسد در این شرایط بهترین گزینه تعلیق باشد، یعنی در شرایطی که کشورهای غربی به انتظار عدم تعلیق و اقدامات تلافی جویانه ی ما نشسته اند ، توپ را به میدان آنان بیندازیم و تعلیق موقت را برای ادامه ی مذاکرات بپذیریم، این موضوع راه حلی سریع برای رفع بحران های آتی جهانی علیه ایران است.
دولت غیر کارشناسی دکتر احمدی نژاد می تواند با اتخاذ تصمیمی اینچنین، تمامی ایراداتی که به کابینه اش وارد بوده را از بین برده و در جهت منافع ملت ایران گام بردارد.
قطعا هیچکدام از کارشناسان، نظر دیگری غیر از کاغذپاره بودن برگه های صادره ی سازمان ملل به دلیل عدم ضمانت اجرایی ندارند، اما توان برگه های صادره و ضمانتش در اقبال عمومی جوامع متمدن غرب برای واکنش حاکمان بر علیه متخاصمان است.
و نیز نمی توان به سخنان دکتر احمدی نژاد مبتنی بر پشیمانی آتی صادر کنندگان امیدوار بود، همانچه که توانایی ایران است یعنی نفت و گاز کشورهای منطقه نیز از آن بهره مندند و بارها نیز تکرار کرده اند که در مواقع بحرانی جایگزینی برای ایران خواهند بود، بنابراین در این شرایط دکتر احمدی نژاد و کابینه ی ایشان باید از شعار بپرهیزد و با آگاهی از توانایی هایش سخن بگوید...
گرچه اتخاذ مواضع هسته ای در بستری دیگر صورت می پذیرد ، اما دکتر احمدی نژاد بعنوان ریاست شورای عالی امنیت ملی و دکتر لاریجانی بعنوان دبیر این شورا نقش انکار ناپذیری در اتخاذ تصمیمات آتی را خواهند داشت...
میدان های سیاسی معمولا یک برنده دارد و یک بازنده، چه ایرادی به کار دو گروه مذاکره کننده ی ایرانی((روحانی و لاریجانی)) وارد است وقتی بعد از 3سال رویارویی بازی را واگذار کرده اند؟! بسیاری از قدرت های بزرگ جهان در گلوگاه ی بسیار حساس عقب نشینی می کنند و با گردآوری نیروی بیشتر پس از مدت کوتاهی دوباره به صحنه باز گشته و منافع خویش را احیاء می کنند، بنابراین ایراد تیم مذاکره کننده ی ایرانی عدم انعطاف در مواف حساس بدلیل انتخاب شعارهای تبلیغی به جای مواضع عقل گرایانه بوده و نیز هست
در دنیای سیاست امروز نباید به انتظار صداقت، ظلم ستیزی و رسالت فکر پاک بود، بلکه باید با سرعت عمل از فرصت ها به نفع خویش سود جست، نتیجتا سخنان نمایندگان مجلس مبنی بر ظلم کشورهای دیگر به ایران تنها به انحراف بیش از پیش این داستان کمک کرده و اصولا گرهی بر گره دیگر می افزاید...
یعنی آنکه در همان زمانی که کشورهای دیگر به فکر استفاده و منافع شان در بستری از خرد گرایی هستند، ما نیز باید چنین پاسخ دهیم.
باید توجه داشت که ما نیز آنچنان که شعار می دهیم، قدرتی برای پاسخ های دندان شکن نداریم، شاید به جای بستن مرزهای کشور بروی صنایع خارجی از قبیل ماشین آلات و صنایع سنگین و جلوگیری از واردات مورد لزوم همچون دارو و خوارکی ها و اقلام پائین دست بهتر بود مرزهای خویش را بروی واردات بنزین و مشتقات آن می بستیم، چه پاسخ دندان شکنانه ای می توانیم بدهیم در حالی که بیش از 40% بنزین را از خارج وارد می کنیم و کدام یک از عقلای کشور است که در نقش مؤثر بنزین بر روند زندگی مردم صحه نگذارد؟!!
در این شرایط اعلام کاغذ پاره بودن قطعنامه که در ینده ی نزدیک برگه های دیگری را نیز در غیبت ما به پیوست اضافه خواهد کرد تنها هزینه ها را برای ما زیاد می کند...
هر اقدام ستیزه جویانه و هیجانی عملا باعث عدم ثبات در میادین سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهد شد و هزینه های گزافی را بر شانه های مردمی که استرس هایشان بیشتر از آرامششان است بار خواهد نمود...
در نتیجه شاید امروز مردم ایران با دولت و حق مسلم انرژی هسته قاطعیت ورزند، اما چون موضوع صنایع هوایی و تحریم قطعات یدکی آن، در آینده نوک پیکان انتقاد خویش را به سمت حاکمین نشانه خواهن گرفت، بنابراین به این آرامش که قبل از طوفان است آنهم در شرایطی که هزینه های زندگی روزمره خستگی را بر تن مردم مضاف می کند، نمی توان مطمئن بود و مطمئن ماند، همچنانکه در انتخابات اخیر عمل کرده و عملا نشان دادند که حاکمینی پاسخگو می خواهند و نه شعار مدار و تبلیغ گرا...
در قرآن بارها ذکر شده که شرب خمر حرام است، اما آیا در جایی که پزشکی خوردن شراب را برای بیمار تجویز می کند می توانیم باز بگوییم که حرام است...
در نتیجه به نظر نمی رسد خلاف شرعی شود اگر در این گلوگاه به مصلحت بیاندیشیم و تعلیق را برای مدتی بپذیریم تا لااقل جلوی اقدامات آتی را بگیریم، از نظر قانونی نیز مجلس اگر وقت گرانبهایش را صرف عدم تصویب متمم بودجه در ماه های زمستان کند، به نظر بهتر از آنست که با تصویب طرحی (( که احتمالا چون بسیاری از طرح ها و لوایح بیکار مانده تاریخ مصرف محدودی خواهد داشت)) باری بر دوش مسؤلین سیاست خارجی بیافزاید
عدم شعار گرایی و انتشار افکار عقل گرایانه و کم کردن از بار هزینه بوسیله ی عقلای کشور برای پیمودن بی خطر مسیر گزینه ای خردمندانه است، در نتیجه می شود به افکار عمومی با فراغ بال گفت که این پایان راه نخواهد بود و تعلیق در چنین شرایطی ما را از بحران خارج خواهد نمود...
هرچند به گمانم می رسد که در این شرایطی تعلیق را نپذیریم ، و پس از چند ماه چه به اجبار و چه به دلخواه دوباره به میز مذاکره باز خواهیم گشت، منتها نکته مهم آنست که در آن شرایط هزینه هایی بر ایران تحمیل شده که دیگر قابل جبران نخواهد بود...
به نظر می رسد انتخاب گزینه ی تعلیق با شروطی مانند زمان دار کردن آن ، عدم ترک رژیم منع اشاعه سلاح های هسته ای بعلاوه خردگرایی حاکمان کشور می تواند راه چاره ای سریع و قابل اطمینان به نظر رسد
تا مجالی دیگر
رضا سلیمانی